دوشکای خودکار , دیده‌بان پرخرج , دیوارهای مسلح , رادیو , راه بی‌بازگشت

دوشكاي خودكار , ديده‌بان پرخرج , ديوارهاي مسلح , راديو , راه بي‌بازگشت

دوشکای خودکار
در منطقه جنوب، دوشکا را در امتداد لبه‌ی خاکریز قفل (هم‌جهت) می‌کردیم و بعد قفل بعدی را آزاد می‌گذاشتیم و با طنابی که به ماشه‌ی دوشکا می‌بستیم و تا سنگر کشیده شده بود ماشه را می‌چکاندیم و دوشکا با ضربه‌ی قنداق خود به چپ و راست می‌چرخید و اگر کسی در آن شرایط بالای خاکریز می‌رفت هدف قرار می‌گرفت.
منبع: کتاب خلاقیت‌ها 

 

دیده‌بان پرخرج
بچه‌ها در بعضی جاها، برای این‌که دشمن را مشغول کنند، آدمک‌هایی را درست می‌کردند و روی دکل دیده‌بانی می‌گذاشتند و نیروهای عراقی تمام گلوله‌های تانک و خمپاره خود را متوجه آن دکل می‌کردند.
منبع: کتاب فرهنگ جبهه 

 

دیوارهای مسلح
اطراف پایگاهمان را طوری درست کرده بودیم که نفوذ دموکرات و کومله واقعاً سخت بود.
دیوارهای اطراف را تماماً با بطری های خالی و شکسته می‌پوشاندیم، طوری که اگر کسی از دیوار بالا می آمد به محض لمس لبه‌ی دیوار، بطری‌های شکسته و لرزان در دستش فرو می‌رفتند و چون این بطری‌ها به جایی گیر نبود باعث می‌شد تعادل فرد بهم بخورد و به پایین سقوط کند.
منبع: کتاب خلاقیت ها صفحه ۱۰۲ 

 

رادیو
خیلی دوست داشتیم از حوادث ایران و جهان باخبر باشیم یکی از رزمندگان که در زمینه‌ی کارهای الکترونیک سررشته داشت بی‌سیم ترکش خورده‌ای را در یک تانک نیم‌سوخته عراقی پیدا کرد.
اول قصد داشت قطعات آن را برای تعمیر بی‌سیم‌های دیگر نگه دارد ولی بعد قبول کرد در صورت امکان از آن رادیویی بسازد، البته ما در خط وسیله لحیم کاری و هویه نداشتیم به ناچار از سرب داخل مرمی گلوله به جای قلع استفاده کرده و به جای هویه سمبه‌ی کلاش را با مالیدن بر سنگ‌ها و کشیدن به بلوک‌های سیمانی سنگر نوک تیز کرده و با روشن نمودن آتش آن را داغ کرد و بالآخره بعد از سه روز کار مداوم موفق شد صدای بی‌سیم را درآورد.
البته این صدا فقط با گوشی شنیده می‌شد اما خوشبختانه توانستیم مشکل صدا را با نصب بلندگوی کهنه‌ای حل کنیم به این طریق بچه‌ها صدای رادیوی ایران را شنیدند.
منبع: کتاب فرهنگ جبهه 

 

راه بی‌بازگشت
در هور و آبراههایی که دشمن راه نفوذی می‌یافت و عبور می‌کرد، برای اینکه راه عبورش را سد کنند با استفاده از بنزین سطح آب را آتش می‌زدند.
به این وسیله غواص‌های دشمن مجبور می‌شدند تغییر مسیر بدهند که یا به طرف مسیرهایی می‌رفتند که در آن غواص‌های خودی انتظارشان را می‌کشیدند یا به خورشیدی‌هایی که سر راهشان تعبیه شده بود برمی‌خوردند و به هلاکت می‌رسیدند.
منبع: کتاب خلاقیت ها 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید