درباره سردار شهيد سردار خورشيدی
تازه چند روزي بود که سردار از جبهه برگشته بود ،هميشه مدت کوتاهي را به ديدن خانواده اختصاص ميداد و دوباره به ميادين نبرد بازميگشت . هنوز آثار شيميايي بر جاي جاي بدن نحيفش باقي مانده بود،وقتي ديدمش با خوشحالي او را در آغوش کشيدم و با هم ديدهبوسي کرديم با همان چهره بشاش و لبخند هميشگياش به من گفت:«فلاني، من تا به حال 4 بار شيميايي شدهام اما بدنم آنقدر مقاوم شده که ديگر گازهاي شيميايي به آن اثر ندارد» بعد هم مکثي کرد و با شوخي گفت:«اگر 5 ماه به خانه نيايم کسي سراغ مرا نميگيرد ولي واي به حالم اگر يک روز در محل باشم همه ميگويند : سردار ؟ چرا نميروي ؟ چرا جبهه را تنها گذاشتي ؟»
به راستي نام سردار برازنده او بود، سرداري که هرگز جبهههاي جنگ را خالي نگذاشت و حضور عاشقانه اش در ميادين خون و مبارزه مثال زدني بود.
* * *
منبع : کتاب خلاصه خوبيها ج سوم ص 22
راوي : همرزم شهيد
منبع : کتاب خلاصه خوبی ها، محمدحسين بهراميان، كنگره بزرگداشت سرداران شهيد استان فارس. جلد 3