فلسفه ماههای حرام ۲

فلسفه ماههای حرام 2

هدف آفرینش آدمی عبادت است یا تقوا ؟
از جهتی می توان تقوا را هدف آفرینش دانست؛ زیرا روح پرستش، پارسایی است. عبادت نیز به لحاظ درونمایه اش که تقوا است، هدف خلقت معرفی شده است. کمال انسان در عبادت پرهیزگارانه خداوند است؛ به عبارت دیگر، خدا کمال محض است و به عبادت انسان ها نیاز ندارد. این انسان هایند که برای دست یابی به تقوا(کمال) ناگزیر باید در مسیر عبادت گام نهند. از جهت دیگر می توان تقوا را هدف عبادت خواند نه هدف خلقت؛ به عبارت روشن تر، هدف پدیده ها پرستش است و هدف پرستش، پارسایی. بنابراین، تقوا با واسطه هدف خلقت به شمار می آید.البته ممکن است تقوا را هدف عبادت و آفرینش به شمار آورد. در این صورت، درطول یکدیگر قرار می گیرند؛ یعنی پرستش، هدف آفرینش است و پارسایی، هدف پرستش.
ماههای قمری عبارت اند از: محرم، صفر، ربیع الاول، ربیع الثانی، جمادی الاول، جمادی الثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذیقعده و ذیحجه. از این دوازده ماه، چهار ماه رجب، شوال، ذیقعده و ذیحجه ماه های حرام شناخته می شوند که هر گونه جنگ و نبرد در آنها حرام شمرده شده است. سه ماه پشت سر هم و یک ماه(رجب) جدا از بقیه است. بعضی از مفسران قرآن، تحریم جنگ در این چهار ماه را از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام می دانند. در عصر جاهلیت نیز این قانون به عنوان یک سنت به قوت خود باقی بود؛ هر چند آنها طبق میل خود، گاهی جای این ماه ها را تغییر می دادند، ولی در اسلام همواره ثابت و غیر قابل تغییر شد. تحریم جنگ در این چهار ماه در صورتی است که جنگ از سوی دشمن بر مسلمانان تحمیل نشود، اما در صورتی که مسلمانان مورد هجوم قرار گیرند، موظف به دفاع از خود هستند.

تحریم جنگ و خونریزی در این چهار ماه، دلایل زیادی داشته و دارد، که پایان دادن به جنگ های طولانی و دعوت به صلح و آرامش، یکی از این دلایل است؛ زیرا هنگامی که جنگجویان، چهار ماه اسلحه را بر زمین بگذارند، مجالی برای تفکر و اندیشه به وجود می آید و احتمال پایان یافتن دائمی جنگ بسیار افزایش می یابد.در این ماهها رسم جاهلیت این بود که دشمنان متعرض یکدیگر نمی شدند و خود قریش هم این رسم را درباره دیگران عمل می کردند. در سیره ابن هشام آمده است،زمانی که هنوز حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم در مکه بودند و قریش مانع بودند که ایشان تبلیغ کنند و وضع سخت و دشوار بود، در ماههای حرام مزاحم پیغمبر اکرم نمی شدند یا لااقل زیاد مزاحم نمی شدند یعنی مزاحمت بدنی مثل کتک زدن نبود ولی مزاحمت تبلیغاتی وجود داشت. رسول اکرم همیشه از این فرصت استفاده می کرد و وقتی مردم در بازار عکاظ در عرفات جمع می شدند( آن موقع هم حج بود ولی با یک سبک مخصوص) می رفت در میان قبائل گردش می کرد و مردم را دعوت می نمود.

قرآن کریم در سوره توبه صراحتا به حرمت ماه های حرام حکم داده و می فرماید: إِنَّ عِدَّهَ الشهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشرَ شهْراً فى کتَبِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السمَوَتِ وَ الأَرْض مِنهَا أَرْبَعَهٌ حُرُمٌ ذَلِک الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلا تَظلِمُوا فِیهِنَّ أَنفُسکمْ وَ قَتِلُوا الْمُشرِکینَ کافَّهً کمَا یُقَتِلُونَکُمْ کافَّهً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ(توبه۳۶( إِنَّمَا النَّسىءُ زِیَادَهٌ فى الْکفْرِ یُضلُّ بِهِ الَّذِینَ کَفَرُوا یحِلُّونَهُ عَاماً وَ یحَرِّمُونَهُ عَاماً لِّیُوَاطِئُوا عِدَّهَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَیُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُیِّنَ لَهُمْ سوءُ أَعْمَلِهِمْ وَ اللَّهُ لا یَهْدِى الْقَوْمَ الْکفِرِینَ۳۷ : تعداد ماهها نزد خداوند در کتاب( آفرینش) الهى از آن روز که آسمانها و زمین را آفریده دوازده ماه است که از آن چهار ماه، ماه حرام است(و جنگ در آن ممنوع مى باشد) این آئین ثابت و پابرجاى الهى است، بنابر این در این ماهها به خود ستم مکنید( و از هر گونه خونریزى بپرهیزید) و با مشرکان( به هنگام نبرد) دسته جمعى پیکار کنید همانگونه که آنها دسته جمعى با شما پیکار مى کنند و بدانید خداوند با پرهیزکاران است.نسىء( جابجا کردن و تاخیر ماههاى حرام) افزایشى در کفر( مشرکان) است که بواسطه آن کافران گمراه مى شوند، یک سال آنرا حلال و سال دیگر آنرا تحریم مى کنند تا مطابق تعداد ماههائى که خداوند تحریم کرده بشود( و عدد چهار به پندارشان تکمیل گردد) و از این راه آنچه را که خدا حرام کرده حلال بشمرند، اعمال زشتشان در نظرشان زیبا جلوه داده شده و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمى کند.

از آنجا که در این سوره بحثهاى مشروحى پیرامون جنگ با مشرکان آمده است در دو آیه مورد بحث اشاره به یکى دیگر از مقررات جنگ و جهاد اسلامى شده و آن احترام به ماههاى حرام است. تعبیر به کتاب الله ممکن است اشاره به قرآن مجید یا سائر کتب آسمانى باشد، ولى با توجه به جمله یوم خلق السموات و الارض مناسبتر این است که به معنى کتاب آفرینش و جهان هستى باشد، و به هر حال از آن روز که نظام منظومه شمسى به شکل کنونى صورت گرفت سال و ماه وجود داشت، سال عبارت از یک دوره کامل گردش زمین به دور خورشید، و ماه عبارت از یک دوره کامل گردش کره ماه به دور کره زمین است که در هر سال ۱۲ بار تکرار مى شود.

این در حقیقت یک تقویم پر ارزش طبیعى و غیر قابل تغییر است که به زندگى همه انسانها یک نظام طبیعى مى بخشد و محاسبات تاریخى آنها را به دقت تنظیم مى کند، و این یکى از نعمتهاى بزرگ خدا براى بشر محسوب مى شود، آن چنان که در آیه ۱۸۹ سوره بقره به آن اشاره شده است. سپس اضافه مى کند: از این دوازده ماه چهار ماه، ماه حرام است که هر گونه جنگ و نبرد در آن حرام است( منها اربعه حرم). بعضى از مفسران تحریم جنگ در این چهار ماه را از زمان ابراهیم خلیل مى دانند که در عصر جاهلیت عرب نیز به عنوان یک سنت به قوت خود باقى بود، هر چند آنها طبق امیال و هوسهاى خود گاهى جاى این ماهها را تغییر مى دادند، ولى در اسلام همواره ثابت و لا یتغیر است که سه ماه آن پشت سر هم ذى القعده و ذى الحجه و محرم و یک ماه جدا است و آن ماه رجب است و به قول عربها سه ماه سرد( یعنى پشت سر هم) و یک ماه فرد است.

ذکر این نکته لازم است که تحریم جنگ در این ماهها در صورتى است که جنگ از ناحیه دشمن به مسلمانان تحمیل نشود، اما در این صورت بدون شک مسلمانان باید بپاخیزند و دست روى دست نگذارند، زیرا احترام ماه حرام از ناحیه آنان نقض نشده بلکه از ناحیه دشمن نقض گردیده است. بعد براى تاکید مى گوید: این آئین ثابت و پا بر جا و تغییرناپذیر است نه رسم نادرستى که در میان عرب بود که با میل و هوس خویش آنها را جابجا مى کردند( ذلک الدین القیم). از پاره اى از روایات استفاده مى شود که تحریم جنگ در این چهار ماه علاوه بر آئین ابراهیم در آئین یهود و مسیح و سائر آئینهاى آسمانى نیز بوده است و جمله ذلک الدین القیم ممکن است اشاره به این نکته نیز بوده باشد، یعنى از نخست در همه آئینها به صورت یک قانون ثابت وجود داشته است. سپس مى گوید: در این چهار ماه به خود ستم روا مدارید با شکستن احترام آنها خویش را گرفتار کیفرهاى دنیا و مجازاتهاى آخرت نسازید.

ولى از آنجا که ممکن بود تحریم جهاد در این چهار ماه وسیله اى براى استفاده دشمنان بشود و آنها را در حمله کردن به مسلمین جسور کند در جمله بعد اضافه مى کند: با مشرکان بطور دسته جمعى پیکار کنید همانگونه که آنها متفقا با شما مى جنگند.یعنى با اینکه آنها مشرکند و بت پرست و شرک سرچشمه پراکندگى است ولى با این حال در یک صف واحد با شما مى جنگند، شما که موحدید و یکتا پرست و توحید آئین اتحاد و یگانگى است سزاوارتر هستید که وحدت کلمه را برابر دشمن حفظ کنید و در یک صف همچون یک دیوار آهنین در مقابل دشمنان بایستید. در دومین آیه مورد بحث اشاره به یک سنت غلط جاهلى یعنى مسئله نسىء( تغییر دادن جاى ماههاى حرام) کرده مى گوید: تغییر دادن ماههاى حرام کفرى است که بر کفر آنها افزوده مى شود و با این عمل افراد بى ایمان در گمراهى بیشتر قرار مى گیرند. آنها در یک سال ماهى راحلال مى شمرند، و سال دیگر همان ماه را تحریم مى کنند تا به گمان خود آنرا با تعداد ماههائى که خدا تعیین کرده تطبیق دهند یعنى هر گاه یکى از ماههاى حرام را حذف مى کنند ماه دیگرى را به جاى آن مى گذارند تا عدد چهار ماه تکمیل شود!. در حالى که با این عمل زشت و مسخره فلسفه تحریم ماههاى حرام را به کلى از میان مى بردند و حکم خدا را بازیچه هوسهاى خویش مى ساختند، و عجب اینکه از این کار خود بسیار خشنود و راضى هم بودند، زیرا اعمال زشتشان در نظرشان جلوه کرده بود.

آنها با وسوسه هاى شیطانى ماههاى حرام را دگرگون مى ساختند و عجب اینکه آن را یک نوع تدبیر زندگى و معیشت و یا پیشرفت کار در زمینه جنگها و آمادگى جنگى مى پنداشتند، و مى گفتند فاصله زیاد آتش بس ورزیدگى جنگى را کم مى کند باید آتشى بپا کرد!. خدا نیز آن مردمى را که شایستگى هدایت ندارند به حال خود رها مى کند و دست از هدایتشان مى کشد زیرا خداوند گروه کافران را هدایت نمى کند. تحریم جنگ در این چهار ماه یکى از طرق پایان دادن به جنگهاى طویل المده، و وسیله اى براى دعوت به صلح و آرامش بود، زیرا هنگامى که جنگجویان چهار ماه از سال اسلحه را به زمین بگذارند و صداى چکاچک شمشیرها یا صفیر گلوله ها خاموش شود و مجالى براى تفکر و اندیشه به وجود آید احتمال پایان یافتن جنگ بسیار زیاد است. همیشه ادامه یک کار با شروع مجدد آن پس از خاموشى تفاوت دارد و دومى به مراتب مشکلتر است، فراموش نمى کنیم که در دوران جنگهاى بیست ساله ویتنام چه اندازه زحمت مى کشیدند تا یک آتش بس بیست و چهار ساعته در آغاز سال نو مسیحى یا مانند آن به وجود آورند، ولى اسلام براى پیروان خود در هر سال یک آتش بس چهارماهه اعلام میدارد و این خود نشانه روح صلح طلبى اسلام است. ولى اگر دشمن بخواهد از این قانون اسلامى سوء استفاده کند و حریم ماههاى حرام را بشکند اجازه مقابله به مثل به مسلمانان داده شده است.

بنابراین قوانین خدا آنچه را که صلاح مومن در دنیا و آخرت است در نظر دارد همان گونه که خود را حکیم و علیم(حجر/۳۵)نامیده است.ماههای حرام نیز این گونه اند.در مورد فلسفه تحریم آنها می توان گفت آنها تحریم شده اند برای:

۱- پابرجایی امنیت و استواری در زندگی و مصالح مردم،تا دین محکم و استوار بماند. خداوند می فرماید: وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا،نور، ۵۵: و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل مى کند، آن چنان که تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریک من نخواهند ساخت. و کسانى که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند. جَعَلَ اللَّهُ الْکَعْبَهَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ قِیَامًا لِلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرَامَ وَالْهَدْیَ وَالْقَلائِدَ، مائده، ۹۷: خداوند، کعبه- بیت الحرام- را وسیله اى براى استوارى و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده و همچنین ماه حرام، و قربانیهاى بى نشان، و قربانیهاى نشاندار را این گونه احکامحساب شده و دقیق.

۲- امکان انجام حج و عمره تا امن مکانی(در حرم)و زمانی(ماههای حرام) صورت گیرد و امنیت و آرامش در بندگان خدا گسترده گردد.

۳- تاکید بر اینکه تنها قانون گذار حلال و حرام ذات پاک الهی است و این کار بر عهده هیچ مخلوقی نیست. إِنَّمَا النَّسِیءُ زِیَادَهٌ فِی الْکُفْرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُحِلُّونَهُ عَامًا یُحِلُّونَهُ عَامًا وَیُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِیُوَاطِئُوا عِدَّهَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَیُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ،توبه: ۳۷ نسىء( جابجا کردن و تاخیر ماههاى حرام) افزایشى در کفر( مشرکان) است که بواسطه آن کافران گمراه مى شوند، یک سال آنرا حلال و سال دیگر آنرا تحریم مى کنند تا مطابق تعداد ماههائى که خداوند تحریم کرده بشود( و عدد چهار به پندارشان تکمیل گردد) و از این راه آنچه را که خدا حرام کرده حلال بشمرند، اعمال زشتشان در نظرشان زیبا جلوه داده شده و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمى کند.،قران تبدیل قانون الهی را از انواع کفر می شمارد وَرَبُّکَ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَیَخْتَارُ مَا کَانَ لَهُمْ الْخِیَرَهُ،القصص: ۶۸: پروردگار تو هر چه بخواهد مى آفریند، و هر چه بخواهد برمى گزیند آنان(در برابر او) اختیارى ندارند منزه است خداوند، و برتر است از همتایانى که براى او قائل مى شوند. وقال تعالى: إِنْ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ،یوسف: ۴۰: حکم تنها از آن خداست فرمان داده که غیر از او را نپرستید!، أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ،الأعراف: ۵۴: آگاه باشید که آفرینش و تدبیر(جهان)، از آن او(و به فرمان او) ست! پر برکت(و زوال ناپذیر) است خداوندى که پروردگار جهانیان است!.

۴- تمرینی برای جلوگیری از کشتار و قتل و به هدر دادن اموال در ماههای دیگر باشد و به نفوس فرصتی داده شود تا در این مورد.بیندیشند. شَعَائِرَ اللَّهِ وَلا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلا الْهَدْیَ وَلا الْقَلائِدَ،مائده: ۲): یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا ى کسانى که ایمان آورده اید! شعائر و حدود الهى(و مراسم حج را محترم بشمرید! و مخالفت با آنها) را حلال ندانید! و نه ماه حرام را، و نه قربانیهاى بى نشان و نشاندار را.

۵- ابتلاء وامتحان بندگان توسط خداوند تا مومن صادق و مطیع حافظ حدود و تعظیم کننده از غیر آن باز شناخته شود. خداوند می فرماید: اللَّهُ بِشَیْءٍ مِنْ الصَّیْدِ تَنَالُهُ ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَیَبْلُوَنَّکُمْ أَیْدِیکُمْ وَرِمَاحُکُمْ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَخَافُهُ بِالْغَیْبِ،مائده ۹۴): اى کسانى که ایمان آورده اید! خداوند شما را به چیزى از شکار که(به نزدیکى شما مى آید، بطورى که) دستها و نیزه هایتان به آن مى رسد، مى آزماید تا معلوم شود چه کسى باایمان به غیب، از خدا مى ترسد. ﴿ذَلِکَ وَمَنْ یُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ،الحج: ۳۰):(مناسک حج) این است! و هر کس برنامه هاى الهى را بزرگ دارد، نزد پروردگارش براى او بهتر است!، وقال تعالى: شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَ﴿وَمَنْ یُعَظِّمْ ا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ،حج: الآیه ۳۲:) و هر کس شعائر الهى را بزرگ دارد، این کار نشانه تقواى دلهاست..
* * *
منبع :
کتاب آشنایی با قرآن ۳ صفحه ۲۰۵ و ۲۰۶
امامت و رهبری ص ۱۰۴-۱۰۳
تفسیر نمونه ج : ۷ ص : ۴۰۹-۴۰۵
تفسیر المیزان ج ۹ ص ۲۶۶
تفسیر البرهان، مجمع البیان ج ۵ ص ۵۰

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
اسکرول به بالا