یا امیرالمؤمنین! درباره اهمیت فراگرفتن علم و دانش برایمان بگویید..

یا امیرالمؤمنین! درباره اهمیت فراگرفتن علم و دانش برایمان بگویید..

یا امیرالمؤمنین! درباره اهمیت فراگرفتن علم و دانش برایمان بگویید..

در فراگیری علم و دانش پیش از آن‌که درختش بخشکد، تلاش کنید و پیش از آن‌که به خود مشغول گردید از معدن علوم [اهل‌بیت(علیهم‌السلام)] دانش استخراج کنید. مردم را از حرام و منکرات بازدارید و خود هم مرتکب نشوید. (خطبه 105)

والاترین و بی‌ارزش‌ترین دانش چه دانشی است؟‌

بی‌ارزش‌ترین دانش، دانشی است که بر سر زبان است و برترین علم، علمی است که در اعضا و جوارح آشکار است. (حکمت 92)

مولای من! به این سؤال پرتکرار جامعه ما هم پاسخ بدهید که علم بهتر است یا ثروت؟

دانش بهتر از مال است؛ زیرا علم نگهبان توست، اما مال را تو باید نگهبان باشی؛ مال با بخشش کاستی پذیرد اما علم با بخشش فزونی گیرد، هم‌چنین مقام و شخصیتی که با مال به دست آمده با نابودی مال، نابود می‌گردد. شناخت علم راستین آیینی است که با آن پاداش داده می‌شود، انسان در دوران زندگی با آن خدا را اطاعت می‌کند و پس از مرگ نام نیکو به یادگار گذارد. دانش فرمانروا، و مال فرمان‌بر است. (حکمت 147)

هر ظرفی با ریختن چیزی در آن پر می‌شود، جز ظرف دانش که هر چه در آن جای دهی، وسعتش بیشتر می‌شود. (حکمت 205)

با این وصف، برتری دانشمندان بر ثروت‌اندوزان نیز مشخص می‌شود

ثروت‌اندوزان مرده‌اند، گرچه به‌ظاهر زنده‌اند، اما دانشمندان تا دنیا برقرار است زنده‌اند. آن‌ها گرچه بدن‌هایشان در زمین پنهان است اما یادشان در دل‌ها همیشه زنده است. (حکمت 147)

عالمان و دانشمندان چه وظیفه‌ای نسبت به جاهلان و نادانان دارند؟

خدا از مردم نادان عهد نگرفت که بیاموزند، تا آن‌که از دانایان عهد گرفت که آموزش دهند. (حکمت 478)

از ویژگی‌های دانشمندان الهی برایمان بفرمایید

بدانید! بندگانی که نگاه‌دار علم خداوندند، آن را حفظ می‌کنند و چشمه‌های علم الهی را جوشان می‌سازند، با دوستی خدا با یکدیگر پیوند داشته و یکدیگر را دیدار می‌کنند. آن‌ها جام محبت او را به همدیگر می‌نوشانند و از آبشخور علم او سیراب می‌گردند. شک و تردید در آن‌ها راه نمی‌یابد و از یکدیگر بدگویی نمی‌کنند. سرشت و اخلاقشان با این ویژگی‌ها شکل گرفته است و بر این اساس، تمام دوستی‌ها و پیوندهایشان استوار است. آنان، چونان بذرهای پاکیزه‌ای هستند که در میان مردم گزینش شده، آن‌ها را برای کاشتن انتخاب، و دیگران را رها می‌کنند. آن‌ها با آزمایش‌های مکرر امتیاز یافته و با پاک کردن‌های پی‌درپی خالص گردیدند.

متأسفانه بسیاری از چیزها را می‌دانم ولی در عمل مثل کسی هستم که نمی‌داند، چه توصیه‌ای برای خروج از این حالت دارید؟‌

علم خود را نادانی و یقین خود را شک و تردید مپندارید، پس هرگاه دانستید عمل کنید، و چون به یقین رسیدید اقدام کنید. (حکمت 274)

خود را از چه چیزهایی دور نگه داریم؟

از سنت‌های قطعی خدا در قرآن حکیم که بر آن پاداش و کیفر می‌دهد و به خاطر آن خشنود شده یا خشم می‌گیرد، این است که اگر انسان یکی از صفات ناپسند را داشته و بدون توبه خدا را ملاقات کند، هرچند خود را به‌زحمت اندازد، یا عملش را خالص گرداند فایده‌ای نخواهد داشت.  برخی از آن صفات این است که: شریکی برای خداوند در عبادات واجب برگزیند، یا خشم خویش را با کشتن بی‌گناهی فرونشاند، یا بر بی‌گناهی به خاطر کاری که دیگری انجام داده عیب‌جویی کند، یا به خاطر حاجتی که به مردم دارد بدعتی در دین خدا بگذارد، یا با مردم به دو چهره ملاقات کند، و یا در میان آنان با دو زبان سخن بگوید. در آنچه گفتم نیک بیندیش که هر مثال را همانند فراوان است. (خطبه 153)

از نگاه شما انسان‌ها چند دسته‌اند؟

مردم سه دسته‌اند؛ دانشمند الهی، آموزنده‌ای در راه رستگاری، و پشه‌های دست‌خوش باد و طوفان و همیشه سرگردان که در پی هر سر و صدایی می‌روند و با وزش هر بادی حرکت می‌کنند؛ کسانی که نه از روشنایی دانش نور گرفتند، و نه به پناهگاه استواری پناه گرفتند. (حکمت 147)

ارزش انسان به چیست؟

ارزش هر کس به مقدار دانایی و تخصص اوست. (حکمت 81)

چه کنیم تا دچار غفلت نشویم و بصیرت بیابیم؟

هر کس باید از کار خویش بهره گیرد. اهل بصیرت کسی است که بشنود و بیندیشد و بنگرد و ببیند و از حوادث عبرت گیرد، سپس به راهی روشن قدم نهد. از فرو غلتیدن در پرتگاه‌ها و گم‌شدن در کوره‌راه‌ها دوری گزیند، و با اعمالی چون به بیراهه رفتن و تحریف سخن حق و ترس از گفتن حقیقت، گمراهان را بر زیان خویش یاری نکند.

پس ای شنونده به هوش باش! و از خواب غفلت بیدار شو و از شتاب خود کم کن و در آن‌چه از زبان پیامبر(ص) بر تو رسیده اندیشه کن! که ناچار به انجام آن هستی و راه فراری وجود ندارد. هم‌چنین با کسی که رهنمودهای پیامبر(ص) را به کار نمی‌بندد و به جانب دیگری تمایل دارد مخالفت کن و او را با آن‌چه برای خود پسندیده رها کن. فخرفروشی را واگذار و از مرکب تکبر فرود آی. به یاد قبر باش که گذرگاه تو به‌سوی عالم آخرت است و همان‌گونه به دیگران پاداش دادی به تو پاداش می‌دهند، و آن‌گونه که کاشتی، درو می‌کنی. آن‌چه امروز پیش می‌فرستی، فردا بر آن وارد می‌شوی، پس برای خود در سرای آخرت جایی آماده کن، و چیزی پیش فرست. ای شنونده! هشدار، هشدار، ای غفلت زده! بکوش، بکوش! هیچ‌کس جز خدای آگاه تو را با خبر نمی‌سازد. (خطبه 153)

برای زدودن غم‌ها و افسردگی‌ها از دل‌هایمان دنبال چه باشیم؟

همانا دل‌ها همانند بدن‌ها افسرده می‌شوند، پس برای شادابی دل‌ها، سخنان زیبای حکمت‌آمیز را بجویید. (حکمت 91)

حکمت را از کجا و چگونه به دست بیاوریم؟ ‌

حکمت گمشده مؤمن است، حکمت را فراگیر هرچند از منافقان باشد. (حکمت 80)

حکمت را هر کجا که باشد، فراگیر! گاهی حکمت در سینه منافق است و بی‌تابی کند تا بیرون آمده و با همدمانش در سینه مؤمن آرام گیرد (حکمت 79)

در پایان، ما را به یک حکمت درس‌آموز مهمان کنید

شما را به پنج چیز سفارش می‌کنم که اگر برای آن‌ها شتران را پرشتاب برانید و رنج سفر را تحمل کنید سزاوار است: کسی از شما جز به پروردگار خود امیدوار نباشد،  جز از گناه خود نترسد، اگر از یکی سؤال کردند و نمی‌داند، شرم نکند و بگوید نمی‌دانم، و کسی در آموختن آن‌چه نمی‌داند شرم نکند. (حکمت 82)

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید