پرش به محتوای اصلی
امروز: جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

تفاوت ظلم و شر در جهان آفرینش 1

تفاوت ظلم و شر در جهان آفرینش 1

پرسش: در دنیایی که ما زندگی می کنیم ظلم همه جا را فرا گرفته، انسان و حیوان هر قدری که از دستش برمی آید مظلوم را می کوبد و یا بدون ظالم بعضی ها مظلومند مانند مریضی بچه و مانند آن. حیوانی را می بینیم بدون هیچ گونه گناهی شکار حیوان قویتر از خود شده و در دست آن به بدترین شکلی جان می دهد.
پاسخ: مقدمتا و پیش از ورود در بحث باید توجه داشت که نظام آفرینش بر اساس علیت و معلولیت گذاشته شده و جهان ماده با اصولی تکوینی استثناپذیر اداره می شود نه با عواطف و احساسات؛ مثلا خاصیت آتش، سوزانیدن است خواه آن دامن پیغمبری باشد یا لباس ستمگری. حیوانات درنده و مرغهای شکاری گوشت خوارند که اگر نخورند می میرند و این حق را با تجهیزات بدنی آفرینش به آنها داده و مسئولیتی در این باب ندارند، چنان که انسان نیز با گوشت حیوان تغذیه می کند و وجدانا مسئولیتی حس نمی کند.

بنابر آنچه گذشت، ظلم (به معنای تجاوز به حق غیر و یا تبعیض در اجرای مقررات) در خارج از جامعه انسانی وجود ندارد و ناملایماتی را که در حوادث مشاهده می شود نباید ظلم نامید بلکه شر هستند که نسبت به علت پیدایش خود، خیر می باشند و نسبت به مورد عمل شر و علت، نظر به اقتضای وجودی خود حق عملکرد دارد. بیماری بچه شش ماهه ظلم نیست بلکه شر و محرومیتی است که در اثر پیدایش اسباب مرض به وجود آمده است. ناملایمی و ناگواری که گربه در چنگال سگ می بیند شر است نه ظلم و در عین حال خود گربه همان رویه را در مورد موش اجرا می کند و روا می بیند.

آری، نوع انسان که فعالیت حیاتی خود را در شعاع خواستهای نفسانی و بر اساس عواطف و احساسات و از مجرای اختیار انجام می دهد در اثر این که در زندگی نیازمندیهای بی شمار و متنوع دارد و به تنهایی نمی تواند زندگی نماید، ناگزیر زندگی اجتماعی را اختیار نموده و طبعا برای استقامت اجتماع خود یک سلسله مقررات لازم الرعایه را پذیرفته که به موجب آنها منافع هر یک از اجزای اجتماع طبق وزن اجتماعی که دارد حفظ شده و حقوق لازم الرعایه ای برای او تثبیت گردیده که حفظ آنها طبق مقررات، لازم و تعدی بر آنها و ابطال آنها ممنوع می باشد. همین تعدی و تجاوز بر حقوق وضعی و قراردادی است که ظلم نامیده شده و جرم و جنایت شمرده می شود و محصل آن این است که کسی بدون این که حقی داشته باشد به حق ثابت کسی دیگر تجاوز نموده ابطالش کند. از این بیان روشن می شود که ظلم در خارج از محیط اجتماعی انسان، مصداق ندارد و در هر حال ظالم باید حق تجاوز نداشته باشد؛ بنابراین، تأثیرات ناگوار علتهای تکوینی که آفرینش با آنها مجهزشان کرده و حق داده، شر است نه ظلم و همچنین انسانی که برای دفاع از حقی مهمتر، حق غیرمهم را ابطال کند، شر است نه ظلم و همچنین قصاص معادل ظلم که از ظالم گرفته شود برای ظالم شر است نه ظلم، «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل مااعتدی علیکم …، پس هر که به شما تعدی کرد با او مقابله به مثل کنید…» (بقره/194).

و همچنین است نوع مصیبتها و ناگواریها که به خدای متعال نسبت داده می شود، چنان که اشاره خواهد شد. مرقوم داشته بودید: «آقایی می گفت: وقتی حیوان کوچکی توسط حیوان بزرگتری خورده می شود تکامل پیدا می کند (یعنی گوشت حیوان ضعیف، جزء حیوان قوی شده کاملتر می شود) گوشت گربه جزء گوشت سگ شدن چه تکاملی است؟»

این بیان، نظری است فلسفی و صحیح و از فروع نظریه «حرکت جوهری» می باشد ولی چون فنی است و دامنه دار، ایراد آن در یک نامه امکان پذیر نیست. ادامه پرسش؛ «می گویند همه چیز خداست و همه ملک اوست، خودش می داند، من هم می دانم خودش می داند، اما مسأله این است که قرآن مجید صراحت دارد بر اینکه خدا اصلا ظلم نمی کند».

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید