ويژگيها و تعميق تفكر بسيجي2

ويژگيها و تعميق تفكر بسيجي2

    تدبير ش 05 درس عاشورا ، اقدام به هنگام  و از خطر نهراسيدن است
ماجراي عاشورا هم درس است؛ درسِ اقدام و نهراسيدن از خطرات و وارد شدن در ميدان‏هاي بزرگ. آن تجربه با آن خصوصيات و با آن دشواري، از عهده‏ي حسين‏بن‏علي(عليه‏السّلام) برمي‏آمد؛ از عهده‏ي ديگري برنمي‏آمد و برنمي‏آيد؛ ليكن در دامنه‏ي آن قله‏ي بلند و رفيع، كارهاي زياد و نقش‏هاي گوناگوني هست كه من و شما مي‏توانيم انجام بدهيم … ما امروز در راه عزت، در راه استقلال، در راه استفاده از استعدادهاي طبيعي و انساني خودمان حركت مي‏كنيم و پيش رفته‏ايم … ما بايد اين راه را ادامه بدهيم. هيچ ملتي با تنبلي و تن‏آسايي نخواهد توانست به عزت برسد. رسيدن به استقلال، رسيدن به عزت ملي، رسيدن به كرامت انساني، براي يك ملت هزينه دارد، كه بايد اين هزينه را متحمل شد و بايد تلاش كرد؛ بايد به عاقبت كار، اميدوارانه و واقع‏بينانه نگاه كرد، كه يك نگاه واقع‏بينانه، اميد به انسان خواهد بخشيد. اين دشمن است كه  مي خواهد شما را مأيوس كند.  هر بخشي از بخش‏هاي كشور وظيفه‏يي دارند؛ نيروهاي مسلح، ارتش جمهوري اسلامي، نيروي هوايي، وظايف ويژه‏ي خودشان را دارند؛ بايد اين وظايف را با دقت و با پيگيري و اهتمام انجام دهند.       18/11/84 در هر عرصه اي ، اقدامات شما بايد عزتمند باشد
سه عنصر در حركت ابي عبد الله (عليه السلام) وجود دارد؛ …. عنصر دوم، حماسه (و عزت) است؛ يعني اين مجاهدتي كه بايد انجام بگيرد، بايد با عزت اسلامي انجام بگيرد؛ چون «العزّةللَّه و لرسوله و للمؤمنين». مسلمان در راهِ همين حركت و اين مجاهدت هم، بايستي از عزت خود و اسلام حفاظت كند … همان جايي هم كه حسين‏بن‏علي (عليه‏السّلام) يك شب را مهلت مي‏گيرد، عزتمندانه مهلت مي‏گيرد؛ همان جايي هم كه مي‏گويد: «هل من ناصرٍ» – استنصار مي‏كند – از موضع عزت و اقتدار است؛ آن جايي كه در بين راه مدينه تا كوفه با آدم‏هاي گوناگون برخورد مي‏كند و با آنها حرف مي‏زند و از بعضي از آنها ياري مي‏گيرد، از موضع ضعف و ناتواني نيست؛ …  اين عنصر در همه‏ي مجاهداتي كه رهروان عاشورايي در برنامه‏ي خود مي‏گنجانند، بايد ديده شود. همه‏ي اقدام‏هاي مجاهدت‏آميز – چه سياسي، چه تبليغي، چه آن‏جايي كه جاي فداكاري جاني است – بايد از موضع عزت باشد.       5/11/84                                    
    تدبير ش 09 رمز پشرفت را ، برنامه رز برا احا سنت هاو كسب نصرت الهي  قرار دهد
عامل اصلي پيشرفت امام بزرگوار ما و موفقيت او اين است كه به يك اصل قرآني، به يك حقيقت قرآني، با همه‏ي وجود، با همه‏ي دل، ايمان آورد و با همه‏ي توان در راه آن تلاش و كار كرد … «ان تنصروااللَّه ينصركم و يثبت اقدامكم» … اگر خدا را نصرت كنيد، خدا هم شما را نصرت خواهد كرد؛ اگر در راه خدا قدمي برداريد، خداوند متعال هم شما را ده‏ها و صدها قدم جلو خواهد برد اين، اصل قرآني و يك … قانوني الهي است. نصرت خدا به معناي نصرت دين اوست …  دين خدا يعني برنامه‏ي سعادت بشر در دنيا و آخرت … دين خدا همچناني كه به معنويت نظر دارد، به زندگي دنيايي انسان هم نظر دارد و براي خوشبختي انسان برنامه دارد … نصرت خداي متعال در واقع معنايش اين است كه در جهت احياي سنت‏هاي الهي قدم برداريم؛ در طبيعت و جامعه اثر بگذاريم؛ در بيدار كردن فطرت‏ها اثر بگذاريم؛ براي نجات انسان از مجموعه‏ي عوامل بدبختي و تيره‏روزي تلاش كنيم. اين، نصرت ماست براي دين خدا. امام براي نجات و رهايي كشور و ملت خود، اين حقيقت قرآني را به كار گرفت و خدا را نصرت كرد؛ قيام و اقدام كرد. خداي متعال هم او را نصرت كرد و به حركت او بركت بخشيد؛ به يك قدم او صد قدم پاسخ گفت. ما نصرتي را كه خودمان درباره‏ي دين خدا مي‏كنيم – نسبت اين را – با نصرتي كه خدا مي‏كند، اگر بخواهيم بسنجيم، از نسبت يك به صد و يك به هزار هم بيشتر است … براي نجات يك كشور، ميليون‏ها عامل و فعل و انفعال لازم است: عوامل طبيعي، عوامل انساني، عوامل بين‏المللي، عوامل سياسي و اقتصادي. مجموعه‏ي اين عوامل بايد به كار بيفتد تا يك ملتي بتواند در زندگي خودش تحول ايجاد كند. اين عوامل، دست ما انسان‏ها نيست و با اراده‏ي ما ارتباط مستقيمي ندارد؛ اما ما وقتي كه «قيام للَّه» مي‏كنيم، خداي متعال با يك حركت ما هزاران و ميليون‏ها حركت و فعل و انفعال را در فضاي زندگي اجتماعي به وجود مي‏آورد و تحول ايجاد مي‏شود.      14/3/85
    تدبير ش 13 دانشجويان را، با فكر نو،  توقعات آرماني و نگاه انتقادي پرورش دهيد
(از خصوصيات جوان ودانشجو)، يكي اين است كه در اظهارات و تراوشهاي ذهني شما، عناصر نو وجود دارد و طراوت نوپردازي فكري در اظهارات مجموعه‏ي جوانهايي كه در اين جلسه صحبت مي‌كنند، هست و اين مغتنم است… اين خصوصيات جزو مشخصه‏هاي بارز و جذاب محيط دانشجويي است و اينها بايد حفظ بشود. پس اولين مشخصه، همين نگاه نو به مسائل و احياناً تراوشهاي فكري جديد و تازه‏اي  است كه هست و اين را ما دوست  مي‌داريم و لازم داريم…خصوصيت دوم، نگاه و توقعات آرماني است….بعضي از اين چيزهايي كه شما مطرح كرديد، اگر در چرخ و پرِتحليل و بررسي قرار بگيرد، چيزي از آن باقي نمي ماند؛ ليكن چون نگاه و توقع، نگاه آرماني است،
اين مطلــوب است. ممكن  است دسترسي به يك آرمـان ميسّر هم نباشد، اما رها كردن آن آرمان هم، جايز نباشد. لذا نگاه آرماني شما و توقعاتي كه ناشي از اين نگاه هست، اين براي ما مطلوب است؛ اين را مي‌خواهيم و بايد باشد. خصوصيت سوم، زبان انتقادي و طلبكارانه است؛… بنابراين هم « فكر نو»، هم « نگاه و توقعات آرماني» و هم «زبان ويژه‏ي برخاسته‏ي از آن نگاه» را داشته باشيد؛ اينها چيزهاي خوبي است. و اگر اين خصوصيات محفوظ بماند، آن وقت جوانِ دانشجو نقش موتور را در يك قطار ايفا خواهد كرد؛ به حركت درآورنده، پيش‏برنده و جهت‏دهنده خواهد بود.          25/7/85     
    ارتباط عاطفي بامظاهر ديني‌كافي نيست، براي تعميق معرفت ديني  در ميان دانشجويان، چاره انديشي كنيد
   نكته‏ي ديگر …«عمق بخشيدن به معرفت ديني» در بين دانشجويان است. بر روي اين هم من اصرار دارم و بارها هم اين گفته شد منتها بدنه دانشجويي بدنه متبدّلي است و… كافي نيست كه ما از لحاظ عاطفي و احساسي، به دين و مظاهر ديني علاقه‏اي داشته باشيم يا علاقه‏اي نشان بدهيم. يك وقت هم كه وقت استفاده‏ي از تعليم و معرفت ديني است، بمانيم و نتوانيم وظيفه‏مان را تشخيص بدهيم يا از آن ايمان، پشتوانه‏اي براي عمل پيدا كنيم؛ اين كافي نيست. بايد كار معرفتي عميق انجام بگيرد.    25/7/85

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید