پرسش. چرا حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه خطبه ۷۹ (نهج البلاغه با شرح ابن ابی الحدید معتزلی، قم، کتابخانه آیه اللّه مرعشی، ۱۴۰۴ ق، خطبه ۷۹، ج۶، ص ۲۱۴.) زنان را از نظر ایمان، بهره های اقتصادی و عقل ناقص دانستند؟
پاسخ: نکته ای که باید به آن توجه داشت قضا و شرایط صدور این روایت است. عنوانی که سید رضی رحمه الله به این خطبه زده است، نشانگر تاریخ صدور روایت است. او مینویسد: مِنْ کَلامٍ لَهُ علیه السلام بَعْدَ فَراغِهِ مِنْ حَرْبِ الْجَمَلِ فِی ذَمِّ النِّساءِ؛ از سخنان حضرت علی علیه السلام بعد از تمام جنگ جمل در سرزنش زنان.
حضرت بعد از جنگی که زنی هیزمآور آتش معرکه آن بود، بیان فرمود که چگونه زنان به سبب غلبه احساسات و کمبود عقل، فتنه به پا میکنند. جنگ جمل اولین جنگی بود که مسلمانان در آن رو در روی هم ایستادند.
نکته دوم که راهگشای فهم این روایت خواهد بود، این است که مراد حضرت مقایسه زن با مرد است که در مقام مقایسه، زن در امور عقلانی از مرد ضعیفتر است؛ چنان که مرد در جنبه عاطفی و احساسات ـ که زمینه تربیت کودکان است ـ از زن ضعیفتر است. البته آنچه در این مقایسه ذکر شد لحاظ غالب افراد است به این معنی که برتری عقلانی جنس مرد بر جنس زن مشخص است: اگرچه در مصداق، افرادی استثنا باشند. پس نقص در این عبارت از حضرت امیرمؤمنان علیه السلام حمل بر تفاوت میشود نه حمل به نقصان در خلقت؛ چنان که در برخی موارد تفاوت به جای نقص به کار میرود مانند این آیه:
مَا تَرَی فِی خَلْقِ الرَّحْمنِ مِن تَفَاوُتٍ (ملک: ۳)
در آفرینش خدا نقصی نخواهی دید.
بنابراین حضرت علی علیه السلام در این خطبه میفرماید زن در سه زمینه با مرد متفاوت است اول از نظر ایمان به این سبب که بخشی از عمر خود را نماز نمیخواند و مقصر هم نیست (چنانکه حضرت علی علیه السلام در این مورد توضیح داده است)؛ دوم از نظر عقلانیت که احساس و عاطفه زن بر مرد غالب است؛ سوم از نظر کار اقتصادی و کسب درآمد.
به این ترتیب زن با توجه به این ویژگی ها در میدان کارزار جایگاهی برای رزم ندارد؛ چنان که نه امیرمؤمنان علی علیه السلام روایت شده است:
إن الْمَرْأَهَ ریحانَهٌ وَلَیْسَتْ بقهرمانهٍ. (نهج البلاغه با شرح ابن ابی الحدید، ج ۱۶، ص ۱۲۲. )
زن ریحانه است (در لطافت) و قهرمان (کارزار، جدل و بحث و نیز امور مالی و وکالتی) نیست.
بانوی خانه، گل خوشبویی است که باید فضای خانه را تلطیف و خوشبو کند و قهرمانی نیست که بخواهد در جنگ، شرکت کند یا فرماندهی گروهی را بر عهده گیرد. این، امری است که بر اساس طبیعت زن بنا نهاده شده امّا در فضای تبلیغاتی غربزده، در وارونه نشان دادن مطلب آنهم تنها در تئوری و نظری تلاش میشود؛ در حالی که در عمل خودشان هم به قدرت کارزار و مدیریتی زن پایبند نیستند؛ چنانکه آمار رئیس جمهور، وزرا، فرماندهان و… در غرب مؤید این مطلب است که در عمل قائل به برتری جنس مرد در سطح مدیریت کلان هستند. تفکر غرب با شعارهایی ظاهرفریب و با تبلیغ وسیع سعی در القای این مطلب دارد که فمینیسم و تساوی حقوق زن و مرد از شاخص های فرهنگ غرب است؛ در حالی که خود برخلاف این شعار، عمل میکنند؛ زیرا آنها نیز نمیتوانند این واقعیّت را که مرد و زن تفاوتهای جسمی و روحی دارند، منکر شوند. اسلام با واقعبینی و قبول تفاوت زن و مرد، تکالیف و حقوق خاص هر یک را مشخص کرده است. از این رو هیچ گونه تبعیضی در اسلام بین زن و مرد وجود ندارد.