14- انقلاب اسلامي و معضل بي حجابي
در مورد مشكل بدحجابى بايد گفت كه اين معضل در ايران ريشه در عوامل متعددي دارد که بايد آن عوامل را در جامعه مورد شناسايى قرار داد و با توجه به آنها اقدامات اساسى و حساب شده انجام داد. و اين که بعضي گمان مي کنند علت اين مساله عدم برخورد حکومت و يا رويگردان بودن افراد بي حجاب از دين است کاملاً اشتباه است. بر اين اساس عوامل بدحجابى در جامعه به دو دسته تقسيم مىشود:
الف) عوامل درونى:
منظور از عوامل درونى، مجموعه مؤلّفههايى است كه به وجود آوردن اين پديده دخالت داشته و ناشى از عملكرد افراد يك جامعه و سيستم سياسى، اجتماعى و فرهنگى حاكم بر آن است. مهمترين آنها عبارت است از:
1. بي تقوايي و ضعف ايمان
از نظر انسانشناختى و روانشناختى، انسان موجودى است كه داراى قدرت اختيار مىباشد، يعنى، هم توانايى انتخاب راه درست و طى كردن مراتب كمال انسانى را دارد و هم توانايى پيروى از اميال و هواهاى نفسانى و طى كردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن در سوره انسان، آيه 3 مىفرمايد:«انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا»
بر اين اساس در جامعهاى مانند جامعه اسلامى ما ـ كه بسيارى از احكام، ارزشها و معارف اسلامى براى اداره جامعه تبيين شده و جاى هيچگونه عذر و بهانهاى نيست ـ بعضى از احكام الهى (مانند حجاب) از سوى برخى افراد ناديده گرفته مىشود و اين مسأله به اين اصل و عنصر روانشناختى(يعني قدرت اختيار و انتخاب) باز مىگردد. به عبارت ديگر يكى از مهمترين عوامل بدحجابى در جامعه، سوء اختيار يعني پيروى از هواهاى نفسانى است كه خود ناشى از ضعف ايمان و تقوا، تزلزل شخصيت و… مىباشد و در مظاهرى از قبيل تجملگرايى، خودنمايى در مقابل بيگانگان و… نمود پيدا مىكند.
در بسياري از موارد، خودباختگي و تزلزل شخصيت و عدم اعتماد به نفس ،موجب تقليد و تظاهر به رفتارهاي ناصحيح ديگران مي گردد. بر اثر خودباختگي، ملاک در کرامت و شايستگي اجتماعي را محبوب بودن و مطرح بودن در چشم ديگران مي دانند. البته اگر انسان با تقوا و پاکدامن و مقيد به رعايت ارزش هاي الهي باشد هم محبوب خواهد بود و هم در چشم و دل و زبان اولياء مطرح خواهد بود، ليکن اين مسأله نياز به خودباوري و ايمان قوي و انگيزه هاي عالي و معرفت صحيح از حيات طيبه دارد. چنين انساني براي خود رسالتي عظيم را قايل است که به رفتارهاي او جهت مي دهد.
يكى از راههاي اصلاح جامعه از اين معضل، مقابله با عوامل روانشناختى آن و تقويت ايمان و تقواى افراد جامعه و تقويت انگيزه، عزم و اراده آنان در اجراى احكام الهى و موازين و مقررات اسلامى در سطح جامعه مىباشد. خداوند درقرآن كريم در سوره رعد، آيه 11مىفرمايد:”ان الله لا يغير ما بقومٍ حتى يغيروا ما بأنفسهم…..؛ خداوند سرنوشت هيچ قومى را تغييرنمىدهد، مگر آن كه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند.”اين عامل دروني اختصاص به جامعه اي خاص يا پيروان دين مخصوصي ندارد، اما در هر جامعه اي عوامل تشديد كننده يا كنترل كننده وجود دارد كه بايد پيشينه تاريخي و وضعيت فرهنگي را بررسي كرد.
2-يكي ديگر از عوامل مهم در بي حجابي افراد جامعه، عدم معرفت ديني است . از اين جهت كه علي رغم آنچه ادعا مي شود سطح علم ودانش در جامعه بالا رفته ، بايد اذعان كرد كه آنچه به عنوان علم نمود پيدا كرده يك سري دانشهاو اطلاعاتي است كه هيچ گاه جاي معرفت ديني را نمي گيرد وعلم نمايي بيش نيست وحتي در همين جامعه ديني ما كه حداقل يك ربع قرن بعد از انقلاب تبليغ شده است، هنوز بعضي افراد ، پاره اي ازمحرمات وهمچنين مسائل محرم و نامحرم را به درستي نمي دانند وبرخي از امور را كه جزء محرمات است همچون دست دادن با برخي از اقوام نامحرم ، حضور عاري از حجاب در محافل يكديگر و…….. برآنها مكشوف ومعلوم نيست وحتي برخي توصيه ها و تذكرها را دراين خصوص فقط امر حكومتي مي دانند واز اين كه بي حجابي وبدحجابي يك حرام الهي است بي خبرند و حتي بعضي نوع پوشش خود را بي حجابي نمي دانند.
3- عامل سوم را مي توان در برخي افراد جستجو كرد ، عده اي از افراد بااينكه مي دانند برخي از حضورها ونمايشهاي خود در محضر ديگران، حرام است اما غفلت نموده وسهل انگاري مي كنند وگهگاه ديده مي شود كه با وضعي نامناسب در مجامع و محافل حضور پيدا مي كنند كه البته اين خود به عوامل ديگري همچون خلأهاي دروني افراد برمي گردد.
4-كمبودهاي عاطفي در خردسالي وحتي بزرگسالي ، هويت وشخصيت انسان را به شدت كاهش مي دهد. آنگاه نبود ايمان واعتقاد كافي وكمبودهاي عاطفي و دروني كه تحت عوامل مختلف، گريبانگير يك زن مي شود ، سعي مي كند براي جبران آن خلأ، به شيوه هاي گوناگوني از جمله توجه ديگران به خود و نماياندن خود به ديگران روي آورد.
5- عامل ديگر كه مي تواند درافزايش بدحجابي مؤثر باشد، بُعد رواني زنهاست كه اساساً سعي در زينت و زيور و آراستگي دارند واين توجه به خود در پيرايش و آرايش ، هنگامي كه مانعي همچون ايمان واعتقاد نباشد يا ضعيف باشد، نتيجه اش آن مي شود كه با چهره هاي جذاب و جلب كننده درمحافل واجتماع ظاهر گردند تا آن تمايل دروني خويش را ارضاء نمايند.
6. ريشههاى تاريخى اين مسأله كه به اقدامات رژيم پهلوى براى گسترش فرهنگ برهنگى، بىبند و بارى و كشف حجاب بر مىگردد كه توانست بخشى از جامعه ما را دچار اين انحراف كند و بىحجابى را در خانوادهها به صورت يك هنجار و ارزش درآورد. روند گسترش اين معضل، هر چند با وقوع انقلاب اسلامى و فضاى ناشى از دوران دفاع مقدس، تا حد زيادى كنترل شد؛ ولى به دلايل متعددى، رگهها و ريشههاى خود را همچنان حفظ نمود و بعد از تغيير محيط ارزشى جامعه و فاصله گرفتن از فضاى معنوى حاصل از انقلاب و دفاع مقدس، دوباره مجال ظهور و بروز پيدا كرد.
7. كوتاهى و بىتوجهى برخى از مسؤولان فرهنگى كشور در تثبيت ارزشها و احكام اسلامى و تعميق بخشيدن به آن، از دلايل ديگر گسترش بدحجابى است.گفتنى است كه به علت وجود مشكلات ناشى از تثبيت انقلاب اسلامى، جنگ تحميلى، فشارهاى خارجى محاصرههاى گوناگون اقتصادى، سياسى و… باعث شد كه بيشترين وقت و انرژى مسؤولان و دستگاههاى دولتى به اين امور صرف شود و توجه چندانى به مسائل فرهنگى جامعه و اجراى راهكارها و برنامههايى در جهت تثبيت و تعميق ارزشها و احكام اسلامى مبذول نگردد.
8. بعضى از اقدامات انجام گرفته بعد از سال 1368 (از قبيل سياستهاى پولى و ارزى و…) كه به منظور تسريع در روند توسعه و رشد اقتصادى، صنعت و… انجام گرفت، ناخواسته موجب تغيير ارزشهاى جامعه، به سوى هنجارهاى مادى، مدركگرايى، تجمل پرستى و…گرديد.
9. برخى از افراط و تفريطهايى كه در سالهاى اوليه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بى حجابى و بد حجابى شد از قبيل استفاده از روشهاى خشونتآميز و فيزيكى و… باعث بوجود آمدن تنفر و انزجار و بدبينى عده اي به اين حكم الهى گرديد.
10. اجرا نشدن فريضه مهم امر به معروف و نهى از منكر يا نظارت ملى به صورت فراگير و گسترده و نظاممند از طرف آحاد جامعه، كه در روايات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه از فساد، نا امنى و… شمرده شده است.
ب) عوامل بيرونى:
مهمترين عامل بيرونى تهاجم فرهنگى گسترده و همه جانبه غرب به ارزشهاى اسلامى و ملّى ما، براى بى هويت نمودن نسل جوان، تضعيف باورهاى عقيدتى در مردم و در نهايت شكست نظام اسلامى در ايران با استفاده از پيشرفتهترين وسايل تكنولوژى اعم از نرمافزارى و سختافزارى، عناصر وابسته داخل در عرصههاى فرهنگى و اقتصادى و… در جهت حاكم نمودن فرهنگ و ارزشها و مظاهر تمدن غرب.
مجموعه عوامل فوق سبب گرديده كه متأسفانه عليرغم گذشت بيش از دو دهه از انقلاب اسلامى، معضل بد حجابى در جامعه اسلامى ما وجود داشته باشد.
15- راهكار مقابله با معضل بي حجابي در جامعه
حقيقت اين است كه اين موضوع (بدحجابي و بي حجابي)، بيشتر از آنچه كه به قوانين مربوط شود به فرهنگ عمومي جامعه بستگي دارد. به عبارت ديگر، ايمان قلبي به دين و عملكرد مثبت آن، اساسي ترين عنصر و مؤثرترين نسخه براي حفظ و استمرار فرهنگ حجاب در جامعه است.
به هر حال از آنجا كه دشمنان فرهنگ ديني، از طريق ماهواره، افراد غرب زده و از همه مهم تر با تهاجم فرهنگي خويش با حوصله زياد و در پروسه زماني طولاني در صدد گسترش فرهنگ سكولار و نفوذ فرهنگ بي حجابي و بدحجابي در بين كشورهاي داراي فرهنگ ديني و از جمله به كشور اسلامي ما هستند، مقابله با چنين پروسه و اصلاح آن نيز، نيازمند كار دقيق فرهنگي با برنامه هاي دراز مدت است، چرا كه تنها وضع قوانين و رفتارهاي قهر آميز نمي تواند ضامن اجراي مقررات اسلامي باشد و همين مسأله، وظايف ما را به عنوان يك فرد مسلمان و دين دار، دو چندان مي كند. اين وظيفه در چند سطح قابل بررسي است:
1. اصولاً مسؤولان كشور در برابر تعليم و تربيت نوجوانان و جوانان آن مملكت مسؤولند. بنابراين بايد با بكارگيري همه ابزارهاي لازم در رفع زمينه هاي بي حجابي و بد حجابي (مثل بيكاري، بالا رفتن سن ازدواج، بي عدالتي، تبعيض و …) و گسترش فرهنگ ديني و ارزش هاي پايدار اسلامي، نهايت تلاش خويش را بكار گيرند و شرعاً و قانوناً مجاز نيستند كه با سهل انگاري خويش، اسباب كم رنگ شدن دين و اخلاق در جامعه را فراهم آورند.
2. همه مردم و به خصوص جوانان و نوجوانان متدين، از حيث«كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته» ، بايد قيام به امر به معروف و نهي از منكر كرده و با اخلاق حسنه و بدون برخورد فيزيكي و تنش (و حتي با پرهيز از صحنه هايي كه خود امر و نهي كننده ممكن است مورد تهمت قرار گيرد) و با اتكال واعتماد به خداوند متعال، تلاش دشمنان را خنثي كرده و آنان را ناكام بگذارند.
3. كارهاي بنيادي فرهنگي: هنرمندان و ارباب رسانه هاي صوتي- تصويري (اعم ازبخش دولتي و خصوصي) نيز مي توانند با ارائه كارهاي هنري خويش (اعم از فيلم، عكس، نقاشي، بازيگري و …) در تعميق فرهنگ پوشش اسلامي و اهميت آن، هنر نمايي كنند. البته به اين شرط كه خودشان با پوشش مطلوب ظاهر شوند. بي شك با توجه به الگوپذيري جوانان و نوجوانان از هنرمندان، مسؤوليت آنان پيش خدا و خلق بسيار سنگين است.4. برخورد قانوني و كنترل رفتار فيزيكي: با توجه به مسائل پيش گفته در بخش اقدامات فرهنگي و اجرايي، اگر عده اي اندك خواستند هنجارهاي عمومي و ديني را در عمل به زير سؤال ببرند، نيروهاي اجرايي مسؤول بايد به وظايف خويش عمل كنند.
به هر حال، در اين مسأله ظريف و حساس، هم كار فرهنگي دامنه دار و هم كار قانوني و كنترل رفتار فيزيكي توأماً مؤثر خواهد بود و هر كدام بدون ديگري مفيد و مؤثر نخواهد بود.
16- فلسفه حجاب و پوشش بانوان در نماز
با توجه به اين كه خداوند متعال عليم و حكيم است، پس يكايك احكام حكمت خاصي دارد ولكن پي بردن به تمام آن اسرار براي ما ميسر نيست چه اين كه با علم محدود وناقص ما از نيازها، استعدادها و نيز راه رفع نيازهاي واقعي و شكوفا كردن استعدادها به نحو صحيح و بدون مخاطرات جسمي و روحي، مادي و معنوي، چگونه ميتوان چنين ادعايي نمود.
علاوه بر اين كه اساس در اين احكام، فراخواندن بشر به تعبد و اظهار بندگي در مقابل حضرت پروردگار است. البته چه بسا ممكن است آگاهي به اين اسرار و حكمتها حداقل در بعضي افراد موجب تقويت انگيزه آنها در پيروي از آن دستورات شود. به همين جهت در صدد كنكاش از اسرار و حكمتهاي احكام هستند.
به هر صورت حجاب و پوشش بانوان در نماز، علل و فلسفههاي متعددي دارد ؛ از جمله:
1) اين خود نوعي تمرين مستمر و روزانه براي حفظ حجاب ميباشد و يكي از عواملي است كه در پاسداشت دائمي پوشش اسلامي زن و جلوگيري از آسيبپذيري آن، نقش مهمي ايفا ميكند.
2) وجود پوششي يكپارچه براي تمام بدن و داشتن پوششي مخصوص براي نماز، توجه و حضور قلب انسان را بيشتر ميكند و از التفات ذهن به تجملات و چيزهاي رنگارنگ ميكاهد و ارزش نماز را صد چندان ميكند.
3 ) داشتن پوشش كامل در پيشگاه خداوند، نوعي ادب و احترام به ساحت قدس ربوبي است. ازاينرو براي مرد نيز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همين ادب حضور در پيشگاه الهي زمينه ساز حضور معنوي و بار يافتن به محضر حق مي شود.
افزون بر آن، حكم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم تفاوتهايي دارد و با آن قابل مقايسه نيست؛ مثلاً پوشاندن روي پا در برابر نامحرم واجب است؛ ولي در نماز – بدون حضور نامحرم – واجب نيست.(43)