به طور کلی یادگیری کودک از ابتدای تولد تا سن دو سالگی تنها از طریق حواس و صرفاً به وسیله فعالیتهای حرکتی صورت میگیرد. پس از آن تا سن هفت سالگی کودک به تدریج نمادها را میشناسد و به خصوص لغات را فرا میگیرد، البته در این دوران دیدگاه دیگران را نسبت به درک مفهوم لغات نادیده میگیرد؛ به تدریج و با افزایش سن (در سن هفت تا یازده سالگی) کودک قادر میشود تا به بیش از یک موضوع در یک آن بیندیشد و کمکم توانایی نگهداری ذهنی موضوعات را کسب میکند. همچنین توان پیگیری موضوعات مورد نظر خود را دارد. از سن یازده سالگی به بعد، ذهن او به خوبی میتواند موضوعات را نتیجهگیری کند. همچنین او در این دوران به احتمالات، بیش از واقعیات توجه نشان میدهد و میتواند به تفکر بپردازد و تجربیاتش را گسترش دهد. (۲)
البته نکته مورد نظر در این باره این است که روش یادگیری کودکان، بر اساس تفاوتهای آنها در نوع و میزان هوش، زمان لازم برای یادگیری، سن و جنس کودک، تواناییهای جسمی و عاطفی، محیط و… متفاوت است؛ برای نمونه گاهی فعالیتی که برای یادگیری یک کودک مناسب است، برای کودک دیگر هیچ جذابیتی ندارد یا اینکه ویژگی ذهنی برخی کودکان به گونهای است که برای رسیدن به یادگیری مطلوب به زمان بیشتری نیاز دارند در حالیکه برای برخی دیگر زمان محدودتری لازم است. بنابراین اگر والدین و مربیان از شیوه یادگیری شخصی و نوع هوش کودکانشان و تفاوت آنها در زمینههای گوناگون آگاهی داشته باشند، بهتر میتوانند در آموزش مطالب مختلف به آنها موفق باشند.
تفاوت دختران و پسران در یادگیری
با توجه به مطالب فوق، جنسیت یکی از مهمترین عوامل تفاوت در یادگیری کودکان است. در واقع تفاوتهای اصولی بین یادگیری دختران و پسران وجود دارد. در زمینههایی پسرها از دخترها برترند و در زمینههایی نیز برتری به دخترها میرسد. در زیر به شرح این گونه تفاوتها پرداخته میشود.
– آشکارترین تفاوتهای ساختاری در مغز، به سلسله عصبهایی مربوط میشود که نیمکرههای مغز را به هم مرتبط میکند. این عصبها در دختران حدود بیست درصد از پسرها بیشتر است و این امر سبب میشود که ارتباط میان دو بخش مغز در آنها بهتر باشد.
همچنین در اغلب موارد مغز دخترها نسبت به مغز پسرها سریعتر رشد میکند. دخترها یک سال زودتر از پسرها به مهارتهای کلامی میرسند. به همین سبب است که بیشتر اوقات دختران پیشدبستانی سریعتر از پسرها خواندن را یاد میگیرند و فهرست لغات و کلماتی که میدانند در مقایسه با پسرها بیشتر است.
– دختران از توانمندی کلامی بیشتری برخوردارند و به همین سبب بیشتر روی ارتباطهای کلامی تأکید میکنند؛ اما پسرها به ارتباطهای غیرکلامی توجه دارند و در مقایسه با دخترها کمتر میتوانند احساسات خود را به زبان آورند و نمیتوانند به سرعت دخترها واکنش کلامی نشان دهند. از اینرو در جریان فرآیند یادگیری دخترها از کلمات استفاده میکنند، اما پسرها اغلب در سکوت درس میخوانند.
– پسرها بدون اینکه چیزی را ببینند و لمس کنند، میتوانندآن را حل کنند. برای مثال وقتی ریاضیات روی تختهسیاه آموزش داده میشود بهتر یاد میگیرند؛ اما برای دخترها هر چه آموزش عینیتر گردد، یادگیری سادهتر میشود مثلاً برای آموزش ریاضی بهتر است برای آنها از شکل و شیء استفاده شود.
– استدلال پسرها به گونهای است که از کل شروع میکنند و به جزء میرسند و سرعت استدلالشان نیز از دخترها سریعتر است. به همین دلیل پسرها در آزمونهای سریع چندجوابی، موفقتر عمل میکنند.
اندیشیدن و برهان دختران به صورتی است که از موارد جزئی شروع میکنند و به کلیات میرسند.
– یکی دیگر از تفاوتهای یادگیری دختران و پسران در این است که دخترها هنگام یادگیری نیازی به اینکه به اطراف حرکت کنند یا جابهجا شوند ندارند؛ اما پسرها با حرکت کردن و جابهجا شدن نهتنها مغز خود را تحریک میکنند، بلکه رفتارهای خود را نیز کنترل میکنند.
– پسرها در یادگیری بیشتر از فضای محیط استفاده میکنند. وقتی پسر و دختری به اتفاق سر میزی مینشینند تا درس بخوانند یا بازی کنند، پسر پس از دقایقی فضای بیشتری از میز را به خود اختصاص میدهد. بسیاری از آموزگاران به این مسأله بیتوجهاند و پسرها را بیادب و ناتوان در کنترل معرفی میکنند در حالی که این طور نیست.
– دختران در حال یادگیری از کلمات استفاده میکنند؛ اما پسرها اغلب در سکوت درس میخوانند. همچنین دختران در بیان جزئیات مطالب را به زبان میآورند در حالیکه پسرها از کلمات رمزدار استفاده میکنند.
– دخترها نسبت به پسرها شنوندههای بهتری هستند و بخش بیشتری از مطالب را درک میکنند؛ اما پسرها اغلب کمتر گوش میدهند و بیشتر از آموزگار یا کسی که با آنها حرف میزند مدرک و شاهد مثال میخواهند.
– پسرها بیشتر از دختران در کلاس درس خسته و بی حوصله میشوند؛ چرا که آنها برای اینکه بهتر گوش بدهند به انگیزهها و محرکهای بیشتری نیاز دارند؛ اما دخترها بهتر میتوانند با احساس کسالت خود کنار بیایند.
– برای دختران یادگیری به صورت گروهی سادهتر است؛ چرا که آنها در هنگام یادگیری خود به دیگر اعضای گروه هم توجه دارند؛ اما پسرها سعی میکنند که خودشان یاد بگیرند و کمتر به اطرافیان خود توجه داشته باشند.
– در فرایند یادگیری پسران به نمودارها، جداول و تصاویر توجه بیشتری نشان میدهند، اما در مقابل دختران مضامین کتبی را بیشتر دوست دارند.
– دخترها در مجموع بهتر میشنوند، حس بویایی قویتری دارند و به کمک سر انگشتان و پوست خود اطلاعات بیشتری را دریافت میکنند. آنها در مقایسه با پسرها بهتر میتوانند رفتار تکانهای را کنترل کنند و بهتر میتوانند رفتارهای خطرناک و غیراخلاقی را تمیز دهند.
– تحقیقات نشان داده است مغز دختران در حالت استراحت به اندازه مغز پسران در موقع کار فعال است. این ویژگی سبب شده است که آنها امتیازات یادگیری بیشتری داشته باشند. از آنجا که مغز پسرهادر بسیاری از شرایط به اندازه مغز دختران فعال نیست، به همین خاطر بیشتر تحت تأثیر تحریکات متعدد کلافه میشود.
– تفاوت دیگر اینکه، عملکرد جنس مذکر در زمینههای فضایی و استدلال قویتر است و این مسائل را بهتر درک میکنند، اما مغز دخترها بیشتر نسبت به اطلاعات حسی پاسخ میدهد.
– در دیدن و شنیدن نیز میان دختران و پسران تفاوت وجود دارد مبنی بر اینکه، تواناییهای شنیداری در دختران بیشتر است و پسرها در مواقعی برای شنیدن نیازمند به صدای بلند هستند.آنها همچنین اشیاء را به گونههای متفاوتی میبینند. جنس مؤنث در تاریکی به مراتب بهتر از جنس مذکر میبیند؛ ولی در نور روشن، پسران بهتر میبینند.
– در زمینه حافظه هم تفاوتهای قابل ملاحظهای میان دختر و پسر وجود دارد. دخترها به طور کوتاه مدت میتوانند اطلاعات بیشتری را در حافظه خود نگه دارند، اما پسرها اگر موضوعی برایشان جالب باشد، آن را بهتر در حافظه خود حفظ میکنند.
– برخی معتقد هستند که پردازش عواطف و احساسات برای یادگیری آنقدر هم مهم نیست و این در حالی است که بررسیها درباره مغز نشان دهنده اهمیت فراوان این مسأله است. مغز دخترها محرکهای عاطفی و احساسی بیشتری را از طریق حواس پردازش میکند و این کار را کاملتر از مغز پسرها انجام میدهد. گاه پسرها برای پردازشهای عاطفی به ساعتها وقت احتیاج دارند. به همین سبب پسرها در زمینههای عاطفی شکستنیتر هستند. پسری که صبح در منزلش با بحرانی روبهرو شده است، در مقایسه با خواهر خود با استرس بیشتری وارد مدرسه میشود. این پسر ممکن است تمام مدت صبح را کلافه باشد، اما خواهرش برخورد راحتتری دارد و حتی میتواند مشکلش را با دیگران در میان بگذارد.
– تغییرات هورمونی نیز میتواند روی کیفیت یادگیری دخترها و پسرها تأثیر بگذارد. برای مثال وقتی هورمون استروژن در دخترها زیاد باشد، نمرات درسی آنها در امتحانات و تستها بیشتر میشود و زمانیکه تستوسترون پسرها بالا باشد، آنها در تستهای ریاضی نمرات بیشتری میگیرند، اما نمرات آزمونهای کلامی آنها کاهش مییابد.
با توجه به مطالب گفته شده، والدین و مربیان بایستی در نحوه آموزش و یادگیری دانشآموزان به این نکته توجه داشته باشند که چگونه تفاوتهای طبیعی بین پسران و دختران روی فرآیند یادگیری آنها تأثیر میگذارد. (۳)
۱- غررالحکم و دررالکلم، ص ۶۴۹.
۲- آیین تدریس و روش کلاسداری، مهران علیپور مشکانی، ص۳۶-۳۷.
-۳ر.ک: یادگیری متفاوت دخترها و پسرها،مایکل (میشل) گوریان، ترجمه مهدی قراچه داغی، ص۲۲-۵۶.
عوامل موثر بر یادگیری کودک
عوامل فردی
رشد و آمادگی
آموزش و یادگیری زمانی اثر بخش خواهد بود که کودک از هر نظر، رشد و آمادگی لازم را داشته باشد. در غیر این صورت عوامل پیرامون کودک میتواند موجب گمراهی یا ترس، فشار روانی، تنبلی، سستی و در نهایت عدم توجه و دقت او شود.
فردی که از نظر جسمی یا از نظر تمایلات و زمینههای عاطفی رشد کافی نکرده است یا فاقد سلامتی کامل باشد و یا در بعد اجتماعی دچار مشکل بوده و قادر نباشد با محیط خود سازگاری اجتماعی به عمل آورد و … نمیتواند در جریان یادگیری حضوری فعال داشته باشد.
بنابراین والدین و مربیان باید هنگام شروع آموزش، آمادگی کودکان را از جنبههای مختلف، مورد توجه قرار دهند. مربی باید در تدریس مواد درسی، میزان آمادگی هر یک از شاگردان را در نظر داشته باشد و تعلیمات خود را متناسب با سطح آمادگی آنها فراهم کند. کودکی ممکن است از لحاظ جسمی برای فرا گرفتن امری آماده باشد ولی از لحاظ عقلانی آمادگی درک مطلبی را نداشته باشد. همچنین ممکن است برای درک مطلبی از نظر ذهنی آمادگی لازم را داشته باشد اما علاقهمند و راغب نسبت به امر مورد نظر نباشد. رشد و آمادگی عقلانی در دروس مختلف نیز تفاوت دارد؛ مثلاً دانشآموزی در درس علوم از آمادگی و رغبت لازم برخوردار باشد اما همین دانشآموز ممکن است در درس ریاضی آمادگی لازم را نداشته و دچار مشکل باشد.