متافیزیک، خودشناسی و خداشناسی(منابع حدیث)

متافيزيك، خودشناسي و خداشناسي(منابع حديث)

خداشناسی: شناخت خداوند عزوجل آغاز دین داری، از جمله بالاترین شناخت ها و عامل کامل شدن معرفت است. شناخت حضرت حق تعالی سبب دوستی با او و بی نیازی از خلق و دل کندن از دنیا می شود. کسی که خدا را بشناسد تنها نخواهد ماند(هو معکم این ما کنتم) هر چند به ظاهر از خلق دور ماند، چرا که خداشناسی مونس هر تنهایی و یار و یاور هر بی کسی است.
خداشناسی نیروی هر ناتوانی، روشنایی هر تاریکی و شفای هر بیماری است(یا من اسمه دوا و ذکره شفا). آنکس که توفیق معرفت حق نصیبش شود، روزها را به روزه و شبها را به عبادت سپری می کند.
کنترل زبان و شـکم و مصون مـاندن از آفت های بیشمار و تبعـات ناشی از آنـها، از برکـات دیگر شناخت خداوند می باشد.
خدا را باید به خدا شناخت، اگر از طریق دیگر نیز او را بشناسیم، این طریق از خود او سرچشمه می گیرد. مرحوم شیخ صدوق رحمه الله تعالی علیه می فرمایند:«اگر او را با خردهای خود شناخته باشیم، این خردها عطیه الهی اند، اگر به واسطه پیامبران و فرستادگان و حجت هایش او را شناخته باشیم، این خدای عزوجل است که آنها را برانگیخته و فرستاده و به عنوان محبت های خویش برگزیده است. اگر به واسطه خودشناسی به شناخت او رسیده باشیم، نفس های ما نیز آفریده خدایند، بنابراین در هر صورت ما خدا را به خدا شناخته ایم.»
شاید در ذهن برخی آمده باشد که اگر در دوران کودکی و قبل از سن تکلیف می مردند، مسـتقیم به بهشت می رفتـند و نـیاز به تحـمل این هـمه مشکلات و سختیها در دنیا نداشتند، مولای متقیان حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند:«دوست ندارم که در کودکی می مردم و به بهشت می رفتم و بزرگ نمی شدم تا پروردگارم عزوجل را بشناسم.»
شناخت خداوند به سه طریق صورت می گیرد. اول شناخت او با آیات آفاق که یک نگاه شهودی و علم حضوری است و طریق عوام می باشد که از طریق شناخت طبیعت به خداشناسی می رسند. دوم شناخت او با آیات انفس(خودشناسی) که یک نگاه فطری و نظری و علم حصولی است و طریق خواص می باشدکه از طریق دل به شناخت حق تعالی می رسند. شناخت خداوند منان با آیات انفس مفیدتر است چون معمولاً با اصلاح صفات و اعمال نفس همراه است. پس اندیشیدن در آیات آفاقی و انفسی به شناخت خداوند منتهی می شود و این نیز به نوبه خود راهنمای انسان به سوی حق و شریعت الهی می باشد. سوم شناخت خداوند لطیف از طریق رؤیت می باشد که طریق اولیاء است و همگان را به آن راه نیست.
از دیدگاه دیگر، انسانها به سه صورت، معرفت حق تعالی را حاصل می کنند. اول تقلید که خداوند به واسطه حواس و امور قابل احساس شناخته می شود، دوم استدلال که خداوند به واسطه عقل و برهان شنـاخته می شود و سوم کشف که به واسطه مکاشفات درونی، خداوند شناخته می شود.
«مردی به نام مشاجع حضور رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) رسید و عرض کرد: ای رسول خدا! راه شناخت حق چیست؟ حضرت فرمودند: شناخت نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه سازگاری با حق چگونه است؟ فرمودند: ناسازگاری با نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه رسیدن به خشنودی حق چیست؟ فرمودند: ناخشنودی نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه رسیدن به حق چیست؟ فرمودند: رهاکردن نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه دست یـافتن به طاعت خدا چگونه است؟ فرمودند: نـافرمانی نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه رسیدن به یاد حق چیست؟ فرمودند: از یاد بردن نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه نزدیک شدن به حق چیست؟ فرمودند: دور شدن از نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه انس گرفتن با حق چگونه است؟ فرمودند: رمیدن از نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه رمیدن از نفس چیست؟ فرمودند: کمک جستن از حق در برابر نفس.»
با این همه اهمیت خودشناسی و خداشناسی، جای آن است  که از خود سؤال کنیم، به عنوان مدعیان بودن در مسیر تکامل، چقدر معارف لازم را آموخته ایم؟ چقدر توفیق کسب معرفت نصیب ما شده است؟ آیا سرمایه لازم(معارف) را جهت بودن در این مسیر فراهم کرده ایم؟ آیا جزء آنان هستیم که دوست دارند در کودکی می مردند و مستقیم و بدون زحمت به بهشت می رفتند؟! یا جزء آنان هستیم که دوست دارند بزرگ شوند تا بتواند به توفیق خداشناسی نائل گردند؟
 
امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام): ـ آغاز دینداری شناخت خداست وکمال شناخت او تصدیق وجود اوست. ـ نهایت معرفت، شناخت خود است. جلوه های حکمت، ص۵۴۹و۵۵۰،ح۲و۱۲ مولای عارفان علی(علیه السلام): ـ شناخت روشنایی دل است. ـ شناخت نشان فضیلت است. ـ شناخت(حق موجب) دست یافتن به خداست. ـ ایمان شناخت با دل است. میزان الحکمه، ص۳۵۵۵،ح،۱۲۱۶۸تا۱۲۱۷۱
پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم): با ایمان ترین شما با شناخت ترین شماست. میزان الحکمه، ص۳۵۵۵،ح۱۲۱۷۴ مولای عارفان علی(علیه السلام): ـ دانش، بارورکردن شناخت است. ـ بارورشدن شناخت به تحصیل دانش است، بارورشدن دانش به تصور و فهم (درست و دقیق آن ) است. میزان الحکمه، ص۳۵۵۷،ح۱۲۱۸۳و۱۲۱۸۵
امام حسین(علیه السلام): تحصیل دانش سبب باروری شناخت است. میزان الحکمه، ص۳۵۵۷،ح۱۲۱۸۴
سؤال از رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم): مردی به نام مجاشع حضور حضرت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) رسید و عرض کرد: ای رسول خدا! راه شناخت حق چیست؟ حضرت فرمودند: شناخت نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه سازگاری با حق چگونه است؟ فـرمودند: نـاسازگـاری بـا نفس. عـرض کـرد: ای رسول خدا! راه رسیـدن به خشنودی حق چیست؟ فرمودند: ناخشنودی نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه رسیدن به حق چیست؟ فرمودند: رهاکردن نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه دست یافتن به طاعت خدا چگونه است؟ فرمودند: نافرمانی از نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه رسیدن به یاد حق چیست؟ فرمودند: ازیاد بردن نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه نزدیک شدن به حق چیست؟ فرمودند: دورشدن از نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه انس گرفتن با حق چگونه است؟ فرمودند: رمیدن از نفس. عرض کرد: ای رسول خدا! راه رمیدن از نفس چیست؟ فرمودند:کمک جستن از حق در برابر نفس. میزان الحکمه، ص۳۵۶۹،ح۱۲۲۲۷
امام صادق(علیه السلام): خودشناسی انسان این است که خویشتن را به چهار طبع و چهار ستون و چهار رکن بشناسد. چهار طبعش خون است و صفرا و باد و بلغم، و ستونهایش خرد است که از خرد، فهم و حافظه مایه می گیرد، و ارکانش نور است وآتش و روح و آب. میزان الحکمه، ص۳۵۷۱،ح۱۲۲۳۲
پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم): ـ درباره هر چیزی بیندیشید، اما در ذات خدا نیندیشید. ـ در آفرینش خدا بیندیشید، اما در(ذات) خدا نیندیشیدکه نابود می شوید. میزان الحکمه، ص۳۵۹۷،ح۱۲۲۹۶و۱۲۲۹۷
امام علی(علیه السلام): خردها در امواج خروشان ادراک اوگم شدند. میزان الحکمه، ص۳۵۹۷،ح۱۲۳۰۵
امام سجاد(علیه السلام): هرگاه این آیه را می خواندند:«اگر نعمت خدا را بشمارید نتوانید آن را شماره کنید.» می فرمودند: پاک است آن خدایی که قدرت شناخت نعمت هـایش را به هیچ کـس نداده، جز همین مقدار بداننـد که از شنـاخت نعمت های او ناتوانند، همچنان که معرفت ادراک خود را احدی ندارد مگر همین اندازه که بداند او را درک نمی کند. پس، خدای عزوجل همین اندازه شناخت را ازکسانیکه می دانند از شناخت او قاصرند، پذیرفت و پی بردن آنها به تقصیر و ناتوانی خود را شکر(آنان) قرارداد، همچنان که علم عالمان را به این نکته که نمی توانند او را درک کنند ایمان مقرر ساخت. میزان الحکمه، ص۳۵۹۹،ح۱۲۳۰۷
امام علی(علیه السلام): ذهن ها او را دریابند اما نه از راه ادراک ، حواس و مشاعر و دیدنیها بر وجود اوگواهی دهند، اما نه به خاطر حضور او در آنها(بلکه از باب دلالت اثر بر مؤثر و فعل بر فاعل) و اوهام بر او احاطه نیافت، بلکه به واسطه اوهام و خردها بر آنان متجلی شد. میزان الحکمه، ص۳۶۰۳،ح۱۲۳۲۹
امام رضا(علیه السلام): نخستین گام دربندگی خدا شناخت اوست و پایه شناخت خداوند بلند نام، یگانه دانستن اوست و نظام توحیدش نفی حدّ و حدود از اوست، زیرا خردها بر این گواهی می دهندکه هر موجود محدودی مخلوق است. میزان الحکمه، ص۳۶۰۳،ح۱۲۳۳۴
مولای متقیان علی(علیه السلام): ـ هرکه خدا را شناخت ، معرفتش کامل گشت. ـ شناخت خدای سبحان، بالاترین شناخت هاست. ـ دوست ندارم که درکودکی می مُردم و به بهشت می رفتم و بزرگ نمی شدم تا پروردگارم، عزوجل، را بشناسم. میزان الحکمه، ص۳۵۸۵،ح۱۲۲۳۴تا۱۲۲۳۶
امام صادق(علیه السلام): €¦شناخت خدا مونس هر تنهایی است و یار هر بی کسی و روشنایی هر تاریکی و نیروی هر ناتوانی و شفای هر بیماری. میزان الحکمه، ص۳۵۸۵،ح۱۲۲۳۷
امام علی(علیه السلام): ثمره دانش ، شناخت خداست. میزان الحکمه، ص۳۵۸۵،ح۱۲۲۳۸
امام علی(علیه السلام): هرکه علم و معرفت به خدا در دلش جای گیرد، بی نیازی از خلق خدا در آن مأوی گزیند. میزان الحکمه، ص۳۵۸۷،ح۱۲۲۴۳
امام علی(علیه السلام): غایت شناخت، خشیت است. میزان الحکمه، ص۳۵۸۹،ح۱۲۲۶۳
امام علی(علیه السلام): خودشناس ترین مردم، خداترس ترین آنهاست. میزان الحکمه، ص۳۵۸۹،ح۱۲۲۶۵
امام باقر(علیه السلام): در سفارش خود به جابرجعفی می فرماید: هیچ شناختی چون شناخت تو از نفست نیست. میزان الحکمه، ص۳۵۶۷،ح۱۲۱۹۸
مولای عارفان علی(علیه السلام): ـ برترین شناخت، شناخت انسان از خود است. ـ برترین حکمت این است که انسان خود را بشناسد€¦ . ـ غایت معرفت این است که آدمی خود را بشناسد. ـ خودشناسی سودمندترین شناخت هاست. ـ برترین خرد، خودشناسی است. میزان الحکمه، ص۳۵۶۷،ح۱۲۲۰۰تا۱۲۲۰۴
مولای عارفان علی(علیه السلام): ـ انسان را همین نادانی بس،که خود را نشناسد. هرکه خود را نشناخت، از راه نجات دور افتاد و در وادی گمراهی و نادانی ها قدم نهاد. ـ بزرگترین نادانی، نادانی انسان نسبت به خویش است. میزان الحکمه، ص۳۵۶۷،ح۱۲۲۱۲تا۱۲۲۱۴
مولای عارفان علی(علیه السلام): ـ هرکه خود را شناخت، به نهایت هر شناخت و دانایی رسید. ـ هرکه خدا را شناخت تنها شد. هرکه خود را شناخت مجرد شد. هرکه دنیا را شناخت از آن دل برکند. هرکه مردم را شناخت تنهایی گزید. میزان الحکمه، ص۳۵۶۹،ح۱۲۲۲۰و۱۲۲۲۱
 مولای عارفان علی(علیه السلام): ـ هرکه خود را شناخت ، پروردگارش را شناخت. ـ خودشناس ترین مردم ، خداترس ترین آنهاست. میزان الحکمه، ص۳۵۶۹،ح۱۲۲۲۳و۱۲۲۲۴
در صحف ادریس آمده است: هر که آفریده را شناخت، آفریدگار را شناخت و هرکه روزی را شناخت، روزی رسان را شناخت و هرکه خود راشناخت ، پروردگارش را شناخت. میزان الحکمه، ص۳۵۶۹،ح۱۲۲۲۶

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید