اعلمیت و مرجعیت (۱۲)

اعلمیت و مرجعیت (12)

شوراى افتا

براى بررسى مسائل جدید نیاز به شوراى افتایى است که از مجتهدان زبردست و آگاه به زمان تشکیل شود تا مسائل جدید جامعه اسلامى را تحت عناوین کلى قرار بدهند و حکم شرعى آنها را استخراج و استنباط نمایند و نسبت به برخى مسائل مستنبطه گذشته که به مرور زمان تغییر شکل و موضوع یافته با توجه به زمان حاضر و موقعیت اجتماعى جدید حکم آنها را استخراج نمایند.

این شور در کوتاه مدت مى شود از مجتهدان موجود تشکیل شود ولى در دراز مدت با تخصصى شدن فقه مى توان شورایى از متخصصین ابواب مختلف فقهى تشکیل داد تا مسائل را با آگاهى بیشتر مورد توجه قرار دهند.

اگر فقه به تعبیر امام خمینى اداره جامعه است۱۵۳ لازم است فقهاى بزرگوار تئوریهائى ارائه دهند که بتواند جامعه را اداره کند و مشکلات اجتماعى را از بین ببرد. در غیر این صورت بایداذعان کرد که در دراز مدت فقه به فراموشى سپرده خواهد شد. امروز که مسائل گسترده اى در جامعه اسلامى مطرح است چگونه یک فقیه مى تواند در همه آنها صاحب نظر باشد و راٌى صائبى ارائه دهد.

از این روى مؤسس حوزه علمیه قم حضرت آیه اللّه العظمى حاج شیخ عبدالکریم حائرى یزدى رحمه اللّه علیه مى فرماید:

(باید فقه به سوى تخصصى شدن گام بردارد تا یک مجتهد با فراغت تمام بتواند به مسائل برسد.)

این اندیشه ناب که برخاسته از سیره عقلاء و آینده نگرى آن مرد بزرگ است امروز باید مورد توجه قرار گیرد.

شاگردان آن عالم ربانى فرمایش استاد را نقل و تأیید کرده اند: از جمله حضرت آیه اللّه العظمى اراکى۱۵۴ و مرحوم آیه اللّه سید احمد زنجانى.

مرحوم سید احمد زنجانى مى نویسد:

(اگر علم فقه ما نیز به قول مرحوم استاد م آیه اللّه حائرى منشعب به چند شعبه مى شد که یکى متخصص در عبادات مى شد و دیگرى در معاملات سومى درسیاسات و قضا و شهادات چهارمى درفرایض و مواریث هکذ آن وقت بهتر از حالا منضبط مى شد یعنى مسائل زیادتر ازحالا مستحضر مى گردید; چون دامن این علم در نهایت بسط و توسعه است که حفظ و ضبط کردن آن از حد قدرت اشخاص متعارف خارج است; لهذا فقیه همیشه در اجوبه مسائل مرجوعه محتاج به مراجعه است. مردمان فوق العاده مى خواهد که بى مراجعه به مدارک ازعهده اجوبه مسائل متفرقه بیایند.)۱۵۵

و این راه حلّى است که فقهاى ما براى پاسخ گویى به نیازهاى اجتماعى و فقهى جامعه باید به آن توجه کنند و مانندشهید مطهرى از این پیشنهاد استقبال کنند و بر آن تأکید نمایند۱۵۶

رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آیه اللّه خامنه اى نیز بارها بر تخصصى شدن فقه تکیه کرده و آن را لازم دانسته اند.۱۵۷

——————————————————————————–
1 . شیخ انصارى چهار سال در کربلا نزد سیدمحمد مجاهد تلمذ کرد. مرحوم سید محمد مجاهد کتاب مفاتیح الاصول خود را در اصفهان قبل از سال ۱۲۳۱ تألیف کرد. ر. ک: (زندگانى و شخصیت شیخ انصارى) مرتضى انصارى۱۵۹/.
2 . در گذشته معمول لفظ اجتهاد و استنباط را در مسائلى که قبلاً اجتهاد شده و ادله و اقوال آن مشخص است به کار نمى بردند و از آن به ترجیح موارد یاد مى کردند. یعنى یکى از اقوال را بر دیگر نظرات ترجیح دادن.
3 . (مفاتیح الاصول) سید محمد مجاهد۶۳۲/ مؤسسه آل البیت قم.
4 . مجله (تحقیقات اسلامى) مقاله (دوره هاى تاریخى تدوین و تحول فقه شیعه) احمد کاظمى موسوى شماره ۱ و ۲۹/۲
5 . (الذریعه) شیخ آقا بزرگ تهرانى ج۲۶ ۲۲۹/ با نام: (مستدرکات المؤلف) تحقیق سید احمد حسینى.
6 . (الذریعه) ج۱۵۴/۱۱.
7 . مجله (کیهان اندیشه) مقاله (سیر تاریخى تقلیدازاعلم) مقاله ابراهیم جناتى شماره ۲۵/۶.
8 . (رساله جامع عباسى) با حواشى آیه اللّه سید اسماعیل صدر. ۱/ انتشارات فراهانى.
9 . وى در کتاب جهاد (کشف الغطاء) /۳۹۴ دفاع از اسلام را لازم مى داند و در ادامه مى نویسد:
(وحب على المجتهدین القیام بهذا الامر ویجب تقدیم الافضل او مأذونه فى هذا المقام ولایجوز التعرض فى ذلک لغیرهم ویجب طاعه الناس لهم ومن خالفهم فقد خالف امامه…)
بر مجتهدان قیام به دفاع از اسلام لازم است و باید افضل مجتهدان یا کسى که وى اجازه دهد مقدم بدارند و دیگران حق مخالفت ندارند واجب است مردم از آنان اطاعت کنند و کسى که با آنان مخالفت کند با امام خویش مخالفت کرده است. پس وى شرائطى را براى حاکم ذکر نموده و از باب احتیاط به فتحعلى شاه قاجار اجازه جهاد و دفاع از اسلام مى دهد.
10 . (زندگانى وشخصیت شیخ انصارى) ۱۵۱/ به نقل از: (ماضى النجف) ج۲۰۰/۳.
11 . مرجعیت مرحوم صاحب جواهر از سال ۱۲۴۷ آغاز و تا سال ۱۲۶۶ ادامه داشت. در این باره نوشته اند:
(در سال ۱۲۴۷ که شیخ على کاشف الغطاء به خاطر شیوع وبا در نجف آن شهر را ترک کرد اکثریت مردم صاحب جواهر را به عنوان مرجع خود برگزیدند
[با این که قبلاً شیخ على به عنوان اعلم معرفى شده بود] و در سال ۱۲۵۲ که شیخ على فوت کرد مرجعیتبه طور کامل به صاحب جواهر شیخ محمد حسن نجفى منتقل شد و در آفاق شهرت یافت. ر . ک: (معارف الرجال) شیخ محمد حزرالدین ج۲۹۶/۱ انتشارات کتابخانه آیه اللّه نجفى مرعشى قم.
12 . (جواهر الکلام) شیخ محمد حسن نجفى ج۲۹/۴۰. داراحیاء التراث العربى.
13 . (مجموعه رسائل فقهیه و اصولیه) ۸۲/ رساله اجتهاد و تقلید شیخ انصارى انتشارات مفید قم.
14 . (مستند الشیعه)نراقى ج۵۲۱/۲ انتشارات آیه اللّه العظمى نجفى مرعشى.
15 . (همان مدرک) ۵۲۲/.
16 . (مطارح الانظار) تقریرات درسى شیخ انصارى مقرر ابوالقاسم کلانتر تهرانى ۳۰۷/.
17 . (منتهى الوصول) ۳۹۸/ . تقریرات خارج کفایه ابوالحسن اصفهانى مقرر محمد تقى آملى تهرانى.
18 . (وسائل الشیعه) شیخ حرّ عاملى ج۸۴/۱۸ ح۲۷. در متن نهایه الافکار (اعلم الناس) آمده که با توجه به این که حدیث است ما همان افقه را ذکر کردیم.
19 . (نهایه الافکار) تقریرات درسى محقق عراقى مقرر محمدتقى بروجردى قسم دوم جزء چهارم ۲۵۴/. انتشارات اسلامى قم. در (مجمع المسائل)۵/ که در بر دارنده نظرات میرزاى شیرازى و گروهى ازعلماست آمده است: (مراد از اعلم یعنى استادتر در بیرون آوردن حکم اللّه و فهمیدن آن از ادله شرعیه.) در حاشیه همان رساله آقا نجفى اصفهانى از کسانى است که معتقد به لزوم تقلید اعلم نیست.
20 . (عروه الوثقى) سید محمد کاظم یزدى مسأله ۱۷ دارالکتب الاسلامیه با حواشى عده اى از مراجع.
21 . (تعلیم و تربیت در اسلام) شهید مطهرى /۶ـ۷ انتشارات الزهراء.
22 . (التنقیح فى شرح العروه الوثقى) آیه اللّه خویىکتاب اجتهاد و تقلید ۲۰۵/ انتشارات انصاریان قم.
23 . (عروه الوثقى) مسأله ۴۷. (اذا کان مجتهدان احدهما اعلم فى احکام العبادات والآخر اعلم فى المعاملات فالاحوط تبعیض التقلید وکذا اذا کان احدهما اعلم فى بعض العبادات والآخر فى البعض الآخر.)
24 . (همان مدرک) مسأله ۶۵.
25 . (التنقیح فى شرح العروه) کتاب اجتهاد و تقلید ۲۰۵/.
26 . (عروه الوثقى) مسأله ۱۴.
27 . (همان مدرک) مسأله ۶۰.
28 . (رسائل الشریف المرتضى) تقدیم واشراف: سید احمد حسینى اعداد: سید مهدى رجائى ج۲۷۹/۱ نشردارالقرآن الکریم قم.
29 . (عروه الوثقى) مسأله ۱۸. بدون حاشیه و مورد اتفاق.
30 . (رساله نمونه) احکام تقلید و اجتهاد مطابق با فتاوى و نظریات حضرت امام خمینى ۲۳۴/ تهیه و تنظیم عبدالرحیم موگهى انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى.
31 . ایشان در آغاز سال تحصیلى گذشته حوزه درباره گستره مسائل فقهى فرمودند: (فقه به معناى خاص کلمه یعنى آگاهى از علم دین و فروع دینى و استنباط وظائف فردى و اجتماعى انسان از مجموعه متون دینى… این فقه خیلى مهم است. تکلیف تمام زندگى از قبل از ولادت تا بعد ازممات احوال فردى وزندگى شخصى احوال اجتماعى او نیز و زندگى سیاسى اقتصادى اجتماعى و دیگر شؤون او در فقه مشخص است.) مجله (حوزه) شماره ۲۳/۴۶.
32 . (وسائل الشیعه) ج۱۰۱/۱۸.
33 . (در جستجوى راه از کلام امام) دفتر هشتم روحانیت ۵۶/ انتشارات امیرکبیر.
34 . (صحیفه نور) پیامها و سخنرانیهاى امام خمینى ج۹۱/۲۱ وزارت ارشاد.
35 . (ولایت فقیه) جوادى آملى ۱۲۱/ مرکز نشرفرهنگى رجاء.
36 . (صحیفه نور) ج۹۸/۲۱.
37 . (همان مدرک) ج ۴۷/۲۱.
38 . (وسائل الشیعه) ج۴/۱۸ ح۵.
39 . (من لایحضره الفقیه) شیخ صدوق ج ۲/۳ ح۱ تحقیق موسوى خرسان دارالتعارف للمطبوعات بیروت.
40 . (سوره توبه) آیه ۱۲۲ (و ما کان المؤمنون لینفروا کافه فلولا نفرمن کل فرقه منهم طائفه…)
41 . (سوره نحل) آیه ۴۳. (فاسألوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون).
42 . (سوره بقره) آیه ۱۵۹ (ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات والهدى).
43 . (وسائل الشیعه) ج۹۵/۱۸. (فاما من کان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظا لدینه مخالفاً على هواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه وذلک لایکون الاّ بعض فقهاء الشیعه لاجمیعهم.)
44 . (وسائل الشیعه) ج۱۰۱/۱۸.
45 . (وسائل الشیعه) ج۴/۱۸.
46 . (وسائل الشیعه) ج۹۹/۱۸. قال الصادق(ع): (ینظران من کان منکم ممّن قدروى حدیثنا ونظر فى حلالنا وحرامنا وعرف احکامنا فلیرضوا به حکماً فانى قد جعلته علیکم حاکماً).
47 . (همان مدرک)۱۰۵/.
48 . (وسائل الشیعه) ج۱۰۵/۱۸ ح۲۳; (اختیار معرف الرجال) کشى تصحیح و تعلیق حسن مصطفوى ۱۶۱/ ح۲۷۳ دانشگاه مشهد.
49 . (وسائل الشیعه) ج۱۰۷/۱۸.
50 . (الفهرست) شیخ طوسى۱۷/ انتشارات شریف مرتضى قم.
51 . (اختیار معرفه الرجال) ۳۳۰/ ح۶۰۳ ۶۰۴.
52 . (وسائل الشیعه) ج۱۸ ۱۰۷/ ح۲۷.
53 . (همان مدرک) ۱۰۴/ ح۲۱; (اختیار معرفه الرجال) ۱۳۶/.
54 . (همان مدرک) ۱۱۰/ ح۴۵.
55 . (مجموعه رسائل) ۷۹/; (منتهى الوصول) ۳۹۹/.
56 . (اختیارمعرفه الرجال) ۴۸۳/ ح۹۱۰ ۹۳۸ ۹۳۵.
57 . (همان مدرک) ۴۸۴/ ح ۹۱۴.
58 . (همان مدرک) ۴۸۸/ ح۹۲۸.
59 . (همان مدرک) ۴۸۷/ ح ۹۲۴.
60 . (همان مدرک) ۴۸۸/ ح۹۲۹ ۹۳۰ ۴۹۹/ ح۹۵۶.
61 . (همان مدرک) ۴۸۳/ ح۹۱۰.
62 . (مقدمه اى بر فقه شیعه) حسین مدرسى طباطبائى ترجمه محمد آصف فکرت ۳۶/ بنیاد پژوهشهاى آستان قدس رضوى.
63 . (همان مدرک); (اصول کافى) ج۸۳/۷ ـ ۸۴ ۱۱۵ ـ ۱۱۶ ۱۲۱ ـ ۱۲۵ کتاب الارث.
64 . (الدروس) ج۲۳۹/۱ دفتر نشر اسلامى قم.
65 . (اصول کافى) تحقیق على اکبر غفارى دارالتعارف بیروت; (اختیار معرفه الرجال) ۴۸۹/.
66 . (اختیار معرفه الرجال) ۱۴۵/ ح۲۲۹.
67 . (همان مدرک) ۴۸۴/ ح۹۱۳.
68 . (همان مدرک) ۱۳۳/ ح۲۱۱.
69 . (همان مدرک) ۱۳۹/ ح۲۲۱.
70 . (همان مدرک) ۱۵۶/ ح ۲۵۸.
71 . (همان مدرک)۱۴۵/ ح۲۲۹ ۱۴۷/ ح۲۳۵.
72 . (همان مدرک) ۴۹۱/ ح۹۳۸.
73 . (همان مدرک)۱۶۱/ ح۲۷۳; (وسائل الشیعه) ج۱۰۵/۱۸ ح۲۳.
74 . (الرسائل) امام خمینى ج۱۴۳/۲.
75 . (اختیار معرفه الرجال) ۱۶۸/ ح۲۸۲.
76 . (شرایع الاسلام) محقق حلّى ج۴۹/۴ دارالاضواء بیروت.
77 . (قواعد الاحکام) علامه حلّى ۲۰۱/ چاپ سنگى.
78 . (مستند الشیعه) احمد نراقى ج۵۲۱/۲ انتشارات کتابخانه آیه اللّه مرعشى.
79 . (جواهر الکلام) ج۴۵/۴۰.
80 . (اصول کافى) ج۶۷/۱; (وسائل الشیعه) ج۷۵/۱۸.
81 . (تنقیح المقال) ج۳۴۲/۲.
82 . (وسائل الشیعه) ج۸۰/۱۸ ح۲۰.
83 . (همان مدرک) ج۸۸/۱۸ ح۴۵.
84 . (نهج البلاغه) صبحى صالح نامه ۵۴.
85 . (رجال النجاشى) تحقیق محمد جواد نائینى ج۷۰/۱ دارالاضواء بیروت; (الفهرست) شیخ طوسى ۳۷/.
86 . (الاختصاص) ۲۵۱/; (بحارالانوار) علامه مجلسى ج۱۱۰/۲ مؤسسه الوفاء بیروت.
87 . (التنقیح فى شرح العروه) ۱۴۵/.
88 . (بحارالانوار) ج۲۵۹/۷۵; (سفینه البحار) شیخ عباس قمى ج۲۲۰/۲ دارالتعارف بیروت.
89 . (الغدیر) علامه امینى ج۸ ۲۹۱/ دارالکتب العربى بیروت.
90 . (بحارالانوار) علامه مجلسى ج۱۰۰/۵۰ مؤسسهالوفاء بیروت.
91 . (بحارالانوار) ج۶۳/۴۴; (کلمه الامام الحسن) ۱۹۴/ سید حسن شیرازى ترجمه علیرضا میرزا محمد نشر نور.
92 . (الذریعه) ج۳۹۰/۴.
93 . وى در (قصص العلماء) ۸۵/ زمانى که تألیفات خود را ذکر مى کند مى گوید:
(صد و دویم رسالـه درعدم لـزوم تقلید اعلـم) بنابراین رساله وى در رد قول تقلید اعلم است.
94 . (نهج البلاغه) ح۹۶.
95 . (الدرالنضید) محمد حسن مرتضوى لنگرودى ج۳۱۴/۱ انتشارات انصاریان قم.
96 . (نهج البلاغه) خطبه ۱۷۳.
97 . (وسائل الشیعه) ج۸۴/۱۸.
98 . (همان مدرک) ۶۱/.
99 . (نهایه الافکار) تقریرات درس آقا ضیاء الدین عراقى مقرر محمد تقى بروجردى ج۲۶۸/۲ انتشارات اسلامى.
100 . (متمسک العروه) آیه اللّه حکیم ج۲۶/۱ انتشارات کتابخانه آیه اللّه مرعشى نجفى.
101 . (مجموعه رسائل فقهیه و اصولیه) ۸۳/.
102 . (جواهر الکلام) ج۴۵/۴۰.
103 . (الذریعه الى اصول الشریعه) سیدمرتضى ج۸۰۱/۲ تحقیق ابوالقاسم گرجى دانشگاه تهران.
104 . (رسائل المحقق الکرکى) ج۸۰/۱ رساله جعفریه انتشارات کتابخانه آیهاللّه العظمى نجفى مرعشى.
105 . (همان مدرک) ج۱۷۶/۳; (مقاصدالعلیه فى شرح الالفیه) شهید ثانى ۲۸/ با حواشى محقق کرکى و صاحب مفتاح الکرامه چاپ سنگى صاحب مفتاح الکرامه درحاشیه خود تقلید اعلم را ذکر نکرده.
106 . (مفاتیح الاصول) ۶۲۶/; (جامع المقاصد) ج۴۹۰/۳ تحقیق و چاپ مؤسسه آل البیت.
107 . این کتاب مخطوط است. براى آشنایى با نسخ مختلف آن ر . ک: (مقدمه اى بر فقه شیعه)۱۶۵/.
108 . (الوافیه فى اصول الفقه) تحقیق سید محمد حسین رضوى ۳۰۱/ انتشارات مجمع اندیشه اسلامى قم.
109 . از کتاب (فوائد الشرایع) محقق کرکى دونسخه خطى به شماره هاى:۱۴۱۸ و ۱۹۶۴ در کتابخانه مدرسه فیضیه موجود است که این بخش درصفحه ۲۶۸ شماره ۱۴۱۸ و در مخطوط شماره ۶۳۸/۱۹۶۴ آخر کتاب جهاد موجود است.
110 . (عده الاصول) شیخ طوسى تحقیق محمد مهدى نجف ج۱۱۴/۲ مؤسسه آل البیت قم.
111. (غینه) چاپ شده در (الجوامع الفقهیه) ۴۸۵/ انتشارات کتابخانه آیه اللّه نجفى.
112 . (الذریعه الى اصول الشریعه) ج۸۰۱/.
113 . (معارج الاصول) ۲۰۱/ جعفر بن الحسن حلّى مؤسسه آل البیت.
114 . (شرایع الاسلام) محقق حلّى ج۶۹/۴ دار الاضواء بیروت.
115 . (مفاتیح الاصول) سید محمد طباطبائى ۶۲۶/ مؤسسه آل البیت; (تهذیب الاصول) علامه حلّى ۹۷/.
116 . (قواعد الاحکام) علامه حلّى ۲۰۱/ انتشارات رضى.
117 . (مفاتیح الاصول) ۶۲۶/.
118 . (ذکرى الشیعه) شهید اوّل ۳/ انتشارات بصیرتى.
119 . (مفاتیح الاصول) ۶۲۶/; (الفیه) شهیداول ۳۹/ انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى قم. شهید اول در (الفیه) تقلید اعلم را مطرح نکرده است.
120 . (مسالک الافهام) حسن بن زین الدین العاملى ج۲۸۵/۲ دارالهدى.
121 . (مقاصد العلیه) ۲۹/.
122 . (منیه المرید) حسن بن زین الدین العاملى تحقیق رضامختارى ۳۰۴/ انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى.
123 . (مفاتیح الاصول) ۶۲۶/.
124 . (معالم الدین) حسن بن زین الدین العاملى ۲۴۰/ چاپ علمیه اسلامیه.
125 . (مفاتیح الاصول) ۶۲۶/.
126 . (شارع النجاه) میرداماد۱۱/ چاپ شده در کتاب: (اثنى عشر رساله للمعلم الثالث).
127 . (الوافیه فى اصول الفقه) ۳۰۱/.
128 . (مسالک الافهام) ج۲۸۵/۲ دارالهدى.
129 . (مفاتیح الاصول) ۶۲۶/.
130 . (معالم الدین) ۲۴۱/.
131 . (الذریعه) ج۸۰۱/۲.
132 . (معارج الاصول) ۲۰۱/.
133 . (مفاتیح الشرایع) فیض کاشانى تحقیق سیدمهدى رجائى ج۵۴/۲ مجمع الذخائر الاسلامیه ج۵۴/۲.
134 . (العروه الوثقى) سید محمد کاظم یزدى طباطبایى ج ۵/۳ انتشارات داورى قم.
135 . (زندگانى و شخصیت شیخ انصارى) ۱۶۸/ ـ ۳۶۹.
136. مجلّه (تحقیقات اسلامى) سال پنجم شماره ۱ و ۲۹/۲ مقاله (دوره هاى تاریخى تدوین و تحول فقه شیعه) احمد کاظمى موسوى. وى مى نویسد: (شیخ جعفر بن خضر نجفى (م: ۱۲۲۸) کشف الغطاء و حق المبین را نوشت و درآن مسأله لزوم تقلید از مجتهد اعلم را به صورت منصب براى مجتهد زمان مطرح کرد.)
137 . در (کیهان اندیشه) شماره ۲۱/۶ و مجله (تحقیقات اسلامى) از (کشف الغطاء) ۴۲۰/ تقلید اعلم را نقل کرده اند در حالى که بحث این صفحه درباره امر به معروف و نهى از منکر است و از تقلید اعلم سخنى به میان نیامده است.
به نظر مى رسد صفحه ۴۲۰ درست نیست بلکه ۴۲ صحیح است.
البته قبلاًسخن کاشف الغطاء را در لزوم تقدیم افضل در باب جهاد و دفاع از اسلام مطرح کردیم که مربوط به تقلید نبود. ر.ک: (کشف الغطاء) ۳۹۴/.
138 . (کشف الغطاء) ۴۲/.
139 . (معارف الرجاع) ج۳۰/۳. تاریخ اختلاف سال ۱۲۴۱ ذکر شده و فوت شیخ موسى فرزند کاشف الغطاء سال ۱۲۴۳ (معارف الرجال ج۲۹/۳; الذریعه ج۲۰۲/۲۳) لذ یا باید تاریخ اختلاف را بعد از فوت دانست و یا این که بگوییم وى مریض بوده از این روى مسأله تعیین مرجع مطرح شده است. البته در (معارف الرجال) ج۹۵/۲ وفات شیخ موسى سال ۱۲۴۱ ذکر شده است.
140 . (معارف الرجال) ج۲۹۵/۱
141 . (کیهان اندیشه) شماره ۲۸/۶ نویسنده محترم با این که در صفحه ۲۷ تاریخ فوت میرزاى قمى را سال ۱۲۲۷ هـ . ق. ذکر کرده ولى در صفحه ۲۸ نوشته در سال ۱۲۴۱ مرجع تعیین نمود.
142 . (قصص العلماء) تنکابنى ۱۸۶/ چاپ اسلامیه.
143 . (حق المبین) شیخ جعفر کاشف الغطاء ۱۴۷/ خاتمه القواعد چاپ شده همراه با رساله حق المبین.
144 . (جواهر الکلام) ج۴۰۲/۲۰ کتاب الجهاد.
145 . (جواهر الکلام) ح۲۵/۴۰.
146 . (التنقیح فى شرح العروه الوثقى)۱۴۲/.
147 . (معالم الدین) ۲۴۰/.
148 . (همان مدرک) حاشیه.
149 . (رسائل المحقق الکرکى) ج۵۱/۳ رساله طریق استنباط الاحکام انتشارات اسلامى قم.
150 . (ده گفتار) شهید مطهرى ۹۸/ انتشارات صدرا.
151 . (قواعد الاحکام) ۱۱۹/.
152 . (تعلیم و تربیت در اسلام) شهید مطهرى ۸/.
153 . (صحیفه نور) ۹۸/۲۱ .
154 . مجله (حوزه) شماره ۴۰/۱۲.
155 . (الکلام بحر الکلام) سید احمد زنجانى ج۱۲۴/۱.
156 . (بحثى درباره مرجعیت و روحانیت) مجموعه مقالات ۶۱/ مقاله (اجتهاد در اسلام) شهید مطهرى شرکت سهامى انتشار.
157 . رهبر معظم انقلاب اسلامى درباره تخصص در فقه فرموده اند: (تخصصى شدن علوم در حوزه با این سطح وسیع که علوم اسلامى دارد باید جدى گرفته شود. حتى فقاهت باید تخصصى شود. معاملات و عبادات و… البته به هم مربوط هستند ولى در عین حال یک باب جداگانه است و مى تواند هر باب یک متخصص داشته باشد. تخصصى شدن اصول و ابواب مختلف فقه و درجات تخصصى و روشهاى دیگر را در حوزه باید جدى گرفت.)
ر . ک: (مجله حوزه) شماره ۳۱/۴۶ ـ ۳۲.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید