مراحل ربوبیت خداوند در آیات قرآن ۲

مراحل ربوبیت خداوند در آیات قرآن 2

سپس ابراهیم علیه السلام به توصیف پروردگار جهانیان و ذکر نعمتهاى معنوى و مادى او مى پردازد تا با مقایسه با بتها که نه دعاى عابدان را مى شنوند و نه سود و زیانى دارند مطلب کاملا روشن شود. نخست از نعمت آفرینش و هدایت شروع کرده، مى گوید: او کسى است که مرا آفرید و هم او مرا هدایت مى کند (الذى خلقنى فهو یهدین). هم در عالم تکوین هدایت کرده و وسائل حیات مادى و معنوى در اختیارم گذارده و هم در عالم تشریع، وحى و کتاب آسمانى براى من فرستاده است. ذکر کلمه فاء بعد از آفرینش، اشاره به این است که هدایت از خلقت جدا نیست و دوش به دوش آن، همه جا پیش مى رود و جمله یهدین که به صورت فعل مضارع آمده است دلیل روشنى بر استمرار هدایت و نیاز انسان به او در تمام عمر است. گوئى ابراهیم علیه السلام با این سخن، بیانگر این حقیقت است که من از لحظه خلقتم، همیشه با او بوده ام و در همه حال با اویم، حضور او را در زندگى خود احساس مى کنم، او دوستى است که رشته اى در گردنم افکنده و مى برد هر جا که خاطرخواه او است!

پس از بیان نخستین مرحله ربوبیت یعنى هدایت بعد از آفرینش، به نعمتهاى مادى پرداخته مى گوید او کسى است که مرا غذا مى دهد و سیراب مى کند (و الذى هو یطعمنى و یسقین). آرى من همه نعمتها را از او مى بینم، پوست و گوشت من، آب و غذاى من، همه از برکات او است. نه تنها در حالت صحتم مشمول نعمتهاى اویم، بلکه هنگامى که بیمار شوم او است که مرا شفا مى دهد (و اذا مرضت فهو یشفین). با اینکه بیمارى نیز گاهى از ناحیه او است، اما براى رعایت ادب در سخن آن را به خود نسبت مى دهد. سپس از مرحله زندگى دنیا پا را فراتر گذارده، به زندگى جاویدان در سراى آخرت مى پردازد تا روشن سازد که من همه جا بر سر خوان نعمت او نشسته ام نه فقط در دنیا که در آخرت نیز هم. مى گوید: او کسى است که مرا مى میراند و بار دیگر زنده مى کند (و الذى یمیتنى ثم یحیین). آرى هم مرگ من از او است و هم بازگشت مجدد به زندگى از ناحیه او است و هنگامى که وارد عرصه محشر شوم، چشم امیدم به او دوخته شده چرا که او کسى است که طمع دارم گناهم را در روز جزا بیامرزد(و الذى اطمع ان یغفرلى خطیئتى یوم الدین) .

بدون شک پیامبران معصومند و گناهى ندارند که بخشوده شود ولى چنانکه در گذشته هم گفته ایم گاهى حسنات نیکان، گناه مقربان محسوب مى شود و در مقام والاى آنان گاه انجام یک کار خوب نیز قابل بازخواست است چرا که از کار نیکوترى جلوگیرى کرده و لذا ترک اولایش مى نامند. او هرگز تکیه بر اعمال نیک خود نمى کند که اینها در جنب کرم الهى هیچ است و در مقابل نعمتهایش قابل ذکر نیست بلکه تنها تکیه اش بر لطف خدا است و این آخرین مرحله انقطاع الى الله است.

کوتاه سخن اینکه: ابراهیم براى مشخص ساختن معبود حقیقى، نخست به سراغ خالقیت پروردگار مى رود، سپس مقام ربوبیت او را در همه مراحل روشن مى سازد. نخست مرحله هدایت است، سپس مرحله نعمتهاى مادى – اعم از ایجاد شرائط و دفع موانع – و سرانجام مرحله زندگى جاودانى در سراى دیگر که در آنجا نیز ربوبیتش در چهره بخشش مواهب و آمرزش گناه جلوه گر مى شود و به این ترتیب بر پندار خرافى خدایان متعدد و ارباب انواع، خط بطلان مى کشد و سر تعظیم بر آستان پروردگار فرود مى آورد.

خداوند در سوره دخان آیه ۸ نیز می فرماید: «لااله الا هو یحیی و یمیت ربکم و رب ابائکم الاولین؛ خدایی جز او نیست، زنده می کند و می میراند، پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست». پشت سر ربوبیت مطلقه الهی الوهیت مطلقه الهی ذکر می شود. الوهیت، استحقاق ذات پروردگار است برای پرستش و استحقاق نداشتن هیچ موجود دیگر برای پرستش، یعنی به دلیل اینکه او رب مطلق است به همین دلیل او معبود مطلق است. به همین دلیل که ربی غیر از او نیست و تدبیری جز به دست او نیست پس معبودی جز او نیست، چون هر معبودی را که انسان عبادت می کند به حساب این است که خیال می کند تدبیر کار در دست اوست، امری را در دست او مستقلا خیال می کند، ولی وقتی که فهمید تدبیر امر مطلقا در دست خداست، رب مطلق خداست، قهرا معبود مطلق هم اوست. «لااله الا هو» پس معبودی جز او نیست. «یحیی و یمیت» دو شأن و دو صفت دیگر از پروردگار ذکر کرده است، احیاء و اماته، اوست که می میراند و اوست که زنده می کند، او هم می میراند و هم زنده می کند. احیاء و زندگی در دست اوست، همه چیز در دست اوست.

* * *

منبع :

آشنایی با قرآن ۵، صفحه ۱۱۵-۱۱۴

تفسیر نمونه، ج ۱۵ ص ۲۵۹-۲۵۱

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
اسکرول به بالا