اعتماد به نفس 2

اعتماد به نفس 2

چگونه اعتماد به نفس را در كودك پرورش دهيم ؟
اعتماد به نفس (Self – esteem )زره و سلاح كودك در مقابله با دنياي خارج و دست و پنجه نرم كردن او با مسائل و مشكلات آن است . كودكاني كه احساس خوبي نسبت به خود دارند ، در برخورد و مبارزه با تعارضات و فشارهاي منفي موفق ترند . آنها به سهولت لبخند زده و از زندگي لذت مي برند . اين كودكان واقع گرا  و خوش بين هستد . در مقابل ، كودكاني كه اعتماد به نفس كمتري دارند ، مقابله با مسائل و مشكلات ، منبع اصلي و عظيم اضطراب و ناكامي آنهاست .
كودكاني كه تصويرخوشايندي از خود ندارند و خود را ضعيف و ناتوان مي پندارند ، اوقات سختي در رويارويي با مسائل و مشكلات خواهند داشت . اگر آنان اسير افكار خود انتقادي مانند « من خوب نيستم » يا «  من نمي توانم هيچ كاري را درست انجام دهم »  شوند ، يقينا به افرادي مطيع ، منفعل ، منزوي و يا افسرده تبديل خواهند شد و به محض مواجهه با مسئله اي  جديد ، پاسخ آنها به سرعت « نمي توانم » است.
   بهتر است بدانيد ، نقش شما به عنوان والدين كودك ، در ايجاد و تقويت « اعتماد به نفس »  در فرزندانتان اهميت زيادي دارد« اعتماد به نفس » چيست ؟
براي تجهيز كودكتان به ابزاري كه به تقويت اعتماد به نفس او كمك كند ، قبل از هر جيز لازم است واژه « اعتماد به نفس»  را بهتر بشناسيد . برايان مسينگز ، روانشناس اطفال ، « اعتماد به نفس » را چنين تعريف مي كند :«  اعتماد به نفس »  مجموعه اي از باورها و احساسات است كه ما درباره خود داريم
تعريفي كه ما از خود داريم ، با همان مقدار و كيفيت  بر انگيزش ها ، بازخوردها و رفتارهاي ما تاثير دارد . اين الگوها در دوران اوليه زندگي ، در حدود سن 3 يا 4 سالگي شكل مي گيرند . كودكان در اين سن در حال كشف بسياري از ايده ها و باورها و رسيدن به نتايجي هستند كه در همان سنين شروع به شكل گرفتن و تثبيت شدن مي كند ، اما اين فرايند حتي قبل از اين سن شروع شده است . زماني كه يك نوزاد يا طفل نو پا به مرحله مهمي از زندگي مي رسد ، حس كمالي را تجربه مي كند كه تكيه گاه رشد اعتماد به نفس در او خواهد بود .
 زماني كه كودك پس از تلاش هاي پي در پي و ناموفق ، قادر به بردن قاشق به دهان مي شود ، يك حس توانستن را تجربه مي كند ؛مفهوم موفقيت درپي تلاش هاي پي در پي .
همچنان كه كودك تلاش مي كند ، شكست مي خورد در باره توانمندي هاي خود به باورهايي مي رسد و در همان زمان ،  بر اساس تعاملاتش با ساير افراد ، در حال شكل دادن افكاري در باره « خودش »  مي شود.
اين همان عاملي است كه نقش كليدي والدين را در كمك به شكل گيري سالم و درست «  ادراك از خود »  كودك نشان مي دهد .
اعتماد به نفس همچنين مي تواند به عنوان تركيبي از احساس قابليت و احساس عشق و محبت تعريف شود . كودكي كه با موفقيت هايش شاد است ، اما عشق را احساس نمي كند ، نهايتا” ممكن است احساس اعتماد به نفس كمتري را تجربه كند . كودكي كه مورد محبت واقع مي شود ، اما در رابطه با توانمندي هايش مردد است نيز ممكن است پنداره ضعيفي از خود داشته باشد . اعتماد به نفس زماني حاصل مي شود كه بين اين دو ،  يک تعادل درست حاصل شود. .علائم و نشانه هاي اعتماد به نفس
همچنان كه كودك رشد مي كند ، روند اعتماد به نفس در او تغيير مي يابد و با شرايط مختلف تطبيق داده مي شود  چرا كه اين روند ، از طريق تجربيات و ادراكات كودك شكل مي گيرد .
كودكي كه اعتماد به نفس ضعيفي دارد ، تلاشي براي تجربه هاي جديد انجام نمي دهد ، در باره خود منفي بافي مي کند و چنين عباراتي را به كار مي برد : « من احمقم » ،  « من هرگز اين  كار را ياد نمي گيرم » و يا « كسي به من اهميت نمي دهد » . او تحمل ناكامي را ندارد و به سادگي عقب نشيني مي کند ؛ منتظر است  كسي به او كمك كند و كارش را انجام دهد . اين گونه كودكان موانع و شكست هاي موقتي و زودگذر را به عنوان شرايطي غير قابل تحمل ، سخت و دائمي تلقي مي کنند و اين به معناي غلبه حس بدبيني و بدي مطلق است .
كودكي كه اعتماد به نفس خوبي دارد ، از تعامل با ديگران و شرکت در فعاليت هاي گروهي لذت مي برد و در نهادهاي اجتماعي به دنبال كسب استقلال است . او مشتاق يافتن علائق جديد مي باشد و هنگام رقابت و برخورد با مسائل ، به دنبال يافتن راه حل است چنين کودکي ناخشنودي اش را بدون تحقير خود يا ديگران اعلام مي دارد و به جاي اينكه بگويد : « من يك كودنم » مي گويد : « من اين را نمي فهمم » و نقاط قوت و ضعف خود را شناخته  آنرا مي پذيرد . در اين گونه كودكان ، حس خوش بيني غالب است .

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید