من ((گزنه )) هستم !

من ((گزنه )) هستم !

 من گزنه هستم ، به من گزما و گزنگ هم می گویند، در کتب قدیم به اسامی انجره – بنات النار – هرتیکه – قریض – شعر العجوز از من یاد شده است .
سی نوع دارم ولی در ایران سه نوع آن بیشتر دیده نمی شود. قسمت مورد استفاده من – برگ تازه – برگ خشک – ریشه – شیره و بذر من است .
من دارای تانن – شوره ترکیبات آهن – ترکیبات آهکی – یک ماده ی لعابی و یک ماده مومی و از همه مهمتر یک ترشح مولد سوزش و قرمزی پوست هستم .
من امروز به عنوان یک قهرمان می خواهم اسراری از طب سنتی ایران را فاش کنم ، و راه معالجه غانقاریا (گانگرن – مردگی اعضاء در اثر عفونت های مزمن ) و همچنین یکی از طرق معالجه سرطان را آنگونه که نزد پزشکان قدیم ایران معمولی بوده است بازگو نمایم . بیست و پنج سال شخصی از اهالی دهات بین امامزاده داود و سپهسالار مبتلا به ورم پا و عفونت ران شده ، و او را با زحمت به تهران می آورند و در یکی از بیمارستان های معروف دولتی بستری می کنند. پزشکان درجه یک تهران پس از معاینه متوجه می شوند که انساج ران او در اثر عفونت سیاه شده ، و قابل درمان نیست و تنها راه نجات بیمار از مرگ قطع پای او از بیخ ران است . بیمار به بریدن پای خود راضی نمی شود و به اطرافیان خود می گوید، مرا به ده ببرید تا بین کسانم بمیرم . او را به امامزاده داود می برند و در آنجا یکی از اطبا سنتی که جهت زیارت آمده بود، به آنها دستور می دهد که مقداری گزنه که در آنجا زیاد است کوبیده و با نمک روی پای او ضماد نمایند. این دستور عملی می شود و بیمار پس از چندی بطور معجزه آسا معالجه می گردد. این شخص که اهالی محل او را نظر کرده می دانند، هنوز هم زنده میباشد و با پاهای سالم خود گاهگاهی به تهران و همه ساله جهت زیارت به امامزاده داود می رود و معتقد است که امامزاده داود در پیکر یک طبیب سنتی ظاهر شده و این دستور را به او داده است .
این دستور در کتب قدیم جهت معالجه زخم های چرکی و عفونی – زخم های سرطانی و زخم های خورده ای و عفونت رحم داده شده ، و بهترین درمان غانقاریا شناخته شده است ، من ادرار را زیاد می کنم ، قند خون را پایین می آورم . شیر را زیاد می کنم ، برگ های تازه من مانند اسفناج در تغذیه مصرف می شود. برگ و ساقه های خشک من در زمستان علوفه خوبی برای چهارپایان و دواب است . از ساقه های نوع دو پایه من که فرنگی ها به آن گزنه ی بزرگ می گویند، در صنعت گونی بافی و بافتن طناب استفاده می شود. من بهترین درمان مرض قندم ، من سینه را باز می کنم . لیزابه و خلط را از بین می برم . حیض را باز می نمایم ، شهوت را زیاد می کنم . تنگ نفس را تسکین می دهم و خوردن برگ پخته من با ماءالشعیر (جوشانده جو) جهت امراض سینه و تنگ نفس تجویز شده است . گذاشتن برگ کوبیده من در سوراخ بینی ، خون دماغ را بند می آورد. ضماد برگ من جهت باز شدن دمل و قطع زگیل مخصوصا با عسل تجویز شده است این ضماد را جهت باز شدن پیچیدگی عصب توصیه کرده اند. ضماد برگ من جهت درمان گزیدن سگ هار قبل از رسیدن طبیب نافع است . پخته برگ من با روغن زیتون جهت ورم بناگوش مفید می باشد. ضماد خاکستر من نیز جهت معالجه زخم های چرکی توصیه شده است . ضماد برگ من همراه با مرهم های سربی جهت درمان زخم های سرطانی و به تنهایی جهت تحلیل ورمهای دیگر سودمند می باشد. مضمضه جوشانده ی من جهت تقویت لثه و غرغره آن جهت ورم لوزه زبان کوچک نافع است .
پاشیدن کوبیده تخم و برگ خشک شده من جهت درمان زخمهای سرطانی و خوره نافع است .
یک نوع دیگر که در غرب ایران ، اطراف کرند و نواکوه به عمل می آید، درمان شکم روش است .
دم کرده و جوشانده ی برگ من ۳۰ تا ۶۰ در هزار – و جوشانده ی ریشه من ۳۰ تا ۴۰ در هزار برای تصفیه خون و زیاد شدن ادرار و باز شدن عادت ماهانه بانوان و زیاد شدن شیر و غیره به کار می رود.
شیره ریشه مرا به مقدار ۶۰ تا ۱۵۰ گرم در روز قبل از غذا می توان با مقداری آب خورد.
بذر من در همه احوال قوی تر از برگ و ریشه من بوده ، و مقدار خوراک آن ۱۵ گرم است و خاصیت مسهلی دارد.
اگر ریشه ی مرا در الکل شصت درجه خیس کنید، و آن را پانزده روز در آفتاب بگذارید و بعد صاف کنید مایعی بدست می آید که چنانچه سه قاشق آنرا با آب مخلوط کرده ، به سر بمالید از ریزش مو جلوگیری می نماید. در صنعت از برگ من کلروفیل می گیرند. هر چند در حال حاضر به علت کشف پنی سیلین و سایر داروهای میکربکش ، عفونت انساج به صورت غانقاریا یا کمتر دیده می شود، معذلک خاصیت من برای درمان این مرض باز هم قابل توجه است و در معالجه مرض قند نیز نباید منافع مرا فراموش کرد. اثر ضد سرطانی من چنانچه مورد آزمایش قرار گیرد، روزنه ی امیدی را باز خواهد نمود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید