زمين فقط پنج تابستان به عدالت تن داد و سبزي اين سالها تتمه آن جويبار بزرگ است که از سرچشمه ناپيدايي جوشيد وگرنه خاک را بي تو جرات آباداني نيست تو را با ديدنيهاي مانوس مي سنجم من اگر مي دانستم پشت آسمان چيست تو هماني تو آن بهار ناتمامي که زمين عقيم ديگر هيچگاه به اين تجربت سبز تن نداد آن يکبار نيز در ظرف تنگ فهم او نگنجيدي شب و روز بي قراري پلکهاي توست وگرنه خورشيد به نورافشاني خود اميدوار نيست صبح انعکاس لبخند توست که دم مرگ به جاي آوردي آن قسمت از زمين که نام تو را نبرد يخبندان است اي پهناوري که عشق و شمشير را به يک بستر آوردي دنيا نمي تواند بداند تو کيستي
سلمان هراتي
صبح انعكاس لبخند توست
- No Comments
- تعداد بازدید 332 نفر
- برچسب ها : آسمان, امام زمان (ع), تابستان, جویبار, چهارده خورشید, سرچشمه, متون ادبي
اشتراک گذاری این صفحه در :
حکایت سیب و درخت
1405/06/05
آموزش شعر کودکانه در مورد احترام به والدین
1405/06/04
غنای درون
1405/06/03
مهمترین قوانین آپارتمان نشینی
1405/06/02
آموزش شعر کودکانه در مورد احترام به والدین
1405/06/04
5 نوشیدنی لاغرکننده
1405/05/26
زندگی اتوکشیده آدمهای حسابی
1405/05/11