خاطرات رزمندگان ۸
خواب عجیب خواب دیدم به اتفاق برادرم به سوی مکانی در حرکتیم، کنار ساحلی رسیدیم که جمعیت زیادی نشسته بودند، نگهبانی آنجا بود که خواست جلوی برادرم را بگیرد اما با وساطت من اجازه داد به او گفتم:«از تو دو […]
خواب عجیب خواب دیدم به اتفاق برادرم به سوی مکانی در حرکتیم، کنار ساحلی رسیدیم که جمعیت زیادی نشسته بودند، نگهبانی آنجا بود که خواست جلوی برادرم را بگیرد اما با وساطت من اجازه داد به او گفتم:«از تو دو […]
حسرت منور که زدند دیدم یک نفر پاهایش را به زمین میکشد. یک دستش را به گلویش گرفته بود و با دست دیگرش میخواست زیپ پیراهنش را باز کند. خواستم گلویش را ببندم نگذاشت دستم را گرفت و گذاشت روی
تلفن هندلی یک روز سرپرست بودم که تلفن هندلی بعد از مدتها زنگ زد، گوشی را برداشتم. یک نفر به زبان فارسی پرسید خمپارهای که الان زدند به کجای شما خورد ما هم ساده و از همه جا بیخبر گفتیم
ماه مهمانی خدا همیشه میگفت من عاقبت در ماه رمضان شهید میشوم شب شهادت امیرالمومنین(ع) مداح مجلس ما بود . در میان مجلس به بچهها میگفت:بلندگوها را به طرف عراقیها بگیرید اینها هم مسلمان هستند شاید دلی شستشو دادند دقایقی
شاعری داشت وطن که همیشه می گفت ((اهل کاشانم من … پیشه ام نقاشی! سر سوزن ذ وقی …)) و همیشه پرسید: (( خانه دوست کجاست!))و همیشه ترسید: ((آب را گل نکنیم!)) در عوض من ا مروز نه همینک امروز
براستی ای عزیز طه! ای یوسف کنعان! و ای نوح زمان! ایا برما فرصتی هست که گذشته را جبران کنیم؟ گذشته ای که با عدم شناخت امام حی و حاضر سپری شده است!! ایا ما را عمری هست که از
فردین محمدتبار صدای پا می آید، و تو، به دنبال صاحب صدا تمام عمر حیرانی، دلت میخواهد بدانی که این صدا از کیست اما روزها در پی هم میگذرد و عمری در حسرت دیدار صاحب آن صدا میمانی. روزی از
صدای خوش انا المهدی ادامه مطلب
بسیجی شهید محمدرضا مهرپاک بسم الله الرحمن الرحیم اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین میخواهم زبان خامه را به سینه کاغذ آشنا کنم و نقشی از رخ آن زیبا را بر این سینه سفید منقّش کنم؛ اما قلم را توانایی
عطر گل یاسبه نام الله خالق زیبایی ها امروز میآید، دیروز میرود، فردا از راه خواهد رسید و فردا ها هر یک در انتطار و چشم به راه ماندهاند تا نوبت آنها شود که بیایند و بروند. این رفت و
آمده بودند تا امامشان را ببینند. از راهی دور و با مشقتی فراوان. خادم بیت پرسید: «بگویم چه کسانی آمدهاند؟» ـ بگو جمعی از شیعیانتان به زیارت آمدهاند. خادم رفت، و شاید پاسخی که آورد برای آنان ـ و شاید
شیعه بودن سخت است برادر ادامه مطلب
پیوند امام در اولین روز ورود به قم در شهریور سال ۱۳۴۱ مشتاقانه به زیارت امام رفتم و با اولین زیارت امام عشق و علاقهام صد چندان شد. تمام هستى و جان و دل و آرزویم را در امام یافتم
اینجا هویزه سرزمینی به بلندای عشق و به وسعت بال کبوترانی که عاشقانه پر کشیدند. سبکبال و رها و سرزمینی به اندازهی دستهای دلمان و به اندازهی آسمان چشمهای مردانی از جنس نور. سرزمینی به پاکی و قداست حرم امن
گفتم میشنوی چه آهنگ حزینی دارد ؟ گفت: آری این صدای … است که میخواند. گفتم: نه, نه خوب گوش کن من صدای قافله را میگویم قافله دو کوهه که دارد دور میشود . گفت: دور نمیشود عزیزم دارد گم
ساحل آسمان، این شبها که میرسد، عجیب بیقراری میکند و زمین، داغ دلش تازه میشود و زخم شرمش، سر باز میکند. ملکوتیان حق دارند سر بر دیوار عرش بگذارند و هایهای گریه کنند. و تنها خداست که میتواند، تسلای دل
چرا مدینه ویران نشد؟ ادامه مطلب
شهید زهره بنیانیان خدایا اکنون که جوانههای آگاهی یکی پس از دیگری میشکفند و هر روز ابعاد وسیعتری مییابند و غنچههای نشکفته وجود جوانان ما به دنبال هم پرپر میشوند و بر خاک میریزند، روزی نیست که خبر شهادت گروهی
شهید محمدحسین جوکار ای مقتدر و ای توانای دانا ای زاهدان را معین، ای سالکان را مونس، ای عارفان را یاور، و ای عاشقان را معشوق، اگر کسی نداند، تو خوب میدانی، اگر کسی نبیند، تو خوب میدانی، اگر کسی
« لبیک ای آشنا لبیک !» فدای نگاهت ، نگاهم کن ! فدای صدایت ، صدایم کن ! مرابپذیر !… بنفسی انت … تو از ما جدائی و همواره با مائیبنفسی انت … تو ازما دوری و ازما به ما
غریب شهادت شهد شیرین رضای حق است. شهادت عبارت تمام وکمال اعتماد واعتقادبه خداست. شهادت تکامل وجودی روح پرخروش و جوشش ،ولی در عین حال مطمئن و آرام شهید است. شهادت ارث بزرگ اولیـاء خداست. شهادت نهایت یک حماسه و
شهید امیر عبدالله ملتمسی «…. شهادت، اگر بیش از این برایت ضجّه نمیکنم، ببخش بر من که قلبم تیره است… میدانم اگر کسی تو را شناخت باید بخروشد، بستیزد، بسوزد، در دریای خون شنا کند تا به تو برسد. شهادت
اولین نشست اجلاس کمیته سیاسی جنبش عدم تعهد اولین نشست اجلاس کمیته سیاسی جنبش عدم تعهد که با حضور نمایندگان ۱۰۱ کشور عضو جنبش در تاریخ ۱۳/۶/۱۳۶۵ در «حراره» آغاز شد،بعد از بررسی نظر ایران و عراق درباره پیشنویس قطعنامه
اولین گروه از نیروهای پناهنده رادیو صدای اهواز در سوم مهرماه سال ۱۳۵۹ اعلام کرد:در پی پخش پیام امام که طی آن از پرسنل مسلمان ارتش عراق خواسته شده بود تا به نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران بپیوندند، صبح امروز
اولین عملیات نیروی هوایی ارتش نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تنها به فاصله دو ساعت پس از اولین حمله دشمن در بعدازظهر روز ۳۱ شهریور در اولین عملیات خود دو پایگاه مهم هوایی عراق به نامهای «الرشید» و «شیبه»
اولین شلیک در جنگ ملک حسین پادشاه وقت اردن شلیککننده اولین گلولهای بود که از یک دستگاه تانک در جنگ ایران و عراق شلیک شد.حامد المجبوری وزیر خارجه عراق در گفت و گو با روزنامه الحیات گفت :«۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰
اولین داستان جنگ شهرها نخستین داستانی که با این موضوع محوری به صورت کتاب انتشار یافت حمله هوایی (۱۳۵۹) نوشته حسین داریان بود. اولین درخواست تشکیل جلسه شورای امنیت تعامل جمهوری اسلامی ایران با سازمان ملل متحد به ویژه تحریم
اولین تمبر دفاع مقدس برای اولین بار به منظور بزرگداشت فداکاری رزمندگان اسلام یک قطعه تمبر به ارزش پنج ریال در تیراژ پنج میلیون چاپ و عرضه شد. بر روی این تمبر که به مناسبت هفته جنگ در روز ششم
اولین اعلام نقص صریح پروتکل ۱۹۲۵ ژنو دکتر ولایتی در کنفرانس خلع سلاح ژنو خواستار برخورد قاطعانه مجامع بینالمللی با عراق در به کارگیری سلاح شیمیایی شد دکتر ولایتی اعلام کرد که از زمان تأسیس سازمان ملل متحد این اولین
اطلاعیه ستاد امنیت با آغاز تجاوز دشمن به میهن اسلامی، ستاد امنیت در سراسر کشور تشکیل شد و در اولین اطلاعیه خود مورخه ۳۱/۶/۱۳۵۹ ضمن اعلام موجودیت اسامی اعضا ستادرا اعلان نمود. ستاد عملیاتی امنیت تهران در وزارت کشور تشکیل
عزرائیل خمپارهٔ ۶۰، توپ فرانسوی، نامرد هم به آن میگفتند، گلولهای که مثل جناب عزرائیل بیخبر و بیصدا یک مرتبه از راه میرسید و نفسهای زکیه را با خود میبرد. این تعبیر در قیاس با سایر گلولهها گفته میشد که
آقای قیلوله روایتی از معصوم (ع) در باب استحباب خواب قبل از ظهر به نام خواب قیلوله وجود دارد، بر اساس همین روایت، کسی که در وسط روز، قبل از ظهر در منطقه میخوابید، تا مدتی با عبارت «آقای قیلوله»
مهر شکونی کردن بسیار اهل نماز و سجدههای طولانی بودن و دائم سر بر آستان دوست ساییدن. میگفتند فلانی بر اثر کثرت عبادت و سر بر مهر داشتن، مهر را خرد و خمیر میکند! ماهی گیر کسی که در یک