در دوران دفاع مقدس چندین بار«شيمیايي» شده بود. اما مهمترین آن در دی ماه سال 1365 در جزیره مجنون اتفاق افتاده بود. هر سال، اول تا يازدهم دی ماه به شکل عجیبی ناراحتي و دردش بیشتر نمايان مي شد.
وقتي ميگرن عصبي سيد شدت مي گرفت. پس از خوردن قرص و مسكن با پيچيدن پتو دور سرش شروع به داد زدن مي كرد. شايد كمي درد سرش كاهش يابد .
مدام مي گفت:«به خدا سرم خيلي درد مي كند. اگر داد نزنم نمي توانم آرام بگيرم، مجبورم. ديگر با دردش آشنا شده ام».
حرفهايش برايم باوركردني نبود :می گفت: ما 5 سال بيشتر با هم زندگي نمي كنيم.
آخرين بار كه از مراسم دعاي توسل برگشت با نشاطي خاص مي خنديد، حالت عجيبي داشت. فرداي آن روز تب كرد خواستم از محل كارم در بابلسر مرخصي بگيرم اما سيد موافقت نكرد و خواست تا همراه دوستش به بيمارستان برود.
دلشوره عجيبي تمام وجودم را فرا گرفت. هنگام خروج از منزل تأكيد كردم: آقا! حتماً پيش دكتر خودتان برويد.
آن روز سيد مجتبي قبل از ترك منزل غسل شهادت كرد و با لبخند گفت: آقا، پرونده مرا امضاء كرده و فرموده: تو بايد بيايي ديگر ماندن در اين دنيا بس است.
بيهوده براي من زحمت نكشيد، شما مي خواهيد مردن مرا يك هفته عقب بياندازيد.
خدايا! امسال مريضي اش طور ديگري شده است. او را در قسمت «ايزوله» بيمارستان بستري كردند. با ديدن چهره اش از هوش مي رفتم.
خدايا! اين همان باباي زهراست؟ لحظاتي قبل از يك هفته بيهوشي كامل براي آخرين بار حرفهايش براي هميشه ماندگار شد: «مي دانم بعد ازمن زندگي بدون وجود مرد براي شما و دخترم سخت خواهد بود، ولي هميشه يادت باشد با خدا باش. خدا با شماست و من هيچ وقت شما و دخترم را فراموش نمي كنم. سعي مي كنم هميشه در هر جا پيش شما بيايم ، من را حلال كن، مواظب خودت و بچه باش و سعي كن به راهي بروي كه من پيش جدم روسفيد باشم و بعد سكوت كرد».
خدا در دي ماه براي سيد هميشه حادثه اي جاودانه به همراه دارد. «ولادتش»، «شيميايي شدنش»، «ازدواجش»، «به دنيا آمدن دخترش» و حالا… تنها در درياي خاطراتم غوطه ور شدم سيد در جمع هم اتاقي هايش لحظات آخر را سپري مي كرد.
هنگام اذان مغرب يازدهم دي ماه سال 1375 براي لحظاتي چشمانش را باز كرد. همه را نگاه كرد و بعد از گفتن شهادتين براي هميشه خداحافظي نمود.
پيكر سيد در هنگام اذان ظهر در گلزار شهداي ساري در جوار ساير همرزمانش به خاك سپرده شد و نواي يا زهرا(س) و يا مهدي(عج) و يا حسين (ع) بدرقه راهش در آسمان شهادت گرديد.
* * *
راوی : همسر شهید
منبع : مجله عاشورا آبان ماه سال 1377- مجله اشراق شماره11. 1378. راوی؛ همسر شهید
اشتراک گذاری این صفحه در :
رفتار آقایان در 9 ماه بارداری همسر
1405/06/15
ابزار عاطفه در جعبه دلجویی
1405/06/15
چگونه می توان کودک پر انرژی را آرام کرد
1405/06/12
پیام پیامبر (ص) به دختران امروز
1405/06/11
آموزش شعر کودکانه در مورد احترام به والدین
1405/06/04
5 نوشیدنی لاغرکننده
1405/05/26
زندگی اتوکشیده آدمهای حسابی
1405/05/11