تقاضای گنجشک

تقاضای گنجشک

محمد بن حسن صفار در بصائر الدرجات روایت می‌کند..

«سلیمان جعفری که از نسل جعفر بن ابیطالب است، گوید:

همراه حضرت رضا علیه‌السلام بودم که بر روی دیوار خانه‌ی ایشان گنجشکی آمد، و در برابر حضرتش قرار گرفت، و شروع به جیک جیک کرد.

حضرت به من فرمودند: ای سلیمان آیا می‌دانی این گنجشک چه می‌گوید

عرض کردم: خدا و پیامبر او، و فرزند پیامبرش بهتر می‌دانند.

فرمود: این گنجشک می‌گوید: ماری در لانه‌ام آمده و می‌خواهد جوجه‌ام را بخورد. پس ای سلیمان این چوبدست را بگیر، در لانه‌ی این گنجشک برو، و مار را به قتل برسان. سلیمان گوید: چوبدستی را بر گرفتم، به لانه‌ی گنجشک رفتم، و مار را کشتم». (۱)

خداوند متعال، در سوره‌ی نمل، آیات ۱۸ و ۲۲، از سخن گفتن حضرت سلیمان علیه‌السلام با مور و هدهد، یاد می‌کند. و در آیه‌ی ۱۶ همان سوره می‌فرماید:

قال یا ایها الناس علمنا منطق الطیر، و اوتینا من کل شی‌ءان هذا لهو الفضل المبین حضرت سلیمان گفت: ای مردم! فهم صدای مرغان را به ما آموخته‌اند. و از هر چیزی (که به انبیاء داده شود) به ما داده‌اند. این فضیلتی آشکار است.

مفسر و محدث بزرگ شیعی قرن یازدهم، مرحوم شریف لاهیجی ذیل این آیه می‌نویسد:

«نطق را حقیقتاً بر کلام انسان و غیر انسان می‌توان اطلاق کرد. زیرا هر جانداری که خواسته‌ی درون خود را بیان کند، آن را ناطق و متکلم گویند. و علی بن عیسی اربلی (صاحب کتاب کشف الغمه) گفته است: سخن گفتن طیر با سلیمان علیه‌السلام مانند سخن گفتن انسان‌ها و به طریق معجزه بوده است». (۲)

شریف لاهیجی، همچنین از کتاب بصائر الدرجات نقل می‌کند که امام صادق علیه‌السلام فرمود:

ان سلیمان بن داوود قال: علمنا منطق الطیر و اوتینا من کل شی‌ء. و قد و الله علمنا منطق الطیر، و علم کل شی‌ء سلیمان بن داوود گفت: «به ما سخن گفتن با مرغان را آموخته‌اند، و (بخشی) از هر چیزی به ما داده‌اند». اما به خدا سوگند، به ما (اهل‌بیت) سخن گفتن را آموخته‌اند، و علم همه چیز را داده‌اند. (۳)

علامه مجلسی نیز از امام صادق علیه‌السلام روایت می‌کند که امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود:

«ان الله علمنا منطق الطیر، کما علمه سلیمان بن داوود، و منطق کل دابه فی بر او بحر» خداوند، سخن گفتن با مرغان را به ما آموخت، چنانکه به سلیمان بن داوود تعلیم کرده بود. و سخن گفتن با تمام جانداران در خشکی یا دریا را به ما آموخته است. (۴)

در این دو روایت، دو نکته‌ی مهم می‌بینیم: ۱- این آیه در مورد حضرت سلیمان، فقط منطق الطیر را بیان می‌کند. ولی برای اهل‌بیت علیه‌السلام، سخن گفتن با تمام جانداران در خشکی و دریا مطرح است.

۲-به حضرت سلیمان علیه‌السلام، بخشی از هر علم داده‌اند. ولی به اهل‌بیت علیهم‌السلام، تمام علم را عطا فرموده‌اند. برتری امامان معصوم بر انبیای گذشته علیهم‌السلام حقیقتی است روشن، که این احادیث، یک جلوه از آن را بیان می‌کند.

«علامه مجلسی قدس سره در بیانی شیوا پیرامون این احادیث می‌نویسد:

«بدان که رد اخبار مستفیض که از ائمه هدی علیهم‌السلام وارد شده، تنها به محض بعید شمردن آنها یا تقلید فلاسفه که به پندارهای ناقص خود دل خوش دارند و به کلمات پیامبران معصوم علیهم‌السلام ایمان نمی‌آورند، شایسته‌ی افراد فاضل نیست. چرا که مشابه آن در قرآن کریم، تسبیح گفتن پرندگان همراه با حضرت داوود علیه‌السلام (سوره‌ی ص، آیه‌ی ۱۹). و سخن گفتن هدهد و مور با حضرت سلیمان علیه‌السلام (سوره‌ی نمل، آیات ۱۸ و ۲۲) نقل شده، و نیز آمده است:

و الطیر صافات کل قد علم صلاته و تسبیحه مرغان، در حالی که میان زمین و آسمان، بال‌ها را گشاده‌اند، دعا و تنزیه خود را شناخته‌اند. (۵)

و آیات دیگر نیز به این مضمون هست.

 (در برابر کسانی که این آیات را به معنای مجازی گرفته‌اند، می‌گوییم):

چه دلیلی بر عدم شعور و عدم ادراک کلیات توسط پرندگان، و عدم تکلم و سخن نگفتن آنها داریم. ما سخن بعضی از مردم را می‌شنویم، که زبان آنها و معنای کلامشان را نمی‌فهمیم. و می‌پنداریم که سخن آنها مانند صداهای پرندگان است، زیرا میان کلمات آنها تمیز نمی‌دهیم. و تعجب می‌کنیم که بعضی ازمردم، کلام آنها را می‌فهمند. از سوی دیگر، اخباری که دلالت دارد که جانداران غیر انسان، تسبیح و ذکر مخصوص به خود دارند و خالق خود و مصالح و مفاسد خود را می‌شناسند، بیش از آن است که به شمارش آید… اگر فرض کنیم که جانداران، نطق و کلام ندارد، می‌توان گفت که خداوند سبحان، در بعضی از موارد، به آنها قدرت بر سخنگویی بدهد، تا معجزه‌ی پیامبر و امام صلوات الله علیه را ظاهر سازد. به طور خلاصه، رد آنچه از حجت‌های معصوم الهی علیهم‌السلام وارد شده، یاتأویل آن مطالب که بدون برهان قاطع صورت گیرد، جرأت ورزیدن بر خدا و رسولش و حجت‌های او علیهم‌السلام است». (۶)

پی‌نوشت:

بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۸۸
تفسیر شریف لاهیجی، ج ۳، ص ۴۱۱
تفسیر شریف لاهیجی، ج ۳، ص ۴۱۲
بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۲۶۳
‌ی نور، آیه ۴۱
بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۲۷۳- ۲۷۴

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید