
اسیر عادت ها نشویم
خارپشتي از يك مار تقاضا كرد كه بگذارد در لانه ي او ماوا گزيند.مار پذيرفت و او را به لانه ي تنگ و كوچكش راه داد.چون لانه ي مار كوچك بودخارهاي تيز خارپشت به بدن مار فرو ميرفت و او را اذيت ميكرد.اما مار از سر نجابت و مهمان دوستي

خارپشتي از يك مار تقاضا كرد كه بگذارد در لانه ي او ماوا گزيند.مار پذيرفت و او را به لانه ي تنگ و كوچكش راه داد.چون لانه ي مار كوچك بودخارهاي تيز خارپشت به بدن مار فرو ميرفت و او را اذيت ميكرد.اما مار از سر نجابت و مهمان دوستي

ذره بين هر چيز ناچيز و کوچک را بزرگ ميکند. وجود نازنين رسول خدا(ص)نسبت به خوبي ها و لطف ديگران ذره بين وار رفتار ميکرد.”تعظم عنده النعمه و ان دقت” اگر کسي به او لطفي ناچيز ميکرد در نگاه او بزرگ مي نمود.

آب را ببين! هميشه آغوش آب باز است. دستان شما پاک باشد يا آلوده ميپذيرد. آينه را ببين! چهره زيبا باشد يا زشت ميپذيرد و برايش يکسان است. پيامبر(ص)مثل آب بود مثل آينه بود. “قد وسع الناس منه خلقه”همه از اخلاق خوش او برخوردار بودند

عقربه هاي قبله نما را ببين که پيوسته لرزان اند مگر زماني که همسو با قبله باشند. دل آدمي نيز همين طور است لرزان و مضطرب است مگر اينکه با خدا همسو شود و همواره در ياد خدا باشد.پيامبر(ص)همواره دلي آرام داشت.چرا؟چون پيوسته در ياد خدا بود: “لا يقوم لا

آيا در استخر پر از چسب ميشود شنا کرد؟ شک و دودلي درست مثل استخر چسب است که در آن قدم از قدم نميتوان برداشت. قرآن آمده است تا ما را از ورطه ترديدها دو دلي ها و شک ها بيرون بکشد دست ما را بگيرد و به جايي برد

خود شما وقتي يک چاي تلخ مقابلتان ميگذارند چه ميکنيد؟ با يکي دو حبه قند آن را شيرين ميکنيد و نوشيدنش را بر خود گوارا ميسازيد.سختي هاي زندگي مثل همان چاي تلخ است و نعمت هاي الهي درست شبيه همان حبه هاي قند و از آنجا که زندگي انسان بي

انسان وقتي که حرف ميزند بايد بداند چه ميگويد به که ميگويد و حرفش به کجا برميخورد.چون دهان چيزي درست شبيه کمان است و حرف همانند تير. تيراندازها را نديده اي که هنگام پرتاب تير چه آرامشي دارند و چه تمرکز و توجهي و چگونه هدف را تماشا ميکنند نشانه

تو براي عطر زدن به کسي نگاه نميکني.اصلا برايت مهم نيست ديگران عطر ميزنند يا نه.خوب شدن هم مثل عطر زدن است.چکار داري ديگران خوب اند يا نه خوبي ميکنند يا نه.اين حرف و نصيحت خداست که ميگويد:خود را باش.”عليکم انفسکم” بر شما باد خودتان

وقتي انسانها از يکديگر دور ميشوند و فاصله ميگيرند در حقيقت طومار خيرات و برکات را بسته و در هم ميپيچند. ابرها را نديده اي؟ وقتي که از هم جدا ميشوند آيا ميتوانند ببارند؟ تکه هاي زغال را نديده اي که وقتي از هم جدا و دور ميشوند حرارت و

انسان اگر از جانش از مالش و از آبرو و اعتبار و دانشش براي ديگران مايه بگذارد هيچ ضرر نميکند هيچ از دست نميدهد و هرگز خالي و تهي نميشود. يک نگاه به بالاي سر خود بينداز و خورشيد را ببين که ميلياردها سال است دارد کلبه و خانه ي

گلاب را ميخواهي بشناسي از بوي آن نشناس. گلاب را بايد از طعم آن شناخت از تلخي آن بايد شناخت.هر چه تلخ تر باشد خالص تر است. چون مولکول ها جمع اند و خيلي بو ندارند اما يک قاشق از آن را اگر در يک پارچ آب بريزي آن موقع

شايد تا به حال دست کم يک بار هيزم ها را آتش زده باشي وديده باشي که در ابتدا چه دودي به پا ميکنند.و هم ديده اي که هر چه دود بيشتر باشد روشنايي و نور بيشتري هم به دنبال خواهند داشت.غم ها و غصه ها و ناراحتي ها درست

شما وقتي ميخواهي يک جايي را جارو کني از کجا شروع ميکني؟ از پيش پاي خود يا چند قدم آن طرف تر؟ يادمان باشد صفات و اوصاف نادرست ما زباله هاي زندگي اند و بايد جارو شوند. و البته هر کسي بايد از خود شروع کند و پيش برود تا

آب دريا تلخ است اما وقتي حرکت کند بخار شود بالا برود و ابر شود و فرو بارد باراني شيرين مي شود.کساني که زندگي ساکن بي حرکت بي تلاش و بي جنب و جوشي دارند از زندگي شيرين برخوردار نخواهند بود بلکه شور و شوربخت اند هر چند از دريايي

نان سنگک تا خمير و خام است به سنگ ها حتي به ريزترين آنها ميچسبد اما همين که پخته شد خيلي راحت از همه ي آنها جدا خواهد شد. انسان هم همين طور است تا خام است دلبسته و وابسته است اما همين که پخته شد خيلي راحت از اين

کبر آدم را بي مزه ميکند.نديده اي بعضي ميوه ها وقتي بزرگ ميشوند از مزه مي افتند ديگر مشتري ندارند و گاهي هم به جاي اينکه به مصرف انسان درآيند خوراک گاو و گوسفند ها ميشوند. البته همين جا گفته باشم که آن افتادگي اي ارزش و بها دارد که

زنبور عسل را ببين!همين که نيش ميزند کارش تمام است و ميميرد. ماآدم ها هم همين طوريم اگر به ديگران نيش بزنيم زخم زبان بزنيم آنها را آزرده خاطر کنيم ميميريم اخلاقمان ميميرد احساساتمان و عواطفمان از بين ميرود. اين است که وجود نازنين رسول خدا(ص)هيچ گاه به هيچ کس

یک علامت سوال؟…..آیا؟ تا چه حد؟ به چه کیفیت؟ لزومی دارد؟ رابطه قبل از ازدواج باید سالم و با شناخت نسبی دو طرف صورت پذیرد چون میزان آشنایی هر اندازه بیشتر باشد در آینده امکان فروپاشی زندگی مشترک کمتر خواهد بود… ● تهدید سلامت روانی به دلیل نبود شناخت پیش

مردي به ريييسش تلفن ميزند اما همسر رييس گوشي را برميدارد و ميگويد:((متاسفم او هفته ي گذشته فوت كرد.)) روز بعد مرد دوباره به رييس زنگ ميزند وهمسر رييس پاسخ ميدهد:((به شما گفتم او هفته ي گذشته فوت كرده است.)) باز هم روز بعد مرد به رييس زنگ ميزند و

درخت انگوراگر بخواهد بيشتر رشد کند و بار و محصول بيشتري داشته باشد بايد تکيه کند آن هم بر تکيه گاهي محکم و رفيع و بلند. ما هم اگر بخواهيم در اين عالم رشد کرده و بار و حاصل بيشتري داشته باشيم بايد تکيه کنيم آن هم بر تکيه گاهي

یک طبيب اگر حاذق باشد همين جوري نسخه نمينويسد و يا دارو را تجويز نميکند مگر آنکه ضرورتي باشد. سخن هم مثل داروست.انسان بايد وقتي حرف بزند وقتي سخن بگويد که بخواهد دردي را درمان کند.((کان رسول الله لا يتکلم الا في حاجه)) رسول خدا(ع)جز در وقت ضرورت سخن نمي

آب وقتي که به چاله اي ميرسد بي تفاوت و بي اعتنا از کنار آن عبور نميکند بلکه تا آن را پر نکند و لبريز و سرشار نکند عبور نخواهد کرد. وجود نازنين رسول خدا آب حيات بود از کنار هيچ نيازمندي و تهي دستي بي اعتنا نميگذشت.((کان جوادا… او

آن وقت ها شراب خوارهاي کهنه کار به تازه کارها ميگفتند هر چه داريد يک شبه سر نکشيد و گر نه فردا خماريد در حالي که ديگران همه مست اند.بعضي ها گوششان بدهکار نبود و همه را سر ميکشيدند اما صبح که ميشد وقتي که همه مست بودند آنها خمار

بزازها دائم قيچي را تيزميکنندچرا؟ چون به پارچه خورده است و پارچه نرم است و نرمي پارچه آن را کند ميکند. يادت باشد بعضي ها مثل قيچي هستند ميخواهند تو را قيچي کنند جدا کنند.حال اگر با آنها نقش پارچه را نقش ابريشم را بازي کني آنها هم کند ميشوند

برف شب مي آيد روز آب ميشود. حرف هاي مردم هم مثل برف است روي آن حساب باز نکن. امروز چيزي ميگويند فردا چيزي ديگر. اگر روي سرسره چيزي گير کرد روي زبان مردم هم حرف گير ميکند. اين است که قرآن ميگويد:فقط حرف خدا را باش. حرف او بايد

پيچ ها معمولا اين طورند که هر چه به سمت راست بپيچند محکم و محکمتر ميشوند و هر چه به چپ بپيچند سست و سست تر ميشوند و آخرش هم مي افتند. انسان هم همين طور است.هر چه به سمت راستي و به سمت درستي بپيچد محکم تر ميشود پايدار

دو طرف پايين يک گنبد را ببين! ببين چقدر از هم دورند و فاصله دارند اما همين که بالا رفته و به راس گنبد نزديک ميشوند به يکديگر نيز نزديک تر ميشوند. خداوند راس عالم است.آدم هايي که به او نزديک ميشوند به يکديگر نيز نزديک ميشوند و هر چه

کسي که دندانش درد ميکند اگر تنها روي درد دندان خود تمرکز کند بي شک درد او بيشتر و بيشتر احساس ميشود.حال اگر در همان حال فکرش را بر امور ديگري متمرکز سازد بي شک يا درد را فراموش ميکند و يا آن درد کاهش مي يابد.حال يادمان باشد تمرکز

گل را از هر طرف ببيني گل است. شمع را از هر طرف نگاه کني شمع است. پيامبر(ص)شمع جمع آفرينش بود گل سرسبد کائنات بود. يعني هر طرف که نگاه ميکردي هماني بود که بود. يعني ظاهرش باطنش و آشکار و پنهانش يکسان بود.”يوافق سره علانيته”

یک چراغ چقدر نور دارد؟چلچراغ چقدر؟ هر آدمي مثل چراغ ميماند و طبيعتا اگر از عقل ديگران استفاده کند و بهره ببرد چلچراغ ميشود. و نور و تابش بيشتري خواهد داشت و پيرامون خود را بيشتر و بهتر ميبيند. به همين خاطر وجود نازنين پيامبر(ص)همواره مشورت ميکرد.”کان کثير المشاوره” پيامبر(ص)فراوان