——————————————————————————–
۱۱۶ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : اذا قال (أی العبد): ایّاک نعبد، قال اللّه عزّوجّل: صدق عبدی ایّای یعبد، اشهدکم لاثیبنّه علی عبادته ثوابا یغبطه کلّ من خالفه فی عبادته لی[۱۱].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : هر گاه (بنده) بگوید: تنها تو را بندگی میکنیم. خدای عزّوجلّ فرماید: بنده ام راست میگوید. او فقط مرا بندگی میکند; شما را گواه میگیرم که به او برای عبادتش چنان پاداشی دهم که هر کس بر خلاف عبادت او رفته بر وی رشک برد.
——————————————————————————–
۱۱۷ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ : لا یکون العبد عابداً لله حقّ عبادته حتّی ینقطع عن الخلق کلّه الیه، فحینئذ یقول: هذا خالص لی فیتقبّله بکرمه[۱۲].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ : بنده، خدا را چنان که سزاوار است عبادت نکند مگر آن گاه که از همهی خلایق ببرد و به او روی آورد; در این هنگام است که خداوند میفرماید: این بندهی خالص من است; پس با کَرَم خود او را میپذیرد.
——————————————————————————–
موانع لذت بردن از عبادت
۱۱۸ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : کیف یجد لذّه العباده من لا یصوم عن الهوی؟![۱۳].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : چگونه لذت عبادت را بچشد، کسی که از هوی و هوس باز نمیایستد؟
——————————————————————————–
۱۱۹ـ قال المسیح ـ علیه السّلام ـ : بحقّ أقول لکم: انّه کما ینظر المریض الی طیّب الطّعام فلا یلتذه مع ما یجده من شدّه الوجع، کذلک صاحب الدّنیا لا یلتذّ بالعباده و لا یجد حلاوتها مع ما یجد من حبّ المال[۱۴].
مسیح ـ علیه السّلام ـ : حقیقتی را به شما بگویم:همان گونه که شخص بیمار به خوراک خوب و خوشمزه مینگرد اما به سبب درد شدیدی که دارد از آن لذتی نمیبرد، دنیا دار نیز با وجود مال دوستی از عبادت لذت نمیبرد و طعم شیرین آن را نمیچشد.
——————————————————————————–
۱۲۰ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : بحقّ أقول لکم: من لا ینقّی من زرعه الحشیش یَکثُر فیه حتّی یغمره فیفسده، و کذلک من لا یخرج من قلبه حبّ الدّنیا یغمره حتّی لا یجد لحبّ الآخره طعما[۱۵].
حقیقتی را به شما بگویم: کسی که علفهای هرز زراعت خود را وجین نکند، آن علفها زیاد میشود تا جایی که تمام مزرعه را فرا میگیرد و زراعت را از بین میبرد; همچنین کسی که دوستی دنیا را از دلش بیرون نکند، دنیا دوستی دلش را فرا گیرد تا جایی که طعم آخرت دوستی را نچشد.
——————————————————————————–
۱۲۱ـ فی أخبار داود ـ علیه السّلام ـ : ما لأولیائی و الهمّ بالدّنیا؟ انّ الهمّ یذهب حلاوه مناجاتی من قلوبهم. یا داود! انّ محبّتی من أولیائی ان یکونوا روحانیّین لایغتمّون[۱۶].
در خبرهای داود ـ علیه السّلام ـ آمده است: دوستان مرا چه به غم دنیا خوردن؟ غم دنیا شیرنی مناجات را از دلهایشان میبرد. ای داود! من دوست دارم که دوستان من روحانی باشند و غم دنیا را به خود راه ندهند.
——————————————————————————–
رها کردن عبادت
۱۲۲ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : ما أقبح الفقر بعد الغنی، و أقبح الخطیئه بعد المسکنه! و أقبح من ذلک العابد للّه ثمّ یدع عبادته[۱۷].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : چه زشت است نیازمندی پس از توانگری و چه زشت است گناه با وجود درویشی و ضعف و زشتتر از اینها کار کسی است که عبادت خدا را پیشه کند و سپس آن را رها سازد.
——————————————————————————–
۱۲۳ـ قال الامام الکاظم ـ علیه السّلام ـ : ما أقبح الفقر بعد الغنی، و أقبح الخطیئه بعد النّسک! و أقبح من ذلک العابد للّه ثمّ یترک عبادته[۱۸].
امام کاظم ـ علیه السّلام ـ : چه زشت است نیازمندی بعد از توانگری و چه زشت است گناه به دنبال عبادت و زشت تر از اینها کار کسی است که عبادت خدا را پیشه کند و سپس از عبادتش دست شوید.
——————————————————————————–
همه مردم بندگان خدایند
۱۲۴ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : لا یقولنّ أحدکم: عبدی و لا أَمَتی، کلّکم عبید اللّه و کلّ نسائکم إِماءُ اللّه، و لکن لیقل: غلامی و جاریتی و خادمی و فِتیانی[۱۹].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : مبادا کسی از شما بگوید: بندهی من، کنیز من. همهی شما بندگان خدایید و زنانتان همگی کنیزان اویند. بلکه باید بگوید: غلام من، کلفت من، خدمتکار من و نوکر من.
پی نوشت ها:
[۱]. الکافیف: ۲ / ۸۶ / ۲.
[۲]. نهج البلاغه: الخطبه ۱۰۹.
[۳]. أمالی الطوسّی: ۲۱۲ / ۳۶۸، التمحیص: ۵۷ / ۱۱۵.
[۴]. الکافی: ۲ / ۷۲ / ۱ و ص ۷۲ / ۴ و ح ۲.
[۵]. همان.
[۶]. همان.
[۷] . یعنی خداوند توفیقت دهد که همیشه عبادتت را ناقص و خودت را در طاعت و بندگی خدا مقصّر بدانی. یا خودت را ناقص و مقصر بدانی؛ زیرا با احساس نقص و کمبود آدمی از تکبّر بیرون میآید و با احساس تقصیر از خودپسندی و غرور و تنبلی در عبادت، دست میشوید.
[۸]. نور الثقلین: ۴ / ۳۵۰ / ۲۲.
[۹]. البلد الأمین: ۳۱۴.
[۱۰]. التفسیر المنسوب الی الامام العسکری ـ علیه السّلام ـ : ۳۲۷/۱۷۹.
[۱۱]. أمالی الصدوق: ۱۴۷ / ۱.
[۱۲]. مستدرک الوسائل: ۱ / ۱۰۱ / ۹۱.
[۱۳]. غرر الحکم: ۶۹۸۵.
[۱۴]. تحف العقول: ۵۰۷، ۵۰۹.
[۱۵]. همان.
[۱۶]. مسکّن الفؤاد: ۸۰.
[۱۷]. الکافی: ۲ / ۸۴ / ۶.
[۱۸]. تحف العقول: ۳۹۷.
[۱۹]. تنبیه الخواطر: ۱ / ۹.