پرش به محتوای اصلی
امروز: جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

اشاره هاي قرآني و پرسش هاي انساني 1

اشاره هاي قرآني و پرسش هاي انساني 1

پرده برداري هاي علمي از رمزورازهاي طبيعت، آگاهي هايي است كه با كوشش دانشمندان سختكوش به ثمرمي رسد؛ و از آنجا كه انسان جايزالخطاست، ممكن است دانشمندان تا رسيدن به يك اصل علمي ترديدناپذير، در ارائة يك نظريه، خطاكرده باشند. پس هرگاه به نظر، نظريه، يا يافته اي علمي برخورد كرديم و آهنگ آن كرديم كه درستي آن را دريابيم، شايسته است به مصداق آيات زير كه دو آية اول خطابش به مسلمانان است؛ و چهار آية پس از آن، همة انسان ها را موردخطاب قرارداده، به اين كتاب شريف رجوع كنيم، تا درصورتي كه آن موضوع را در اين كتاب يافتيم، درستي يا نادرستي آن موضوع را بازشناسيم:
* تفصيل كل شيء و هديً و رحمهً لقوم يؤمنون(يوسف: 111)
* تبياناً لكل شيء و هديً و رحمهً و بشري للمسلمين(نحل: 89)
* ولقد صرفنا في هذاالقرآن للناس من كل مثل و كان الانسان اكثر شيء جدلاً (كهف: 54)
* ولقد صرفنا للناس في هذاالقرآن من كل مثل فابي اكثرالنّاس الاّكفوراً (اسراء: 89)
* ولقد ضربنا للناس في هذاالقرآن من كل مثل لعلّهم يتذكّرون (زمر: 27)
* ولقد ضربنا للناس في هذاالقرآن من كل مثل و لئن جئتهم بايه ليقولنّ الّذين كفروا ان انتم الاّ مبطلون (روم:58)
البته اين بازشناسي ، خود، نيازمند تدبّر هميشگي در اين منبع عظيم الهي و بصيرت يافتن از آن است؛ چنانكه فرمود:
‹ قدجائكم بصائر من ربكم فمن ابصر فلنفسه و من عمي فعليها و ما انا عليكم بحفيظ و كذلك نصرف الايات و ليقولوا درست و لنبينّه لقوم يعلمون (انعام: 104و 105)
ترجمه: به درستي كه آمد شما را بصيرت هايي از سوي پرودگارتان. پس كسي كه(با آن) بصيرت يافت، پس براي خودش است، و كسي كه كورشد،(چشم خود را بر بصيرت ها بست) پس بر اوست(همان شايستة اوست)؛ و من نگاهبان شما نيستم؛ و اينچنين به كارمي بريم آيات و نشانه ها را و(با اين حال) مي گويند درس خوانده اي(آيه ها از توست) و همانا كه قرآن را براي گروه دانايان به روشني بيان مي كنيم.
بنابراين بايد با تدبركردن در آيات حق، از اين بصيرت ها بهره مند شويم و نبايد به ترجمه ها و شرح ها و حتي برخي تفسيرهاي موجود بسنده كرد، زيرا پيشداوري هايي كه در اين كتاب ها وجوددارد، ممكن است ما را نيز به اشتباه بيندازد و به جاي پرده برداري، پرده اي ضخيم بر ديدگان ما بيفزايد كه نتوانيم هيچگاه به حقايق قر آني دست يابيم.
از سوي ديگر نبايد از نظر دورداشت كه هرگاه قرآن كريم موضوعي علمي را درست بداند، گذشته از اينكه حقانيت خود را بيشتر ثابت كرده است، اين درس را نيز به ما مي آموزد كه پيش از آنكه غربيان(يا شماليان ـ به مصداق اصحاب الشّمال قرآن و شمال و جنوب سياسي) بر ما پيشي بگيرند، ما بايد با تدبّر و انديشيدن در آيات الهي، از هدايت هاي آن بهره مندشويم. متأسفانه در علوم عقلي كمتر، از اين منبع پرفيض الهي بهره برداري شده است، به گونه اي كه مي توان گفت قرآن كريم همواره و بويژه در زمينة علوم عقلي مهجور مانده است.
لازم است براي روشن شدن ذهنها و انديشه ها، ياداوري شود كه برخي كسان، كه شناخت درستي از قرآن ندارند، چه از قشر روشنفكر و چه از قشر سنت گرا؛ هريك به گمان خود مي گويند به اين راه نرويم كه قرآن را با علوم امروزي و اثباتي رودررو سازيم. اما نظر قرآن كريم دربارة خود، خلاف آن است؛ زيرا در آيات بسياري ما را سفارش مي كند تا به تفكر در آياتش كه در بسياري موارد ريشه در طبيعت و در ماهيت اجسام دارد، و دانش تجربي ناميده مي شود، بپردازيم.
براي نمونه، در آية زير تدبرمي كنيم؛ و متوجه مي شويم كه در يك آية نسبتاً كوتاه، به ده نوع علم اشاره مي كند، شامل: كيهان شناسي، ستاره شناسي، زمين نگاري(جغرافيا)، فيزيك، گياه شناسي، كشاورزي، زمين شناسي، شيمي، جانورشناسي، و هواشناسي. و در پايان آيه مي فرمايد در آنها نشانه هايي است براي قومي (گروهي، ملتي، امتي) كه مي انديشند. يعني اينكه هر ملتي مي تواند در اين زمينه ها بينديشد؛ ولي اي امت مسلمان شما با هدايت من در اين مسابقه پيشي گيريد:
ان في خلق السموات والارض واختلاف اليل و النهار والفلك التي تجري في البحر بما ينفع الناس و ما انزل الله من السماء من ماء فاحيا به الارض بعد موتها و بث فيها من كل دابه و تصريف الرياح والسحاب المسخر بين السماء والارض لأيات لقوم يعقلون (بقره: 164)
مندل كه يك كشيش اهل انديشه و كاوش بود در زمينة يكي از همين موارد انديشيد و پايه گذار دانش ژنتيك شد.
افلاينظرون الي الابل كيف خلقت و الي السماء كيف رفعت و الي الجبال كيف نصبت والي الارض كيف سطحت (غاشيه: 17 تا 20)
قرآن كريم در اين آيات ما را به چهار دانش تشويق كرده است:
* جانورشناسي(شناخت شتر نيازمند شناخت ديگر جانوران و مقايسه با آنان است)
* كيهان شناسي
* زمين شناسي
* زمين نگاري( ترجمة ژئوگرافي است كه به عربي مي شود: جغرافي)
اين جهار آيه نيز گذشته از اينكه چهار دانش را به ما ياداوري و به آموختن شان تشويق كرده اند، به مانند آية پيشين، يك اصل كلي و مهم را نيز بيان مي دارند :
‹كنجكاوي دربارة طبيعت پيرامون خويش› و در يك كلام: «داشتن ديدي علمي»
از سوي ديگر، برخي ديگر بر اين روش ها خرده مي گيرند كه هركس نمي تواند به تأويل آيه ها پي ببرد. در پاسخ به اين كسان مي گوييم كه نظر و روش ما تأويل قرآن نيست؛ بلكه تدبر قرآن است؛ و ‹تدبر› با ‹تأويل› تفاوت بسياري دارد.
* تأويل قرآن، كه برعهدة ‹راسخون في العلم› است، يعني ‹به اول برگرداندن آيه› يا چرايي آيه را دانستن است؛ كه با «فلسفة قرآن» پيونددارد و بيشتر براي بهره برداري در پيچيدگي هاي تخصصي علوم قرآني، و موضوعي عرشي است.
* تدبّر قرآن، كه بر عهدة همة مسلمانان است، يعني ‹پشت آيه را ديدن و حقيقت آن را يافتن› يا چيستي آيه را دانستن است، كه با «شناخت قرآن» پيونددارد و بيشتر براي بهره برداري در متن زندگي و موضوعي فرشي است.
قرآن كريم در مورد كيهان شناسي و تشويق مسلمانان به شناخت كيهان مي فرمايد:
قل انظروا ماذافي السموات و الارض و ماتغني الايات والنذر عن قوم لايؤمنون (يونس: 101)
ترجمه: بگو نگاه كنيد چه چيزهايي در كيهان هست؛ (هرچند)اين همه نشانه ها و هشدارها گروهي را كه نمي خواهند ايمان بياورند بي نياز نمي سازد.
از اين آيه مي توان فهميد كه اولاً كيهان شناسي نشانه ها و عجايب بسياري در خود دارد. دوم اينكه بر ايمان كساني كه زمينة ايمان دارند مي افزايد و كساني كه به اين علم توجه ندارند، بايد به ايمان خود شك داشته باشند. آخرين آيه اي كه در ابتداي سخن آورده شد، نكتة جالبي را در اين زمينه دربردارد: « و هراينه اگر بياوري آيه اي را برايشان هراينه آنان كه كفرورزيدند، مي گويند شما نيستيد جز اينكه به بيراهه مي رويد ».(روم 58)
و نيز اين آيه: « آنان كه كفرورزيدند، گفتند به اين قرآن گوش ندهيد ».(فصلت: 26)
يعني هرگاه به كسي بگويي اين آيه از قرآن حقيقتي را دربردارد، و او نسنجيده و تنها بر مبناي ذهن خود بگويد: ‹قرآن چه ربطي به اين مسائل دارد›، او خود حقايق قرآن را پوشانده و معناي ‹كفر› يعني همين: پوشاندن حقايق قرآن؛ و نبايد ذهن خود را تنها به كافران صدر اسلا م متوجه كنيم و خود را از اين كفران ها دور و پاك بدانيم؛ كه اين خود پوشاندن حقيقت هاست. دليلي از خود قرآن كريم:
الذين آتيناهم الكتاب يتلونه حق تلاوته اولئك يؤمنون به و من يكفر به فاولئك هم الخاسرون
آنانكه داديم شان كتاب را تا تلاوت كنند آن را تلاوت شاسته اش را، آنان به آن ايمان مي آورند، و كسي كه حقايق آن را بپوشاند، آنان همان كساني هستند كه زيانكارند.(بقره: 121)

نكته هاي مهم اين آيه:
1. ‹الذين› يعني اينكه مخاطب اين آيه همه، بويژه مسلمانان اند. زيرا پس از آن آمده است كساني كه كتاب را به آنها داديم، و قرآن به مسلمانان داده شده است.
2. ‹تا تلا وت كنند آن را›. چرا گفته است ‹تلاوت› و نگفته است ‹قرائت›؟ زيرا كه تلاوت خواندن تنها نيست بلكه خواندن با تدبر و انديشه است.
3. تلاوت را هم كافي ندانسته، بلكه گفته است ‹يتلونه حق تلاوته› تلاوتي شايسته از آنان مي خواهيم.
4. ‹يؤمنون به›(ايمان مي آورند به آن) چرا نگفته است ‹مؤمنون به› (به آن ايمان دارند)؟ مي خواهد بگويد تا هنگامي كه مسلمانان آن را تلاوت شايسته نكنند، به آن ايمان نياورده اند؛ و اسلام شان ظاهري است.
5. حال يك مسلمان تلاوت نكرد يا تلاوت هم كرد ولي تلاوتش شايسته نبود، چه مي شود؟ قرآن مي گويد در اين صورت او كفرمي ورزد.(و من يكفر) يا حقايق قرآن را مي پوشاند. پس اين نوع از مسلمانان گروهي را تشكيل مي دهند كه زيانكارانند.
6. زيانكار كيست؟ كسي است كه از دنيا به سود آخرت بهره اي نجسته است. همانند اينان:
و من يبتغ غيرالاسلام ديناً فلن يقبل منه و هو في الآخره من الخاسرين( آل عمران: 85)
 ترجمه: هركه غير از اسلام ديني را برگزيند، پس از او پذيرفته نمي شود و او در آخرت از زيانكاران است.

نتيجة منطقي:
هرمسلماني كه از قرآن به شايستگي بهره برنگيرد، مانند نامسلمانان در آخرت زيانكار است.
از سوي ديگر نظر رسول اكرم در مورد دانش هاي قرآن جز اين نيست: من ارادالعلم الاول والآخر فليقرأالقرآن (كسي كه خواهان دانش اول و آخر است، پس بايد كه قرآن بخواند) يعني تمام دانش ها در قرآن فراهم آمده است.
قرآن كريم همة راهنمايي هاي لازم و راه هاي رسيدن به حقيقت را به روشني براي ما بيان كرده، ولي ما با بي توجهي به اين آيات، به قرآن كم بهامي دهيم(يشترون به ثمناً قليلاً) و ديگران با انديشيدن در آيات خداوندي و بعضاً، با بهره گيري از هدايت هاي قرآني در بسياري از زمينه ها بر ما پيشي مي گيرند.
«قسمت اعظم علم به چيزهايي مربوط مي شود كه ما نمي توانيم ببينيم: گرانش، ذرات زيراتمي، امواج نور، دل ستارگان، كهكشانهاي فضاهاي دوردست. ولي كنجكاوي انسان درباره منشأ و آيندة كيهان، ما را بي رحمانه به تعمق دربارة اين رازها وادارمي كند».
« در اين جست وجوي بي پايان و ارائة تصويري ازناديدني ها، ناگزيريم زبان جهان «ديدني» هرروزه را به كاربريم. همچون شاعر(همچون قرآن كريم ـ نگارنده) ناچاريم به استعاره و تمثيل بازگرديم».
«اينشتين به هنگام نوجواني در برن از خود پرسيد: اگر من بر پرتو نوري سواربودم و به جهان مي نگريستم، آن را چگونه مي ديدم؟ همة فيزيك نوين و بهترين تبيين موجود از منشأ كيهان ما، از اين پرسش معصومانه ولي سرشار از تخيّل نشأت يافت».
«اينشتين تبيين ها را جست وجو مي كرد ولي همواره به شگفتي موسيقي افلاك با اعجاب مي نگريست. براي او تضادي بين يافته هاي علم و بينشهاي كيهان شناختي مذاهب جهان وجود نداشت. او نوشت: «مسألة همواره غيرقابل درك دربارة جهان، ادراك پذيري آن است ». (پيام يونسكو مهرماه 1365)
درهرحال داده هاي كيهان شناسانة قرآن كريم، بسيار ارزشمندند؛ و اگر كيهان شناسان روي اين داده هاي كيهاني كاركنند، مي توانند بهره ها برگيرند و در دانسته هاي آنان از فيزيك كيهان دگرگوني هاي بسياري پديد خواهد آمد.

مراحل شش گانة آفرينش :
سبّح اسم ربّك الاعلي الّذي خلق فسوّي و الّذي قدّر فهدي و الّذي اخرج المرعي فجعله غثاءً احوي
مراحل ششگانة آفرينش را كه قرآن كريم بدين گونه در سورة اعلي بيان داشته، در مورد كيهان، ستارگان، گياهان، جانوران، جن ها و انسانها، صادق است؛ زيرا همه آفريدة اويند و تنها يك روش را براي همة آفريدگانش اجراكرده ، و در اين سوره به گونه اي موجز بيان داشته است.
اين شيوة قرآن كريم است كه حتي امور مهم را ‹بسيار موجز› بيان مي دارد، برخلاف بيشتر مترجمين و مفسرين اين كتاب آسماني كه اين امّهات قرآني را بويژه با توضيح هاي خود، به موضوع هايي پيش پاافتاده مبدل مي سازند.

توضيح مراحل ششگانه :
1و2- خلق و تسويه :
حضرت علي عليه السلام دربارة اين دو مرحله مي فرمايد: طبق فرمانش تمام گشت خلقت او (اشاره به كن وجودي دارد) پس كجي هاي اشياء را راست گردانيد و حدودشان را واضح و روشن قرارداد.(1)
مرحلة تسويه، مرحلة طراحي و سازماندهي است. مي دانيم كه هر پروژه اي با بررسي تمام جوانب، ابتدا طراحي، و سپس سازمان دهي مي شود، و پس از آن به اجرادرمي آيد. خداوند كريم پروژة آفرينش را در مرحلة تسويه، طراحي كرده است.

3- تقدير يا مرحلة اندازه گذاري براي آفرينش :
يعني تعيين اندازه هاي ويژه و حدود معين در ذات و صفات و افعال اشياء، كه از آن حدود و اندازه ها خارج نشوند و تجهيز آنها به اندازه هايي كه مناسب آنهاست.(2)

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید