خداوند انسان را به گونه ای خاص آفریده است ودر کتابش به این آفرینش خاص اشاره نموده است . در قرآن آمده است: فطره الله التی فطر الناس علیها ، روم/۳۰ .فطرتی که خداوند انسانها را برآن سرشته است ( ماده فطر ) ف ، ط ، ر مکرر در قرآن آمده است : فطرهن انبیاء / ۵۶ ، فاطر السموات والارض ،انعام / ۱۴، و پنج آیه دیگر اذا السماء انفطرت انفطار/.۱ و منفطر به ، مزمل / ۱۸. در همه جا درمفهوم این کلمه ، ابداع و خلق و بلکه خلق به همان معنای ابداع هست . ابداع به یک معنا یعنی آفرینش بدون سابقه . فطره الله التی فطر الناس علیها: یعنی آن گونه خاص از آفرینش که ما به انسان دادهایم ، یعنی انسان به گونهای خاص آفریده شده است . این کلمهای که امروز میگویند ویژگیهای انسان ، اگر ما برای انسان یک سلسله ویژگیها در اصل خلقت قائل باشیم ، مفهوم فطرت را میدهد . فطرت انسان یعنی ویژگیهایی در اصل خلقت و آفرینش انسان .
در قرآن کریم به مراحل خلقت انسان نیز اشاره شده :
در مورد آفرینش انسان از آب در سوره فرقان آیه ۵۴ می گوید: و هوالذی خلق من الماء بشرا فجعله نسباً و مهراً و کان ربک قدیراً؛ او کسی است که از اب انسانی را آفرید، سپس او را نسب و سبب قرار داد – و نسل او را از این دو راه گسترش داد – و پروردگار تو همواره توانا بوده است. و نیز در سوره طارق آیه ۵و۶: فلینظر الانسان مم خلق* خلق من ماء دافق؛ انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است. از یک اب جهنده آفریده شده است.
در آیه ۱۴ سوره الرحمن آمده :خلق الانسان من صلصال کالفخار انسان را آفریده است از گل خشکیده شبیه سفال پخته. صلصال یعنی دارای صلصله. صلصال صدا را میگویند، یعنی به شکلی درآمده بود که مانند سفال صدا میکرد در قرآن راجع به خلقت انسان، در جاهایی تعبیر دارد انسان را از خاک آفرید، یک جا تعبیر دارد انسان را از گل آفرید، یک جا تعبیر دارد انسان را از لای گندیده آفرید من حما مسنون حجر/۲۶، یک جا تعبیر دارد انسان را از گل خشکیده آفرید. معلوم است که اینها مراحل را ذکر میکند. از خاک آفرید روشن است که خاک قبل از گل است و گل از خاک به وجود میآید، لای گندیده متعفن : آب و خاک که با همدیگر مخلوط میشوند ابتدا گل است، بعدها که میماند، در اثر تخمیرها و فعل و انفعالهایی تبدیل به یک لای گندیده میشود. گل خشکیده : این باز از مراحل بعد است که زمانی هم به این حالت در میآید.
قرآن خلقت انسان را در این مراحل مختلف بیان کرده است: از خاک آفریده شده است، از گل آفریده شده است. از لای گندیده آفریده شده است و از گل خشکیده آفریده شده است. اینها مراحلی در خلقت انسان را نشان میدهد. در اینجا هم قرآن همین قدر تعبیرش این است که انسان را از گل خشکیده آفرید. شعری منسوب به امیرالمؤمنین است که در آن به هدف آفرینش انسان اشاره شده است حضرت میفرماید:
دواءک فیک و ما تشعر *** و داءک منک و ما تبصر
أتزعم انک جرم صغیر *** و فیک انطوی العالم الاکبر
و انت الکتاب المبین الذی *** باحرفه یظهر المضمر
تو آن کتاب آشکار هستی که با حروف آن، معانی پنهان آشکار میشود، یعنی ای انسان تو یک کتابی هستی که حروف و کلماتی که در آن هست رازها را نشان میدهد. قرآن، هم آیات خود را میگوید آیه و هم به کوه و دریا و خورشید و ماه و ستاره و خلقت انسان میگوید آیه .
چرا قرآن کلمهای را انتخاب کرده است که آن را همان طور که درباره جملههایی از قرآن تعبیر میکند و مجموعی از جملههای قرآن را آیه میگوید، دستگاهی از دستگاههای آفرینش را هم آیه میگوید؟ میخواهد بگوید این هم کتاب خداست، آن هم کتاب خداست. همین طور که این، حروف و الفاظی است دارای معانی، آنها هم حروف و الفاظی هستند دارای معانی، پس کوشش کنید که به معنای آنها پی ببرید.
یک شعری هست که در کتب فلسفه ذکر میکنند، خطاب به خداوند میگوید:
الکل عباره و انت المعنی *** یا من هو للقلوب مغناطیس
همه ما به منزله عبارت و لفظ هستیم و معنی تویی، ای کسی که مغناطیس قلبها هستی. معنی معانی، آن که از همه معنیها معنیتر است خود خداوند متعال است. چرا به عیسی بن مریم گفته میشود کلمه بکلمه منه اسمه المسیح ،آل عمران/۴۵؟ عیسی که یک انسان است، چرا به او کلمه گفته میشود؟ به اعتبار اینکه معنی دارد، پر از معنی است. چرا ما نسبت به ائمه میگوییم الکلمات التامات ، یا خودشان فرمودهاند: نحن الکلمات التامات ما کلمه های کامل و تمام هستیم؟ (چون پر از معنی هستند. اینجا میفرماید: در آسمانها و زمین آیاتی است برای اهل ایمان.
نکتهای در بعضی تفاسیر مثل تفسیر المیزان آمده است، میگویند که در قرآن بعضی جاها این جور آمده که در خلقت آسمان و زمین آیه است و بعضی جاها آمده: خلقت آسمان و زمین آیه است ، آیا اینها تفاوت دارد؟ میگویند بله، قرآن گاهی میگوید که اصلا این آسمان آیه است، زمین آیه است، یعنی این مجموع دستگاه را به منزله یک آیه تلقی میکند، ولی گاهی میگوید در این آسمان آیات است، میخواهد بگوید این جنبه هایی دارد، معناهایی دارد، از جنبه های مختلف میشود پی برد.
در این آیه ان فی السموات و الارض لایات للمؤمنین، سوره جاثیه آیه ۳: به راستی در آسمان ها و زمین برای مومنان نشانه هایی عبرت آموز هست. یک نگاه جمعی کلی به همه عالم کرده است، ولی بعد به طور خصوصی بعضی موضوعات را که مهمتر بوده ذکر کرده است و کلمهای بالاتر از کلمه مؤمنین یعنی درجه کاملی از ایمان را هم برایش ذکر فرموده: و فی خلقکم و ما یبث من دابه آیات لقوم یوقنون، جاثیه ۴ در خلقت شما انسانها و در آنچه که خدا میپراکند یعنی متفرق و پخش میکند و به حرکت و امیدارد از جنبندهها (آیه هایی برای اهل یقین است). در اینجا انسان مطرح است بالخصوص و سایر جنبندهها، یعنی از میان همه مخلوقات عجالتا جنبندهها انتخاب شده است و از جنبندهها انسان به طور خصوصی انتخاب شده است. این برای آن است که انسان یک آیه مخصوص و خیلی عجیب و پر معنایی است.
مسلم آیه بودن گیاهها از آیه بودن جمادها بیشتر است چون وجود کاملتری است، آیه بودن حیوانها از آیه بودن گیاهها بیشتر است و آیه بودن انسان از آیه بودن هر موجود دیگری بیشتر است و مضاعف است. این است که در قرآن کریم راجع به آیه بودن خود انسان یک عنایت خاصی هست، یعنی حساب این ( موجود ) را جدا میکند، مثل اینکه در سوره و الذاریات میفرماید: و فی الارض ایات للموقنین در زمین آیههایی هست برای اهل یقین. انسان هم جزو موجوداتی است که در زمین هستند، ولی او را یک امر جداگانه ذکر میکند: و فی انفسکم افلا تبصرون ،ذاریات/۲۰و۲۱ و در خود شما، نمیبینید؟
این در خود شما حسابش جداگانه است، با کلمه افلا تبصرون هم ذکر شده: و در خود شما، آیا نمیبینید؟ یا در آیه سوره فصلت: سنریهم ایاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق : به زودی آیات قدرت خود را در اطراف جهان و در جانشان به آنها بنماییم تا بر ایشان روشن گرددکه او حق است(فصلت/۵۳) همه چیز را به نام آفاق نام برده است ولی برای انسان یک حساب جدا باز کرده، با اینکه انسان هم به یک اعتبار جزو موجودات آفاقی است. این برای این است که آیه بودن انسان از هر موجود دیگری بیشتر است. قرآن درباره انسان میفرماید: و نفخت فیه من روحی (ص/۷۲) این مظهری از روح الهی است. چیزی در انسان هست که در غیر انسان وجود ندارد.