سیر تاریخى حج در قرآن کریم(۳)

سير تاريخى حج در قرآن کریم(3)

۵.  لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّکُمْ .(۴۰)
در زمان جاهلیت، این توهّم وجود داشت که معامله و تجارت و بارکشى و مسافربرى به هنگام موسم حج، حرام و گناه و موجب بطلان حج مى گردد،(۴۱) اما خداوند با نزول این آیه فرمود: هیچ گونه مانعى براى تجارت در ایام حج وجود ندارد، بلکه براساس آیه:  لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ… و روایاتى که از ائمه(علیهم السلام) نقل شده، یکى از حکمت هاى حج، منافع اقتصادى آن مى باشد.

۶ . « یَسْئَلُونَکَ عَنِ اْلأَهِلَّهِ قُلْ هِیَ مَواقِیتُ لِلنّاسِ وَ الْحَجِّ وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَم».(۴۲)
این آیه، بنا به شأن نزولى که بعضى از مفسران گفته اند، اشاره به یک رسوم خرافىِ دیگر در موسم حج، در زمان جاهلى، دارد که هرکس هنگامى که لباس احرام را به تن کرد، دیگر نباید از راه معمولى و درِ خانه وارد شود، بلکه در پشت خانه نقبى مى زدند که به هنگام احرام فقط از این راه رفت و آمد کنند; به طورى که این عمل نزد آنها نیکو شمرده مى شد; زیرا نوعى ترک عادت تلقى مى گردید و از آن رو که احرام ترک عادت است، پس از این ترک عادت، آن را تکمیل مى کردند، اما خداوند با نزول این آیه، ملاک برّ و نیکى را تقوا دانسته است.(۴۳)

۷ .  إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَهَ مِنْ شَعائِرِ اللهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما .(۴۴)
یکى از اعمال حج در جاهلیت، سعى میان کوههاى صفا و مروه بود، ولى در بالاى این دو کوه، دو بت به نام هاى اساف و نائله نصب بود که آنها به هنگام سعى، براى این دو بت احترام قائل مى شدند. مسلمانان به خاطر سابقه این موضوع، کراهت داشتند در ایام حج سعى میان صفا و مروه کنند و تصور مى کردند این یک عمل جاهلى است. خداوند با نزول این آیه، آن تصوّرات را مردود دانست و سعى میان صفا و مروه را یکى از شعائر دین مطرح کرد; چنان که معاویه بن عمار از امام صادق(علیه السلام)روایت کرده که آن حضرت در ضمن حدیثى طولانى فرمود:
«إِنَّ الْمُسْلِمِینَ کَانُوا یَظُنُّونَ أَنَّ السَّعْیَ بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَهِ شَیْءٌ صَنَعَهُ الْمُشْرِکُونَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ  …إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَهَ مِنْ شَعائِرِ اللّهِ…».(۴۵)
از عادات دیگر جاهلیت در مراسم حج، طواف در حال برهنگى است. آنان معتقد بودند که تأمین لباس احرام در اختیار قریش قرار دارد و اگر کسى جامه احرام تهیه نمى کرد، مى بایست برهنه طواف کند و طواف با لباس و پارچه اى که از خارج حرم باشد را باطل مى دانستند، چنان که مرحوم فیض از امام صادق(علیه السلام) در این باره روایت آورده که آن حضرت فرمود:

«و کان سنه من العرب فی الحج أنّه من دخل مکه و طاف بالبیت فی ثیابه لم یحل له إمساکها و کانوا یتصدقون بها و لا یلبسونها بعد الطواف فکان من وافى مکه یستعیر ثوبا و یطوف فیه ثم یرده و من لم یجد عاریه اکترى ثیاباً و من لم یجد عاریه و لا کرى و لم یکن له إلاّ ثوب واحد طاف بالبیت عریاناً فجائت امرأه من العرب وسیمه جمیله فطلبت ثوبا عاریه أو کرى فلم تجده فقالوا لها إن طفت فی ثیابک احتجت أن تتصدقی بها فقالت و کیف أتصدق و لیس لی غیرها فطافت بالبیت عریانه و أشرف لها الناس».(۴۶)
بعضى از مفسران، این عادت زشت جاهلیت را در ذیل آیه:  وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَهً قالُوا وَجَدْنا عَلَیْها آباءَنا وَ اللهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللهِ ما لا تَعْلَمُونَ(۴۷) ذکر کرده اند و مراد از فحشا یا یکى از مصادیق آن را، همین عمل قبیح جاهلى دانسته اند.(۴۸)عادت دیگرِ آنها در مراسم حج این بود که مى گفتند: هرکس از خارج حرم براى زیارت خانه خدا بیاید، نمى تواند از غذاى حل استفاده کند،(۴۹) بلکه باید از غذاى اهل حرم استفاده کند. این عمل در عین این که یک بدعت بود، سود فراوانى براى قریش داشت که خود را متولیان حرم مى دانستند. بعضى از مفسران این عادت را در ذیل آیه:  قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ(۵۰) یا آیه قبل ذکر کرده اند.(۵۱)

جمع بندى

از مجموعه آیات و روایات استفاده شد که حج در این برهه از تاریخ، نه تنها وجود داشته، بلکه امرى معروف و مشهور بوده; به طورى که معیار شمارش سال قرار گرفته بود و در هر سال این عمل عبادى انجام مى گرفته است. منتهى بهوسیله سودجویان و قدرت طلبان، حج از حقیقت اصلى و توحیدى اش منحرف گشت و هرکس براى منافع شخصى یا گروهى، چیزى را بر آن اضافه یا جایگزین نمود و عبادت مردم در پاک ترین مرکز عبادت، تبدیل به سوت کشیدن و کف زدن و فحشا و تفاخرات موهوم و آلوده به انواع بدعت ها و خرافات گردید و کانون توحیدى که بهوسیله ابراهیم پاکسازى شده بود، تبدیل به بت خانه و بتکده شد; به طورى که هر گروهى که به مکه مى آمد، براى خود بتى داشت و در مقابل آن تعظیم و کرنش مى کرد.

۴ . حج از زمان ظهور اسلام تاکنون

این برهه از زمان را به سه دوره تقسیم نموده، سپس هر دوره را به طور جداگانه بررسى مى کنیم:* . حج در زمان پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله)
* . حج در زمان ائمه معصومین(علیهم السلام)
* . حج در عصر کنونى
الف : حج در زمان پیامبرخدا(صلى الله علیه وآله)
از مطالبى که گذشت، این نتیجه به دست آمد که: حج در فاصله زمانى میان حضرت ابراهیم و بعثت پیامبر خدا، از معناى حقیقى خود خارج و دچار تحریف گردید و کانون توحید، که قهرمان توحید ایجاد کرده بود، مبدّل به بت خانه و آلوده به مشتى خرافات و موهومات و بدعت ها شد و این وضع با ظهور اسلام تا زمان فتح مکه; یعنى سال هشتم هجرت باقى ماند; چراکه مکه و کعبه تا آن زمان در دست مشرکان و سران قریش بود. از این رو، مراسم حج بر همان اساس جاهلیت انجام مى گرفت. پیامبرخدا(صلى الله علیه وآله)در سال ششم هجرت با نزول آیه  أتِمُّوا الحَجَّ والعُمرَهَ(۵۲) تقریباً با ۱۴۰۰ نفر از مدینه به قصد حج خارج شد و در مسجد شجره محرم گردید. اما از آن جاکه مکه هنوز در سیطره و سلطه مشرکان بود، جلوى کاروان حج را گرفتند که منجر به صلح حدیبیه گردید(۵۳) و آیه مبارکه:  لَقَدْ رَضِیَ اللهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَهِ(۵۴) در آن زمان نازل شد. پیامبر(صلى الله علیه وآله) با اصحاب خود به مدینه برگشتند، اما براساس یکى از بندهاى صلح حدیبیه، پیامبر در سال بعد، تقریباً با ۲۰۰۰ نفر و هشتاد شتر قربانى، عمره القضاء را انجام داد(۵۵) و مسلمانان، با شکوه و جلال خاصى لبیک گویان، در حالى که عبدالله بن رواحه شتر پیامبر را در دست داشت، وارد مکه شد و قریش براى این که این صحنه دشوار را نبینند مسجدالحرام را خالى و برفراز کوه ابوقبیس به تماشا ایستادند. پیامبر سواره وارد مسجدالحرام و سواره طواف نمود و بعد از پایان عمره، به مدینه برگشتند و این نخستین عمره اى بود که در اسلام رسماً انجام پذیرفت.
عمره رسمى دوم(۵۶) در سال هشتم هجرت، در فتح مکه انجام گرفت که پیامبر در این سال همچون ابراهیم خلیل، مشغول پاکسازى حریم قدس کعبه از بت و بت پرستى شد و با تلاوت آیه:  وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ(۵۷) بت ها را یکى پس از دیگرى به زمین کشید.
اما نخستین حج واجب که بعد از بعثت پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) به طور رسمى انجام گرفت، در سال نهم پس از هجرت بود که به دلایلى، خودِ پیامبر در آن شرکت نکرد و امیرالحاج در آن سال حضرت على، امیر مؤمنان(علیه السلام) بود و در این سال بود که سوره برائت نازل شد و پیامبر(صلى الله علیه وآله) به على(علیه السلام) مأموریت داد که براى اعلام جدایىِ کاملِ مرز توحید از شرک و کفر و جدایى صفوف مسلمانان از صفوف کفار، چند آیه از اوایل سوره برائت را همراه با قطعنامه اى در مجمع عمومى حج براى مردم قرائت کند و این سال از یک طرف آخرین سال شرکت مشرکین در مراسم حج بود و از سوى دیگر، نخستین سالى بود که مسلمانان و مشرکان، با هم مراسم حج برگزار انجام کردند.
اما بزرگ ترین و شکوهمندترین حج در اسلام، در سال دهم هجرت واقع شد، که پیامبر خدا در آن شرکت کرد(۵۸) و مناسک و اعمال واقعى حج را در عمل به مسلمانان آموزش داد و فرمود: «خُذُوا عَنِّی مَناسِکَکُمْ»; همانگونه که در مورد نماز فرمود: «صَلُّوا کَما رَأَیتُمُونِی أُصَلِّی»

۳۹ . راجع به نسىء، معانى دیگرى هم ذکر شده که به خاطر مربوط نبودن به بحث، از ذکر آن خوددارى مى کنیم.
40 . بقره : ۱۹۸
41 . درالمنثور، ج۱، صص۵۳۴ و ۵۳۵
42 . حج : ۲۸
43 . این یکى از معانى آیه است، معانى دیگر هم براى آیه ذکر شده است.
44 . بقره : ۱۸۹
45 . نورالثقلین، ج۱، صص۱۴۶ و ۱۴۸ و درالمنثور، ج۱، صص۳۸۴ تا ۳۸۹
46 . صافى، ج۲، ص۳۱۹
47 . اعراف : ۲۸
48 . صافى، ج۲، ص۱۸۷ ; مجمع البیان، ج۲، صص۴۱۰ و ۴۱۳ ; درالمنثور، ج۳، صص۴۳۶ و ۴۳۷
49 . ابن اثیر، ج۱، ص۲۹۰
50 . اعراف: ۳۲
51 . درالمنثور، ج۳۲، صص۴۴۶ و ۴۴۰
52 . بقره : ۱۹۶
53 . بحار الأنوار، ج۲۰، ص۳۱۷ تا ۳۷۷ ; تاریخ طبرى، ج۱، صص۶۲۷ و ۶۲۸ ; ابن اثیر، ج۱، صص۵۸۲ تا ۵۹۰ ; سیره ابن هشام، ج۲، ص۳۰۸ تا ۳۲۲
54 . فتح : ۱۸
55 . ابن اثیر، ج۱، ص۶۰۳ و سیره ابن هشام، ج۲، ص۳۷۰
56 . تعداد عمره پیامبر میان ۳ و ۹ ذکر شده است ; من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۲۷۵، باب ۱۷۱ و وافى، ج۳، ص۲۳۰
57 . اسراء: ۸۱
58 . بحار الأنوار، ج۲۱، ص۳۷۸ تا آخر ; فروع کافى، ج۴، ص۲۴۵ ; ابن اثیر، ج۱، ص۶۵۱ و ۶۵۲ ; سیره ابن هشام، ج۲، ص۶۰۱ به بعد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید