رزمندگان

كوزه پوكه ,  كوكتل مولوتف‌چي , كيسه شخصي , كيسه‌هاي زباله , گراگيري غيرمسلح

كوزه پوكه , كوكتل مولوتف‌چي , كيسه شخصي , كيسه‌هاي زباله , گراگيري غيرمسلح

كوزه پوكه يكي از شيوه‌هاي خنك نگه داشتن آب در منطقه، نگهداري آن در پوكه‌هاي بزرگ بود كه هميشه دور و بر پوكه را نم‌دار و مرطوب نگه مي‌داشتيم. منبع: كتاب خلاقيت‌ها    كوكتل مولوتف‌چي قضيه‌ي كوكتل مولوتف‌چي به دوراني مربوط است كه هنوز بني‌صدر رئيس جمهور و فرمانده‌ي كل قوا بود. بسيج را از […]

كوزه پوكه , كوكتل مولوتف‌چي , كيسه شخصي , كيسه‌هاي زباله , گراگيري غيرمسلح ادامۀ مطلب »

گربه بي‌سيم‌چي , گرماي پماد , گروه شناسايي , گلدان و سبد , لاك پشت دشمن گير

گربه بي‌سيم‌چي , گرماي پماد , گروه شناسايي , گلدان و سبد , لاك پشت دشمن گير

گربه بي‌سيم‌چي شب عمليات با چند تن از نيروها براي آن‌كه بتوانيم راحت‌تر همديگر را پيدا كنيم و از حال هم مطلع باشيم قرار گذاشتيم سه بار بلند صداي گربه را تقليد كنيم و به اين وسيله يكديگر را از سلامتي خود باخبر كنيم و با آرامش بيشتر، عمليات را ادامه دهيم. منبع: كتاب خلاقيت

گربه بي‌سيم‌چي , گرماي پماد , گروه شناسايي , گلدان و سبد , لاك پشت دشمن گير ادامۀ مطلب »

قايق و رودخانه ,  قرارگاه نظامي , قلاب جنگي , قلاب سنگ‌ها , قلم‌مو

قايق و رودخانه , قرارگاه نظامي , قلاب جنگي , قلاب سنگ‌ها , قلم‌مو

قايق و رودخانه در حمله طريق‌القدس براي عبور از رودخانه وسيله‌اي نداشتيم جز يك قايق كه عراقي‌ها با تيربار آن را سوراخ كرده بودند و نمي‌شد از آن استفاده كرد. فكري به ذهنم رسيد. به كمك بچه‌ها با دولا كردن پلاستيك‌هايي كه روي سنگر مي‌كشيديم، بيرون و داخل قايق را پوشش داديم و به وسيله

قايق و رودخانه , قرارگاه نظامي , قلاب جنگي , قلاب سنگ‌ها , قلم‌مو ادامۀ مطلب »

قيف بنزيني آرپي‌جي , قوطي خالي , قوطي اخبار , قواي صليبي , قند تلخ

قيف بنزيني آرپي‌جي , قوطي خالي , قوطي اخبار , قواي صليبي , قند تلخ

قيف بنزيني آرپي‌جي بچه‌ها قيف نوك گلوله آرپي‌جي را باز مي‌كردند و پلاستيكي را كه پر از بنزين بود، پس از چندلا شدن و گره زدن به منظور جلوگيري از نشست و آتش گرفتن با جرقه‌هاي سلاح آماده كرده بودند، در قيف قرار مي‌دادند تا وقتي آرپي‌جي به هدف اصابت كرد احتراق ايجاد شده به

قيف بنزيني آرپي‌جي , قوطي خالي , قوطي اخبار , قواي صليبي , قند تلخ ادامۀ مطلب »

كلاه‌هاي بي‌سر , كلاه و سنگر خالي , كانتينرهاي راهنما , كالك تاشو ,كائوچوي فيبري

كلاه‌هاي بي‌سر , كلاه و سنگر خالي , كانتينرهاي راهنما , كالك تاشو ,كائوچوي فيبري

كلاه‌هاي بي‌سر در عمليات كربلاي 4 اجساد سه نفر از شهدا پشت خاكريز ما و مقابل خاكريز عراق به فاصله‌ي 50 متر قرار داشت و ما كه بچه‌هاي تعاون بوديم بايد آن‌ها را عقب مي‌كشيديم. ولي خطر زياد بود. به همين خاطر عده‌اي از برادران در شب كلاه‌هاي آهني‌يشان را روي اسلحه گذاشتند و حدود

كلاه‌هاي بي‌سر , كلاه و سنگر خالي , كانتينرهاي راهنما , كالك تاشو ,كائوچوي فيبري ادامۀ مطلب »

غواص‌هاي دكتر چمران , فانوس , فانوس صلواتي , عمليات سرگردان , عقب‌نشيني گازوييلي

غواص‌هاي دكتر چمران , فانوس , فانوس صلواتي , عمليات سرگردان , عقب‌نشيني گازوييلي

غواص‌هاي دكتر چمران وقتي كنسروها را پخش كردند، دكتر چمران گفت:«قوطي آنها را سالم نگه دارين». بعد خودش توي هر قوطي يك شمع گذاشت و محكمش كرد كه نيفتد شب قوطي ها را فرستاديم روي اروند. عراقيها فكر كرده بودند غواصها هستند تا صبح آتش مي‌ريختند. منبع: ماهنامه سبزسرخ شماره 52 صفحه 3    فانوس

غواص‌هاي دكتر چمران , فانوس , فانوس صلواتي , عمليات سرگردان , عقب‌نشيني گازوييلي ادامۀ مطلب »

فشنگ‌هاي زنگ زده , فشنگ گازي , فريب دشمن , فتيله‌ي پتويي , فتيله‌اي از بند كلاه

فشنگ‌هاي زنگ زده , فشنگ گازي , فريب دشمن , فتيله‌ي پتويي , فتيله‌اي از بند كلاه

فشنگ‌هاي زنگ زده در منطقه فاو مستقر بوديم. در طول روز هر نفر فقط اجازه داشت سه تير شليك كند. يكي از برادران سرباز كه خدمه تيربار بود، فشنگ‌هاي زنگ زده را داخل نفت مي‌شست و شليك مي‌كرد. به او گفتم:«چرا اين كار را مي‌كني، كمتر شليك كن، گفت:«عراقي‌ها با تيربار و حتي ضدهوايي به

فشنگ‌هاي زنگ زده , فشنگ گازي , فريب دشمن , فتيله‌ي پتويي , فتيله‌اي از بند كلاه ادامۀ مطلب »

قاطرهاي پيش مرگ , قايق پتو پيچ , قايق نفتي , قاب عكس , فيبر و برگ نخل

قاطرهاي پيش مرگ , قايق پتو پيچ , قايق نفتي , قاب عكس , فيبر و برگ نخل

قاطرهاي پيش مرگ براي كشف كمين دشمن، بچه‌هاي گردان قاطريزه، قاطرهاي پير و مريض و تركش خورده را در جاهايي كه احتمال كمين ضدانقلاب در آن‌جا وجود داشت جلو مي‌فرستادند. البته شب‌ها فانوسي به گردنش مي‌بستند تا ضدانقلاب نزديك شدن نور را ببيند. اگر تيراندازي نمي شد يا حيوان روي مين نمي‌رفت، مي‌فهميدند كه مسير

قاطرهاي پيش مرگ , قايق پتو پيچ , قايق نفتي , قاب عكس , فيبر و برگ نخل ادامۀ مطلب »

شني مين‌كش , شهدا زنده‌اند , شهيد زنده , شيلنگ آنتني , شيلنگ چوبي

شني مين‌كش , شهدا زنده‌اند , شهيد زنده , شيلنگ آنتني , شيلنگ چوبي

شني مين‌كش بعضي جاها كه بايد از عرض معبر عبور مي‌كرديم و نيروهاي تخريبچي در دسترس نبودند، بچه‌ها شني پاره‌ي تانك‌ها را كه بسيار سنگين است به زحمت حمل مي‌كردند و در محل عبور به شكل حلقه‌اي قرار مي‌دادند و خود پشت خاكريز پناه مي‌گرفتند. شني تانك تا لحظاتي بعد در حين باز شدن با

شني مين‌كش , شهدا زنده‌اند , شهيد زنده , شيلنگ آنتني , شيلنگ چوبي ادامۀ مطلب »

صداي مرگ برگها , صيد دشمن , طنابي از زيرپوش , صخره‌هاي عبور , صحنه سازي

صداي مرگ برگها , صيد دشمن , طنابي از زيرپوش , صخره‌هاي عبور , صحنه سازي

صداي مرگ برگها مقر ما در يكي از پايگاه‌هاي مرزي در كردستان بود. براي اين‌كه بدانيم چه زماني ضد انقلاب به ما نزديك مي‌شود، دور تا دور پايگاه برگ خشك مي‌ريختيم شب وقتي كسي پايش را روي برگ‌ها مي‌گذاشت، صداي خش خش آن‌ها باعث مي‌شد بلافاصله مسلح شويم. منبع: كتاب فرهنگ جبهه    صيد دشمن

صداي مرگ برگها , صيد دشمن , طنابي از زيرپوش , صخره‌هاي عبور , صحنه سازي ادامۀ مطلب »

عبور از باتلاق , عراقي ايراني , عراقي‌ها و آتش , طويله , عباي پتويي

عبور از باتلاق , عراقي ايراني , عراقي‌ها و آتش , طويله , عباي پتويي

عبور از باتلاق براي عبور وسايل نقليه در مناطق پر گل و لاي يكي از راننده‌ها با همفكري بچه‌هاي واحد تخريب طرحي تهيه و اجرا كردند. به اين ترتيب كه اهرم‌هايي بازويي شكل ساخته و زير شاسي تويوتا نصب شد. چند متر از اين كركره (به اندازه‌ي عبور لاستيك‌هاي ماشين) برش خورده و دور لوله‌اي

عبور از باتلاق , عراقي ايراني , عراقي‌ها و آتش , طويله , عباي پتويي ادامۀ مطلب »

در پناه جنازه ها ,   خندق مرگ , خودكار جنگي , در هوشمند , دروغ نيرودهنده

در پناه جنازه ها , خندق مرگ , خودكار جنگي , در هوشمند , دروغ نيرودهنده

در پناه جنازه ها سال 66 در منطقه شلمچه امدادگر بودم. روزي من و يك بي‌سيم چي و رابط خط و 2 راننده‌ي بولدوزر و يك راننده‌ي آمبولانس در منطقه‌ي سه راه مرگ با گشتي‌هاي عراقي مواجه شديم. ناگهان رابط خط فرياد زد متفرق شويد. اطراف ما پر از جنازه‌هاي عراقي بود. هركدام در گوشه‌اي

در پناه جنازه ها , خندق مرگ , خودكار جنگي , در هوشمند , دروغ نيرودهنده ادامۀ مطلب »

دلو آب قمقمه‌اي , دو لول , دوش كلمني , دسته هدايت قايق , دسته هدايت قايق

دلو آب قمقمه‌اي , دو لول , دوش كلمني , دسته هدايت قايق , دسته هدايت قايق

دلو آب قمقمه‌اي يك‌بار كه با بي‌آبي مواجه شديم، در اطراف خاكريز به چاه عميقي برخورديم، اما هيچ وسيله‌اي براي كشيدن آب از چاه نداشتيم. به همين خاطر بند‌هاي پوتين‌هايمان را باز كرديم و به هم گره زديم و قمقمه را به آن آويختيم و بالاخره به آب دست يافتيم. منبع: كتاب خلاقيت‌ها    دو

دلو آب قمقمه‌اي , دو لول , دوش كلمني , دسته هدايت قايق , دسته هدايت قايق ادامۀ مطلب »

دوشكاي خودكار , ديده‌بان پرخرج , ديوارهاي مسلح , راديو , راه بي‌بازگشت

دوشكاي خودكار , ديده‌بان پرخرج , ديوارهاي مسلح , راديو , راه بي‌بازگشت

دوشكاي خودكار در منطقه جنوب، دوشكا را در امتداد لبه‌ي خاكريز قفل (هم‌جهت) مي‌كرديم و بعد قفل بعدي را آزاد مي‌گذاشتيم و با طنابي كه به ماشه‌ي دوشكا مي‌بستيم و تا سنگر كشيده شده بود ماشه را مي‌چكانديم و دوشكا با ضربه‌ي قنداق خود به چپ و راست مي‌چرخيد و اگر كسي در آن شرايط

دوشكاي خودكار , ديده‌بان پرخرج , ديوارهاي مسلح , راديو , راه بي‌بازگشت ادامۀ مطلب »

زاغه‌هاي دروغين , ريگ در دهان , روغن تن , روشنايي سيگار , رمز عبور

زاغه‌هاي دروغين , ريگ در دهان , روغن تن , روشنايي سيگار , رمز عبور

زاغه‌هاي دروغين معمولاً لاستيكي را درمحلي دور از سنگرهايمان آغشته به بنزين مي‌كرديم و منتظر شليك خمپاره‌ي دشمن مي‌شديم. به محض شنيدن صداي انفجار اولين خمپاره لاستيك را آتش مي‌زديم و دشمن بدگمان اصابت گلوله به زاغه‌ي مهمات، آن منطقه را زير آتش مي‌گرفت تا ساير زاغه‌هاي احتمالي هم ازبين برود طوري كه حدود 2

زاغه‌هاي دروغين , ريگ در دهان , روغن تن , روشنايي سيگار , رمز عبور ادامۀ مطلب »

زورخانه منطقه‌اي , زير پيراهن , زنگ پيام , زبان توافقي , زبان تاتي

زورخانه منطقه‌اي , زير پيراهن , زنگ پيام , زبان توافقي , زبان تاتي

زورخانه منطقه‌اي قبضه آرپي‌جي هفت تخته شنا بود و در گود زورخانه در چاله‌اي كه در كنار سنگر كنده بوديم به ورزش باستاني مي‌پرداختيم. از ميله چادرها به عنوان بيل‌هارتل و از قسمت پايين و جدا شده‌ي شلوارهاي مندرس كه با سنگ آن را پر مي‌كرديم وزنه و سنگ هارتل مي‌ساختيم و به دو سر

زورخانه منطقه‌اي , زير پيراهن , زنگ پيام , زبان توافقي , زبان تاتي ادامۀ مطلب »

سلاح بيل , سلاح جديد , سلاح سرد , زير پيراهن پتويي , ساعت برقي

سلاح بيل , سلاح جديد , سلاح سرد , زير پيراهن پتويي , ساعت برقي

سلاح بيل پاسبخش بودم و حدود هفتصد تا هشتصد متر با دشمن فاصله داشتيم. فكر كردم نكند دشمن وارد خط شود و ما را اسير كند. به همين خاطر روي سنگرهاي خالي يك كلاهخود و يك دسته بيل گذاشتم طوري كه دسته به طرف دشمن بود و مثل اسلحه به نظر مي‌رسيد. وقتي دشمن منور

سلاح بيل , سلاح جديد , سلاح سرد , زير پيراهن پتويي , ساعت برقي ادامۀ مطلب »

سنگرهاي خالي , سنگر شناور , سوت ارتباطي , سنگ و نارنجك

سنگرهاي خالي , سنگر شناور , سوت ارتباطي , سنگ و نارنجك

سنگرهاي خالي بعضي از نيمه‌شب‌ها يدالله سنگرش را ترك مي‌كرد و به مواضع عراقي‌ها نفوذ مي‌كرد او مي‌گفت:«امشب سنگرهاي عراقي‌ها خالي است» وقتي از او مي‌پرسيديم از كجا مي‌فهمي پاسخ مي‌داد:«من نزديك سنگرهاي عراقي‌ها مي‌شوم و داخل سنگرهايشان سنگ پرتاب مي‌كنم اگر سر و صدايي نيامد مي‌فهمم كه دشمن سنگر را ترك كرده است. «شهيد

سنگرهاي خالي , سنگر شناور , سوت ارتباطي , سنگ و نارنجك ادامۀ مطلب »

سيم تلفن و پيكرشهيد , سوزن خياطي و بلبرينگ , سورتمه ,شعار و شلوار , شمعدان و زيرسيگاري

سيم تلفن و پيكرشهيد , سوزن خياطي و بلبرينگ , سورتمه ,شعار و شلوار , شمعدان و زيرسيگاري

سيم تلفن و پيكرشهيد جنازه دوست شهيدم بين نيروهاي ايراني و عراقي مانده بود. داوطلب شدم كه جنازه‌ را عقب بكشم. سيم تلفن زياد داشتيم. سيم را به كمرم بستم و مسافتي را سينه‌خيز رفتم. قبلاً برادران برانكارد را به سيم بسته بودند. وقتي به جاي امني كه تلي از خاك داشت رسيدم جنازه شهيد

سيم تلفن و پيكرشهيد , سوزن خياطي و بلبرينگ , سورتمه ,شعار و شلوار , شمعدان و زيرسيگاري ادامۀ مطلب »

چشم‌هاي مين , چرخ‌هاي دستي , چنگال , حروف ژ،چ، گ، پ , حسن از علي

چشم‌هاي مين , چرخ‌هاي دستي , چنگال , حروف ژ،چ، گ، پ , حسن از علي

چشم‌هاي مين در عمليات عاشورا در منطقه‌ي ميمك يكي از بچه‌هاي تخريبچي زير مين‌ها چشم الكترونيكي تعبيه كرده بود كه به محض ديدن نور حساس و منفجر مي‌شد. وقتي عراقي‌ها قصد بازكردن معبر يا پاكسازي مسير را داشتند به محض اين‌كه خاك‌ها كنار مي‌رفت و يا مين كمي از زمين فاصله مي‌گرفت، سريع عمل مي‌كرد

چشم‌هاي مين , چرخ‌هاي دستي , چنگال , حروف ژ،چ، گ، پ , حسن از علي ادامۀ مطلب »

حمل و استتار , حمام با آب لوله‌كشي , حمام عمومي , حمله اما محاصره

حمل و استتار , حمام با آب لوله‌كشي , حمام عمومي , حمله اما محاصره

حمل و استتار بچه‌ها ‌شب عمليات، تغييراتي در وسايل خود مي‌دادند تا بتوانند خشاب و نارنجك بيشتري بردارند. مثلاً با استفاده از كش و عبور دادن آن از سوراخ‌هاي فانوسقه، نارنجك‌ها و خشاب هاي اضافي خود را از زير آن مي‌گذراندند و محكم مي‌كردند تا هنگام دويدن سرو صدا نكند و بين راه هم به

حمل و استتار , حمام با آب لوله‌كشي , حمام عمومي , حمله اما محاصره ادامۀ مطلب »

خاكريزهاي نوراني , خاكبرداري در شب , خال پيشاني , خانه‌هاي خالي , خبر داغ!

خاكريزهاي نوراني , خاكبرداري در شب , خال پيشاني , خانه‌هاي خالي , خبر داغ!

خاكريزهاي نوراني وقتي خورشيد در حال غروب بود ما با مشكل انعكاس نور از شيشه خودروها، وسايل و ادوات مواجه بوديم. دشمن با گراي دقيق حاصل از تابش نور خورشيد مواضع ما را شناسايي مي‌كرد و مي‌كوبيد. برادران در بعضي از نقاط خاكريز كه پشت سر آن سنگر ادوات يا جمعي نبود اقدام به ريختن

خاكريزهاي نوراني , خاكبرداري در شب , خال پيشاني , خانه‌هاي خالي , خبر داغ! ادامۀ مطلب »

خرج خمپاره 60 , خطاطي از راه دور , خمپاره باندپيچ شده , خمپاره كمپوتي , خنثي ولي مسلح

خرج خمپاره 60 , خطاطي از راه دور , خمپاره باندپيچ شده , خمپاره كمپوتي , خنثي ولي مسلح

خرج خمپاره 60 ما چند خرج به خمپاره 60 اضافه كرديم و آن را به جاي خمپاره 82 به كار برديم كه قدرت تخريب زيادي داشت. منبع: كتاب فرهنگ جبهه    خطاطي از راه دور ما به عنوان نيروي فرهنگي از سپاه ساري به پاوه اعزام شديم. در بين راه روي كوهي عبارت « خدا،

خرج خمپاره 60 , خطاطي از راه دور , خمپاره باندپيچ شده , خمپاره كمپوتي , خنثي ولي مسلح ادامۀ مطلب »

چادرهاي خالي , جوراب جنگي , چراغ روشنايي , چراغ گمراه‌كننده , چراغ موشي

چادرهاي خالي , جوراب جنگي , چراغ روشنايي , چراغ گمراه‌كننده , چراغ موشي

چادرهاي خالي سال 61 به دليل نبودن نيرو در يكي از مناطق جنوب چون هواپيماهاي دشمن براي شناسايي مي‌آمدند، بچه‌ها براي فريب آن‌ها چادرهاي بزرگي به رنگ كرم تهيه و در محلي برپا مي‌كردند. از پنجره‌ي اين چادرها لوله‌ي پوليكا بيرون مي‌آوردند و حالت تانك استتار شده را به آن مي‌دادند و اين در شرايطي

چادرهاي خالي , جوراب جنگي , چراغ روشنايي , چراغ گمراه‌كننده , چراغ موشي ادامۀ مطلب »

جابه‌جايي مهمات , جابه‌جايي نيروها , جنگ بي‌سيمي , جنگ رتيل و عقرب , جنگ سنگي

جابه‌جايي مهمات , جابه‌جايي نيروها , جنگ بي‌سيمي , جنگ رتيل و عقرب , جنگ سنگي

جابه‌جايي مهمات روي بدنه ماشين‌ها و جعبه‌هاي بزرگ مهمات كه با تريلي به جبهه منتقل مي شد، عبارات منحرف كننده‌اي مي‌نوشتيم و به اين وسيله مانع كار نيروهاي نفوذي دشمن مي‌شديم. مثلاً روي بعضي از اين جعبه‌ها مي‌نوشتند:«ابزار يدكي لودر و بلدوزر» يا جملاتي مثل كودشيميايي، ماشين‌آلات راه سازي و غيره. يا اين‌كه روي جعبه

جابه‌جايي مهمات , جابه‌جايي نيروها , جنگ بي‌سيمي , جنگ رتيل و عقرب , جنگ سنگي ادامۀ مطلب »

الاغ در نقش تانك , اسيران فرمانده, اسلحه دوكاره , استخر شناور , ارتش ده نفره

الاغ در نقش تانك , اسيران فرمانده, اسلحه دوكاره , استخر شناور , ارتش ده نفره

الاغ در نقش تانك عراقيها شب نسبت به تردد نيروهاي شناسائي و هجومي حساس بودند. دكتر چمران گفت:«بر پشت چند الاغ يك تراورس چوبي باد و فانوس آويزان روشن كنيم و بفرستيم جلوي ديد دشمن. آنها به گمان اينكه تانكها به سمتشان مي‌آيد آنجا جهنمي برپا كردند كه اگر بر سر بچه‌ها مي‌ريخت كسي ديگر

الاغ در نقش تانك , اسيران فرمانده, اسلحه دوكاره , استخر شناور , ارتش ده نفره ادامۀ مطلب »

الاغ مسلح ,  الاغهاي نوراني , امداد صوتي , اي لشگر صاحب زمان ,بازيافت پوكه‌ها

الاغ مسلح , الاغهاي نوراني , امداد صوتي , اي لشگر صاحب زمان ,بازيافت پوكه‌ها

الاغ مسلح در عمليات مرصاد منافقان با زور و تهديد، الاغ و قاطر روستاييان اطراف محل درگيري را مي‌گرفتند تا مجروحان خود را حمل كنند. اهالي چاره‌اي جز تسليم نداشتند و الا همان بلايي سرشان مي‌آمد كه سر روستاييان ديگر آورده بودند و از طرفي چون مي‌دانستند احشام خود را دست چه اشخاصي مي‌سپارند عموماً

الاغ مسلح , الاغهاي نوراني , امداد صوتي , اي لشگر صاحب زمان ,بازيافت پوكه‌ها ادامۀ مطلب »

بالن شمعي , بخيه عملياتي , برد لباس , برف آب ,  برف پاك كن دستي

بالن شمعي , بخيه عملياتي , برد لباس , برف آب , برف پاك كن دستي

بالن شمعي منورهاي پرتاب شده در شب جهت شناسايي و نوع تحرك نيروها و جابه‌جايي جنگ افزار به كار مي‌رفت و ديده‌بان‌ها آن‌ها را گراگيري مي‌كردند. با يك منور تمام نيروها به سمت آن تيراندازي مي‌كردند. بهترين نمود اين مسئله هدف‌گيري منور با ضدهوايي براي نشان دادن مهارت در سرنگوني هواپيماها در شب بود. غافل

بالن شمعي , بخيه عملياتي , برد لباس , برف آب , برف پاك كن دستي ادامۀ مطلب »

بلندگو , برنامه راديويي , بلندگوي بي‌صدا , بند شلوار  , بندپوتين تله

بلندگو , برنامه راديويي , بلندگوي بي‌صدا , بند شلوار , بندپوتين تله

بلندگو يكي از شب‌ها قرار شد. خطبه هاي نماز جمعه كه به زبان عربي از مقام معظم رهبري گفته مي‌شود توسط بلندگويي در خاكريز عراقي‌ها پخش شود. براي اجراي اين برنامه همراه با شهيد ناجي بايد از روي آكاسيو شناور از منطقه‌ي آب گرفته عبور مي‌كرديم. به سختي رد شديم، در حين كار نيروهاي بعثي

بلندگو , برنامه راديويي , بلندگوي بي‌صدا , بند شلوار , بندپوتين تله ادامۀ مطلب »

بولدوزر 8d , به جاي سوله , بولدوزر فداكار , بوي باروت , بوي سير

بولدوزر 8d , به جاي سوله , بولدوزر فداكار , بوي باروت , بوي سير

بولدوزر 8d قبل از عمليات بيت‌المقدس3، يك دستگاه بولدوزر 8d كوماتسو كه وجود آن براي روز عمليات بسيار ضروري بود به علت ساييدگي كفشك‌ها از حركت بازماند به نحوي كه ديگر نمي‌توانست در گل و باتلاق حركت كند. بايد كفشك‌ها را عوض مي‌كرديم. اما نشد. چون در هشتاد كيلومتري داخل خاك عراق بوديم. مقداري آرماتور

بولدوزر 8d , به جاي سوله , بولدوزر فداكار , بوي باروت , بوي سير ادامۀ مطلب »

به بالا بروید