پرش به محتوای اصلی
امروز: 29 شهریور 1405 | کانال‌های رسمی: بله ایتا روبیکا

جهت گيري تحقيقاتي و پژوهشي10

جهت گيري تحقيقاتي و پژوهشي10

تدبير ش59    ضرورت تشكيل پژوهشگاه‌ در دانشگاه‌ها
مسئلة ديگر كه خيلي مهم است، تشكيل پژوهشگاه‌هاست. در هر دانشگاهي، علاوه بر پژوهشگاه‌هاي مستقلي كه وجود دارد، لااقل بايد يك پژوهشگاه جدي به وجود بيايد. خود دانشگاه‌ها به امر پژوهش، به صورت يك مجموعه در درون دانشگاه اهميت بدهند. نخبه‌هاي ما بروند به سمت پژوهشگاه‌ها. البته نه اينكه رابطه‌شان با دانش و تعليم و تعلم قطع شود، بلكه همچنان كه ميل خود نخبگان هم همين است كه سراغ پژوهش بروند، جذب اين پژوهشگاه‌ها شوند و در آنجا كار پژوهشي انجام دهند. امكانات – همان‌طوري كه قبلاً عرض كرديم – در اختيارشان قرار بگيرد تا بتوانند پژوهش كنند؛ اين همان چيزي است كه يك نخبه را راضي مي‌كند، قانع مي‌كند؛ هم استعداد او را به جريان مي‌اندازد و به فعليت مي‌رساند و احساس مي‌كند مي‌تواند كار كند، هم وسوسه‌هايي كه در مورد عدم امكان كار در كشور مي‌شود – كه روزبه‌روز هم اين وسوسه‌ها توسعه پيدا مي‌كند – خنثي و بي‌اثر خواهد شد.
در اين پژوهشگاه‌ها اين امكان وجود دارد كه از تجربة علمي و از پختگي اساتيد دانشگاه‌ها، كه بعد از پايان دورة خدمتشان بازنشسته شده‌اند، استفاده شود و اينها حضور پيدا كنند. در اين صورت، يك حلقة وصلي خواهد شد بين نسل جـديـد پـژوهنـده و پـژوهشگـر- كـه هميـن جـوان‌هايند- و مجـربيني كـه دورانـي را در دانشگاه‌ها گذرانده‌اند.4 4.   14/07/89   بيانات در ديدار نخبگان جوان‌ضرورت سرمايه‌گذاري روي علم، فناوري و نخبه‌پروري براي توسعة كشور و جبران عقب‌ماندگي
در برنامه‌ريزي توسعة كشور، آن چيزي كه خيلي مهم است، اين است كه ما ببينيم عمدة تمركز سرمايه‌گذاري‌هاي مادي و معنوي ما بايد كجا باشد؛ چون بديهي است سرماية مادي و سرماية معنوي – يعني همت و نيروي انساني و انگيزه – نامحدود نيست. اگر مي‌خواهيم كشور را به توسعه برسانيم – توسعه به معناي مطلوب و منظور خودمان، نه لزوماً توسعه به معناي رايج غربي – ببينيم كجاها بايد بيشتر براي سرمايه‌گذاري متمركز شويم.
اعتقاد راسخ من اين است كه: اگر چنانچه بر روي مسئلة علم و فناوري و نخبه‌پروري سرمايه‌گذاري كنيم، حتماً در يكي از با اولويت‌ترين كارها سرمايه‌گذاري كرده‌ايم. پيشرفت علمي و به دنبال آن پيشرفت فناوري، به كشور و ملت اين فرصت و اين امكان را خواهد داد كه اقتدار مادي و معنوي پيدا كند. بنابراين با يك نگاه راهبردي، علم يك چنين اهميتي دارد. تكية ما بر اين اساس است. … بنابراين يكي از با اولويت‌ترين كارها عبارت است از مسئلة علم و فناوري؛ اين در كشور لازم است. ما در اين زمينه‌ها يك عقب‌افتادگي مزمنِ تاريخي فاحشي داريم، كه گناهش به گردن آن كساني است كه بـا سياست خودشان، بـا رفتار خـودشـان، بـا طمـع‌ورزي‌هـاي خـودشـان، بـا سهـل‌انگاري‌هـاي خودشان، اين بيماري مزمن را بر يك چنين ملت بزرگي تحميل كردند؛ و ما حالا مي‌خواهيم خودمان را از زير اين بار، از زير اين بختك سنگين خلاص كنيم. بنابراين من، شما، مسئولين ذي‌ربط، مسئولين بخش‌هاي مختلف كشور و هر انسان باشرف در اين كشور كه امكاني دارد، بايد در اين زمينه تلاش كند؛ هـركس بـه‌قدر خـودش. همـه مسئولند؛ از يـك دانشجويـي كـه امسـال وارد دانشگاه شـده، تـا دانشجوهاي برتر و بالاتر، تا اساتيد، تا مسئولين نظام آموزشي و علمي كشور، تا بخش‌هاي مختلف، در سلسله‌ مراتب اداري و علمي كشور. همه بايد تلاش كنيم، همه بايد كار كنيم، همه بايد بدويم تا بتوانيم اين عقب‌افتادگي تاريخي تحميل‌شدة بر خودمان را جبران كنيم؛ اين يك مسئلة جدي است.4 4.   14/07/89   بيانات در ديدار نخبگان جوان‌ضرورت ايجاد چرخة توليد علم تا مرحلة آمدن محصول به بازار
علاوة بر اين،[چرخة علمي] چرخة ديگري لازم است؛ از پديد آمدن يك فكر در ذهن يك نخبه يا يك نابغه، تا تحويل آن به مركز علمي و فعاليت علمي روي آن و تبديل اين فكر به يك علم يا به شاخه‌اي از يك علم، تا عبور از اين مرحله و رفتن به ميدان فناوري و به عرصه آمدن فناوران و نخبگان فناوري و صنعتي بر روي اين يافتة علمي، تا بعد به مسئلة تجاري كردن … برسد؛ اين هم باز يك چرخة ديگر است. پس علاوه بر اينكه يك چرخة علمي بايد به وجود بيايد كه علوم، همديگر را تكميل كنند، به هم كمك كنند، يك منظومه به وجود بيايد، چرخه و سلسلة زنجيره‌وار ديگري از توليد انديشة علمي و ايدة علمي، تا تشكيل يك مجموعة ذهني علمي، تا آمدن به ميدان فناوري و صنعت، تا آمدن به بازار و تبديل به محصول هم بايد حتماً به وجود بيايد. البته اينها، هم همت شما را مي‌طلبد، هم مديريت دستگاه‌هاي مسئول را. همه بايد تشريك مساعي كنند كه اين اتفاق در كشور بيفتد.4 4.   14/07/89   بيانات در ديدار نخبگان جوان‌لزوم تأسيس شركت‌هاي علمي و فناوري
پيشنهاد كردند … كه امكان تأسيس نوع تازه‌اي از شركت‌ها كه عبارت است از شركت‌هاي علمي و فناوري، در كشور فراهم شود. خيلي‌ها هستند كه مايلند دسته‌جمعي كار علمي كنند، تحقيقات علمي كنند. اين كمكي كه دولت و مسئولان به پيشرفت‌هاي علمي و فناوري مي‌كنند، منحصر نماند به كمك به افراد؛ اين شركت‌ها مورد حمايت قرار بگيرند. البته اينها با شركت‌هاي تجاري كه ماليات و تسهيلات متعارف بانكي به آنها تعلق مي‌گيرد، اشتباه نشوند؛ بلكه به‌طور ويژه به اين شركت‌ها كمك شود. فكر مي‌كنم اين كار، كار لازم و مهمي است. دولت بايد در اين زمينه يك مديريت هوشمندانه‌اي به كار ببرد.4 4.   14/07/89   بيانات در ديدار نخبگان جوان‌علم را بايستي آن وقتي در دست گرفت كه با تزكيه همراه باشد
ما تأكيد مي‌كنيم روي علم. اين تأكيد، جدي است؛ تعارف نيست؛ از روي يك احساس كاذبِ تشريفاتي موسمي نيست؛ بلكه از يك تشخيص عميق و محاسبه‌شده برمي‌خيزد. زورگويي در دنيا زياد است. زورگويان متكي به قدرتشان هستند. آن قدرت و آن ثروت و آن امكانات، برخاستة از دانش آنهاست. بدون دانش نمي‌شود مقابله كرد؛ نمي‌شود مواجهه كرد. من يك وقتي اين حديث را خوانده‌ام: «العلم سلطان»؛ ( شرح نهج‌البلاغه، ج 20، ص 319) علم عبارت است از: اقتدار. علم، خودش يك اقتدار است. هر كس اين اقتدار را داشت، مي‌تواند حركت كند؛ هر كسي، هر ملتي، هر جامعه‌اي كه نداشت، مجبور است از اقتدار ديگران پيروي كند. بنابراين، اين يك محاسبة دقيق است.
خوب! اين علم دو جور مي‌تواند هدف داشته باشد: يك جور هدفي كه دارندگان كنوني علم در دنيا آن هدف را داشتند و دنبال كردند و آن هدف، هدفي است ناپاك و نامقدس. … پيشرفت علم در دنياي غرب، چه از وقتي كه اساساً تحرك علمي غرب شروع شد – بايد گفت تحرك فكري، كه مقدمة تحرك علمي بود – … جهت علم عبارت بود از حركت به سمت ثروت، بدون رعايت ذره‌اي اخلاق و ايمان و معنويت. اروپايي‌ها همان وقت هم ادعاي تمدن مي‌كردند، اما رفتارشان از وحشي‌ترين قبايل در حملات گوناگون قبيله‌اي وحشيانه‌تر بوده. … به وسيلة همين اروپايي‌ها و غربي‌ها و با ابزار علمِ آنها چه اتفاقي افتاده است. چون هدف، ثروت بود، بنابراين اخلاقي وجود نداشت، مذهبي وجود نداشت، خدايي وجود نداشت.
ما اين علم را نمي‌خواهيم. اين علم، آن وقتي كه رشد پيدا مي‌كند و به منتها درجه مي‌رسد، مي‌شود مثل اين چيزي كه امروز كشورهاي غربي دارند؛ مي‌شود بمب اتم، مي‌شود اين همه ظلم و ستم، مي‌شود نابودي دموكراسي در مدعي‌ترين كشور دنيا از لحاظ دمـوكـراسـي – يعني آمريكا – مـي‌شـود اختـلاف طبقاتـي روزافـزون و شـكاف طبقاتـي؛ ميليون‌ها كارتن‌خواب، ميليون‌ها زير خط فقر در يك كشور ثروتمند و پيشرفته. اين علم فايده‌اي ندارد. ما دنبال اين علم نيستيم. نه تعليمات انبياء، نه تعليمات اسلام، نه وجدان انساني، ما را به اين طريق سوق نمي‌دهد؛ هيچ شوقي در انسان نمي‌آفريند.
آن علمي كه ما مي‌خواهيم، همراه با تزكيه است. همين آياتي كه اول اين جلسه تلاوت كردند، به اين نكته اشاره دارد: « هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الاُُمِّيِّينَ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ ».(جمعه: 2) اول، تزكيه است. تربيت دين، تربيت قرآن، تربيت اسلام اين است. چرا اول تزكيه؟ براي اينكه اگر تزكيه نبود، علم منحرف مي‌شود. علم يك ابزار است، يك سلاح است؛ اين سلاح اگر در دست يك انسان بدطينت، بددل، خبيث و آدمكش قرار بگيرد، جز فاجعه چيز ديگري نمي‌آفريند؛ اما همين سلاح مي‌تواند در دست انسان صالح، وسيلة دفاع از انسان‌ها، دفاع از حقوق مردم، دفاع از خانواده باشد. اين علم را بايستي آن وقتي در دست گـرفت كـه بـا تزكيه همـراه باشد. ايـن توصية مـن بـه شماست.4 4.   14/07/89   بيانات در ديدار نخبگان جوان‌اهميت تجاري‌سازي يافته‌هاي علمي و صنعتي و لزوم بازاريابي در محاسبات اوليه
مسئلة تجاري‌سازي خيلي مهم است. يافته‌هاي علمي و صنعتي بايستي بتوانند در كشور توليد ثروت كنند. برادران مسئول در دفتر ما يك محاسبه‌اي كردند؛ نظر آنها اين است كه تا سال 1404 ما بايد بتوانيم حداقل بيست درصد از درآمد كشور را از راه صنايع دانش‌بنيان و فعاليت‌هاي تجاري دانش‌بنيان تأمين كنيم؛ يعني از محل فروش محصولات علمي. اين چيزي است كه بايد خيلي از دسترس دور نباشد. دانش، منشأ توليد ثروت است؛ البته به شكل صحيح، به شكل نجيبانه، نه آنچنان كه دنياي غرب از دانش براي تحصيل ثروت استفاده كرد؛ … البته تجاري كردن اگر در ذهنيت دستگاه‌هاي مسئول باشد، بايستي از آغاز – يعني از وقتي كه ما پروژة علمي و پروژة صنعتي را تعريف مي‌كنيم – به فكر تجاري كردنش باشيم؛ نگذاريم بعد از آنكه كار تمام شد، به فكر بيفتيم كه بازاريابي كنيم. از اول بايد اين مسئله در محاسبات بيايد؛ كه البته اين مربوط به دستگاه‌هاي مسئول كشور است كه دنبال كنند.4 4.   14/07/89   بيانات در ديدار نخبگان جوان‌ما بايستي راه جديدي را باز كنيم كه اقتدار ملي، ارزش‌هاي الهي و اخلاق الهي را در دنيا عَلم كند
علم را براي خدمت، براي معنويت، براي پيشرفت فضايل انساني، براي دفاع حقيقي از حقوق انسان بايد فرا بگيريم. ثروت ملي و اقتدار ملي بايد براي اين باشد كه اين ملت بتواند برخلاف سنت رايج جهان، پرچم عدالت را در دست بگيرد. به كسي زور نگوييم؛ به مظلوم كمك كنيم؛ با ظالم مقابل و مواجه شويم؛ جلوِ ظالم را بگيريم.    
شما فكرش را بكنيد: اگر توي اين دنيايي كه سكة رايج عبارت است از ظلم و زورگويي و استكبار و استعمار و استثمار ملت‌ها، و هر كسي كه قدم در جادة دانش و علم و پيشرفت مي‌گذارد، همين راه را دنبال مي‌كند – يك عده‌اي زور مي‌گويند، يك عده هم زور را مي‌پذيرند؛ سلطه‌گر و سلطه‌پذير، كه مجموعاً نظام سلطه را به وجود مي‌آورند – يك ملتي قد علم كند، عالم باشد، قدرت داشته باشد، حرف براي زدن داشته باشد و بتواند صداي خودش را به دنيا برساند، داراي فناوري پيشرفته و ابزارهاي گوناگون ارتباطي باشد، داراي قدرت تبليغات باشد، داراي انسان‌هاي با اعتماد به نفس بالا باشد و با اين نظام سلطه مواجهه و مقابله كند؛ آنجايي كه همه دست به دست هم مي‌دهند تا يك ملت را مظلوم كنند، زير پا له كنند، او به دفاع از آن ملت سينه سپر كند، ببينيد در دنيا چه اتفاق عجيبي رخ خواهد داد؛ وضع دنيا دگرگون خواهد شد.
براي اين هدف كار كنيد، علم را براي اين فرا بگيريد، دنبال اين باشيد – اين لازم است – والاّ اگر روشي كه علم‌آموزان و صاحبان علم در دنيا در اين دويست سال سيصد سال دنبال كردند، ما هم ته صف آنها بايستيم، راهي كه آنها رفتند، ما هم همان راه را برويم، اين كه هنري نيست؛ اين كه هدفي نيست كه انسان از جان خودش براي آن مايه بگذارد. ما بايستي راه جديدي را باز كنيم. راه جديد اين است كه يك ملتي با دارا بودن ابزار علم و اقتدار علمي – كه همه چيز ديگر را به دنبال خودش مي‌آورد – انگيزه‌هاي الهي و ارزش‌هاي الهي و اخلاق الهي را در دنيا عَلم كند و پرچمش را برافرازد. اين، آن توقعي است كه ما از شما داريم.4 4.   14/07/89   بيانات در ديدار نخبگان جوان‌جوانان، موتور محرك و خط مقدم حركت ملت ايران براي پيشرفت
من به شما جوانان عزيز عرض بكنم: امروز شما خط مقدم حركت ملت ايرانيد! … در زمينة علمي، در زمينة فناوري، در زمينة سياسي، در زمينة خدمات گوناگون، در زمينة عمران كشور، ما به پيشرفتهاي چشمگيري دست يافتهايم. امروز خوشبختانه سرتاسر كشور مثل يك كارگاه بزرگ است كه در همه جايش دارد كار انجام ميگيرد، خدمت انجام ميگيرد، كارهاي عمراني انجام ميگيرد؛ هم كارگزاران ايراني مهارت و خبرويت و تجربه پيدا ميكنند، هم مردم بهرهمند ميشوند، هم ما از ديگران بينياز ميشويم.
در گذشته اگر ميخواستند توي اين شهر يك پل بسازند، بايد كارشناس فرنگي ميآمد؛ اگر ميخواستند يك سد بسازند، بايد منت چند دولت خارجي را ميكشيدند؛ كارهاي پيچيدهتر كه جاي خود دارد. امروز ملت ايران از اين جهات بينياز است؛ نيروي انساني غني، سرشار، بااستعداد و انبوه دارد؛ مديران دلسوز و علاقه مند و كارآمد دارد. ملت دارد پيش ميرود. اما آن مجموعهاي كه جلوي اين حركت عظيم قرار دارد، چه كساني هستند؟ آنهـا جـوانهـا هستند، دانشجويـانند، دانشآموزانند، طلاب جوانند. جوانهـا هستند كـه دارند اين حركت را به پيش ميبرند. موتور اين حركت عظيم، اين قطار عظيمي كه دارد همينطور پيش ميرود، جوانهايند.
البته مديران كارآمد و كارآزموده و مجرب لازمند. تكية روي جوانها معنايش اين نيست كه ما به آدمهاي تجربه كرده و عمر گذرانده و مراحل ديده و مو سفيد كرده بياحترامي كنيم؛ نه، آنها هم وجودشان واجب و لازم است؛ اما تا جوانها نباشند، اين حركت انجام نميگيرد. امروز به توفيق الهي، به حول و قوة الهي جوانها حاضرند، در صحنهاند؛ اين خيلي چيز مهم و بزرگي است. شما جوانها خط مقدم اين حركت هستيد؛ هم در ميدانهاي سياسي، هم در ميدانهاي اقتصادي، هم در ميدانهاي علم.9 9.   12/08/89   بيانات در ديدار دانش آموزان در آستانه 13 آبان  ضرورت عزم راسخ، براي رسيدن به قله هاي پيشرفت
ملت ايران به قله هايي چشم دوخته است و به سمت آن قله ها دارد حركت ميكند. دوست و دشمن اعتراف ميكنند كه ملت ايران بسرعت دارد به سمت قله ها ميرود. البته راه هنوز خيلي طولاني است؛ ساده انديشي نبايد كرد. راهي كه ما در پيش داريم، راه يكساله و دو ساله نيست؛ راه بلندمدت است؛ اما دارد حركت ميكند. تا حركت نباشد، رسيدن به هدف ممكن نيست. با نشستن و آرزو كردن و خميازه كشيدن، هيچ كس به هدف نميرسد؛ بايد پا در راه نهاد، با عزم راسخ پيش رفت. ملت ايران دارد اين كار را ميكند. … توي صحنه بمانيد عزيزان من! كشور مال شماست. اين قلههايي كه … گفتم، متعلق به شماست. در دوراني كه شما به كمال سني رسيديد، انشاءاللَّه اين قلهها را خواهيد ديد و براي ملت خودتان افتخار خواهيد آفريد. البته هيچ حركتي هرگز تمام شدني نيست. حركت به سمت قلهها همچنان ادامه دارد و هيچ وقت متوقف نميشود. مهم اين است كه يك ملت ياد بگيرد، عادت كند و براي حركت به سمت كمال و تعالي، عزم راسخ كند. اين عزم نبايستي هيچ وقت سستي پيدا كند.9 9.   12/08/89   بيانات در ديدار دانش آموزان در آستانه 13 آبان

این نوشته را منتشر کنید:

admin

نویسندهٔ پایگاه آموزش evented-edu

مشاهدهٔ پروفایل و نوشته‌ها

دیدگاه خود را بنویسید