فرقه بهاييت و مالکيت ارضي , در شناخت سرمايه داران بهائي

فرقه بهاييت و مالکيت ارضي , در شناخت سرمايه داران بهائي

بخش قابل توجهي از ايرانيان روستائيان فقيري بودند که در روستاهاي اربابان و مالکان بهائي زندگي مي‌کردند. تعداد قابل توجهي از اين‌گونه روستاها در سراسر ايران وجود داشت که يا ملک بهائيان ثروتمند بود يا از موقوفات بهائي.
از مالکين بزرگ بهائي در دوران متأخر قاجار، مي‌توان به افراد زير اشاره کرد: ميرزا محمدحسين خان معتمدديوان کواري (فارس) و دو برادرش ميرزا عبدالحسين خان و موقرالدوله (پسران ميرزا احمد خان، از خاندان افنان)، لطفعلي خان کلبادي (سردار جليل) رئيس ايل کلبادي مازندران، قاسم خان عبدالملکي (هژبرالدوله) رئيس ايل عبدالملکي مازندران، و ابراهيم خان ابتهاج‌الملک گرگاني (بزرگ مالک گيلان).
حضور بزرگ مالکان بهائي در تمامي دوران سلطنت پهلوي ادامه يافت. سياست تقسيم اراضي دهه ???? ش. اين روند را تقويت نمود زيرا با سلب مالکيت از مالکان مسلمان و ايجاد آشفتگي در ساختار مالکيت و مديريت روستايي راه را براي رشد بزرگ‌مالکان وابسته به دربار پهلوي، به‌ويژه بهائيان، هموار کرد.
سلطه بهائيان بر دو نهاد اصلي متولي اراضي (اصلاحات ارضي و منابع طبيعي) عامل مهمي در تجديد ساختار مالکيت به سود اعضاي متنفذ فرقه بهائي بود. براي مثال، ناصر گلسرخي، وزير منابع طبيعي در دولت هويدا، در زمينه واگذاري و تملک اراضي چنان بي‌پروا بود که کارش به رسوايي کشيد؛ و سپهبد پرويز خسرواني از طريق نهادهاي تحت امر خود، سازمان تربيت بدني و باشگاه تاج، به کمک گلسرخي، اراضي پهناوري را تملک کرد.
محسن پزشکپور، نماينده آخرين دوره مجلس شوراي ملّي، در جلسه طرح و بررسي لايحه بودجه سال ???? با اشاره به هژبر يزداني، بزرگ مالک بهائي دوران متأخر پهلوي، چنين گفت:
در مسير اصلاحات ارضي يک فئوداليسم جديد به‌وجود آوردند… زمين را به روستاييان صاحب نسق دادند و بعد با برنامه کشت و صنعت از آن‌ها گرفتند و آن وقت آن زمين‌ها را به‌دست عده معدودي دادند… اين زمين‌ها را به‌نام ملّي شدن از هزار نفر گرفتند و به يک نفر دادند… مراد از تقسيمات ارضي اين بود که قسمت عظيمي از منابع مملکت را در اختيار عده معدودي قرار دهند. اين بود که وقتي شما از مشهد حرکت مي‌کنيد و به سمت مازندران مي‌رويد، دو طرف جاده مدام يک تابلو مي‌بينيد که نوشته مزارع فلان شخص [هژبر يزداني]… نتيجه‌اش همين است که در روزنامه‌ها خوانديم که فلان کس [هژبر يزداني] انگشتري هشتاد ميليوني در دست دارد و بادي گارد دارد و لابد مي‌دانيد که به‌وسيله بادي‌گاردهايش هم در مواردي اقدام کرده است…

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید