
ویژگیها و تعمیق تفکر بسیجی۴
تدبیر ش ۴۸ معیار بسیج: بصیرت و ایمان بسیج نه به پول وابسته است، نه به عنوان و جاه و جلال وابسته است، نه به دستور از بالا وابسته است. معیار بسیج، بصیرت است و ایمان. ایمان از دل او میجوشد، او را به کار وادار میکند؛ بصیرت

تدبیر ش ۴۸ معیار بسیج: بصیرت و ایمان بسیج نه به پول وابسته است، نه به عنوان و جاه و جلال وابسته است، نه به دستور از بالا وابسته است. معیار بسیج، بصیرت است و ایمان. ایمان از دل او میجوشد، او را به کار وادار میکند؛ بصیرت

پیری پیری و جوان شدن آرزو یَهرَمُ ابنُ آدَمَ وتَشِبُّ مِنهُ اثنَتانِ: الحِرصُ والأمَلُ.(۱۴/۶۶۵۸؛ تحف العقول: ۵۶) آدمیزاد پیر میشود و دو چیز در او جوان میگردد: آزمندی و آرزو. حرص پیران به دنیا یَهرَمُ ابنُ آدَمَ ویَشِبُّ مِنهُ اثنانِ: الحِرصُ علَی المالِ، والحِرصُ علَی العُمرِ. (۱۴/۶۶۵۸؛ الخصال:

پرخوری عامل بیماری روح و جسم مَنْ قَلَّ طُعْمُهُ صَحَّ بَطْنُهُ وَصَفَا قَلْبُهُ، وَمَنْ کَثُرَ طُعْمُهُ سَقُمَ بَطْنُهُ وقَسَا قَلْبُهُ. (۱/۱۵۶؛ تنبیه الخواطر: ۱/۴۶) آن که غذا کم خورَد، معده اش سالم ماند و صفای دل یابد. و هر که پرخور باشد معده اش بیمار و قلبش سخت شود.

بخیل ترین مردم انَّ أبخَلَ الناسِ مَن ذُکِرتُ عِندَهُ ولَم یُصَلِّ عَلَیَّ.(۷/۳۱۶۴؛ کنزالعمال: ۲۱۴۴) بخیل ترین مردم، کسی است که نام من نزد او برده شود و بر من درود نفرستد. کم آسایش ترین مردم أقلُّ النّاسِ راحهً البخیلُ.(۱/۴۴۶؛ بحار: ۷۳/۳۰۰) آدم بخیل، کمترین آسایش را

بیشترین سبب ورود به بهشت أکْثَرُ ما تَلِجُ بهِ اُمَّتی الجَنّهَ: تَقْوی اللَّهِ وحُسْنُ الخُلقِ.(۲/۷۹۶؛ کافی: ۲/۱۰۰) امّت من بیشتر به سبب دو چیز وارد بهشت میشوند: خدا پروایی و خوشخویی سه خصلت بهشتی ثلاثٌ مَن لَقِیَ اللَّهَ عزّ و جل بهِنَّ دَخلَ الجَنّهَ مِن أیِّ بابٍ

بی بلا، منفور خدا انَّ اللَّهَ یُبغِضُ العِفْرِیَهَ النِّفْرِیَهَ الّذی لَم یُرْزَأْ فی جِسمِهِ ولامالِهِ. (۲/۵۷۲؛ بحار: ۸۱/۱۷۴) خداوند انسان شیطان صفتی را که بلای جسمی و مالی نمیبیند دشمن دارد. پرورش مؤمن با بلاء انَّ اللَّهَ لَیُغذّی عَبدَهُ المؤمنَ بالبلاءِ کما تُغذِّی الوالِدَهُ ولَدَها باللَّبَنِ. (۲/۵۷۴؛ بحار:

بی نیازی بی نیازترین مردم اِرْضَ بِقَسْمِ اللَّهِ تَکُنْ أغنَی الناسِ.(۵/۲۰۹۲؛ بحار: ۶۹/۳۶۸) به قسمت خدا راضی باش، بینیازترین مردم خواهی بود. برکت عوامل بی برکتی أرْبَعٌ لا تَدخُلُ بَیتاً واحدهٌ مِنهُنَّ الّا خَرِبَ ولَم یَعْمُرْ بالبَرَکهِ: الخِیانهُ، والسَّرِقهُ، وشُربُ الخمرِ، والزِّنا.(۱/۴۸۸؛ بحار: ۷۹/۱۹) چهار چیز

پارسایی، اساس ایمان لکلِّ شَیءٍ اُسٌّ، واُسُّ الایمانِ الوَرَعُ.(۱۴/۶۷۵۴؛ کنزالعمال: ۷۲۸۴) هر چیزی بنیادی دارد و بنیاد ایمان پارسایی است. پارسایی، ملاک و معیار دین مِلاکُ الدِّینِ الوَرَعُ.(۱۴/۶۷۵۴؛ کنزالعمال: ۷۳۰۰) قوام دین بر پارسایی است. برترین بخش دینداری أفضَلُ دِینِکُمُ الوَرَعُ.(۱۴/۶۷۵۴؛ بحار: ۷۰/۳۰۴) برترین

بهترین افراد امت خَیْرُ اُمّتی أزْهَدُهُمْ فی الدُّنْیا، وأرْغَبُهُمْ فی الآخِرَهِ.(۱/۱۹۴؛ تنبیه الخواطر: ۲/۱۲۳) بهترین افراد امّت من آنان اند که به دنیا بیاعتناتر و به آخرت مشتاق ترند. گزیده ترین فرد امت خَیْرُ اُمّتی مَنْ هَدَمَ شَبابَهُ فی طاعهِ اللَّهِ، وفَطَمَ نَفْسَهُ عَنْ لَذّاتِ الدُّنْیا وتَوَلَّهَ

ترجیح پیامبر بر خود لا یُؤمنُ عَبدٌ حتّی أکونَ أحَبَّ الَیهِ مِن نَفْسِهِ، وتَکونَ عِتْرَتی الَیهِ أعَزَّ مِن عِتْرَتِهِ، ویکونَ أهْلی أحَبَّ الَیهِ مِن أهْلِهِ، وتکونَ ذاتی أحَبَّ الَیهِ مِن ذاتِهِ.(۲/۹۷۲؛ علل الشرایع: ۱۴۰) هیچ بندهای ایمان ندارد مگر آنکه مرا از خودش بیشتر دوست بدارد و خاندان

انصاف مؤمن حقیقی، منصف ترین مردم مِن واسَی الفَقیرَ، وأنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ، فذلکَ المؤمِنُ حَقّاً. (۱۳/۶۳۱۰؛ الخصال: ۴۷) کسی که به تهیدست کمک مالی کند و نسبت به مردم از خود انصاف به خرج دهد، چنین کسی مؤمن حقیقی است. انفاق جزای منع انفاق مَن مَنَعَ مالَهُ

انتظار فرج ظهور حتمی مهدی(عج) یَلیرجُلٌ مِن أهلِبیتی یُواطِیُ اسمُه اسمِی، لَو لَم یَبْقَ مِن الدُّنیا الّا یَومٌ لَطوَّلَ اللَّهُ ذلکَ الیومَ حتّی یَلیَ.(۱/۳۳۸؛ کنزالعمال: ۳۸۶۶) مردی از خاندان من حکومت خواهد کرد که نامش با نام من یکی است. اگر از دنیا جز یک روز نمانده باشد

مؤمنان، برادر یکدیگر المؤمنونَ اخْوَهٌ، تَتَکافی دِماؤهُم، وَهُمْ یَدٌ علی مَن سِواهُم، یَسْعی بذِمّتِهم أدناهُم. (۱/۶۴؛ امالی مفید: ۱۸) مؤمنان برادرند، خونشان برابر و در برابر دیگران یکدست اند. و کمترین آنان (میتواند) کسی را در امان همه مسلمانان درآورد. ازدیاد برادران استکْثِروا مِن الاخوانِ؛ فانَّ لکلِّ

تبلیغ دروغ از کالا ثلاثهٌ لا یَنْظُرُ اللَّهُ الَیهِم… والمُزَکّی سِلْعَتَهُ بالکَذِبِ.(۲/۶۲۰، بحار: ۷۵/۲۱۱) خداوند به سه گروه نگاه نمی کند… و گروهی که از کالای خود تبلیغ دروغ کنند. کاسب راستگو، همنشین شهدا التّاجرُ الأمینُ الصَّدوقُ المسلِمُ معَ الشّهداءِ یَومَ القیامهِ. (۶۲۰/۲؛ کنزالعمال: ۹۲۱۶) کاسب درستکارِ

پیامد بدزبانی و زشت گویی ما کانَ الفُحشُ فی شیءٍ قَطُّ الّا شانَهُ، ولا کانَ الحَیاءُ فی شیءٍ قَطُّ الّا زانَهُ. (۹/۴۵۴۲؛ بحار: ۷۹/۱۱۱) زشت گویی( و زشت کرداری) هرگز در چیزی نبود، مگر این که آن را عیبناک گردانید و شرم و حیا هرگز در چیزی نبود

تهمت سزای تهمت به مؤمن مَن بَهَتَ مؤمناً أو مؤمنهً أو قالَ فیهِ ما لیسَ فیهِ أقامَهُ اللَّهُ تعالی یومَ القیامهِ علی تَلٍّ مِن نارٍ حتّی یَخرُجَ مِمّا قالَهُ فیهِ.(۲/۵۹۲؛ بحار: ۷۵/۱۹) هر کس به مرد یا زن مؤمن بهتان زند یا درباره او چیزی بگوید که از

توکل به خدا، راه کسب تقوا مَن أحَبَّ أن یَکونَ أتقَی النّاسِ فلْیَتَوکَّلْ علَی اللَّهِ(۱۴/۷۰۳۸؛ معانی الاخبار: ۱۹۶) هر که دوست دارد با تقواترین مردم باشد، باید به خدا توکّل کند. توکل بر خدا، نیروبخش انسان مؤمن مَن أحَبَّ أن یَکونَ أقوَی النّاسِ فلْیَتَوکَّلْ علَی اللَّهِ تعالی.

توانگری، پشتیبان پرهیزکاری نِعمَ العَونُ علی تَقوَیاللَّهِ الغِنی.(۹/۴۴۰۲؛ مستدرک الوسائل: ۱۳/۱) توانگری، چه نیکو یاوری است برای پرهیزگاری از خدا. راه ثروتمند شدن مَن أرادَ أن یَکونَ أغنَی الناسِ فَلْیَکُنْ بما فی یَدِ اللَّهِ أوثَقَ مِنهُ بما فی یَدِ غَیرِهِ.(۹/۴۴۰۶؛ کافی: ۲/۱۳۹) هر که میخواهد توانگرترین

پرهیز از تعصب [بی جا و بی مورد] مَن تَعَصَّبَ أو تُعُصِّبَ لَهُ فقَد خَلَعَ رِبْقَ الایمانِ مِن عُنُقِهِ.(۸/۳۷۹۴؛ کافی: ۲/۳۰۸) کسی که تعصّب بورزد یا برایش تعصّب بورزند، حلقه ایمان را از گردن خویش باز کرده است. خالی کردن قلب از تعصب [بی جا و جاهلیت]

بزرگ و فراوان بودن عملِ همراه با تقوا کُن بالعَمَلِ بالتَّقوی أشَدَّ اهتِماماً مِنکَ بالعَمَلِ بغَیرِهِ؛ فانّهُ لا یَقِلُّ عَملٌ بالتَّقوی، وکَیفَ یَقِلُّ عَملٌ یُتَقَبَّلُ ؟!(۱۴/۷۰۰۲؛ بحار: ۷۰/۲۸۶) به عملِ با تقوا بیشتر اهتمام داشته باش تا به عملِ بدون تقوا؛ زیرا هیچ عملی که با تقوا توأم

متکبران، منفورترین ها أمقَتُ الناسِ المُتَکبِّرُ.(۱۱/۵۰۸۴؛ بحار: ۷۳/۲۳۱) منفورترین مردمان، شخص متکبّر است. بدترین بندگان خدا ألا اُخبِرُکُم بِشَرِّ عِبادِ اللَّهِ؟ الفَظُّ المُتَکبِّرُ، ألا اُخبِرُکم بخَیرِ عِبادِ اللَّهِ ؟ الضَّعیفُ المُستَضعَفُ.(۷/۳۲۴۶؛ کنزالعمال: ۵۹۴۴) آیا شما را از بدترین بندگان خدا آگاه نسازم؟ درشتخوی متکبّر؛ آیا شما

نهی از تحقیر بندگان خدا لا یَزْرَأنَّ أحدُکُم بأحدٍ من خَلقِ اللَّهِ فانَّهُ لا یَدری أیُّهُم ولیُّ اللَّهِ. (۳/۱۲۲۴؛ بحار: ۷۵/۱۴۷) هیچ یک از شما نباید احدی از بندگان خدا را خوار و بی مقدار شمرد؛ زیرا نمیداند که کدام یک از آنها دوست و ولّی خداست. احترام به

پاکیزگی بنای اسلام بر پاکیزگی تَنَظَّفوا بکُلِّ ما استَطَعتُم؛ فانَّ اللَّهَ تعالی بَنَی الاسلامَ علَی النَّظافَهِ، ولَن یَدخُلَ الجَنَّهَ الّا کُلُّ نَظیفٍ.(۱۳/۶۳۴۲؛ کنز العمال: ۲۶۰۰۲) خودتان را با هر وسیلهای که میتوانید پاکیزه کنید؛ زیرا که خداوند متعال اسلام را بر پایه پاکیزگی بنا کرده است و

پشیمانی بیشترین پشیمانی در قیامت انَّ أشَدَّ النّاسِ نَدامَهً یَومَ القِیامَهِ، رجُلٌ باعَ آخِرَتَهُ بدُنیا غَیرِهِ. (۳/۱۱۹۲؛ کنزالعمال: ۱۴۹۳۶) پشیمانترین مردمان در روز رستاخیز کسی است که آخرت خود را برای دنیای دیگری بفروشد (فروخته باشد). پذیرش عذر پذیرفتن عذر عذرخواهان مَنلَمیَقبَلِ المَعذِرَهَ مِنمُحِقٍّ أو مُبطِلٍ، لَمیَرِدْ عَلَیَّالحَوضَ.(۸/۳۵۳۴؛

بردباری مقام بردبار کادَ الحَلیمُ أنْ یَکونَ نَبِیّاً.(۳/۱۲۸۸؛ بحار: ۴۳/۷۰) آدم بردبار به پیامبری نزدیک است. بی تابی صداهای ناخوشایند در نزد خدا صَوتانِ یُبغِضُهما اللَّهُ: اعْوالٌ عند مُصیبَهٍ، ومِزْمارٌ عند نِعمهٍ. (۲/۷۱۲؛ تحف العقول: ۴۰) دو آواز است که خداوند دشمن دارد: شیون و فغان در

بخشندگی، صفت الهی السَّخاءُ خُلُقُ اللَّهِ الأعظَمُ.(۵/۲۴۲۶؛ کنزالعمال: ۱۵۹۲۶) بخشندگی خوی بزرگ خداوند است. نزدیک بودن انسان بخشنده به خداوند السَّخِیُّ قَریبٌ مِنَ اللَّهِ، قریبٌ مِن الناسِ، قَریبٌ مِن الجَنَّهِ. (۵/۲۴۲۸؛ بحار: ۷۳/۳۰۸) شخص بخشنده به خدا، نزدیک است؛ به مردم نزدیک است؛ به بهشت نزدیک است.

مقام خلیفه اللهی در امر به معروف و نهی از منکر مَن أمَرَ بِالمَعروفِ ونَهی عَنِ المُنکَرِ فهُوَ خَلیفَهُ اللَّهِ فی الأرضِ، وخَلیفَهُ رَسولِهِ. (۸/۳۶۹۸؛ مستدرک الوسائل: ۱۲/۱۷۹) هر که امر به معروف و نهی از منکر کند، او جانشین خدا و جانشین رسول او در زمین است.