دفاع مقدس

حلقه قلابي , حَرَس خميني , حكم دزد , خريد موشك , حبانه قوطي كانه

حلقه قلابي , حَرَس خميني , حكم دزد , خريد موشك , حبانه قوطي كانه

حلقه قلابي روزي در آسايشگاه نشسته بوديم كه ناگهان چشمم به گيره‌ي پنجره افتاد كه از جنس برنج بود. به طرف پنجره رفتم و گيره را شكستم و با آن يك حلقه انگشتر درست كردم كه شباهت زيادي به حلقه طلا داشت و آن را براي يادگاري به انگشت كردم. نگهبان آسايشگاه كه حلقه را […]

حلقه قلابي , حَرَس خميني , حكم دزد , خريد موشك , حبانه قوطي كانه ادامۀ مطلب »

سرباز مست ,سشوار , زرگري در اسارت , سنگ ومنگ , ريش فيدل كاسترو

سرباز مست ,سشوار , زرگري در اسارت , سنگ ومنگ , ريش فيدل كاسترو

سرباز مست عيد فرا رسيده بود؛ اما جوّي افسرده بر اردوگاه و بچّه‌ها حاكم شده بود. بايد فكر مي‌كرديم، از اين رو عده‌اي از بچّه‌ها جمع شديم و ترتيب يك تئاتر طنز را داديم؛ بدين شكل كه يكي از اسرا به نام صادق از بچّه‌هاي اصفهان در قالب يك روستايي و به عنوان كدخدا در

سرباز مست ,سشوار , زرگري در اسارت , سنگ ومنگ , ريش فيدل كاسترو ادامۀ مطلب »

سواري , شعرتركي , سيد , شنبه تا دوشنبه , شكنجه‌ي مرغي

سواري , شعرتركي , سيد , شنبه تا دوشنبه , شكنجه‌ي مرغي

سواري بعضي مواقع در آسايشگاه بچه‌ها با عراقي‌ها ورزش‌هاي دسته‌جمعي انجام مي‌دادند. يك بار يكي از برادران آزاده اهل تبريز با سرباز عراقي آسايشگاه قرار گذاشت كه هر كس قوي‌تر بود به ديگري جايزه‌اي بدهد. ملاك قوي‌تر بودن هم آن بود كه هر كدام بتواند ديگري را يك دور اطراف آسايشگاه بچرخاند، او قوي‌تر و

سواري , شعرتركي , سيد , شنبه تا دوشنبه , شكنجه‌ي مرغي ادامۀ مطلب »

فوتبال فكاهي , علي فرعون , كباب سفارشي , كپسول خبري , شيلنگ

فوتبال فكاهي , علي فرعون , كباب سفارشي , كپسول خبري , شيلنگ

فوتبال فكاهي سالهاي آخر اسرات بود، به مناسبت ايام عيد قرار بود يك سري برنامه‌هاي متنوع از طرف اسرا با هماهنگي و كسب اجازه قبلي از فرمانده عراقي اردوگاه در محوطه زمين فوتبال برگزار شود. تقريباً اكثر قريب به اتفاق بچه‌ها جمع شده بودند. قرار بود يك مسابقه فوتبال فكاهي با شركت خود بچه‌ها برگزار

فوتبال فكاهي , علي فرعون , كباب سفارشي , كپسول خبري , شيلنگ ادامۀ مطلب »

گناهكار , گنج , گله ميش , كليد جهنم , مصاحبه با عباس , كلك رشتي

گناهكار , گنج , گله ميش , كليد جهنم , مصاحبه با عباس , كلك رشتي

 گناهكار ظاهراً عراقي‌ها، حالا به هر دليل و جهت، متوجه شده بودند كه من روحاني هستم و در پي آن بودند تا از زبان خود من بشنوند، چرا كه اقرار من به اين واقعيت في‌الواقع حكم اعدام و مانور تبليغاتي بر روي من بود و به همين جهت تا مي‌توانستم سعي در كتمان اين مطلب

گناهكار , گنج , گله ميش , كليد جهنم , مصاحبه با عباس , كلك رشتي ادامۀ مطلب »

نماز مطابعه, ولا الضالين , هديه‌ي صدام , هندوانه , هديه , نظام آقاعادل

نماز مطابعه, ولا الضالين , هديه‌ي صدام , هندوانه , هديه , نظام آقاعادل

نماز مطابعه بچه‌ها مشغول نماز جماعت بودند كه افسر اردوگاه وارد آسايشگاه شد و رو به من كرد و گفت: ماجد، مگر دستور را نشنيدي كه نماز جماعت ممنوع است؟ حالا از دستور ما امتناع مي‌كني؟ من در پاسخ گفتم: سيّدي، اين كه نماز جماعت نيست ! درست است كه عده‌اي در كنار هم در

نماز مطابعه, ولا الضالين , هديه‌ي صدام , هندوانه , هديه , نظام آقاعادل ادامۀ مطلب »

آمارگير وسواسی

آمارگير وسواسی

آمار وقتی سوت آمار به صدا در می‌آمد، هر کس مشغول هر کاری بود، می‌بایست از آن کار دست می‌کشید و سر صف آمار حاضر می‌شد. مشغول اصلاح سر یکی از بچه‌ها بودم. دور سرش را کاملاً اصلاح کرده بودم و داشتم مقدار مویی راکه روی پیشانیش بر جا مانده بود، کوتاه می‌کردم که صدای

آمارگير وسواسی ادامۀ مطلب »

اتو بمب , تئاتر , از بي‌نمكي , پذيرايي اسارت , پرتقال

اتو بمب , تئاتر , از بي‌نمكي , پذيرايي اسارت , پرتقال

اتو بمب سربازان عراقي نمي‌دانم به چه دليل و برهاني، از هر وسيله و اسبابي براي شكنجه و آزار ما مدد مي‌گرفتند، آن هم وسيله و اسبابي كه باور كنيد به عقل هيچ تنابنده‌اي خطور نمي‌كند. براي انتقال ما به اردوگاه، وسيله‌ي نقليه‌اي را آوردند كه بي‌اغراق مي‌توان گفت مال حداقل پنجاه شصت سال پيش

اتو بمب , تئاتر , از بي‌نمكي , پذيرايي اسارت , پرتقال ادامۀ مطلب »

هدايت بيل مكانيكي , يادگاري , هيهات , همراه نمازشب خوان , هور، معدن موش

هدايت بيل مكانيكي , يادگاري , هيهات , همراه نمازشب خوان , هور، معدن موش

هدايت بيل مكانيكي در عمليات والفجر8 روي جاده ام‌القصر، در دو طرف جاده با بيل مكانيكي بايد خاكريزهاي كوچكي به عنوان تركش‌گير زده مي‌شد و اين كار با توجه به حجم آتش كار سختي بود. يكي از بچه‌هاي جهاد براي در امان ماندن از تركش‌ها كار جالبي كرد. حوالي صبح، هنگام عقب آمدن از محل

هدايت بيل مكانيكي , يادگاري , هيهات , همراه نمازشب خوان , هور، معدن موش ادامۀ مطلب »

يك شليك- دو انفجار , يكي پس از ديگري , سوپراتاندارد , نبرد بولدوزرها

يك شليك- دو انفجار , يكي پس از ديگري , سوپراتاندارد , نبرد بولدوزرها

يك شليك- دو انفجار همسنگران، سرپوش جلوي گلوله آرپي‌جي را بازكرده و يك عدد نارنجك كه ضامن آن را كشيده و با نخ يا كش يا چسب دور آن را پيچيده بودند در دهانه آرپي‌جي قرار دادند. دوباره دهانه را بسته و سپس شليك كردند. پس از انفجار دو صدا از محل انفجار برخاست. يكي

يك شليك- دو انفجار , يكي پس از ديگري , سوپراتاندارد , نبرد بولدوزرها ادامۀ مطلب »

منور خمپاره‌اي , منور جهت نما , منور پاكتي , منّور گمراه كننده , منقل جنگي

منور خمپاره‌اي , منور جهت نما , منور پاكتي , منّور گمراه كننده , منقل جنگي

منور خمپاره‌اي شب‌ها وقتي خمپاره‌ شليك مي‌كرديم، چند گلوله منور را درمي‌آورديم و گلوله‌ها را همراه خمپاره جاسازي مي‌كرديم. وقتي خمپاره در آسمان منفجر مي‌شد، مواد آتش‌زاي منور همانند گدازه‌هاي آتشفشان به اطراف پرتاب مي‌شد و هرچيزي را كه در اطرافش بود مي‌سوزاند و به ماشين‌ها و انبار تداركات و زاغه‌ي مهمات آن‌ها صدمه‌ي جدي

منور خمپاره‌اي , منور جهت نما , منور پاكتي , منّور گمراه كننده , منقل جنگي ادامۀ مطلب »

نقل و انتقال , نخ و ماشه , نخود و نارنجك , نقل قول مستقيم , نبرد بيل با موشك

نقل و انتقال , نخ و ماشه , نخود و نارنجك , نقل قول مستقيم , نبرد بيل با موشك

نقل و انتقال يكي از فرماندهان در قصر شيرين با خبر شده بود كه دشمن قصد عمليات دارد و نيروي زيادي هم براي مقابله با آن‌ها در خط نبود. از ترفند خاصي استفاده كرد، به اين صورت كه تعدادي ماشين را با چراغ روشن از عقبه به محور و بعد همان ماشين‌ها را با چراغ

نقل و انتقال , نخ و ماشه , نخود و نارنجك , نقل قول مستقيم , نبرد بيل با موشك ادامۀ مطلب »

مكانيكي مفتي , مقر چكمه‌اي , من و كلاهم , مگس‌پراني , منحني زن ابتكاري

مكانيكي مفتي , مقر چكمه‌اي , من و كلاهم , مگس‌پراني , منحني زن ابتكاري

مكانيكي مفتي غذاي گردان را با ماشين مي‌بردم كه گلوله توپي نزديك ماشين اصابت كرد و چرخ جلوي آن پنچر شد. آمدم پنچري بگيرم، متوجه شدم سيلندر ماشين هم با تركش سوراخ شده و آب زيادي از آن خارج شده است. مجبور بودم هر طوري هست حركت كنم و غذا را برسانم. يك قطعه چوب

مكانيكي مفتي , مقر چكمه‌اي , من و كلاهم , مگس‌پراني , منحني زن ابتكاري ادامۀ مطلب »

ميدان مين , مين پدالي , مين سرنگي , مين زودپز , موشهاي هور

ميدان مين , مين پدالي , مين سرنگي , مين زودپز , موشهاي هور

ميدان مين وقتي به هر دليل مهمات كافي از جمله مين براي حفاظت منطقه در اختيار نداشتيم ،قوطي‌هاي خالي كمپوت را روي آتش مي‌انداختيم تا رنگ آن‌ها تغيير كند و نرم شود بعد با يك قطعه چوب آن را به شكل «مين سوسكي» يا هر شكل ديگري در مي‌آورديم و با چند نخ كه مثلاً

ميدان مين , مين پدالي , مين سرنگي , مين زودپز , موشهاي هور ادامۀ مطلب »

مين كمپوتي , مين‌هاي كوهستاني , مين كمپوتي , نارنجك چسبي , نارنجك خمپاره‌ 81

مين كمپوتي , مين‌هاي كوهستاني , مين كمپوتي , نارنجك چسبي , نارنجك خمپاره‌ 81

مين كمپوتي زمستان‌ها در غرب به علت بارش سنگين برف و باران امكان كار گذاشتن مين در زمين بسيار ضعيف بود. بنابراين لازم بود به گونه‌اي از تحركات دشمن آگاه شويم فرمانده گروهان آن روز از ما خواست هرچه قوطي خالي كنسرو و كمپوت وجود دارد جمع‌آوري كنيم و بعد آن‌ها را در جايي كه

مين كمپوتي , مين‌هاي كوهستاني , مين كمپوتي , نارنجك چسبي , نارنجك خمپاره‌ 81 ادامۀ مطلب »

موشك اندازآر پي چي , موانع سنگي , موش بر عليه موش , منورهاي تبليغي , مهمات تعميري

موشك اندازآر پي چي , موانع سنگي , موش بر عليه موش , منورهاي تبليغي , مهمات تعميري

موشك اندازآر پي چي هلي‌كوپترها و هواپيماهاي عراقي درمهران امان بچه‌ها بريده بودند و نيروهاي خودي را هيچ سلاحي براي مقابله با اين هواپيماها(pc7) كه در ارتفاع كمي پرواز مي‌كردند نداشتند. به همين خاطر با همفكري لودرچي جهاد سكويي خاكي كه داراي شيبي به يك سمت بود، زدند تا آرپي‌جي‌زن‌ها به نوبت روي آن رفته

موشك اندازآر پي چي , موانع سنگي , موش بر عليه موش , منورهاي تبليغي , مهمات تعميري ادامۀ مطلب »

نارنجك كشي , نارنجك طنابي , نارنجك شيشه‌اي , نارنجك خمپاره‌اي , نارنجك كلوخي

نارنجك كشي , نارنجك طنابي , نارنجك شيشه‌اي , نارنجك خمپاره‌اي , نارنجك كلوخي

نارنجك كشي بچه‌ها موقع عقب‌نشيني اهرم نارنجك را با كش بسته و بعد ضامن آن را مي‌كشيدند و آن را در ماشين يا سنگرهاي اصلي يا اجتماعي مي‌گذاشتند. بعد از چند روز اين كشها كه عمدتاً مستعمل بودند پوسيده و پاره مي شد و نارنجك يكبار ديگر منفجر مي‌شد. شيوه‌ي ديگر اين بود كه نارنجك

نارنجك كشي , نارنجك طنابي , نارنجك شيشه‌اي , نارنجك خمپاره‌اي , نارنجك كلوخي ادامۀ مطلب »

نارنجك‌انداز , نارنجك كمان , نبرد بيل با موشك , نامه‌هاي پيشتاز , نبرد ايذايي

نارنجك‌انداز , نارنجك كمان , نبرد بيل با موشك , نامه‌هاي پيشتاز , نبرد ايذايي

نارنجك‌انداز در پايگاه حسن نوران، هر شب كردهاي ضد انقلاب به ما حمله مي‌كردند. تصميم گرفتم دستگاهي بسازم كه نارنجك دستي را با فاصله بيش از صدمتر پرتاب كند. اين كار را با يك لوله خمپاره 60، يك فشنك دوشكا و يك قطعه سيم مفتول انجام مي‌داديم و با اين روش نارنجك دستي بيش از

نارنجك‌انداز , نارنجك كمان , نبرد بيل با موشك , نامه‌هاي پيشتاز , نبرد ايذايي ادامۀ مطلب »

ورزش باستاني در منطقه , نيروهاي ثابت ,  نيروي زرهي , نور چراغ همسايه , نگهبانان فرضي

ورزش باستاني در منطقه , نيروهاي ثابت , نيروي زرهي , نور چراغ همسايه , نگهبانان فرضي

ورزش باستاني در منطقه در جبهه براي ساخت ميل زورخانه در داخل پوكه خالي توپ 106، ميله‌اي قرار مي‌دادند و اطراف آن را گچ و خاك مي ريختند كه بعد از خشك شدن بتوان از آن بهره‌برداري كرد. تخته شنايشان از جنس چوب جعبه‌هاي مهمات بود. كباده را از پليت آهني مي‌ساختند. قوطي‌هاي كمپوت پر

ورزش باستاني در منطقه , نيروهاي ثابت , نيروي زرهي , نور چراغ همسايه , نگهبانان فرضي ادامۀ مطلب »

كمين كمپوت , كمپوت پرنده , كلوخ نجات , كلت آچاري , كلاهك بنزيني

كمين كمپوت , كمپوت پرنده , كلوخ نجات , كلت آچاري , كلاهك بنزيني

كمين كمپوت در كردستان براي جلوگيري از نفوذ ضدانقلاب به پايگاه حدود شصت متر طناب تهيه كرديم و به آن قوطي خالي كنسرو و كمپوت استتار شده بستيم و دور تا دور پايگاه كشيديم.هروقت قوطي‌ها صدا مي‌كرد مي‌فهميديم كسي در حال رخنه به پايگاه است. منبع: كتاب خلاقيت ها    كمپوت پرنده در خط كمين

كمين كمپوت , كمپوت پرنده , كلوخ نجات , كلت آچاري , كلاهك بنزيني ادامۀ مطلب »

كوزه پوكه ,  كوكتل مولوتف‌چي , كيسه شخصي , كيسه‌هاي زباله , گراگيري غيرمسلح

كوزه پوكه , كوكتل مولوتف‌چي , كيسه شخصي , كيسه‌هاي زباله , گراگيري غيرمسلح

كوزه پوكه يكي از شيوه‌هاي خنك نگه داشتن آب در منطقه، نگهداري آن در پوكه‌هاي بزرگ بود كه هميشه دور و بر پوكه را نم‌دار و مرطوب نگه مي‌داشتيم. منبع: كتاب خلاقيت‌ها    كوكتل مولوتف‌چي قضيه‌ي كوكتل مولوتف‌چي به دوراني مربوط است كه هنوز بني‌صدر رئيس جمهور و فرمانده‌ي كل قوا بود. بسيج را از

كوزه پوكه , كوكتل مولوتف‌چي , كيسه شخصي , كيسه‌هاي زباله , گراگيري غيرمسلح ادامۀ مطلب »

گربه بي‌سيم‌چي , گرماي پماد , گروه شناسايي , گلدان و سبد , لاك پشت دشمن گير

گربه بي‌سيم‌چي , گرماي پماد , گروه شناسايي , گلدان و سبد , لاك پشت دشمن گير

گربه بي‌سيم‌چي شب عمليات با چند تن از نيروها براي آن‌كه بتوانيم راحت‌تر همديگر را پيدا كنيم و از حال هم مطلع باشيم قرار گذاشتيم سه بار بلند صداي گربه را تقليد كنيم و به اين وسيله يكديگر را از سلامتي خود باخبر كنيم و با آرامش بيشتر، عمليات را ادامه دهيم. منبع: كتاب خلاقيت

گربه بي‌سيم‌چي , گرماي پماد , گروه شناسايي , گلدان و سبد , لاك پشت دشمن گير ادامۀ مطلب »

لباس مبدل , لوستر , لاك‌پشت شب نما , لودر صوتي ,  لامپ فانوس

لباس مبدل , لوستر , لاك‌پشت شب نما , لودر صوتي , لامپ فانوس

لباس مبدل اولين شب عمليات والفجر2 مجروح شدم و در منطقه‌ي دشمن باقي ماندم. وقتي ديدم عراقي‌ها نزديك مي‌شوند، سريع لباس يكي از آن‌ها را درآوردم و پوشيدم و آرام بر روي زمين خوابيدم. آن‌ها چند بار مرا تكان دادند، اما من هيچ عكس‌العملي نشان ندادم. بعد كه عراقي‌ها رفتند، حوالي صبح خود را به

لباس مبدل , لوستر , لاك‌پشت شب نما , لودر صوتي , لامپ فانوس ادامۀ مطلب »

ماكت سايت ,  ماشين پنچر , لوله پليكاي استتار , ماشين حمل مجروح , ماشين جنگي پنچر

ماكت سايت , ماشين پنچر , لوله پليكاي استتار , ماشين حمل مجروح , ماشين جنگي پنچر

ماكت سايت نيروها براي ترساندن و فريب دشمن ماكتي شبيه سايت‌هاي موشكي ساخته و در منطقه نصب كرده بودند و اطراف آن نيز نخل‌هاي دستي كاشته بودند كه به حفظ قضيه و گمراه كردن دشمن كمك مي‌كرد. ظاهر فريبنده‌ي سايت به گونه‌اي بود كه مدتي بعد از نصب آن هواپيماهاي عراقي به آن حمله كردند.

ماكت سايت , ماشين پنچر , لوله پليكاي استتار , ماشين حمل مجروح , ماشين جنگي پنچر ادامۀ مطلب »

مانور در شب , مرمي موش كش , مرمي چَخماق , ماهي‌هاي ميني , محافظ شمع

مانور در شب , مرمي موش كش , مرمي چَخماق , ماهي‌هاي ميني , محافظ شمع

مانور در شب در جريان يكي از مانورهاي قبل از عمليات كربلاي 8 كه در سه راه جفير انجام گرفت، شب شد و ماشين‌هاي عملياتي راه را گم كردند و اين امر باعث دردسربزرگي شد. در اين موقعيت، با آتش زدن چند لاستيك در فواصل معيني كه در بي‌سيم به اطلاع آن‌ها رسانده شد، مسير

مانور در شب , مرمي موش كش , مرمي چَخماق , ماهي‌هاي ميني , محافظ شمع ادامۀ مطلب »

مسكن سنگر , مشكل شناورها , مسافرنشان , معبر از جنس جان , مشكل در مشكل

مسكن سنگر , مشكل شناورها , مسافرنشان , معبر از جنس جان , مشكل در مشكل

مسكن سنگر برادري دانشجوي رشته‌ي پرستاري بود كه در ميان كانال وظيفه‌ي نگهداري همه مجروحان را بر عهده داشت. او غير از پانسمان كردن و شست و شوي زخم از كمبود امكانات و انجام ندادن بقيه امور شرمنده بود. از حواشي و متن چفيه و لباس و تن‌پوش شهدا و مجروحان باند درست مي‌كرد. ولي

مسكن سنگر , مشكل شناورها , مسافرنشان , معبر از جنس جان , مشكل در مشكل ادامۀ مطلب »

قايق و رودخانه ,  قرارگاه نظامي , قلاب جنگي , قلاب سنگ‌ها , قلم‌مو

قايق و رودخانه , قرارگاه نظامي , قلاب جنگي , قلاب سنگ‌ها , قلم‌مو

قايق و رودخانه در حمله طريق‌القدس براي عبور از رودخانه وسيله‌اي نداشتيم جز يك قايق كه عراقي‌ها با تيربار آن را سوراخ كرده بودند و نمي‌شد از آن استفاده كرد. فكري به ذهنم رسيد. به كمك بچه‌ها با دولا كردن پلاستيك‌هايي كه روي سنگر مي‌كشيديم، بيرون و داخل قايق را پوشش داديم و به وسيله

قايق و رودخانه , قرارگاه نظامي , قلاب جنگي , قلاب سنگ‌ها , قلم‌مو ادامۀ مطلب »

قيف بنزيني آرپي‌جي , قوطي خالي , قوطي اخبار , قواي صليبي , قند تلخ

قيف بنزيني آرپي‌جي , قوطي خالي , قوطي اخبار , قواي صليبي , قند تلخ

قيف بنزيني آرپي‌جي بچه‌ها قيف نوك گلوله آرپي‌جي را باز مي‌كردند و پلاستيكي را كه پر از بنزين بود، پس از چندلا شدن و گره زدن به منظور جلوگيري از نشست و آتش گرفتن با جرقه‌هاي سلاح آماده كرده بودند، در قيف قرار مي‌دادند تا وقتي آرپي‌جي به هدف اصابت كرد احتراق ايجاد شده به

قيف بنزيني آرپي‌جي , قوطي خالي , قوطي اخبار , قواي صليبي , قند تلخ ادامۀ مطلب »

كلاه‌هاي بي‌سر , كلاه و سنگر خالي , كانتينرهاي راهنما , كالك تاشو ,كائوچوي فيبري

كلاه‌هاي بي‌سر , كلاه و سنگر خالي , كانتينرهاي راهنما , كالك تاشو ,كائوچوي فيبري

كلاه‌هاي بي‌سر در عمليات كربلاي 4 اجساد سه نفر از شهدا پشت خاكريز ما و مقابل خاكريز عراق به فاصله‌ي 50 متر قرار داشت و ما كه بچه‌هاي تعاون بوديم بايد آن‌ها را عقب مي‌كشيديم. ولي خطر زياد بود. به همين خاطر عده‌اي از برادران در شب كلاه‌هاي آهني‌يشان را روي اسلحه گذاشتند و حدود

كلاه‌هاي بي‌سر , كلاه و سنگر خالي , كانتينرهاي راهنما , كالك تاشو ,كائوچوي فيبري ادامۀ مطلب »

غواص‌هاي دكتر چمران , فانوس , فانوس صلواتي , عمليات سرگردان , عقب‌نشيني گازوييلي

غواص‌هاي دكتر چمران , فانوس , فانوس صلواتي , عمليات سرگردان , عقب‌نشيني گازوييلي

غواص‌هاي دكتر چمران وقتي كنسروها را پخش كردند، دكتر چمران گفت:«قوطي آنها را سالم نگه دارين». بعد خودش توي هر قوطي يك شمع گذاشت و محكمش كرد كه نيفتد شب قوطي ها را فرستاديم روي اروند. عراقيها فكر كرده بودند غواصها هستند تا صبح آتش مي‌ريختند. منبع: ماهنامه سبزسرخ شماره 52 صفحه 3    فانوس

غواص‌هاي دكتر چمران , فانوس , فانوس صلواتي , عمليات سرگردان , عقب‌نشيني گازوييلي ادامۀ مطلب »

به بالا بروید