پرش به محتوای اصلی
امروز: جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

تحقق اسماء الهی در انبیاء،‌ ائمه و اولیای الهی 2

تحقق اسماء الهی در انبیاء،‌ ائمه و اولیای الهی 2

اگر امام نباشد زمین فرو می رود

و بر همین اساس روایاتی داریم که دلالت دارد بر آنکه: «لو لا الحجة لساخت الا رض بأهلها؛ اگر امام و حجت نباشد، زمین مردم روی خود را در کام خود فرو میبرد». و مفاد این روایات اینست که در صورت نبودن امام، عالم، عالم نیستی و عدم است. اگر امام نباشد، نه تنها انسان بلکه حیوان و جن و ملائکه و زمین و زمان عدمند؛ نه اینکه خاکسترند، چون خاکستر هم موجودی است و قوامش به وجه الله است، بلکه عدم محضند. علت اینکه خداوند وجه الله را هلاک نفرموده و در آیه نفخ صور به صورت استثناء بیان نموده است، نه یک عنوان تشریفاتی و اعتباری است، بلکه بر اساس یک حقیقت عالی است. کلمات قرآن مجید، متین و استوار و قاطع است، نه مزاح و شوخی؛ «إنه لقول فصل * و ما هو بالهزل؛ که این (قرآن) سخنی قاطع است و آن بیهوده و شوخی نیست»( آیه 13 و 14 سوره طارق).

رسیدن حضرت ابراهیم به مقام وجه الهی :

از جمله کسانی که به مقام وجه اللهی رسیده و متحقق به حقیقت ملکوت آسمانها و زمین شده است، حضرت إبراهیم خلیل الرحمن علیه الصلوة و السلام است. آن پیامبر بزرگ که بنیاد گذار توحید اسلام و آورنده دین حنیف است، در میان جمیع پیغمبران غیر از پیغمبر اسلام، دارای تشخص و مزایائی است که مقام و مرتبه اش را از سائر پیامبران بالاتر برده است. «و کذ’لک نری ´إبر’هیم ملکوت السمـ’و’ت و الا رض و لیکون من الموقنین؛ و اینچنین ما به إبراهیم ملکوت آسمانها و زمین را می نمایانیم، و برای اینکه از صاحبان یقین باشد» (آیه 75 سوره انعام).

خداوند تبارک و تعالی به دست حضرت ابراهیم علیه السلام مرده زنده کرد، بواسطه همان جنبه وجه اللهی که در او بود و تحقق آن حضرت به اسم محیی خداوند عزوجل. در هر کس هر اسم از اسماء خداوند ظهور و تجلی کند، به اذن خدا و امر خدا، مفاد و مصداق آن اسم را میتواند در خارج تحقق بخشد. آیات شریفه قرآن صراحت دارد بر آنکه حضرت عیسی بن مریم می گفت: من به اذن خدا مردگان را زنده میکنم، و به اذن خدا کور مادرزاد را بینا میکنم، و کسی که به مرض پیسی دچار است شفا می بخشم. «و أبری الا کمه و الا برص و أحی الموتی ‘ بإذن الله؛ و به اذن خدا کور مادرزاد و پیس را شفا می دهم و مردگان را زنده می کنم» (آیه 49 سوره آل عمران).

حضرت إبراهیم علیه السلام از خدا خواست که کیفیت زنده کردن مردگان را بدست خدا بداند. خداوند این عمل را به افاضه اسم المحیی (زنده کننده ) بدست خود او انجام داد. به خلاف حضرت إرمیا که او از خدا برای سکون خاطر خود، زنده شدن مردگان را خواست؛ و خداوند، خود زنده فرمود و او تماشا میکرد. بین این دو درخواست و این دو مقام فرق بزرگی است.

«أو کالذی مر علی ‘ قریة و هی خاویة علی ‘ عروشها قال أنی ‘ یحی هـ’ذه الله بعد موتها فأماته الله مائة عام ثم بعثه و قال کم لبثت قال لبثت یوما أو بعض یوم قال بل لبثت مائة عام؛ یا (داستان) کسی که بر شهری گذشت که بر سقف هایش فرو ریخته بود. (در دل) گفت: خدا چگونه اهل این دیار را پس از مرگشان زنده می کند؟ پس خدا او را صد سال بمیراند، سپس زنده کرد و گفت: چه مدت (در این حال) بوده ای؟ گفت: یک روز یا بخشی از یک روز بوده ام. فرمود: (نه)، بلکه صد سال (در این حال) بوده ای» (آیه 259 سوره بقره). برای آنکه علو مقام و مرتبه حضرت إبراهیم علیه السلام روشن شود، قبلا خداوند در قرآن داستان حضرت ارمیا علی نبینا و آله و علیه السلام را بیان میکند و به دنبال آن قضیه حضرت إبراهیم را بیان می نماید. اگر شنیدید امیرالمؤمنین علیه السلام مرده زنده نموده است، جای تعجب نیست؛ أمیرالمؤمنین دارای اسم است و متحقق به اسم است.

کار پاکان را قیاس از خود مگیر *** گر چه باشد در نوشتن شیر شیر

شیری که روی کاغذ نوشته میشود شیری است که دست بازی اطفال و کودکان است و آنرا با دست خود پاره می کنند؛ و شیری هم که در بیشه خفته است شیری است که از نزدیک آن اگر کسی بگذرد و صدای تنفس آنرا بشنود زهره اش آب میشود. طفل شیرخوار که قدرت پراندن مگس را از روی بینی خود ندارد، کجا میتواند ادراک کند که پهلوانی هم در دنیا هست که هالتر چهارصد کیلوگرمی بر میدارد؟

اشاره حضرت موسی بن جعفر علیه السلام به نقش شیری که در روی پرده بود، و زنده شدن و دریدن مرد مسخره چی و ساحر را در مجلس هارون؛ و اشاره حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام به دو نقش شیری که روی مسند مأمون کشیده بودند، و زنده شدن و دریدن آنها حاجب مأمون را که مأمور بود در مجلس حضرت رضا علیه السلام را تحقیر کند، در کتب معتبره ضبط و ثبت است.

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید