ارتقاء و تحکیم ارزشهای معنوی و اخلاقی۱۲

ارتقاء و تحكيم ارزشهاي معنوي و اخلاقي12

 تدبیر ش۱۹ برای پیروزی در جبهه معنویت، جوانان را همچون دوران دفاع مقدس به صحنه  فرا خوانید
    از اینجایی که انقلاب شروع کرد، تا آنجایی که باید ملت ایران برسد، راهِ طولانی است. این راه طولانی پر از چالشهای گوناگون است؛ همت می‏خواهد، نیرو می‏خواهد، نشاط می‏خواهد، ابتکار می‏خواهد، تراکم عظیم نیروها را می‏طلبد. اینها باید به وسیله‏ی جوانها، روحیه جوان، نشاط جوانی تأمین شود معمولاً دوران دفاع مقدس را به یاد می‏آورند که درست هم هست؛  اما  … قضایای دیگر ما و چالشهای فراوان ظریف دیگری که داشتیم، کمتر از دوران دفاع مقدس نیست … ملت ایران پرچم حاکمیتِ معنویت و دین را بر زندگی بشری برافراشته و در دست گرفته. ایــن، خیلـی مهـم است. … امـا قــدرتهـای اداره‏کننده‏ی عالم، مدیریتهای اقتصـــادی دنیـــــا، یعنی ‌همین غارتگــــــران، چپاولگـران، یعنی همین که شمـــــــا به آن استکبار جهانــــی می‏گویید، نمی‏گذارند ملتهـــــا به سمــت معنـــویت راه پیدا کنند. شوق هست؛ اما مانع هم هست. در یک چنین دنیایـــــی، جمهـوری اسلامــــــــی یعنی یک ملت، یک کشور بزرگ در یک نقطه‏ی حساس با این همه جوان، با این ثروتهای مادی و معنوی که در دسترس هست وهمه هم می دانند، پرچم معنویت را در دست گرفته، می‏گوید من می‏خواهم انسانها را در سایه‌معنویت‌به سعادت، خوشبختی، رفاه، امنیت، پیشرفت علمی و استقلال برسانم؛ و ثابت کرده که این، شدنی است. این یک هماوردطلبی بزرگ نسبت به استکبار جهانی است … اینجاست که نقش نیروی جوان خودش را نشان می‏دهد. جوان مؤمن، جوان لبریز از امید، جوان دارای اعتماد به نفس، جوانی که به ابتکارات و استعدادها و خلاقیت خود اعتقاد دارد، با نشاط جوانی و نیروی جوانی، می‏تواند در بلند کردن این بار عظیم و پیــــــش بردن این گردونه‏ی عظیم نقش ایفا کند.          ۱۹/۲/۸۶با ترک محرمات و انجام واجبات دلهای خود را نورانی کنید
   مسأله‏ی خودسازی اعتقادی و علمی؛ و اعتقادی و عملی …  «علیکم انفسکم»؛ آن نگاه اسلام به انسان در خطاب فردی را همیشه در نظر داشته باشید. خودتان را حفظ کنید؛ «علیکم انفسکم». جاده‏ای که انسان را به خدا و نورانیت می رساند، جاده‏ی ترک محرمات و بجا آوردن واجبات است. واجبات را اهمیت بدهید، گناهان را پرهیز کنید؛ تهذیب یعنی این. چون دلهای شما جوان است، نورانی است، آلودگی بحمداللَّه در دلها و روحهای شما نیست، خدای متعال کمک خواهد کرد؛ تفضل خواهد کرد.    ۲۵/۲/۸۶
    تدبیر ش۲۰با پرهیز از موارد شبهه مراقب مضالّ اقدام باشید
 همین صراط مستقیم را ان‏شاءاللَّه بـــا پرهیــز از مضّـــــــلات ادامـــه بدهید و مراقب مضاّل اقدام باشید. در روایات ما هست که از موارد شبهه  پرهیزید،زیرا که نزدیک شدن به موارد شبهه انسان را در خطر لغزش به آن سوی مرز قرارمی‏دهد.      ۸/۳/۸۶ ایمـان مخلصـانه و عمـل صادقانه راز اقتـدار، مانـدگاری و نفوذ مردان خداست
امام بزرگوار ما هر روز گویی زنده‏تر می‌شود؛ در فضای جامعه‏ی ما و در فضای بین‏الملل اسلامی، روزبه‏روز امام بزرگوار برجسته‏تر و فکر او و راه او فهمیده‏تر و ملموستر می‌شود. آن چیزی که این دوام را، این استمرار وجود را، این برکات را پدید آورده است، چیست؟ آن، ایمان مخلصانه و عمل صادقانه است.امام بزرگوار ما مصداق این آیه‏ی شریفه بود که «انّ الّذین امنوا و عملوا الصّالحات سیجعل لهم الرّحمن ودّا»؛ هدف او، هدف الهی؛ رفتار او، رفتار ایمانی؛ و عمل او، عمل صالح. این است که در فضای ذهنیت جامعه‏ی اسلامی، برای چنین موجودی می‌ماند و میرایی ندارد؛ مثل سلسله‏ی انبیاء الهی و اولیاء الهی که جسمشان از مردم غایب شد، اما حقیقتشان و هویتشان زنده است.رهبـران مـادی را با انـواع حیله‏ها می خواهند در دلها زنده نگه دارند، نمی‌شود … تفاوت رهبری و زعامت معنوی و روحی این است. علت هم همان اتصال با منبع اصلی قدرت، ارتباط با خدا، همه چیز را از او دانستن و همه کار را برای او کردن، است. این راز اقتدار و ماندگاری و نفوذ مردان خداست. امام با این دید و با این مبنا، همچنان زنده خواهد ماند…… سرّ این نفوذ عجیب که این مرد بزرگ (امام خمینی «ره») در دل توده‏های عظیم مسلمان در کشورهای مختلف راه یافت و راز این نفوذ عظیم، این است: از خود عبور کردن، برای خود تلاش نکردن، خدا را دیدن و از خدا الهام گرفتن و برای خدا مجاهدت به تمام معنا انجام دادن. این راز عظمت امام بزرگوار و رهبری روحانی است. پیامبران هم راز نفوذشان، راز ماندگاری‏شان همین بود.       ۱۴/۳/۸۶
    تدبیر ش۲۱باید بسترهای لازم را برای سریان وجریان اندیشه درست واخلاق فاضله در کشور فراهم آورید
مسئله‏ی نیازهای مادی مردم با نیازهای معنوی مردم، باید با هم دیده شود؛ یعنی دولت اسلامی فقط به شکم و مسکن و آسایش و آرامش ظاهری زندگی مردم اکتفا نمی کند؛ به اخلاق آنها، به دین آنها، به صراط مستقیمی که جوانهای آنها باید بروند، به آموزش و پرورش آنها، به رشد علمی آنها، به رشد دینی و تقوایی آنها هم اهمیت می دهد. این‏جور نیست که ما بگوییم آن دیگر کار دولت نیست؛نه،دولت باید بسترهای لازم را برای سریان و جریان اندیشه‏ی درسـت و اخلاق فاضله در کشور به وجود بیاورد. این خود در عین اینکه یک کار فرهنگی است، یک کار سیاسی هم هست.         ۹/۴/۸۶    مسئولین با پرهیز از لقمه های شبهه ناک، خود را در مقابل فساد بطور مستمر مراقبت  نمایند
مبارزه‏ی با فساد به صلاح احتیاج دارد؛ اول خودمان باید صالح باشیم؛ اهل فساد نباشیم تا بتوانیم با فساد حقیقتاً مبارزه کنیم. اگر در ما نقطه‏ی ضعفی از باب فسادپذیری وجود داشته باشد، آن وقت دیگر خاطرجمع نخواهیم بود از اینکه در میدان قدم بگذاریم. لذا مواظب خودمان باشیم. برادران و خواهران عزیز! مواظب خودتان باشید. آدمهای فاسدی که اسمهایشان را شنیده‏اید یا توصیفشان را می‏شنوید، اینها از اول که فاسد نبودند؛ یک وقت یک لقمه‏ی چرب و نرمی، دهن شیرین‏کنی – دانسته یا ندانسته – کسی توی دهن اینها گذاشته، به کامشان شیرین آمده، بعد لقمه‏ی بعدی و لقمه‏ی بعدی را خودشان برداشته‏اند و شده‏اند فاسد. خیلی مراقب باشید. این چندسالی که مشغول خدمتید – حالا هر چه هست؛ ده سال است، پانزده سال است، چهار سال است، پنج سال است – خیلی از خودتان مراقبت کنید. تقوا یعنی همین؛ یعنی همین مراقبت.      ۹/۴/۸۶   با مراقبت از خود و تقویت  منطق واستدلال، هویت دینی وانقلابی راحفظ نمایید
   از اول تا حالا که ما جهاد دانشگاهی را شناختیم، بر اساس دین و تقوا بود. بر اساس دین و تقوا نگهش دارید …  سعی کنید هویت جهاد، تغییر پیدا نکند. اینی که شما می‏بینید هویت بعضی از اشخاص – فکرهایشان، ترکیبهای ذهنی‏شان – از اول انقلاب تا حالا صد و هشتاد درجه عوض شده، این یک روال و ممشای طبیعی نیست که بگویید طبیعتش همین است دیگر؛ نخیر، هرگز اینجوری نیست. طبیعی این است که اگر انسان یک فکر و یک راهی را به منطق و استدلال پذیرفت، این را تا آن نقطه‏ ی آخرِ راه برود و اگر عمرش کفاف نداد، در این راه بمیرد. این طبیعی نیست که ما بگوییم: یک راهی را حرکت کنیم برویم؛ گاهی هم با شور و خیلی هیجان، بعد از یک نقطه، ناگهان زاویه بزنیم! بعد، این زاویه‏ها اینقدر ادامه پیدا کند که تبدیل شود به عکس! این، به هیچ وجه طبیعی نیست. بعضیها توجیه می کنند: خوب آقا، اول انقلاب، اول انقلاب بود؛ حالا زمان اثر گذاشته، ما عوض شدیم! نخیر، زمان بر روی عنصرهای ضعیف و بی ریشه و اعتقادهای واهی و مبتنی بر احساس محض اثر می گذارد؛ یا زمان با همراهی طمعها و هوسها اثر می گذارد. «انّ الّذین تولّوا منکم یوم التقی الجمعان انّما استزلّهم الشّیطان ببعض ما کسبوا».(آل عمران ۱۵۵) قرآن می گوید: آنهایی که در جنگ احد برگشتند؛ طاقت نیاوردند بایستند، این لغزش اینها به خاطر آن کاری است که قبلاً کردند. ما وقتی روح را نساختیم، خودمان را محکم نکردیم، معلوم است؛ هر مماسی روی آن اثر می گذارد؛ یکی، دو تا، سه تا، ناگهان می‏بینید که شکلش عوض شد؛ اما وقتیکه مثل فولاد آبدیده، محکم و استوار و بر مبنای تفکر درست و منطق صحیح، هویت دینی انسان شکل گرفت و هویت انقلابی شکل گرفت، هرچه زمان بگذرد، این هویت روشنتر، واضحتر، جذابتر، مستحکمتر می شود. آدمها اینجورند، نهادها هم اینجورند.         
    نگذارید نهاد جهاد دانشگاهی، تبدیل شود به یک هویت دیگر؛ به یک هویت غیر دینی، غیر انقلابی …  باید این هویت صحیح را و این هویت ایمانی را حفظ کنید و باقی بماند. خوشبختانه همینجور هم بوده و تا حالا هم باقی مانده است؛ چون ساخت جهاد دانشگاهی و نوع مدیریت، نوع عملکرد، نوع ارتباط رأس با بدنه، جهتگیریها، خواستها، خواستهای خوبی بوده است.     ۲۵/۴/۸۶

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید