اشعار زیبای دهه ی کرامت

اشعار زیبای دهه ی کرامت

شفیعه صغری

دلا اگر بهمی از غشاوه های ذمائم

ویا بهم وغمی ز ارتکاب ذنب وجرائم

ویا که خائفی از آنکه در دم مردن

نباشدت به دل ایمان مستقری وقائم

مباش دل غم وخرم همی نشین به زمین

که پاس حرمت آن را گرفته اند اعاظم

زمین قم که عجب تربتی  است خاک شریفش

در او دفین شده از امر حق شفیعه صغری

صاحب اعزاز وفر ورشته دار کرائم

هر که تواند زند به دامن او چنگ

رهد ز ابحار هم ومحنت متلاطم

آیه الله العظمی اراکی

**********************************************

ناموس خدا

ای دختر عقل وخواهر دین

وی گوهر درج عز وتمکین

عصمت شده پای بند مویت

ای علم وعمل مقیم کویت

ای میوه شاخسار توحید

همشیره ماه ودخت خورشید

اندر حرم تو عقل مات است

زین خاک که چشمه حیات است

این ماه منیر ومهر تابان

عکسی بود از قم وخراسان

هر کس به درت به یک امیدی

محتاج تر از همه “وحیدی” است

آیه الله العظمی وحیدی خراسانی**********************************************قم، قبّه‌ای تابان در آسمان چهارم است.
قم، خاکش قدسی است.
قم، آشیانه آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم است.
قم، پناهگاه فاطمیان است.
قم، دارالسلام و قدمگاه جبرئیل امین است.
قم، سرچشمه جوشان معارف اسلامی است.
قم، قطعه‌ای از بیت المقدس است.
قم، حرم اهل بیت علیهم السلام است.
 

**********************************************

بى قرار آسوده

در حالى مى روم که نیمى از دلم راکنارت جا نهاده ام و سنگینى کوله بار گناهان دوشها راخمیده و روى مسافت نفسم را به شماره انداخته است .

اى بانو! چقدر زندگى با تو زیبااست آندم که صورت بر ضریح مبارکت مى گذارم و با مرواریدهاى غلتان اشک آن رامى شویم. اصلاً زندگى معناى دیگرى مى گیرد درجوارت. غم واندوه، دیگر جایى ندارد و شادى همچون لباسى سراپاى وجود رامى پوشاند. اشکى هم اگرباشد و آهى که هست، مرهمى است بر دردهاى ناعلاج. مرهمى است بر کهنه زخم قلبها.

هجران گل نرگس، جراحتى عظیم بر دلهامان نهاده، وآتشى در قلبهایمان بر افروخته که فقط بازلال اشک خاموش مى شود. اشکى که از همین آتش دل نشأت گرفته و آبراهى بر گونه ها گشوده است .

آرى! زندگى! آسمان زندگى در صحن و سرایت، آبى تر از همیشه موج مى زند و این موسیقى اذان است که آرامبخش روح افسرده و خسته است. خوشا به حال کبوتران سبکبالى که هنگام بیقرارى به طواف گنبدت مى روند وپس از آن آرام برگلدسته ها مى آسایند.

بارها به حال آنها و حال کبوتران مهاجر غبطه خورده ام که نتوانسته ام بیقرارى رادر پرواز به تصویر بکشم .

اى بانوى پاکیها! آندم که دنیا همچون قفسى، سینه ام را مى فشارد و غل و زنجیر محبت پایم را سخت در خاک فرو مى برد، دعایم کن پر پرواز مرا تا بیکران ها ببرد و دمى آسوده باشم .”مریم صداقت”

**********************************************

معصومه …

معصومه تفسیر معصومیت است که روزگارى در مدینه طلوع کرد، معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها، معصومه تفسیر بلند تبعیت است از ولایت .

معصومه نگاه سبزى است که از معصومیت سرچشمه مى گیرد، معصومه، روزگار دلداگى است واز غربت به قربت رسیدن .

معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه با زینب هم سفرشدن .

معصومه فلسفه شیدایى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگین ایران است که درقم، شهر اقامه مى درخشد .

معصومه ضریت بالاى ارادت به ولایت است، معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است .

معصوم انتهاى متبلور است. معصومه سرسلسله تنهایى است، معصومه فانى فى الله است.

**********************************************

همسایه (نذر حضرت فاطمه معصومه(س)

همسایه سایه ات به سرم مستدام باد

لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه تنهایی ام تویی

تنها دلیل این که من اینجایی ام تویی

هر شب دلم قدم به قدم می کشد مرا

بی اختیار سمت حرم می کشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو

احساس وصل می کند آدم کنار تو

حالی نگفتنی به دلم دست می دهد

درهر نماز مسجد اعظم کنار تو

تا آسمان خویش مرا با خودت ببر

از آفتاب رد شده شبنم کنار تو

در این حریم ،سینه زدن چیز دیگری است

زیباتر است ماه محرم کنارتو

ما باتو در پناه تو آرام می شویم

وقتی که با ملائکه همگام می شویم

ما در کنار صحن شما تربیت شدیم

داریم افتخار که همشهری ات شدیم

زیباترین خاطره هامان نگفتنی است

تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی است

باران میان مر مر آیینه دیدنی است

این صحنه در برابر آیینه دیدنی است

مرغ خیال سمت حریمت پریده است

یعنی به اوج عشق همین جا رسیده است

خوشبخت قوم وطایفه ما مردم قمیم

جارو کشان خواهر خورشید هشتمیم

اعجاز این ضریح که همواره بی حد است

چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرفهای خود اصرار می کنم

در مثنوی ودر غزل اقرار می کنم

ما در کنار دختر موسی نشسته ایم

آیینه ایم ومحو تماشا نشسته ایم

اینجا کویر داغ ونمکزار شور نیست

ما روبه روی پهنه دریا نشسته ایم

قم سالهاست با نفسش زنده مانده است

باور کنید پیش مسیحا نشسته ایم

بوی مدینه می وزد از شهر ما بیا

ما درجوار حضرت زهرا(س) نشسته ایم

ازما به جزبدی که ندیدی ببخشمان

از دست ما چه ها که کشیدی ببخشمان

من هم دلیل حسرت افلاک می شوم

روزی که زیر پای شما خاک می شوم

“سید حمید رضا برقعی”

**********************************************

باغ بهشت

به دیوار و در این بیت توحید             فروغ عترت و قرآن توان دید

بود این بارگاه خلد آذین                   حریم دخت هفتم خسرو دین

مزار حضرت معصومه اینجاست         رضا را خواهر مظلومه اینجاست

چو اینجا شد چراغ عشق روشن         به دلها این حرم شد پرتو افکن

بُوَد این درگه از ابواب رحمت            در باغى است از باغ جنّت

که اشک عاشقان شد جویبارش        نمى گردد خزان هرگز بهارش

تو اى زائر به تعظیم شعائر               ببوس این درگه پر نور وطاهر

بیا اینجا به اشک خود وضو کن          بیا جان خود اینجا شست و شو کن

بپا خیز و بخوان اذن دُخولش            اجازت از خداگیر ورسولش

به اذن حیدر و زهراى اطهر              به اذن یازده معصوم دیگر

قدم چون مى نهى داخل از این در       بگو بسم اللّه و اللّه اکبر

زند چون حلقه براین درگدائى              به گوش جان او آید ندائى

که: اى سائل! دعایت مستجاب است   محبّ آل عصمت، کامیاب است

بخواه از رحمت حق هر چه خواهى       که بى حدّ است الطاف الهى

«حسانا»، قم که دارُالمؤمنین است       در ِباغ بهشت اندر زمین است

حبیب چایچیان حسان

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
اسکرول به بالا