طنز 21

طنز 21

از خوف خدا غش كرده اگر كسي بي‌موقع در ميان جمع مي‌خوابيد، خصوصاً اگر اين شخص بعد از سلام نماز خوابش مي‌برد يا مثلاً در مراسم دعاي كميل، دعاي توسل يا زيارت عاشورا كه نوعاً بعد از نماز صبح برگزار مي‌شد و به گوشه‌اي مي‌افتاد و از خود بي‌خود مي‌شد

طنز 20

طنز 20

اللهم الرزقنا توفيق الپارتي وقتي آشپز مراعات حال برادران سنگين وزن _ هيكل تداركاتي _ را مي‌كرد و غذايشان را يك كم چرب‌تر مي‌كشيد، يا ميوه‌ي درشت‌تري برايشان مي‌گذاشت، هر كس اين صحنه را مي‌ديد، به تنهايي يا دسته جمعي و با صداي بلند و شمرده شمرده شروع مي‌كردند به

طنز 19

طنز 19

اللهم العن ابن مرجانه دوستي داشتيم كه حاضر جواب بود. يكي از دوستان كه با او صميمي‌تر بود، گفت: «ما را كه سر دعاهايت فراموش نمي‌كني؟» جواب داد: «هرگز! شما را به طور خاص ياد مي‌كنم» بچه‌ها كه مي‌دانستند حرف او خالي از مزاح نيست،‌ پرسيدند: «حالا چه مواقعي بيشتر

طنز 18

طنز 18

بلبليش كه بلبلي صداي خوبي داشت. وقتي مي‌خواند لذت مي‌برديم، اما وانمود مي‌كرديم كه دوست نداريم او بخواند و مي‌گفتيم: «از صدات خوشت مي‌آد؟ برو بيرون چادر. آن طرف خاكريز براي سربازهاي عراقي بخوان!» و او مي‌گفت: «چه‌قدر بنده‌ي ناشكري هستيد. مثل بلبل برايتان مي‌خوانم، آن‌وقت شما اين حرف‌ها را

طنز 17

طنز 17

برق سه فاز روزي از محمد در مورد روحيه‌ي رزمندگان سؤال كردم. گفت: «روحيه‌ي رزمندگان ما مانند برق سه‌فازي است كه وقتي مزدوران عراقي را مي‌گيرد، آنان را به علت نداشتن تقوا، خشك مي‌كند و از پا درمي‌آورد». منبع :كتاب سيرت شهيدان راوي : محمد حبيبي بوي دهان در جريان

طنز 16

طنز 16

تكليف بنده‌ي خدا بي‌صبر بود و كم‌طاقت. از بس از روحاني گردان پرسيده بود: «حاج آقا تكليف ما چيست؟ ما بايد چه‌كار كنيم؟» او را هم خسته كرده بود. تا اين‌كه يك شب كه همه جمع بوديم، دوباره شروع كرد و گفت: «پس حاجي جان تكليف ما چيه؟» حاج آقا

طنز 15

طنز 15

چهار كلمه، چهار شخص بچه‌ها طبق آداب جبهه، روي چهار تكه كاغذ، كلمات اسير، مجروح، شهيد، سالم را نوشته، هر كس يكي را برداشت. فرد «سالم» گفت: بله، اگر قرار باشد ما هم شهيد شويم، چه كسي از كيان اسلامي محافظت كند؟ معلوم است ما براي خدا مهم هستيم، شايد

طنز 14

طنز 14

خودت بخوان در لشگر نجف روحاني بي‌رودربايستي داشتيم وقتي به او مي‌گفتيم: «حاج آقا ما را براي نماز شب از دعا فراموش نكن و جزو آن چهل مؤمن قرار بده»، صاف و پوست‌كنده مي‌گفت: «چشمت كور خودت بلند شو بخوان.» منبع :فرهنگ جبهه _ شوخ طبعي ها جلد 3 صفحه

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید