عاشقانه و عالمانه

به این لطیفۀ پیرمرد چند بار میخندید؟

به این لطیفۀ پیرمرد چند بار میخندید؟

از آغاز تا آواز!   پیری برای جمعی سخن میراند. لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند. او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید. او لبخندی زد […]

به این لطیفۀ پیرمرد چند بار میخندید؟ ادامۀ مطلب »

گاف هاي جالب و خنده دار صدا و سيما !

گاف هاي جالب و خنده دار صدا و سيما !

موضوع گاف هاي مجريان تلويزيوني به سوژه اي براي بينندگان رسانه ملي دراينترنت ووبلاگستان تبديل شده است ؛گاف هايي كه عمدتا ناخواسته وگاها بدليل مشغله فكري اين مجريان صورت ميپذيرداما تامدتها دهان به دهان بين مردم گردش عجيبي راشروع ميكند. اين گاف ها اگرآميخته به مسايل خانوادگي اشخاص نيزشودكه ديگرسوژه اي بي بديل محسوب ميگردد.

گاف هاي جالب و خنده دار صدا و سيما ! ادامۀ مطلب »

دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟

دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟

یک مرد روحانی، روزی با خداوند مکالمه‌ای داشت: خداوندا، دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک

دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ ادامۀ مطلب »

کل کل شاعر زن و مرد

کل کل شاعر زن و مرد

شاعر زن میگه : به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید ! برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید ! مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن

کل کل شاعر زن و مرد ادامۀ مطلب »

تاثیر وعده

تاثیر وعده

پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد. از او پرسید : آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت : چرا ولی لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت : من الان داخل قصر می روم و

تاثیر وعده ادامۀ مطلب »

کمی بخندید

کمی بخندید

هیچوقت همسرتون رو به خاطر عیب هایی که داره سرزنش نکنید چون اون بنده خدا به خاطر همین عیب ها بوده که نتونسته از شما بهتر پیدا کنه یه سوال دارم چرا وقتی شلوار سفید میپوشی ، خاکی که میشه رنگش سیاهه !؟ ولی وقتی شلوار مشکی میپوشی ، خاکی که میشه رنگش سفیده !؟

کمی بخندید ادامۀ مطلب »

کارمند تازه وارد

کارمند تازه وارد

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چندملیتی درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یک فنجان قهوه برای من بیاورید.» صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با کی داری حرف می زنی؟» کارمند تازه وارد گفت: «نه» صدای آن

کارمند تازه وارد ادامۀ مطلب »

اسب زیبا و بادیه نشین

اسب زیبا و بادیه نشین

 مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کرد. همه آرزوی تملک آن را داشتند. بادیه نشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد. حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد بادیه نشین تعویض کند.

اسب زیبا و بادیه نشین ادامۀ مطلب »

داستان طنز ۴ داشنجو، بسیار جالب و بترکون ... !!!

داستان طنز ۴ داشنجو، بسیار جالب و بترکون … !!!

چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی وخوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند. روز امتحان به فکر چاره افتادند وحقه ای سوارکردند به این صورت که سر و رو شون رو کثیف کردند ومقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند.   سپس عزم

داستان طنز ۴ داشنجو، بسیار جالب و بترکون … !!! ادامۀ مطلب »

داستان چهار فصل زندگی…..

داستان چهار فصل زندگی…..

مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود. پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند.   سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر

داستان چهار فصل زندگی….. ادامۀ مطلب »

کودک قهرمانی که یک دست نداشت

کودک قهرمانی که یک دست نداشت

روزگار نو : کودکی ده ساله که دست چپش به دلیل یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد… پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد! استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش

کودک قهرمانی که یک دست نداشت ادامۀ مطلب »

حکایت قورباغه

حکایت قورباغه

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد. دو قورباغه این حرفها را نشنیده

حکایت قورباغه ادامۀ مطلب »

زود قضاوت نکنید !!!

زود قضاوت نکنید !!!

یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست آلمانی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند و سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد اما وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه …به

زود قضاوت نکنید !!! ادامۀ مطلب »

میمون و کلاه فروش

میمون و کلاه فروش

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند. فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد.

میمون و کلاه فروش ادامۀ مطلب »

داستان جالب و آموزنده زوجی که عاشق یکدیگر بودند

داستان جالب و آموزنده زوجی که عاشق یکدیگر بودند

پس از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را

داستان جالب و آموزنده زوجی که عاشق یکدیگر بودند ادامۀ مطلب »

سختی ها را آسان بگیر

سختی ها را آسان بگیر

آنهایی که رانندگی تازه یاد گرفته اند را تازه دیده اید سفت و محکم به رل چسبیده اند،سرشان را به شیشه نزدیک می کنند و با دقت و وسواس عجیبی به جلو زل می زنند.به محض اینکه راننده کناری بوق می زند بلافاصله و بدون هیچ مکثی سریعأ به سمت دیگر فرار می کنند و

سختی ها را آسان بگیر ادامۀ مطلب »

وقتي به داروخانه مي‌رويد، اول نسخه‌ي خود را نشان دهيد

وقتي به داروخانه مي‌رويد، اول نسخه‌ي خود را نشان دهيد

يه خانومي وارد داروخانه ميشه و به دكتر داروساز ميگه كه به سيانور احتياج داره! داروسازه ميگه واسه چي سيانور مي‌‌خواي؟ خانومه توضيح ميده كه لازمه شوهرش را مسموم كنه. چشم‌هاي داروسازه چهارتا ميشه و ميگه: خدا رحم كنه، خانوم من نمي‌تونم به شما سيانور بدم كه بريد و شوهرتان را بكُشيد! اين بر خلاف

وقتي به داروخانه مي‌رويد، اول نسخه‌ي خود را نشان دهيد ادامۀ مطلب »

داستانک حکیم و زن خانه

داستانک حکیم و زن خانه

حکیمی جعبه‌اى بزرگ پر از مواد غذایى و سکه و طلا را به خانه زنى با چندین بچه قد و نیم قد برد. زن خانه وقتى بسته‌هاى غذا و پول را دید شروع کرد به بدگویى از همسرش و گفت: شوهر من آهنگرى بود که از روى بى‌عقلى دست راست و نصف صورتش را در

داستانک حکیم و زن خانه ادامۀ مطلب »

پـــ نه پـــ

پـــ نه پـــ

نشستیم همه داریم فیلم می بینیم، به رفیقم میگم یکم تلویزیونو بچرخون ؛ میگه سمت شما؟  پــــَ نــــَ پـــــَ بچرخون سمت قبله، باشد که مقبول درگاه احدیت قرار بگیره…   دارم چایی میخورم داغ بود سوختم. بابام می پرسه سوختی؟  میگم پ نه پ رفتم مرحله بعد     به همکارم میگم همین الان یه فیلم

پـــ نه پـــ ادامۀ مطلب »

تنها بازمانده یک کشتی

تنها بازمانده یک کشتی

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.   سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای

تنها بازمانده یک کشتی ادامۀ مطلب »

قوانین راهنمایی و رانندگی در ایران!

قوانین راهنمایی و رانندگی در ایران!

1) چراغ راهنمایی و رانندگیدر سایر نقاط دنیا: چراغ سبز: حق تقدم با شماست حرکت کنید چراغ زرد: احتیاط کنید. سریعتر از چهار راه خارج شوید چراغ قرمز: ایست در ایران: چراغ سبز: ببین داداش تو که از چهار راه رد میشی، پس تا می تونی آرومتر حرکت کن که اون عقبی ها بمونن پشت

قوانین راهنمایی و رانندگی در ایران! ادامۀ مطلب »

پاسخ به واژه شناسی فضای سايبری

پاسخ به واژه شناسی فضای سايبری

سه نسل پس از انتشار واژه شناسی فضای سایبری در حوزه دیپلماسی و جنگ نرمی کی از کاربران سایت در پاسخ به آن واژه های زير را بعنوان ابزارهايی برای برقراری روابط بين الملل شناسايی، به ما ارسال کردند. جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند ، يعني جد او هم جدول حل

پاسخ به واژه شناسی فضای سايبری ادامۀ مطلب »

کاریکیلماتور توپ !!!

کاریکیلماتور توپ !!!

کاریکلماتور، دنیای جالبی دارد که خواندنش اگرچه خیلی طول نمیکشد اما تولید و نگارشش شاید ساعتها زمان برده باشد. – حادثه، واحد تولید خبر است. – زخم نا کار، کاری از آب در آمد. – حباب آب، طاقت تلنگر هم ندارد. – بیداری معتاد با چُرت پر می شود. – ازدواج مجدد، انتخاب همراه دوم

کاریکیلماتور توپ !!! ادامۀ مطلب »

دانشگاه پیام نور

دانشگاه پیام نور

پیام نور ای سرای دردمندان سرای منطق وتسلیم وعرفان در آنجا یافت گردد هر چه خواهی ز شیر مرغ تا جان یک انسان کتاب هایت سراسر علم و دانش که دارد اشتباهاتی فراوان .. چو ویرایش کنند هر ترم آن را خطاهائی شود افزوده بر آن ..!؟ اینجا رو ساختنش برا دانشگاه کی گفته اینجا

دانشگاه پیام نور ادامۀ مطلب »

ضد حال های موجود در اینترنت!

ضد حال های موجود در اینترنت!

1- می ری تو یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده هست! 2-یه فایل زیپ دانلود می کنی به جز آنفلوانزای مرغی تمام ویروسها توشن 3-تو جستجو گر گوگل تایپ می کنی کرگدن.عکس خودتو پیدا می کنه 4-بعد از کلی کار و خستگی می ری اینترنت می بینی یاهو و گوگل هم فیلتر شدن

ضد حال های موجود در اینترنت! ادامۀ مطلب »

ضد حال های موجود در اینترنت!

ضد حال های موجود در اینترنت!

1- می ری تو یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده هست! 2-یه فایل زیپ دانلود می کنی به جز آنفلوانزای مرغی تمام ویروسها توشن 3-تو جستجو گر گوگل تایپ می کنی کرگدن.عکس خودتو پیدا می کنه 4-بعد از کلی کار و خستگی می ری اینترنت می بینی یاهو و گوگل هم فیلتر شدن

ضد حال های موجود در اینترنت! ادامۀ مطلب »

کارهایی که میشه تو آسانسور انجام داد !!!!!!!

کارهایی که میشه تو آسانسور انجام داد !!!!!!!

وقتي در اسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين :نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه ديگه در باز ميشه وقتي از آسانسور پياده ميشين دگمه همه طبقات رو بزنين…مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار همراه شما هست به همه

کارهایی که میشه تو آسانسور انجام داد !!!!!!! ادامۀ مطلب »

فرهنگ خفن فارسی !

فرهنگ خفن فارسی !

الف آخرشه : نهایتشه آشغال كله : احمق آشغالانس : ماشین آشغالیهای جدید تهران که چراغ گردون هم دارند آمار دادن : نخ دادن – توجه کی را جلب کرن مترادفها : نخ دادن ،راه دادن آش و لاش : آسمون جل آویزون : کسی که مرتبا کنه میشود و بدون دعوت همه جا میرود

فرهنگ خفن فارسی ! ادامۀ مطلب »

فرهنگ اصطلاحات يک زن واقعي

فرهنگ اصطلاحات يک زن واقعي

برزن : ريشه تاريخي کلمه زن ، بر + زن ، زن برتر ، زن برتر از مرد ، هر زني راهزن : راننده اي که مونث باشد (مثال : راهزن کاميون ، راهزن اتوبوس ، راهزن وانت ، راهزن تاکسي ، راهزن موتور ؛ راهزن الاغ) ظنين : در متون تاريخي به صورت زنين

فرهنگ اصطلاحات يک زن واقعي ادامۀ مطلب »

علت دروغ گفتن مردها (طنز)

علت دروغ گفتن مردها (طنز)

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه وقتي در حال گريه كردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟ هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت. ” آيا اين تبر توست؟

علت دروغ گفتن مردها (طنز) ادامۀ مطلب »

به بالا بروید