چرا فاطمه زهرا (س) در را باز کرد؟

چرا فاطمه زهرا (س) در را باز کرد؟

غیرت و مردانگی علی
بعضی معتقدند که جلوس علی علیه‌السلام در خانه و اجازه به زهرا علیهاالسلام برای باز کردن در، با غیرت و مردانگی او منافات دارد؟ آیا ممکن است چنین عملی از علی علیه‌السلام سر زند؟!
در پاسخ می‌گوییم:
1- بدون تردید علی علیه‌السلام پیشوای غیرتمندان عالم، و صاحب دلاوری و غیرتمندی است. حسین علیه‌السلام نیز مانند پدرش پیشوای غیور مردان جهان است… امام حسین علیه‌السلام زنانش و از جمله خواهرش عقیله‌ی بنی‌هاشم، زینب را همراه خود برد تا با مصائب و بلایا و سختیها و مشکلات روبه‌رو شوند. زیرا خداوند سبحان اراده فرمود که آنان را در اسارت ببیند. دشمنانی که از ارتکاب زشت‌ترین جنایات حتی قتل اوصیاء پیغمبران و سربریدن کودکان و اسارت دختران پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله پروایی نداشتند، آنان را از شهری به شهر دیگر بردند و افراد دور و نزدیک، خویش و بیگانه به چهره‌هایشان نگریستند. اگر زینب حوراء به عبیداللَّه بن زیاد گفت: خشنودی خداوند، خشنودی ما اهل‌بیت است علی علیه‌السلام از دخترش زینب سزاوارتر است که آنچه خداوند را خشنود می‌سازد، او را خشنود سازد.
بدیهی است که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌خواهد این دین قوی و راسخ به حیات خود ادامه دهد اگر چه روحش بهای حیات دین باشد و آمادگی دارد که هرگونه آزار و اذیتی را در این راه تحمل کند. همچنان که بردن زینب و زنان دیگر به کربلا با علم به اسارت آنان هیچ منافاتی با غیرت حسین علیه‌السلام منافاتی ندارد، پاسخ زهرا علیهاالسلام به مهاجمان نیز با مردانگی و غیرت علی علیه‌السلام منافاتی ندارد.
2- هرگاه لازم می‌شد رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله به زنان خود و ام‌ایمن می‌فرمود که به کسی که در می‌زد، پاسخ دهند. (۱) آیا از رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله غیورتری هست؟!
3- این مهاجمان بودند که تجاوز کردند و مرتکب کارهای خلاف شرع و دیانت، و غیرت و مردانگی و حتی عرف جاهلی شدند. اما علی علیه‌السلام، هیچ‌یک از کارهای خلاف از او سر نزد بلکه آن حضرت به تکلیف خود عمل کرد. زهرا علیهاالسلام هم به تکلیف خود عمل کرد. خلاف و تعدی از جانب مهاجمان بود.

شجاعت علی کجاست؟
فضل بن روزبهان درباره‌ی حدیث آتش زدن خانه فاطمه علیهاالسلام می‌گوید: «اگر این حدیث صحیح باشد، بر عجز و ناتوانی علی دلالت دارد. حاشا و کلاً! نهایت عجز مرد این است که خود و خانواده‌اش و همسرش در خانه‌اش بسوزند ولی او قادر به دفع آن نباشد…» (۲)
برخی این معنی را گرفته و فرموده‌اند: جایز به نظر نمی‌رسد که با بودن علی علیه‌السلام در خانه، زهرا علیهاالسلام در را باز کند و به مهاجمان پاسخ دهد. وی تلاش دارد عواطف و احساسات مردم را تحریک کند. چه می‌افزاید: آیا احدی از شما می‌پذیرد که همسر یا مادر یا خواهرش مورد تهاجم قرار گیرد و او در خانه نشسته باشد و بگوید: لاحول و لاقوّه الا باللَّه! مردم در این باره به او چه خواهند گفت؟! آیا او را قهرمان خواهند نامید یا ترسوی بزدل؟! پس چگونه به علی علیه‌السلام چیزی نسبت می‌دهید که به خود نمی‌پسندید؟!
او با تأکید بر این دیدگاه می‌گوید: در دبی مجلس سوگواری زهرا علیهاالسلام منعقد بود. مداح این قضیه را خواند. یکی از اهل سنت که در مجلس حاضر بود به مرد شیعی گفت: شما می‌گویید: علی قهرمان شجاعی است. او که پشت قهرمانان را به خاک مالید، چگونه از همسرش، امانت رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله دفاع نکرد؟!
می‌گوییم:
1- این سخن جدیدی نیست. علمای شیعه و زیدیه بدان پاسخ داده‌اند. ابن‌حمزه زیدی می‌گوید: «او (علی) با همه‌ی شجاعتش، از مراعات امر امت، و طلب استقامت دین و ترک آنچه موجب پراکندگی است، کوتاهی نکرد». (۳)
2- ابن‌حمزه در ردّ کسی می‌گوید: «او را از مغلوب شدن ملامتی نباشد. زیرا غلبه نه دلیل حق است و نه باطل و نه جبن، او به نص صریح امام معصوم است، بر اساس عصبیت کار نمی‌کند بلکه بر پایه‌ی فرمان، انجام وظیفه می‌کند، و به صبر فرمان داده شده است. بنابراین در امتثال امر خداوند سبحان و فرمان رسولش، صبر پیشه کرد؛ نه به واسطه‌ی خشم پیش رفت و نه به خاطر ترس عقب نشست». (۴)
3- در تاریخ علی علیه‌السلام با این قوم، تنها زدن زهرا علیهاالسلام نیست، بلکه در روایات آمده که شخص علی علیه‌السلام را نیز زده‌اند. اما نه ابوبکر و عمر، بلکه کسی که به لحاظ شأن و اثر از این دو کمتر است: عثمان بن عفان. زبیر بن بکار در کتابش روایت کرده: علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام گفت: «عثمان کسی به دنبال من فرستاد. صورتم را با لباسم پوشاندم و به نزدش آمدم. بر او وارد شدم، روی تختش نشسته بود و با چوبی در دست، و در مقابلش مالی فراوان: دو پشته از طلا و نقره. گفت: مال تو، آنقدر بردار که شکمت را پر کنی. تو مرا کشتی!
گفتم: صله‌ی رحم کردی! اگر این مال را به ارث بردی یا کسی به تو بخشیده یا از تجارتی بدست آورده‌ای، من یکی از دو مرد هستم: یا برمی‌دارم و تشکر می‌کنم، و یا افزون‌تر می‌خواهم و برای بدست آوردن آن تلاش می‌کنم. و اگر از مال خداوند است و حق مسلمین و یتیم و در راه مانده، در آن؛ نه تو حق داری که به من ببخشی و نه من حق دارم که بردارم.
گفت: سرپیچی کردی. به خدا سوگند که سرپیچی کردی. سپس برخاست و به طرفم آمد و مرا با چوب زد. به خدا قسم که دستش را برنگرداندم تا اینکه کارش را کرد. پس صورتم را با لباسم پوشاندم و به خانه‌ام برگشتم و گفتم: خداوند بین من و تو شاهد است که تو را به معروف امر نمودم و از منکر نهی کردم». (۵)
از این بالاتر، آن حضرت به قتل نیز تهدید شد. در کافی به سند صحیح از امام صادق علیه‌السلام روایت شد: هنگامی که عمر ام‌کلثوم را از علی علیه‌السلام خواستگاری کرد، و علی گفت: کوچک است؛ عمر به عباس گفت: از برادرزاده‌ات، دخترش را خواستگاری کردم، او مرا رد کرد. به خدا قسم، زمزم را ببندم، و برای شما مکرمتی نگذارم مگر اینکه نابود سازم، و دو شاهد بر او اقامه کنم که شهادت دهند علی سرقت کرده، و آنگاه دستش را قطع کنم.
عباس نزد علی آمد و به او خبر داد و درخواست کرد که موافقت کند. علی علیه‌السلام موافقت کرد». (۶)
این روایت دلالت می‌کند تا چه اندازه به علی علیه‌السلام جسارت می‌کردند.
4- بدون تردید احدی از ما نمی‌پذیرد که همسر، یا مادر، و یا خواهرش مورد تهاجم قرار گیرد و او در خانه نشسته باشد و بگوید: لاحول و لاقوه الا باللَّه. اگر چنین کند قطعاً مردم خواهند گفت: او ترسو است. ما هم همین را خواهیم گفت. اما هرگاه مهاجمان بخواهند ما را به معرکه‌ای بکشند یا احساسات ما را تحریک کنند تا متشنّج شویم و واکنش نشان دهیم، بدون اینکه به نتایج کارهایمان توجه کنیم، اگر به خواسته‌ی مهاجمان پاسخ مثبت دهیم و اهدافشان را محقق سازیم؛ همه، ما را سرزنش خواهند کرد.
این گروه مهاجم، همین را از علی علیه‌السلام می‌خواستند، و اگر علی علیه‌السلام به آنان پاسخ مثبت می‌داد، فرصت شناخت از بین می‌رفت و به آنان فرصت می‌داد که همه‌ی برگهای برنده، و همه امکانات تحریف و تغییر حقیقت را بدست گیرند.
شجاعت علی علیه‌السلام در اینجا صبر بر اذیت و بی‌توجهی به تحریکاتی است که بر ضد او به راه انداخته‌اند. علی علیه‌السلام کسی است که همه چیز را در راه حفظ دین قربانی می‌کند و این را مسئولیت و تکلیف شرعی خود می‌داند. او کسی نبود که در راه رسیدن به هیچ چیز از دینش کوتاه بیاید.
5- فرض می‌کنیم که آنچه این شخص در خصوص احترام و ارزش زهرا علیهاالسلام نزد اینان گفته، درست است، پس چرا فرض نکنیم که هدف از اینکه زهرا علیهاالسلام جواب داد و در را به روی آنان باز کرد، استفاده از همین موقعیت و منزلت او برای دفع آنان از ساده‌ترین و آسان‌ترین راهها بود؟! آیا به نظر شما موقعیت و منزلت زهرا علیهاالسلام نزد آنان جلوی تهاجم و اذیت و آزارشان را گرفت؟!

پی‌نوشت:
1.ر.ک الاحتجاج، صص ۴۷۰-۴۷۱؛ کشف الیقین، صص ۲۶۰- ۳۰۵؛ بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۳۴۷؛ ج ۳۹، ص ۲۶۷؛ ج ۹۰، ص ۲۷۲؛ ج ۳۷، ص ۳۱۳؛ ج ۳۸، صص ۳۴۹-۳۵۰؛، ۱۲۶، ۱۵۲، ۳۰۵، ۳۵۶-۳۵۷؛ الطرائف، ص ۷۲؛ مناقب ابن مغازلی، دعوات راوندی، ص ۴۷؛ مشارق انوار الیقین؛ کشف الغمه، ج ۱، ص ۹۱؛ مناقب خوارزمی، صص ۸۶-۸۷؛ ترجمه الامام علی، ج ۳، ص ۱۶۴؛ فرائد السمطین، ج ۱، ص ۳۳۱؛ کفایه الطالب، ص ۳۱۲
2.ابطال نهج الباطل (در ضمن دلائل الصدق)، ج ۳، ص ۴۷
3.الشافی، ج ۴، ص ۱۸۸
4.الشافی، ج ۴، صص ۲۰-۲۰۱
5.شرح نهج البلاغه، ج ۹، ص ۱۰
6.کافی، ج ۵، ص ۳۴۶

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
اسکرول به بالا