ميلاد

ميلاد

زمان دقيق ولادت
با توجه به روايات شيعه و سنّي زمان دقيق ولادت آن نور الهي در پانزدهم شعبان سال 255 هجري بوده است.
باردار نور
يکي از ويژگي هاي زمان حمل امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ اين بود که تا زمان ولادت آثاري از حمل در جناب نرجس خاتون (مادر بزرگوارشان) ديده نشد.جريان تولد حضرت مهدي
«حکيمه» دخت امام جواد (ع) مي گويد:
حضرت عسگري (ع) مرا به خانه خويش فرا خواند. ايشان فرمود: «عمّه جان!…در چنين شبي (نيمه شعبان) خداوند، جهان را به نور وجود حجّت خويش، روشن خواهد ساخت.
پرسيدم: «مادر او کيست؟»
فرمود: «نرجس»
گفتم: «من در او هيچ نشان و اثري از آنچه نويد مي دهيد، نمي بينم.»
فرمود: «حقيقت همان است که گفتم، آماده باش.»فجر در فجر
من بعد از نماز افطار کرده، خوابيدم. نيمه شب گذشته بود که براي نماز شب بپا خاستم. نماز را خواندم. ديدم «نرجس» خواب است و حادثه اي رخ نداده است. به تعقيبات نماز نشستم و بار ديگر خوابيدم و بيدار شدم، اما ديدم او هنوز خواب است. پس از آن بود که براي نماز شب بپا خاست.
ديگر از تحقق نويد حضرت عسگري (ع) دچار ترديد مي شدم که آن حضرت از اطاق خويش مرا مخاطب ساخت و فرمود: «عمّه جان شتاب مَوَرز که تحقق وعده الهي نزديک است.»
… ديدم «نرجس» نماز را به پايان برده و به خود مي پيچد. از او پرسيدم: «آيا از آنچه در انتظارش بودم، چيزي حس نمي کني؟»
پاسخ داد: «چرا عمّه جان!…»
گفتم: «خدا يار و نگهدارت باد! خود را مهيّا ساز و بر او اعتماد نما و نگران مباش که لحظات تحقّق آن وعده مبارک فرا رسيده است.»
مانند يک مددکار آگاه و دلسوز به ياري او کمر همّت بستم. او دست مرا گرفت و فشار داد و از شدّت درد، ناله زد و بر خود پيچيد.»
حضرت عسگري (ع) از اطاق خويش دستور داد که برايش سوره مبارکه «قدر» را تلاوت کنم.
شگفتا که ديدم کودکِ ديده به جهان نگشوده، به همراه من به تلاوت قرآن پرداخت و سوره مبارکه «قدر» را با من تلاوت کرد.
از شنيدن نواي دل انگيز قرآن او، هراسان شدم که حضرت عسگري (ع) مرا ندا داد و فرمود: «عمّه جان! آيا از قدرت الهي شگفت زده شده اي! اوست که ما را در خردسالي به بيان دانش و حکمت توانا ساخته و به سخن مي آورد و در بزرگسالي ما در روي زمين حجّت خويش قرار مي دهد چه جاي شگفتي است؟!»
«نرجس» از نظرم ناپديد گرديد و گويي حجابي ميان من و او، افکنده شد و ما را از هم جدا ساخت; حيرت و وحشت مرا گرفته بود. پس از مدتي، ديدم پرده اي که ما را از هم جدا ساخته بود، برطرف شده است. چشمم به آن بانو افتاد و ديدم چهره اش غرق در نور
است به گونه اي که ديدگانم را خيره ساخت و در همين لحظات کودک گرانمايه اي را ديدم که در حال سجده است و خداي را ستايش مي کند و بر بازوي راست او اين آيه نوشته شده که: «جاء الحق و زهق الباطل انّ الباطل کان زهوقاً.»
[حق آمد و باطل رخت بربست همانا باطل رفتني است.]
وي در سجده پس از شهادت به توحيد و رسالت پيامبر اکرم (ص) و امامت پدران خود، نام آنها را يک يک برشمرد و براي فرج خويش دعا نمود و آيه 18 و 19 سوره آل عمران را تلاوت نمود، پس از آن عطسه کرد و دعا نمود.
فرزندم! بخوان
آن کودک گرانمايه را برگرفتم. ديدم پاک و پاکيزه است. در اين هنگام، حضرت عسگري (ع) مرا ندا داد که: «عمّه جان! پسرم را بياور!»
آن حضرت او را روي دست گرفت و زبان مبارک خويش را بر دهان او گذاشت، و فرمود: «پسرم! سخن بگو.»
آن نوزاد مبارک، نام امامان را، يکي پس از ديگري برشمرد تا به نام پدر بزرگوارش رسيد و آنگاه پس از پناه بردن به خدا از شرّ شيطان، آيه 5 و 6 سوره قصص را تلاوت نمود.
«و ما برآنيم که پايمال شدگان روي زمين را نعمتي گران ارزاني داريم و آنان را پيشوايان سازيم و وارثان گردانيم و آنان را در آن سرزمين اقتدار بخشيم…»
پس از تلاوت قرآن، حضرت عسگري (ع) او را به من داد و فرمود:
او را به مادرش باز گردان تا ديدگانش به ديدار او روشن گردد…
کودک را به مادرش بازگرداندم که ديگر فجر صادق دميده بود و من از حضرت عسگري (ع) و مادر آن کودک گرانمايه خداحافظي نمودم و به خانه خويش بازگشتم.
شاهدان ولايت
در جريان ولادت حضرت مهدي (عج) آن بانوي بزرگي که بر اين ولادت گواهي داده است، دخت امام، خواهر امام و عمه امام يعني جناب «حکيمه خاتون» است. او زني مورد اطمينان، پر شرافت، درستکار و اهل عبادت بود.
آگاه نمودن شيعيان از ولادت
روايت زيادي داريم که برخي از اصحاب ائمه به سامرّا مي آمدند و مسائلي داشتند و از جمله مسائلشان سئوال از امام مهدي (عج) بود و اينکه امام بعد از حضرت عسگري (ع) چه کسي خواهد بود.
حضرت عسگري (ع) به افراد معتبر و قابل اعتماد جواب صريح و روشن مي دادند و در مواردي هم بنا بر مصلحت پاسخ کلي داده مي شد.
وليمه عمومي
امام عسگري (ع) پس از ولادت فرزند گرانمايه اش حضرت مهدي (عج) بر خلاف روال عادي، سيصد گوسفند عقيقه فرمودند که در اين نمونه از عقيقه رازهايي نهفته بود.خصوصيات جسماني نوزاد
حضرت حکيمه خاتون مي گويد: روز هفتم ولادت، به منزل حضرت عسگري (ع) آمدم پس از امر امام عسگري (ع)، نوزاد شروع به تکلّم نمود. او شهادت به توحيد و صلوات بر پيامبر و امامان از امير مؤمنان تا پدر بزرگوارش فرستاد. سپس آيه اي از قرآن و پس از آن کتابهاي نازل شده بر انبياء گذشته را يکي پس از ديگري تا قرآن و سپس قصص انبياء را ذکر فرمود.
بعد از روز چهلم وارد خانه حضرت شدم، ناگهان ديدم مولايم صاحب الزمان در خانه راه مي رود، چهره اي نيکوتر از صورت او نديده بودم و لغت فصيح تر از لغت او نشنيده بودم. وقتي که امام عسگري (ع) تعجب مرا مشاهده نمودند، فرمودند: اي عمّه من آيا نمي داني که ما جماعت اوصياء الهي در يک روز به اندازه يک هفته و در يک هفته نشو نماي يک سال از نشو و نماي ديگران داريم!سيماي مهدي
بر حسب روايات، حضرت صاحب الزمان (عج) شبيه ترين ائمه به رسول خداست. رنگ او گندم گون، داراي پيشاني درخشان و ابروان کشيده بلند و جسم لطيف مي باشد، دندانهاي مبارکش سفيد و ميانه آنها باز است و بر گونه راست مبارک او خالي هاشمي درخشانست. موي و ريش مبارکش محرابي مايل به رنگ خرمايي سياه و کشيده داراي عمامه عربي است شمشيرش هميشه حمايل دارد.
بارها آن حضرت را در کودکي ديده اند
در کتاب کمال الدين بطور مفصل نام اين افراد که در کودکي آن حضرت را ديده اند ذکر شده و امام عسگري (ع) هم بارها فرموده اند پس از من حجت خدا و امام شما اين کودک (مهدي«عج») خواهد بود و امر به اطاعت او نمودند.
مهدي در سايه پدر
از نکات روشن در زندگي حضرت مهدي (عج) اين روايت است که آن گرامي 5 سال اول زندگي را در کنار پدر گرانمايه اش حضرت عسگري (ع) سپري کرد و تا آخرين لحظات حيات پدر غرق در مهر و عنايت پدر بزرگوارش بود. در واپسين لحظات زندگي امام عسگري (ع) (که جاسوسان با اطمينان از اثرگذاري سم بر آن حضرت، بيت امامت را ترک کردند) حضرت مهدي (عج) در خانه پدر و در کنار بستر او حاضر گرديد. پدر را در نوشيدن دارو ياري کرد. اين آخرين ديدار حضرت با پدر گرامي خويش بود و بعد از آن امام عسگري (ع) به جوار قرب الهي شتافتعلت مخفي بودن ولادت
1ـ با سفارشات حضرت عسگري (ع) به اطرافيان.
2ـ از هنگام تولد حضرت مهدي (عج) به مدت 5 سال، حضرت در خانه امام عسگري (ع) بگونه اي زندگي کردند که عموم مردم (به جز خواص) توجهي به او نداشتند.
3ـ علل و اسرار اين مخفي بودن در بحث علت غيبت مفصلا بيان مي شود.ولادت از ديدگاه اهل سنت
در کتاب «المهدي الموعود المنتظر عند اهل سنّة» نام چهل تن از علماي اهل سنّت که همگي در کتابهاي خويش به ولادت حضرت مهدي (عج) اعتراف نموده اند، ذکر شده است.
القاب و کنيه ها
حضرت مهدي (عج) القاب و نامهاي متعدّدي دارد که به مناسبتهاي مختلف، بدان نامها خوانده شده و اين از شئون شخصيتهاي بزرگ است که بخاطر ابعاد گوناگون شخصيّتشان، نامشان نيز متعدد مي گردد. القاب آن حضرت:
مهدي، قائم، منتظر، صاحب الامر، خلف الصالح و حجّت است و کنيه آن حضرت ابوالقاسم مي باشد.
ماجراي سرداب مقدّس
«سرداب» طبقه زيرين خانه مسکوني و محل عبادت سه امام، حضرت هادي (عليه السلام)و امام مهدي «ارواحنا فدا» بوده است که در طول مدت غيبت هم مکرّراً امام زمان «عج» به آنجا رفته اند.
علت احترام شيعه به سرداب هم به همين خاطر است. يعني بخاطر قداست صاحب خانه است نه به دليل اتهامات ناروايي که به شيعه وارد مي کنند.
معناي اينکه شروع غيبت، از سرداب بوده آن است که همانند رسول خدا در هجرت به مدينه که طوري از خانه خارج شدند که دشمنان نمي دانستند پيامبر به کجا رفته، حضصرت مهدي هم مخفيانه از خانه خود (سرداب) خارج شده اند. نه آنطور که بعضي کوردلان اهل سنت به شيعه نسبت مي دهند ـ نه حضرت به ديوار يا زمين يا چاه سرداب فرو رفته! نه مانند فرشتگان يا جنّيان از نظرها ناپديد گشته اند ـ
اختلافات فرقه اي پس از رحلت امام حسن عسکري
پس از شهادت امام عسگري (عليه السلام) اختلاف بسياري در اجتماع شيعه افتاد به گونه اي که فرقه هاي بسياري پديد آمد که از آن جمه است:
1 ـ فرقه عسکريّه: امام حسن عسکري (عليه السلام) را غايب قائم مي دانند و قائلند که او نمرده و بعضي گفتند که وفات کرده و بعد از آن زنده شده است.
2 ـ فرقه اي که مي گويند امام زمان در شکم مادر است و هنوز متولد شده است.
3 ـ و فرقه اي که مي گويند امام حسن عسگري مرده و بعداً زنده مي شود.
4 ـ و فرقه اي امام حسن عسگري را به امامت قبول دارند ولي مي گويند: ولادت فرزند براي او مسلم نشده و ما فعلا در زماني هستيم که امامي وجود ندارد (ايام فترت).
– براي ردّ اين عقائد فاسد مي گوييم:
الف) يا استناد آنها به اخبار و روايات ضعيف ـ سندي يا متني ـ است.
ب) يا لازمه آن عقيده اين است که در مدّتي زمين خالي از امام و حجّت باشد که فساد اين مطلب روشن است. چرا که طبق احاديث مسلم است اگر حجّت خداوند نباشد زمين ساکنان خود را به کام خود فرو مي برد و نظام عالم دگرگون مي شود.
زمينه پيدايش فرقه هاي جديد
بعد از رحلت حضرت امام حسن عسگري (عليه السلام) عوامل مختلفي براي پيدايش فرقه هاي جديد شيعي بوجود آمد که به سه دسته عمده قابل تقسيم است:
1 ـ جعفر فرزند امام هادي (عليه السلام).
2 ـ بعضي از خواص منحرف شيعه.
3 ـ توده شيعيان سست ايمان.
توضيح:
1) جعفر که بدبختانه از راه و رسم پدران گرانقدرش انحراف جست و راه هواپرستي و گناه را پيش گرفت، کارش به جايي رسيدک ه امام حسن عسگري (عليه السلام) او را بردار، يار و محرم اسرار خويش نمي انگاشت و با انکه فرزند گرانمايه اش حضرت مهدي «ارواحنا فداه» را به شيعيان مورد اعتماد، نشان مي داد و خبر ولادت او را به دوستاران خاص گزارش مي نمود، جعفر را از اين امر خطير و رخداد پرشکوه آگاه نساخت و او به دليل آرزوها، اهداف و نقشه هاي جاه طلبانه اي که در سر مي پروراند خود را وارث و جانشين امام معرفي مي کرد.
2) شيعيان و افرداي که همانند جعفر دست به چنين ادعاهاي دروغيني زدند، اينان با اينکه از ياران حضرت هادي (عليه السلام) و حضرت عسگري (عليه السلام)بودند و سابقه درخشاني در خدمت به اهل بيت (عليه السلام) داشتند فرجام شقاوت باري براي خويش برگزيدند و از مسير حق انحراف جستند.انگيزه هاي انحراف آفرينان
با تعمق در موضوع براي انحراف آفرينان، جز انگيزه هاي ذيل را نمي توان يافت:
1) حرض در تعمين منافع نامشروع شخصي.
2) طمع به اموال و امکاناتي که انبوه دوستاران امام عصر (عج) به آنها داده بودند تا توسط آنان به حضرت برسد.
3) دوستي رياست و عشق به شهرت و قدرت، تا از وراي آنها به جامعه، فرماندهي و رياست کنند.
4) پيروي از هواي نفس که انسان را از حق و فضيلت باز مي دارد.نمايندگان امام
در هر يک از دو غيبت، صغري و کبري، پيوند حضرت مهدي (عج) با مردم به طور کلي گسسته نبوده است که اين ارتباط بوسيله نايبان برقرار بوده و هست.
همانسان که غيبت امام دوازدهم به دو گونه بود، نيابت نيز دو گونه است:
الف) نيابت خاصه در غيبت صغري.
ب) نيابت عامّه در غيت کبري.
نيابت خاصه، آن است که امام، اشخاص خاصي را نايب خود قرار دهد و به اسم و رسم معرفي کند.
نيابت عامّه، آن است که امام، ضابطه هايي کلي به دست دهد، تا در هر عصر فرد شاخصي که آن ضوابط بر او صدق مي کند، نايب امام شناخته شود و به نيابت از امام عهده دار سامان امور جامعه در امر دين و دنيا باشد.
شرح حال نمايندگان خاص
نايبان خاص را «نواب خاص» و «نواب اربعه» (نايبان چهارگانه) مي گويند. که همه از علما و زُهّاد و بزرگان شيعه بودند.عثمان بن سعيد عمروي
نام نخستين سفير امام مهدي «ارواحنا فداه» (عثمان بن سعيد) بود و برخي لقبهاي او عبارتند از: «عمروي»، «عسکري»، «سمّان» او افتخار خدمت به امام هادي (عليه السلام) را نيز در پرونده زندگي شايسته خويش داشت و از يازده سالگي به اين افتخار نائل آمد و اين نشانگر اوج خردمندي و رشد فکري اين نوجوان و ديگر ويژگيهاي او همچون: عدالت، امانتداري، درستي و شايستگي او است.
امام هادي (عليه السلام) فرمودند:
«عمري» مورد اعتماد من است، هر آنچه از من به سوي شما آورد از ما آورده است و آنچه از من گفت به راستي از من مي گويد. پس بشنو و اطاعت کن! چرا که امين و مورد اعتماد است.
«عمري» اين فرزانه روزگار، پس از شهادت حضرت هادي (عليه السلام) به افتخار نمايندگي و وکالت خاصّ حضرت عسگري (عليه السلام) نائل شد.
امام عسگري (عليه السلام) به جانب «احمد بن اسحاق» فرمودند:
«عمري و پسرش هر دو مورد اعتمادند، هر آنچه از سوي من برا تو آوردند ترديد مکن که از سوي ماست و هر چه مي گويند از جانب ماست. بنابراين سنان آن دو را بشنو و پيروي آنان نما و بدان که هر دو امين و مورد اعتمادند.»
و همين طور فرمودند: «شاهد باشيد که عثمان بن سعيد عمروي، وکيل من است و پسرش محمّد بن عثمان، وکيل پسرم مهديِ شما و امت پيامبر است.
پس از رحلت امام يازدهم، حضرت مهدي «ارواحنا فداه» جناب عمروي را در وکالت ابقا و به سفارت خويش برگزيد. او نخستين سفير و رابط ميان او و شيعيان در رسانيدن نامه ها و مسايل و حلّ مشکلات آنهاست.
ترديدي نيست که سه امام گرانقدر، او را پس از آزمايش به اين مسئوليت خطير و جايگاه رفيع برگزيدند، و حضرت مهدي «ارواحنا فداه» به او دستور داد فرزندش «محمد بن عثمان» را پس از خود به جاي خويش نصب کند تا کارها را سر و سامان دهد و نقش حساس پدر را ايفا نمايد. و سرانجام اين ابر مرد امانت و وفا، حدود سال 260 هجري در شهر بغداد ديده از جهان فروبست.
محمد بن عثمان
دومين نايب خاصّ حضرت مهدي «ارواحنا فداه» در عصر غيبت کوتاه «محمّد بن عثمان» بود.
از نعمتهاي بزرگ جناب «عثمان بن سعيد (نائب اول)» در زندگي پرافتخارش اين بود که خداوند فرزند شايسته اي به او روزي ساخت که در ويژگيها و امتيازات و فضايل اخلاقي، بسان پدر بود.
حضرت عسگري (عليه السلام) تصريح فرمودند که: «عمروي و فرزندش، هر دو مورد اعتماد ما هستند.» و طيّ نامه هاي متعدّدي به بزرگان شيعه به همه اطلاع داد که «محمّد» را به عنوان نايب دوم برگزيده است.
روشن است که آن جناب وظايف و مسئوليتهايي را که بر دوش داشت در جوّي از کتمان و تقيّه و رازداري انجام مي داد. او اموال و حقوق شرعي را از شيعيان دريافت مي داشت و به صورت نهاني همه را به حضرت مهدي «ارواحنا فداه» تقديم مي داشت و يا به گونه اي که او مقرّر مي فرمود به مصرف مي رسانيد.
ايشان که وظيفه خدمت و سفارت را در بغداد انجام مي داد. در سال 305 هجري ديده از جهان فروبست و در کنار پدر بزرگوارش در بغداد دفن گرديد.حسين بن روح نوبختي
او بنام «حسين بن روح» بود و در لقب به «نوبختي» شهرت داشت.
در جامعه تشيّع آن روزگار شخصيّت پرآوازه، انديشمند و معروف بود و پيش از افتخار تصدّي نيابت خاصّ، وکيل دومين حضرت مهدي «ارواحنا فداه» جناب محمد بن عثمان بود، هم به املاک او نظارت داشت و هم رابط ميان او و بزرگان شيعه در نقاط مختلف کشور پهناور اسلامي بود و از اين راه دستورات و تعليمات اهل بيت (عليه السلام) و اخبار نهاني را به آنها مي رساند.
او شخصيت والايي بود که به خردمندي و فرزانگي و رشد فکري و ديني شهرت بسزايي داشت تا جايي که اهل سنّت نيز او را تکريم و احترام مي نمودند.
پيش از رحلت دومين نايب خاص، فرماني از جانب امام عصر «ارواحنا فداه» صادر گرديد که به موجب آن، جناب «محمد بن عثمان» دستور يافت تا «حسين بن روح» را بجاي خويش معرّفي کند و چنين کرد.
حسين بن روح شخص بسيار بااحتياط بود ودر تقيه ذره اي فروگذار نمي کرد. بطوري که مورد احترام اهل سنّت نيز بود. سرانجام سومين نايب خاص نيز پس از 21 سال خدمت به حق و عدالت، در سال 326 هجري جهان را بدرود گفت.علي بن محمد سمري
نام چهارمين نايب خاص محبوب دلها،: «علي بن محمّد» بود، و در لقب به «سمري» شهرت داشت. حضرت او را براي سفارت خويش برگزيد و به جانب حسين بن روح نيز دستور داد که او را به جانشيني خويش معرفي کند. شخصيت والاي آن جناب بسان خورشيدي بود که نيازي به معرفي درخشندگي نور او نيست و امانتداري، تقوا و شکوه و عظمت او فراتر از گفتار و نوشتار است.
از کرامتهاي آن فرزانه روزگار از جمله اين بود که در بغداد، خبر از رحلت «ابن بابويه قمي»، پدر گرامي شيخ صدوق، که در ري مي زيست داد.
شش روز قبل از رحلت چهارمين نايب خاصّ بود که پيام کتبي مبارکي از سوي حضرت
مهدي «ارواحنا فداه» به آن جناب صادر گرديد، که اينگونه بود:
«… تو تا شش روز ديگر به سراي باقي خواهي شتافت، از اين رو به کارهايت رسيدگي کن و در مورد هيچ کس به عنوان جانشين خود وصيّت منما، چرا که عصر غيبت کامل فرا رسيده است و ديگر جز پس از دريافت فرمان از جانب خدا ظهور نخواهد بود…»
با پايان يافتن زندگي پرافتخار چهارمين نايب خاص امام عصر، غيبت «صغري» يا کوتاه مدت آن گرامي و نيز نيابت و سفارت خاص نيز به پايان رسيد و از آن روز غيبت طولاني آن خورشيد جهان افروز، آغاز گرديده است.
ويژگي هاي نائبان
نمايندگي و سفارت آن حضرت، از پست ها و مسئوليت هاي بسيار خطير و پراهميت شناخته شده است و اين مقام والا، تنها برازنده کسي است که کران تا کران وجودش از ويژگي ها و ارزش ها آراسته باشد.
از ويژگيهايي چون: ايمان خلل ناپذير، امانتداري به مفهوم واقعي آن، تقوا پيشگي و پرهيزگاري، راز داري و پوشيده داشتن اموري که بايد نهان بماند، دخالت ندادن رأي و نظر شخصي در امور خاص به آن حضرت، اجراي دستورات و تعليمات رسيده از جانب مقام والاي امامت و ولايت راستين و…
برخي وظايف مهم نائبان خاص
عبارت بودند از:
الف) زدودن شک و حيرت مردم.
ب) حفاظت از امام (عليه السلام).
ج) اخذ و توزيع اموال.
د) مبارزه با مدعيان دروغين نيابت و غلو کنندگان درباره اهل بيت (عليه السلام).
ه) مبارزه با وکيلان خائن.
و) آماده سازي مردم براي پذيرش غيبت کبري.
ز) نصب وکلاي عام در غيبت کبري:
سفيران خاص در شهرهاي مختلف جهان اسلام، هرکدام نمايندگاني داشتند که در فراهم ساختن امکانات انجام شايسته مسئوليتهاي خطير سفارت حضرت مهدي «اروحنا فداه» براي آنان نقش شايسته اي را ايفا مي کردند.مدت غيبت صغري
مي توان گفت که غيبت صغري از عصر حضرت عسکري (عليه السلام) و ولايت فرزند گرانمايه اش حضرت مهدي «ارواحنا فداه» شروع شده و با اين بيان، پنج سال زندگي آنان وجود گرانمايه در کنار پدر را، جزؤ غيبت صغري محسوب داشته اند.
شيوه اداره مردم در دوره غيبت صغري
آن حضرت در شرايط خاص و مخفيانه غيبت صغري بر روند جامعه و زندگي مردم نظارت و به همه رخدادها آگاهي و احاطه کامل داشت و در حالي که زمام امور جامعه و اداره کارهاي کوچک و بزرگ شيعيان خويش را به کف با کفايت خود داشت، به تدبير و تنظيم برنامه ها و پاسخ به سؤالها و حل مشکلات آنان اقدام مي کرد.
آن حضرت درست بسان حضور در جامعه امر و نهي مي کرد، کساني را به کارهاي خاص منصوب مي داشت و يا برکنار مي ساخت، برخي را تشويق مي نمود و به خود نزديک و برخي ديگر را از انجام امور دور مي ساخت.
مکان و چگونگي زندگي امام در دوره غيبت صغري
محل غيبت او در ابتدا سرداب مقدس است که از آنجا غيبت فرمود.
مکان آن حضرت در زمان غيبت صغري در مدينه بوده، در کوه رَضوي. در ابتدا خواص از دوستان از مکان او مطلع بودند، سپس احدي بر وي اطلاع نيافت.
روزي امام صادق (عليه السلام) به کوه رضوي نظري افکند و فرمودند:
«براي صاحب اين امر در اين کوه دو غيبت است، يکي درازتر از ديگري».
پس معلوم مي شود که در غيبت صغري و کبري هر دو مکان آن حضرت کوه رضوي است.
و از جاي ديگر نيز استفاده مي شود که در اطراف مکه نيز منزل دارد، بالاخره در حوالي مکه و مدينه بسر مي برد و از مواضع ديگر نيز استفاده مي شود که او در هر کجا هست محل او هم مانند خود او از انظار مستور است و اين هم منافاتي ندارد که در کوههاي مکه و مدينه، منزل داشته باشد، اما کسي او و مکانش را نبيند.اتفاق مسلمين
در اينکه «حضرت رسول (صلي الله عليه وآله) خبر دادند به آمدن شخصي که او را مهدي «عج» مي گويند و همنام با آن حضرت است و در آخر الزمان دين آن حضرت را رواج دهد و تمام زمين را از عدل و داد پر کند»، اختلافي بين فرقه هاي مسلمان نيست. بعضي از اختلافات ميان مسلمين درباره مهدي موعود «عج»:
اختلاف اول:
از جهت نسبت او که «مهدي از اولاد کيست؟» چند قول مطرح است:
1 ـ از اولاد عباس بن عبدالمطلب است.
2 ـ از اولاد حضرت علي (عليه السلام) بوده و مهدي همان محمد بن حنفيه است (مذهب کيسانيه).
3 ـ از فرزندان امام حسن مجتبي (عليه السلام) است.
4 ـ از اولاد امام حسين (عليه السلام) است (قول شيعه اثنا عشري).
براي سه قول اول پاسخهاي مستدل ومحکمي داده شده که علاقمندان به مباحث مفصّل مراجعه نمايند.
اختلاف دوم:
در اسم پدر حضرت مهدي «عج» اقوال:
1 ـ اماميه: حضرت عسکري «امام حسن بن علي بن محمد» پدر آن حضرت است.
2 ـ جمعي از اهل سنت: اسم پدر مهدي هم نام پدر پيامبر (عبدالله) است.
شيعه اماميه پاسخهاي دقيق و محکم به روايات مورد استناد اين گروه از اهل سنت مي دهد.
کتابهاي اهل سنت پيرامون مهدويت
کتابهاي بسياري در ميان اهل سنت در اثبات وجود و حالات آن حضرت تأليف شده است، مانند:
«مناقب المهدي»
«عقد الدرد في اخبار الامام المنتظر»
«اخبار المهدي»
«ملاحم»
«برهان در اخبار صاحب الزمان ـ ارواحنا فداه ـ»
و…
زمان طولاني و دامنه فراگير
غيبت صغري از دو جهت با غيبت کبري تفاوت دارد:
الف) از نظر زماني ر غيبت صغري بيش از هفتاد سال به طول نيانجاميد.
ب) از نظر گستره شعاعي اين غيبت، غيبتي همه جانبه نبوده و دامنه آن محدود بوده است; يعني اين پنهاني، عموميت تام نداشت. بلکه کساني بودند که با امام در تماس بوده اند که اينان نايبان خاصّ امام بشمار مي روند.
گاهي نيز گروهي از مردم به وسيله آن نايبان خاص به ديدار امام دوازدهم نائل مي شدند.
ولي در غيبت کبري، ديگر احدي از مردم وسيله ارتباط بين آن حضرت و مردم نيست و هر کس چنين ادعايي کند از درجه اعتبار ساقط است چنانکه در نامه آن حضرت به آخرين نايب خاص مذکور است.
البته تشرف به محضر آن حضرت در اين زمان، ممکن است بلکه در مواردي بسيار صورت پذيرفته است.
ولي در تمام اين تشرّفات ارتباط يک طرفه بوده است بدين معنا که امام زمان (عج) خودشان بعضي از مؤمنين را به اين نعمت متنعّم فرموده اند بدون آنکه وي را نايب خود قرار داده باشند; از سوي ديگر نيز مردم هيچ گونه اراده اي قهري در تشرف خدمت آن حضرت ندارند.قطع ارتباط کلي
هيچ کس در زمان غيبت کبري نمي تواند از جاي خود برخيزد و بگويد من مي خواهم براي ديدن حضرت بروم و در فلان مکان خدمت امام برسم، اين مطلب فقط مخصوص نوّاب خاص حضرت در زمان غيبت صغري بوده است.
در نامه امام عصر (عج) که به چهارمين نائب خاص خود ابلاغ فرموده اند: اين نکته ذکر شده که مدعيّان مشاهده و ارتباط دو طرفه دروغگو هستند و باب نيابت خاصه به رحلت چهارمين نماينده آن حضرت، بسته شده است.حکم راني
يکي از ويژگي هاي غيبت کبري آن است که بيشتر حکومتها پيش از ظهور ماهيتي ظالمانه دارند يا لااقل کارگزاران آن افرادي فاسد و ظالم خواهند بود که بوسيله آنان ظلم وجود در سراسر زمين شيوع مي يابد. در روايات، قيامهاي حق زمينه ساز ظهور (مانند يماني و…) پرچم هاي حق معرفي شده اند ولي چهره کلي جهان و غالب حاکمان دنيا، آلوده است.امتحانهاي سخت
يکي از ويژگيهاي دوران غيبت کبري سختي و پيچيدگي رويدادهاست. در اين مدت طولاني بزرگترين مرحله آزمايش و سنجش ايمان و عمل بندگان فرا مي رسد تا معلوم گردد که در خلال اين روزگاران مردم در برابر وظيفه ديني خود چه مي کنند و مؤمن خالص از ديگران جدا شود.
در زمان غيبت حرکت کردن در مسير حقّ در عين آساني کاري بس دشوار است:
آسان است به اعتبار نفس راه، چرا که راه حق روشن تر از خورشيد است و دشوار است از جهت عمل و بکار بردن دانسته ها با وجود عوامل خارجي که در زمان غيبت بوجود مي آيد.
مثلا يکي از موارد متعدد امتحان، در روايات جوان بودن چهره حضرت است که بسياري با همين امتحان جدا شده، آن حضرت را انکار مي کنند!
لغزش گاه هاي دوره غيبت کبري (موارد امتحان الهي)
مي توان اين لغزش گاهها را در سه محور خلاصه کرد:
خواست ها و اميال نفساني
خداوند در قرآن مي فرمايد: ما آنچه که بر روي زمين است را زينت و زيبايي براي آن قرار داديم تا بيازمائيم ايشان را که کدام از ايشان نيکوتر عمل مي کنند.
در دوره غيبت مخصوصاً آخر الزمان آنقدر حرامهاي زيبانما (اعم از مال، قدرت و…) زياد مي شود که گويي عقل رخت برمي بندد و از انسان مفارقت مي کند و او با خواسته هاي نفساني اش تنها مي ماند.
رويارويي با مشکلات در راه حق
يکي ديگر از موارد امتحان در دوره غيبت کبري اين است که انسان در مسير حرکت در راه حق با مشکلات فراواني روبرو مي شود که در بسياري موارد به منظور احتراز از آنها از حق دست کشيده و در نتيجه از آن کساني قرار مي گيرد که از غربال امتحان فرو مي ريزد.
اما آن کساني که مورد تأييد خداوند هستند در هيچ شرايطي دست از مسير حق برنداشته و با صبر و توکّل بر خدا راه پر از مانع را به سلامت طي کرده و در اين امتحانات پيروز مي شوند.
شبهات و تشکيلات درباره امام مهدي
يکي ديگر از لغزش گاههاي دوران غيبت کبري، شبهه ها و پرسش هاي لجوجانه در زمينه غيبت و وجود حضرت مهدي (عج) است که شياطين انسي و جنّي در زمينه گمراهي انسانها بکار مي زنند. که البته پرسش حق طلبانه و از روي صدق و صفا را بايد از مطالب فوق جدا نمود.
نواب عام در دوره غيبت کبري
در دوران غيبت که بشر از نعمت انسان کامل بطور مستقيم خود را محروم نموده خداوند راه را بکلي به روي مردم قطع نفرموده است.
در عصر غيبت صغري مردم مسائل خود را از طريق نايبان خاص برطرف مي کردند; ليکن با قطع شدن اين ارتباط مؤمنان رها نشده و از سوي آن حضرت نامه اي در اين زمينه رسيده است که فرمودند:
در زمان غيبت کبري به راويان احاديث (که احاطه کامل بر مکتب اهل بيت دارند) يعني مجتهدان و فقيهان مراجعه کنيد; هماناني که ـ طبق بيان امام عسگري (ع) ـ خود نگه دار بوده و حافظ دين خود بوده با خواهشهاي نفس مخالفت کرده در همه امور مطيع اوامر الهي باشند (نه همه فقيهان).
پس راه روشن است و حضرت به مردم امر فرمودند که بايد به فقيهاني که چنين ويژگيهايي را بطور عام (بدون معين کردن شخص) دارا هستند، مراجعه کنند.
وظايف مردم در دوره غيبت کبري
انسان در مي يابد که ساخته شده خدايي است که با علم و قدرت بي کران او را آفريده و در خلقت او هدفي را براي انسان ترسيم کرده، پس موظّف به انجام اموري است که در راه رسيدن به آن هدف مؤثر باشد.
بشري که فطرت او دستخوش بازي روزگار و ملعبه شيطانها نشده باشد، خود را رها نمي بيند و خويش را موظف به تکاليفي در زمان غيبت مي داند.
يکي از اين تکاليف عبارتند از:پذيرش وجود امام زمان
يکي از وظايف شيعيان در زمان غيبت امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ باور داشتن اين که او زنده است و بر روي همين زمين زندگي مي کند و منتظر فرمان پروردگار در بيرون آمدن از جهان غيبت و قيام عليه جور و ستم مي باشد.
رسول گرامي اسلام (ص) فرمودند:
هر کس بميرد و امام زمان خود را نشناسد، چون مردم زمان جاهليت بر کفر مرده است.پاي بندي به تعاليم اسلام
قرآن مي فرمايد:
اي پيغمبر به ايشان بگو: اگر خدا را دوست داريد پس مرا اطاعت کنيد تا خدا شما را دوست بدارد.
آنان که خدا را دوست دارند، بايد به دنبال دستورات شريعت باشند. پاي بند به تعاليم اسلام يکي از وظايف مهم بندگان خدا در زمان غيبت است. چرا که آنچه باعث محروم شدن مؤمنان از ديدار حضرت بقية الله گشته، زير پا گذاشتن دستورات الهي است; چنانکه خود آن حضرت در نامه شريف خود به شيخ مفيد اشاره فرمودند:
… جز برخي رفتار ناشايسته آنان که ناخوشايند ماست و آن عملکرد را زيبنده اينان نمي دانيم، عامل ديگري ما را از آنان دور نمي دارد.
صبر و شکيبايي
خداوند بندگان خود را در دنيا به انواع بلاها امتحان مي کند و امتحان از سنّت هاي پروردگارست تا خوب از بد جدا شود و پاک از خبيث متمايز گردند.
امام رضا (ع) فرمودند:
چقدر صبر کردن و انتظار فرج نيکوست،… پس بر شما باد به صبر پس همانا فرج بعد از يأس مي آيد…
صبر در زمان غيبت چهره هاي گوناگوني دارد; از آن جمله صبر بر طول غيبت که مبادا انسان از کساني قرار گيرد که در اثر طول غيبت در دين خود به شک افتادند. همچنين صبر بر آنچه که از سوي دشمنان بر مؤمنان وارد مي شود، اعمّ از آزار و تمسخر و افتراء، و نيز صبر بر انواع بلاها.
پاکسازي نفس از صفات زشت و مزيّن کردن آن به اخلاق پسنديده امري واجب در هر زمان است. ليکن بيان اين امر به عنوان وظيفه در زمان غيبت بدين جهت است که بهره گيري از انوار آن امام و نزديکي او و همچنين ورود به حلقه ياران آنحضرت ارتباطي تنگاتنگ با اين مسأله دارد.
کسي که دوست دارد از ياران قائم (عليه السلام) باشد، پس بايد منتظر باشد و در اعمال خود تقوي پيشه سازد و خود را مزيّن به اخلاق پسنديده بنمايد…
بايد متوجه بود که خداوند، امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ را شاهد بر خلق خود قرار داده و آنحضرت از اعمال و گفتار و کردار و حتي آنچه در قلب آنان مي گذرد، آگاه است، پس دائماً قبل از حسابرسي، خودش اعمال خود را مورد حسابرسي قرار دهد.
اظهار محبت
ديگر از وظائف منتظران اين است که محبت خود را به امام (عج) اظهار نمايند و اين از علائم محبّت شخص منتظر به امام زمان است.
در اين زمان نيز که دست رسي به محضر آن حضرت براي هر کس امکان پذير نيست، مال خود را به مصرفي برساند که مي داند رضاي امام (عج) در آن است.
حضرت کاظم (ع) فرموده اند:
هر کس نمي توند ما را زيارت کند يکي از دوستان ما را زيارت کند که ثواب زيارت ما را برده است و هر کس نمي تواند بر ما احسان کند بر يکي از دوستان صالح ما احسان کند که ثواب احسان بر ما را برده است.
دعا براي آن حضرت
ديگر از تکاليف شيعيان هنگام غيبت امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ دعا براي حفظ آن حضرت از شرّ دشمنان و تعجيل در امر فرج و ظهور او مي باشد، که معتقد است او جانشين خدا در بين بندگان و بر روي زمين است و عهده دار احتياجات اوست. اين خود نوعي اظهار محبت و خضوع به پيشگاه مقدس اوست. گرچه خداوند عهده دار حفظ آنحضرت بوده است.
يکي از آثار مهم اينگونه دعا کردن، باز شدن درهاي اجابت براي ديگر دعاهاست، که با کردار نادرست آن را بر روي خود بسته ايم. ليکن در سرعت بخشيدن و آماده سازي زمينه هاي ظهور آن حضرت سهم بسزايي داشته و حتي در سلامت و امنيت دوستان او ـ که سلامت اوست ـ تأثير جدي دارد. برخي از دعاها درباره حضرتش در کتابهاي دعا (مثلا مفاتيح الجنان) مذکور است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید