دسته بندی :شهریور ۱۶, ۱۳۹۲

مقاله

اسیر عادت ها نشویم

اسیر عادت ها نشویم

خارپشتی از یک مار تقاضا کرد که بگذارد در لانه ی او ماوا گزیند.مار پذیرفت و او را به لانه ی تنگ و کوچکش راه داد.چون لانه ی مار کوچک بودخارهای تیز خارپشت به بدن مار فرو میرفت و او را اذیت میکرد.اما مار از سر نجابت و مهمان دوستی

مثل ذره بین

مثل ذره بین

ذره بین هر چیز ناچیز و کوچک را بزرگ میکند. وجود نازنین رسول خدا(ص)نسبت به خوبی ها و لطف دیگران ذره بین وار رفتار میکرد.”تعظم عنده النعمه و ان دقت” اگر کسی به او لطفی ناچیز میکرد در نگاه او بزرگ می نمود.

مثل آب و آینه

مثل آب و آینه

آب را ببین! همیشه آغوش آب باز است. دستان شما پاک باشد یا آلوده میپذیرد. آینه را ببین! چهره زیبا باشد یا زشت میپذیرد و برایش یکسان است. پیامبر(ص)مثل آب بود مثل آینه بود. “قد وسع الناس منه خلقه”همه از اخلاق خوش او برخوردار بودند

مثل قبله نما

مثل قبله نما

عقربه های قبله نما را ببین که پیوسته لرزان اند مگر زمانی که همسو با قبله باشند. دل آدمی نیز همین طور است لرزان و مضطرب است مگر اینکه با خدا همسو شود و همواره در یاد خدا باشد.پیامبر(ص)همواره دلی آرام داشت.چرا؟چون پیوسته در یاد خدا بود: “لا یقوم لا

مثل استخر چسب

مثل استخر چسب

آیا در استخر پر از چسب میشود شنا کرد؟ شک و دودلی درست مثل استخر چسب است که در آن قدم از قدم نمیتوان برداشت. قرآن آمده است تا ما را از ورطه تردیدها دو دلی ها و شک ها بیرون بکشد دست ما را بگیرد و به جایی برد

مثل چای

مثل چای

خود شما وقتی یک چای تلخ مقابلتان میگذارند چه میکنید؟ با یکی دو حبه قند آن را شیرین میکنید و نوشیدنش را بر خود گوارا میسازید.سختی های زندگی مثل همان چای تلخ است و نعمت های الهی درست شبیه همان حبه های قند و از آنجا که زندگی انسان بی

مثل کمان

مثل کمان

انسان وقتی که حرف میزند باید بداند چه میگوید به که میگوید و حرفش به کجا برمیخورد.چون دهان چیزی درست شبیه کمان است و حرف همانند تیر. تیراندازها را ندیده ای که هنگام پرتاب تیر چه آرامشی دارند و چه تمرکز و توجهی و چگونه هدف را تماشا میکنند نشانه

مثل عطر!

مثل عطر!

تو برای عطر زدن به کسی نگاه نمیکنی.اصلا برایت مهم نیست دیگران عطر میزنند یا نه.خوب شدن هم مثل عطر زدن است.چکار داری دیگران خوب اند یا نه خوبی میکنند یا نه.این حرف و نصیحت خداست که میگوید:خود را باش.”علیکم انفسکم” بر شما باد خودتان

مثل ابرها

مثل ابرها

وقتی انسانها از یکدیگر دور میشوند و فاصله میگیرند در حقیقت طومار خیرات و برکات را بسته و در هم میپیچند. ابرها را ندیده ای؟ وقتی که از هم جدا میشوند آیا میتوانند ببارند؟ تکه های زغال را ندیده ای که وقتی از هم جدا و دور میشوند حرارت و

مثل خورشید

مثل خورشید

انسان اگر از جانش از مالش و از آبرو و اعتبار و دانشش برای دیگران مایه بگذارد هیچ ضرر نمیکند هیچ از دست نمیدهد و هرگز خالی و تهی نمیشود. یک نگاه به بالای سر خود بینداز و خورشید را ببین که میلیاردها سال است دارد کلبه و خانه ی

مثل گلاب

مثل گلاب

گلاب را میخواهی بشناسی از بوی آن نشناس. گلاب را باید از طعم آن شناخت از تلخی آن باید شناخت.هر چه تلخ تر باشد خالص تر است. چون مولکول ها جمع اند و خیلی بو ندارند اما یک قاشق از آن را اگر در یک پارچ آب بریزی آن موقع

مثل دود به هیزم

مثل دود به هیزم

شاید تا به حال دست کم یک بار هیزم ها را آتش زده باشی ودیده باشی که در ابتدا چه دودی به پا میکنند.و هم دیده ای که هر چه دود بیشتر باشد روشنایی و نور بیشتری هم به دنبال خواهند داشت.غم ها و غصه ها و ناراحتی ها درست

مثل زباله

مثل زباله

شما وقتی میخواهی یک جایی را جارو کنی از کجا شروع میکنی؟ از پیش پای خود یا چند قدم آن طرف تر؟ یادمان باشد صفات و اوصاف نادرست ما زباله های زندگی اند و باید جارو شوند. و البته هر کسی باید از خود شروع کند و پیش برود تا

مثل باران

مثل باران

آب دریا تلخ است اما وقتی حرکت کند بخار شود بالا برود و ابر شود و فرو بارد بارانی شیرین می شود.کسانی که زندگی ساکن بی حرکت بی تلاش و بی جنب و جوشی دارند از زندگی شیرین برخوردار نخواهند بود بلکه شور و شوربخت اند هر چند از دریایی

مثل نان سنگک

مثل نان سنگک

نان سنگک تا خمیر و خام است به سنگ ها حتی به ریزترین آنها میچسبد اما همین که پخته شد خیلی راحت از همه ی آنها جدا خواهد شد. انسان هم همین طور است تا خام است دلبسته و وابسته است اما همین که پخته شد خیلی راحت از این

مثل میوه

مثل میوه

کبر آدم را بی مزه میکند.ندیده ای بعضی میوه ها وقتی بزرگ میشوند از مزه می افتند دیگر مشتری ندارند و گاهی هم به جای اینکه به مصرف انسان درآیند خوراک گاو و گوسفند ها میشوند. البته همین جا گفته باشم که آن افتادگی ای ارزش و بها دارد که

مثل زنبورعسل

مثل زنبورعسل

زنبور عسل را ببین!همین که نیش میزند کارش تمام است و میمیرد. ماآدم ها هم همین طوریم اگر به دیگران نیش بزنیم زخم زبان بزنیم آنها را آزرده خاطر کنیم میمیریم اخلاقمان میمیرد احساساتمان  و عواطفمان از بین میرود. این است که وجود نازنین رسول خدا(ص)هیچ گاه به هیچ کس

ارتباط قبل از ازدواج......؟

ارتباط قبل از ازدواج……؟

یک علامت سوال؟…..آیا؟ تا چه حد؟ به چه کیفیت؟ لزومی دارد؟ رابطه قبل از ازدواج باید سالم و با شناخت نسبی دو طرف صورت ‌پذیرد چون میزان آشنایی هر اندازه بیشتر باشد در آینده امکان فروپاشی زندگی مشترک کمتر خواهد بود…  ● تهدید سلامت روانی به دلیل نبود شناخت پیش

رییس هفته گذشته مرد

رییس هفته گذشته مرد

مردی به ریییسش تلفن میزند اما همسر رییس گوشی را برمیدارد و میگوید:((متاسفم او هفته ی گذشته فوت کرد.)) روز بعد مرد دوباره به رییس زنگ میزند وهمسر رییس پاسخ میدهد:((به شما گفتم او هفته ی گذشته فوت کرده است.)) باز هم روز بعد مرد به رییس زنگ میزند و

مثل درخت انگور

مثل درخت انگور

درخت انگوراگر بخواهد بیشتر رشد کند و بار و محصول بیشتری داشته باشد باید تکیه کند آن هم بر تکیه گاهی محکم و رفیع و بلند. ما هم اگر بخواهیم در این عالم رشد کرده و بار و حاصل بیشتری داشته باشیم باید تکیه کنیم آن هم بر تکیه گاهی

مثل طبیب

مثل طبیب

یک طبیب اگر حاذق باشد همین جوری نسخه نمینویسد و یا دارو را تجویز نمیکند مگر آنکه ضرورتی باشد. سخن هم مثل داروست.انسان باید وقتی حرف بزند وقتی سخن بگوید که بخواهد دردی را درمان کند.((کان رسول الله لا یتکلم الا فی حاجه)) رسول خدا(ع)جز در وقت ضرورت سخن نمی

مثل آب و چاله

مثل آب و چاله

آب وقتی که به چاله ای میرسد بی تفاوت و بی اعتنا از کنار آن عبور نمیکند بلکه تا آن را پر نکند و لبریز و سرشار نکند عبور نخواهد کرد. وجود نازنین رسول خدا آب حیات بود از کنار هیچ نیازمندی و تهی دستی بی اعتنا نمیگذشت.((کان جوادا… او

مثل کهنه کارها

مثل کهنه کارها

آن وقت ها شراب خوارهای کهنه کار به تازه کارها میگفتند هر چه دارید یک شبه سر نکشید و گر نه فردا خمارید در حالی که دیگران همه مست اند.بعضی ها گوششان بدهکار نبود و همه را سر میکشیدند اما صبح که میشد وقتی که همه مست بودند آنها خمار

مثل قیچی

مثل قیچی

بزازها دائم قیچی را تیزمیکنندچرا؟ چون به پارچه خورده است و پارچه نرم است و نرمی پارچه آن را کند میکند. یادت باشد بعضی ها مثل قیچی هستند میخواهند تو را قیچی کنند جدا کنند.حال اگر با آنها نقش پارچه را نقش ابریشم را بازی کنی آنها هم کند میشوند

مثل سرسره

مثل سرسره

برف شب می آید روز آب میشود. حرف های مردم هم مثل برف است روی آن حساب باز نکن. امروز چیزی میگویند فردا چیزی دیگر. اگر روی سرسره چیزی گیر کرد روی زبان مردم هم حرف گیر میکند. این است که قرآن میگوید:فقط حرف خدا را باش. حرف او باید

مثل پیچ

مثل پیچ

پیچ ها معمولا این طورند که هر چه به سمت راست بپیچند محکم و محکمتر میشوند و هر چه به چپ بپیچند سست و سست تر میشوند و آخرش هم می افتند. انسان هم همین طور است.هر چه به سمت راستی و به سمت درستی بپیچد محکم تر میشود پایدار

مثل گنبد

مثل گنبد

دو طرف پایین یک گنبد را ببین! ببین چقدر از هم دورند و فاصله دارند اما همین که بالا رفته و به راس گنبد نزدیک میشوند به یکدیگر نیز نزدیک تر میشوند. خداوند راس عالم است.آدم هایی که به او نزدیک میشوند به یکدیگر نیز نزدیک میشوند و هر چه

مثل دندان

مثل دندان

کسی که دندانش درد میکند اگر تنها روی درد دندان خود تمرکز کند بی شک درد او بیشتر و بیشتر احساس میشود.حال اگر در همان حال فکرش را بر امور دیگری متمرکز سازد بی شک یا درد را فراموش میکند و یا آن درد کاهش می یابد.حال یادمان باشد تمرکز

مثل گل وآینه

مثل گل وآینه

گل را از هر طرف ببینی گل است. شمع را از هر طرف نگاه کنی شمع است. پیامبر(ص)شمع جمع آفرینش بود گل سرسبد کائنات بود. یعنی هر طرف که نگاه میکردی همانی بود که بود. یعنی ظاهرش باطنش و آشکار و پنهانش یکسان بود.”یوافق سره علانیته”

مثل چلچراغ

مثل چلچراغ

یک چراغ چقدر نور دارد؟چلچراغ چقدر؟ هر آدمی مثل چراغ میماند و طبیعتا اگر از عقل دیگران استفاده کند و بهره ببرد چلچراغ میشود. و نور و تابش بیشتری خواهد داشت و پیرامون خود را بیشتر و بهتر میبیند. به همین خاطر وجود نازنین پیامبر(ص)همواره مشورت میکرد.”کان کثیر المشاوره” پیامبر(ص)فراوان

مطلبی پیدا نشد
اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید