شناختهای عمیق چگونه ارزیابی می شود؟
بهرامی: هر کدام از بلوغ ها به دلیل نقش هایی که داردندمهم است. مثلادر بلوغ مالی مرد ها به دلیل نقشی که دارند ونفقه ای که باید پرداخت کنند باید بلوغ مالی بالایی داشته باشند . ۸ بلوغ باید باشد اگر این بلوغ ها باشد بحث شرعی هم دیگر حل خواهد شد. و آن بحث بلوغ عاطفی هم بوجود نخواهد آمد.بلوغ های ۸ گانه عبارتند از: ۱- بلوغ جنسی و جسمی،۲- بلوغ عقلی و علمی، ۳- بلوغ عاطفی، ۴ بلوغ روانی، ۵- بلوغ بینشی،۶- بلوغ اجتماعی، ۷- بلوغ اخلاقی و ۸ بلوغ مالی. با توانایی و تجاربی که دارید و با کمک مشاورین و خانواده در بین ۳تا ۶ ماه می توانید به یک شناخت برسید . یکی از این نوع بلوغ ها بلوغ عاطفی است بلوغ عاطفی یعنی چه ؟ من بعنوان یک فرد می توانم عواطف و احساسات خودم را کنترل کنم. عاطفه فقط مهر و محبت نیست خشم و عصبانیت هم یک نوع عاطفه است بر خلاف آن چه که خیلی از مواقع می گوییم مثلا فلانی خیلی آدم خوبی است (چرا؟ ) چون خیلی عاطفی و مهربان است. در این مرحله شناخت ،شاید خیلی ها نقش بازی می کنند ما در اسلام یک توحید نظری و یک توحید عملی داریم . امروزه ما سراغ هر کس برویم می گوید من خدا را قبول دارم من معتقد هستم خدا از همه بزرگتر است. ممکن است در گفتار او بسیاری ازچیز ها را بشنویم اما در عمل این را نمی بینیم . مثلا اگر در بلوغ بینشی باشد امام حسین را قبول دارد ولی نماز نمی خواند . امام حسین ظهر عاشورا جنگ را رها کرد و نماز خواند. این چه باوری است که در عمل تو دیده نمی شود. فرد در بلوغ عاطفی چقدر می تواند هیجانات و خشم خود را کنترل کند . اگر ما از او بپرسیم اگر عصبانی شوی چه کار می کنی می گوید من سعی می کنم خیلی آرام باشم در بخشی از اسلام داریم که همسفر و همسفره شوید ما می توانیم یک مسافرت دو روزه با خانواده برویم در مسافرت همه چیز راحت و امن نیست در این سفر اگر یک استرسی وارد شود چگونه برخورد می کند. بلوغ عقلی: آیا تصمیم گیریهایش عقلی است . در شرایط بحرانی چگونه تصمیم می گیرد.
نگاه اسلام به آشنایی قبل از ازدواج در مدت نامزدی چگونه است؟ در این دوره حدود حدودها چقدر می باشد؟
ملک محمدی: دین اسلام جامع ترین و پیشرفته ترین دین است. برای تمام نیازهای ما دستور دارد از قبل از تولد تا ازدواج راه حل داده است . این دینی که برای تمام ساعات زندگی ما برنامه دارد آیا برای موضوع ازدواج که بسیار بسیار مهم است برنامه ای ندارد؟با تمام تعاریفی که در قرآن آمده است اگر ما بخواهیم به یک زندگی آرامش بخش و نورانی و انسانی برسیم حتما باید دستورات دینی را رعایت کنیم.
اسلام حد وحدود این ارتباط را به چه صورت جایز می داند؟
ملک محمدی: دین ما اجازه نمی دهد که پسر و دختر جوان در آن نجابت و پاکی و صداقتی که دارند شب را تا صبح دور از خانواده بگذرانند با این احساس که بخواهند برای ازدواج با هم صحبت کنند. البته اینها همه توجیه هات است ما باید سراغ توضیح المسائل برویم نه توجیه المسائل.گاهی اوقات با یکدیگر می نشینند از سیر تا پیاز تمام مسائل جزئی را سوال می کنند ولی خوب است جوانانی که قصد ازدواج دارند از مسائل ریشه ای و پایه ای سوال بپرسند چون می خواهند یک کانون را بر پا کنند که می تواند آنها را هم در این دنیا و هم در آخرت رستگار کند.
آیا اسلام به محتوای زمان نامزدی هم دستور العملی دارد؟و آیا این محتوا شرعی است؟
ملک محمدی: در زمان حساس انفجار علمی اینترنتی و … هستیم که خیلی راحت امکان تماس پیش می آید . نظر من این است که حتما رعایت موازین دینی را بکنیم و بسیار معتقد و پایبند باشیم. آمار طلاق بسیار غم انگیز است واین آمار هشدار دهنده است. بخشی از اینها ریشه در نگاههای ما دارد. دوران نامزدی که طول می کشد وقتی ازدواج می کنند بعد از چند ماه این آتش فروکش می کند و ناسازگاری ها شروع می شود واز هم جدا می شوند .
روابط دختر و پسر باید در چه حد و چگونه باشد تا شرعی شود؟
فردوسی: باید ارتباطی منظم و هدف دار باشد. آیا دختر و پسر قصد و نیتشان واقعا ازدواج است یا خیر؟ نیاز است یکدیگر را بیشتر بشناسند . نیاز است از اخلاق و رفتار و اندیشه های یکدیگر بیشتر اطلاع پیدا کنند . باید خانواده ها در جریان باشند این رابطه رسما اعلام شود. مجاز بودن این ارتباط تا این حد باشد که هیچ گونه ارتباط جسمانی و پنهانی وجود نداشته باشد . و زیر چتر خانواده یکدیگر را بشناسند. زمان این ارتباط بستگی به طرفین دارد . تا زمانی که تا حدودی یکدیگر را بشناسند این زمان طول خواهد کشید . اگر به نسل جوان کمک شود این زمان بین ۳تا ۶ ماه خوب است. در این مدت شاخص و مولفه های یک نفر مشخص می شود. ما باید به دنبال این باشیم که ببینیم از نظر شخصیتی، ایمانی وخانواده چگونه هستیم. دختر و پسری که قصد ازدواج دارند از همان ابتدا خانواده ها را در جریان قرار بدهند . اگر در این مدت دیدند که نظرها و اعتقاداتشان از هم دور می شود هرچه زودتر باید به این اشنایی خاتمه دهند.
شما صحبتهای خانم دکتر را شنیدید اگر در این رابطه نظری دارید بفرمایید.
بهرامی: فقط اعتقاد من این است که باید سعی کنیم انشاالله جوانانمان را به آن ابزار لازم برسانیم. ابزار را بدستشان بدهیم تا شناخت لازم را پیدا کنند. خانواده ها باید در تربیت جوانانشان دقت لازم را داشته باشند. اول از همه از زمان نوجوانی یا حتی قبل تر از آن فضای ارتباط را بوجود آوریم تا دختر و پسرمان به راحتی بیایند و مسائل را با ما در میان بگذارند. در این ارتباطات به آنها شناخت هم بدهیم . خیلی از سریالهای تلویزیونی جای گفتمانها را گرفته اند. کمتر خانواده ها در ارتباط هستند بیایید قبل از یک سریال شخصیتها را تحلیل کنیم. به جوانان ابزار لازم برای شناخت بدهید. فقط به ظاهر یک فرد نگاه نکنید . پدرها با دخترهایشان ارتباط داشته باشند به دخترانتان بگویید که دوستشان دارید تا اگر دخترتان بعد از سن ۱۸ یا ۲۰ سالگی کسی به آن گفت خیلی دوستش دارد فکر نکند خبری شده است. متاسفانه در این دوره مهلک عدم ارتباط این نسل بوجود آمده است . خانواده ها با دانایی وتوانایی خودشان این خلاء را پر کنند. و نشان دهند که فرزندشان را می شناسند در مواقع ضرورت فرزند ما بخصوص دختر ما این احساس عمیق را داشته باشد که بیاید به خانواده اش مطرح کند که فردی را که برای ازدواج در نظر گرفته چگونه است و چه ملاکی برای او دارد. با یکدیگر بررسی کنند. متاسفانه الان یک جوان ۲۶ ساله به عنوان یک پسر هنوز نمی داند چه چیزی می خواهد و برای زن گرفتن چه ملاکی هایی دارد دخترها نیز همین گونه هستند شاید فقط به ظاهر نگاه کنند. مسئولیت خانواده ها بسیارسنگین است چون این ابزار لازم را باید برای شناخت به فرزندانشان بدهند.
صفاری نیا: معتقدم دوران کودکی نیز باید بررسی شود. اگر خانواده به فرزند خود اطلاعات دهد بچه عزت نفس پیدا می کند احساس می کند که یک فرد ارزشمندی است . این عزت نفس را در ارتباطی که با مادر دارد کسب می کند. بر اساس عزت نفس و فضای امنی که این کودک در شخصیتش بوجود می اید می تواند فضای ایمنی را کسب کند. ما سبکهای دلبستگی داریم سبک دلبستگی ایمن، سبک دلبستگی نائینه هراسان و سبک دلبسته ناینه دو سو گرا. تمام این سبکها تاثیر گذار هستند. امروزه ما مدلهایی از عشق را داریم که بدترین مدلهای عشق هستند چون فاقد تعهد در بین زوجین جامعه است. بدون تعهد با هم ازدواج می کنند و بعد چون تعهدی وجود ندارد بعد از چهار یا پنج سال با مشکلات شدیدی مواجه می شوند . در جامعه ما مردها بخاطر گسترش فضای مادی و زیاده خواهی و هزینه های گران زندگی مجبورند چند شیفت کار کنند که خلاء وجود خودشان در خانواده را می توانند با پول تامین کنند. نوجوان و جوانشان سرویسهایی می گیرند که بی مورد است یعنی فرزند بجای اینکه گوشش پر از کلمات زیبا شود و چشمش با نگاههای محبت پر شود از سمت پدر و مادر با پول رضایتمندی فراهم می شود و بعد این دختر وارد دانشگاه می شود و فکر می کنیم که در دانشگاه به اعتماد به نفس و اعتقاد بالاتری میرسد ولی بعد از گذشت زمان می بینیم که اینگونه نبوده است و دانشگاه پر شده از امتحانات و مفروضات. این جوانی که چشمانش و گوشهایش از محبت والدین خالی است و فقط سرویس گرفته است در فضای دانشگاه دنبال محبت می گردد. اگر نوزاد کوچک خودمان را در آغوش بگیریم و به او بگوییم دوستش داریم متوجه می شویم که آن نوزاد به وجد آمده است وقتی ما گوشهای بچه را پر از حرف های محبت آمیز نمی کنیم به محض اینکه دو حرف محبت آمیز می شنود تمام وجودش خالی می شود که متاسفانه خیلی وقتها این دوستی ها به شکل نافرجامی می رسد. گاهی اوقات هم به ازدواج ختم می شود. خیلی وقتها ما می بینم نوجوان ما آموزش جنسی ندیده است اگر الان به خیابان انقلاب برویم و به دنبال ناشرهای اینگونه کتابها برویم خواهیم دید که بیش ازچند گونه کتاب در مورد آموزش مسائل جنسی نداریم که تعداد آنها بسیار محدود است. یک جوان که می خواهد ازدواج کند این آموزشها را از کجا باید بیاموزد. بعضی وقتها هم آموزش می گیرند ولی کارشناسانه نیست. ما معتقدیم باید به نوجوانانمان مهارتهای زندگی را یاد دهیم.
در اینترنت پرسش و پاسخ های درمورد رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج دیدم . سوال کرده بودند که مگر قرآن نمی گوید ما همه با هم خواهر و برادر هستیم پس چرا حداقل روابط خواهر و برادری را نباید قبل از ازدواج داشته باشیم. اسلام مشکلی با روابط حداقلی خواهر و برادری ندارد . وقتی در عمل با خود جوانان صحبت می کنیم و از رابطه نامزدی از آنها می پرسیم می بینیم که اصلا حدود شرعی را رعایت نمی کنند . وقتی به آنها این موضوع را می گوییم یکسری از آنها این حدود را نمی دانند و آنهایی هم که می دانند این مسائل را رعایت نمی کنند و می گویند پدر و مادرمان در جریان هستند.وقتی این ارتباط طولانی شود آفتهایی را به بار می آورد این حد و حدود تا چه حد باشد آشنایی ایجاد شود وچقدر باشد افراط می شود؟
صفاری نیا: این گونه برخوردها دو دسته اند . یکی برخوردهای غیر رسمی در بین جوانان ما رایج است که خانواده ها اطلاعی از آن ندارند و پس از مدتی رسمیت پیدا می کند و موضوع بحث ما نیست چون فضا فضای غیر رسمی است. خیلی وقتها روابط غیر رسمی در بین جوانان ما بخصوص در شهرهای بزرگ پیدا می شود. فضای چه رسمی باشد وچه غیر رسمی باشد یک اصلی وجود به نام جاذبه متقابل یعنی به دو صورت است یک در اثر مجاورت و دو بر اثر محرک قرار گرفتن است. ممکن است فردی از فرد دیگر خوشش نیاید ولی وقتی در مجاورتش قرار می گیرد و با او صحبت می کند ریزه ریزه این رابطه از بین می رود. بر اثر این مجاورتهای زیاد محبت ایجاد می شود. چون دختر و پسرهای ما واکسینه نیستند و آموزش ندیده اند در این جاذبه های متقابل نمی توانند درست تصمیم بگیرند.
فردوسی: ما به آموزش دادن و آگاهی و شناخت جوانان به موضوع ازدواج تاکید می کنیم. یک موضوع را نباید فراموش کنیم که دیدگاه انسان نسبت به ازدواج و روابط زن و شوهر از همان دوران کودکی شروع می شود . بچه ها پدر ومادرهایشان را می بینند و دیدگاهشان درباره زندگی مشترک در همان کودکی شکل می گیرد. این خودش یک نوع تربیت است. صحبت هایی که پدر و مادرها می کنند و اینکه روی چه مسائلی متمرکز هستند روی کودکانشان تاثیر می گذارد. وقتی سنشان بالاتر رفت و آماده ازدواج شدند برای داشتن ارتباط آنها را لحاظ می کنند. اگر در خانواده ای پول یک عامل مهم باشد یکی از ملاکهای دختر یا پسرشان برای ازدواج همین فاکتور پول خواهد شد. باید در رفتار والدین این مسائل لحاظ شود. و از همان دوران کودکی به فرزندانشان برای آینده آموزش دهند که چه دیدگاههای برای ازدواج داشته باشند.
ملک محمدی: در حدیث زیبای امام جواد(ع) در مورد اقداماتی که می خواهیم در جامعه داشته باشیم اینگونه آمده است که باید به سه موضوع دقت داشته باشید : اول فکر کنید( دختر و پسر بصورت جدا روی اصل موضوع خودشان فکر کنند) دوم مشورت کنید ( با مشاورین و خانواده ها و معلمان تربیتی و عالم دینی مشورت کنید) و سوم توکل به خدا داشته باشید( همه امور عالم دست خداوند است) پس جوانان با فکر ، مشورت و توکل می توانند یک زندگی سالم و خوبی داشته باشند.
بهرامی: توانایی این را داشته باشیم که هم درسهایی مرئی ( آموزشهایی که داریم، آموزش و پرورش) و هم درسهایی نامرئیمان ( مثلا اینکه اگر دختر به سن بلوغ می رسد برای اینکه بگوید وجود دارد باید یک دوست پسر داشته باشد و پسر هم برای اینکه بگویند که یک مرد هستند باید چند دوست دختر داشته باشند) که این درسهای نامرئی را از اطرافیان می گیرند و از سریالهای تلویزیونی می گیرند که این مسائل افتخار هم شده است را همسو کنیم. امیدوارم روزی برسد که درسهای مرئی و نامرئی همه یک سو باشند و دختر و پسر ما زیر یک سقف به آرامش برسند.