دفاع مقدس

نمازگردان , نذر و صلوات , نشان شهادت , نيت عاشقانه , نيمه ي سيب ,

نمازگردان , نذر و صلوات , نشان شهادت , نیت عاشقانه , نیمه ی سیب ,

نمازگردان سیدمحمد اعتقاد محکم و استواری داشت و در اوقات نماز خیلی مراقبت می‌نمود، حتی بعد از شهادتش نیز زمان نماز را به نیروها یادآوری می‌کرد. یک‌بار که گردان به خاطر عملیات سنگین شبانه، صبح خوابش برد، یک نفر از […]

نمازگردان , نذر و صلوات , نشان شهادت , نیت عاشقانه , نیمه ی سیب , ادامه مطلب

وعده ي ديدار , وصال آسماني , وعده ي شهادت , هديه ي خداوند , نان‌ آور خانه

وعده ی دیدار , وصال آسمانی , وعده ی شهادت , هدیه ی خداوند , نان‌ آور خانه

وعده ی دیدار در سال ۱۳۷۳ شب جمعه در خواب دیدم که با شهید سیدمرتضی آوینی در حوالی منطقه‌ی فکه در زمینی چمن‌زار و پر از شقایق قدم می‌زنم. (قبلاً فقط او را یک‌بار دیده و درباره‌ی روایت فتح با

وعده ی دیدار , وصال آسمانی , وعده ی شهادت , هدیه ی خداوند , نان‌ آور خانه ادامه مطلب

يوسف هاتف , ياران امام , اسم حضرت زهرا (س) , آخرين پلاك , بازگشت از ديدار

یوسف هاتف , یاران امام , اسم حضرت زهرا (س) , آخرین پلاک , بازگشت از دیدار

یوسف هاتف بعد از شهادت فرزندم یوسف که در عملیات والفجر یک در فکه به شهادت رسید، با جمعی از خانواده‌های شهدا به زیارت امام (ره) در جماران مشرف شدیم. ما را از آن‌جا به بهشت‌ زهرا و سپس به

یوسف هاتف , یاران امام , اسم حضرت زهرا (س) , آخرین پلاک , بازگشت از دیدار ادامه مطلب

بي ‌نشان اهل ‌بيت (ع) , حضور به ياد ماندني , در جستجوي شهيد , راز حضور آن كبوتر

بی ‌نشان اهل ‌بیت (ع) , حضور به یاد ماندنی , در جستجوی شهید , راز حضور آن کبوتر

بی ‌نشان اهل ‌بیت (ع)روزهای آخر سال ۷۹ و سال امام علی (ع) در منطقه‌ی جنوب، با عراقی‌ها در خاک عراق به طور مشترک تفحص می‌کردیم. صبح بلند شدیم که برای تفحص برویم. یک‌ سری شهید پیدا کرده بودیم و

بی ‌نشان اهل ‌بیت (ع) , حضور به یاد ماندنی , در جستجوی شهید , راز حضور آن کبوتر ادامه مطلب

شفاي يار , شهيد قربان علي گرزين , عيدي صاحب الزمان(عج) , فيض زيارت

شفای یار , شهید قربان علی گرزین , عیدی صاحب الزمان(عج) , فیض زیارت

شفای یاربعد از این‌که عصب‌های دستم در اثر اصابت گلوله‌ی دشمن قطع شد، دکترها اعلام کردند دستم باید قطع شود، و یا این‌که حس باقی خواهی ماند،‌ و علت آن گلوله‌ای بود که به کف پایم اصابت کرده و اعصاب

شفای یار , شهید قربان علی گرزین , عیدی صاحب الزمان(عج) , فیض زیارت ادامه مطلب

مشعلداران

مشعلداران

کرامت یک خواب تقریباً اوایل سال ۷۲ بود که در خواب دیدم در محور «پیچ‌انگیز» و شیار «جبلیه» در روی تپه‌ی‌ ماهورها، شهیدی افتاده که به صورت اسکلت کامل بود و استخوان‌هایش سفید و براق! شهید لباسی به تن داشت

مشعلداران ادامه مطلب

شهيد كربلايي , ضمانت باب ‌الحوائج , شهيد رحيم شيرويه , عبدالمجيد صدف ساز(2) , شهيد محمدحسين حكيميان

شهید کربلایی , ضمانت باب ‌الحوائج , شهید رحیم شیرویه , عبدالمجید صدف ساز(۲) , شهید محمدحسین حکیمیان

شهید کربلایی قبل از عملیات بدر غلام‌رضا جلو من و مادرش، بدنش را برهنه کرد و گفت: نگاه کنید! دیگر این جسم را نخواهید دید. همان‌طور شد و در عملیات بدر مفقود گردید. دوازده سال در انتظار بودم و با

شهید کربلایی , ضمانت باب ‌الحوائج , شهید رحیم شیرویه , عبدالمجید صدف ساز(۲) , شهید محمدحسین حکیمیان ادامه مطلب

عطر گلاب , عيدي , علي ‌اصغر كلاته سيفري , عكس , علي ‌اصغر كلاته سيفري (2)

عطر گلاب , عیدی , علی ‌اصغر کلاته سیفری , عکس , علی ‌اصغر کلاته سیفری (۲)

عطر گلاب شب جمعه در بالکن اتاقمان در بیمارستان پادگان سرپل ذهاب بودیم. در مقابل اتاق ما ماشین حمل پیکر شهدا‌ قرار داشت. ناگهان احساس کردم بوی تند گلاب فضای اطراف را پر کرده، گویی آن‌جا را با گلاب شسته‌اند،

عطر گلاب , عیدی , علی ‌اصغر کلاته سیفری , عکس , علی ‌اصغر کلاته سیفری (۲) ادامه مطلب

غواص شهيد , عاشقانه , عنايت آقا اباعبدالله , عرفه ‌ي معرفت , فرزند خلف

غواص شهید , عاشقانه , عنایت آقا اباعبدالله , عرفه ‌ی معرفت , فرزند خلف

غواص شهید زمانی، بچه‌ها در شلمچه پیکر یکی از شهدا را که از نیروهای غواص بود، کشف کردند، اما متأسفانه تا نزدیک غروب آفتاب هرچه گشتند، پلاک آن شهید بزرگوار را پیدا نکردند، دیگر مأیوس شده بودند، با خود گفتند:

غواص شهید , عاشقانه , عنایت آقا اباعبدالله , عرفه ‌ی معرفت , فرزند خلف ادامه مطلب

چهارده , جمشيد برون , جستجوي نور , جست و جوي دوباره , جشن بزرگ

چهارده , جمشید برون , جستجوی نور , جست و جوی دوباره , جشن بزرگ

چهارده شب قبل از عملیات، بچه‌ها تصمیم گرفتند بیرون چادرها مراسم دعای توسل راه بیندازند. دشت، حال و هوای خاصی پیدا کرده بود. قرار بر این بود که هر یک از بچه‌ها، قسمتی از دعا را انتخاب و قرائت کنند

چهارده , جمشید برون , جستجوی نور , جست و جوی دوباره , جشن بزرگ ادامه مطلب

رؤياي شهادت , رؤياي صادق , رايحه ي دل انگيز , راز زيارت نامه , رؤياي صادقه

رؤیای شهادت , رؤیای صادق , رایحه ی دل انگیز , راز زیارت نامه , رؤیای صادقه

رؤیای شهادت ماه رمضان بود، با بچه‌ها قرار گذاشتیم در منزل آیت‌الله خادمی تحصن کنیم. آن شب مأموران به پدرم گفتند: «چون شهربانی قصد دارد به مسئله‌ی تحصن خاتمه دهد، هر طور شده سیدحسین (۱) را از رفتن به منزل

رؤیای شهادت , رؤیای صادق , رایحه ی دل انگیز , راز زیارت نامه , رؤیای صادقه ادامه مطلب

زيارت , زائر امام رضا (ع) , زمزمه ي عاشقانه , زود بيا , راهنمايي

زیارت , زائر امام رضا (ع) , زمزمه ی عاشقانه , زود بیا , راهنمایی

زیارت شهید محمدرضا عاشورا پس از مجروحیت در عملیات والفجر ۸، به بیمارستانی در اصفهان منتقل گردید. در آن‌جا روبه خانواده‌اش که به دیدار او آمده بودند، گفت: «آرزو داشتم که پس از عملیات والفجر ۸ به پابوس امام رضا

زیارت , زائر امام رضا (ع) , زمزمه ی عاشقانه , زود بیا , راهنمایی ادامه مطلب

سه حاجت، سه قول , سجده بر آب , سه آرزو , سيد مهدي اسلامي خواه , سيراب كوثر

سه حاجت، سه قول , سجده بر آب , سه آرزو , سید مهدی اسلامی خواه , سیراب کوثر

سه حاجت، سه قول شهید نوریان وقتی به حج می‌رفت، رو به ما گفت: «چیزی جز دعا و نماز از من توقع نداشته باشید. » و هنگامی‌ که بازگشت، تعریف کرد: «آن موقع که دور کعبه طواف می‌کردم، یک آقای

سه حاجت، سه قول , سجده بر آب , سه آرزو , سید مهدی اسلامی خواه , سیراب کوثر ادامه مطلب

سجده‌ ي ‌شهادت , شفاي درد , سيزده مؤذن نا آشنا , شهيد گمنام , سيرزماني

سجده‌ ی ‌شهادت , شفای درد , سیزده مؤذن نا آشنا , شهید گمنام , سیرزمانی

سجده‌ ی ‌شهادت شهید بسیجی «علی قرائی» بسیار زیاد سجده می‌کرد و می‌گریست. در شبانه روز ۵ بار زیارت عاشورا می‌خواند. همیشه می‌گفت: «من در سجده به شهادت می‌رسم.» در کربلای ۵ بود که شنیدیم شهید قرائی در حال سجده

سجده‌ ی ‌شهادت , شفای درد , سیزده مؤذن نا آشنا , شهید گمنام , سیرزمانی ادامه مطلب

شهيد عبدالرحيم اسماعيل طحان , شهيد عبدالمجيد صدف ساز, شفاي زهرا , شهيد آناتولي ميرزايي (شهيد تازه مسلمان) ,  شفاي چشم عبدالله

شهید عبدالرحیم اسماعیل طحان , شهید عبدالمجید صدف ساز, شفای زهرا , شهید آناتولی میرزایی (شهید تازه مسلمان) , شفای چشم عبدالله

شهید عبدالرحیم اسماعیل طحان مدت ده سال بود که از او خبری نداشتیم،‌ نه می‌دانستیم شهید شده است نه اسیر. تا این‌که یک شب او را در عالم خواب دیدم. بسیار مهربان بود، و در حالی‌که چهره‌ای خندان داشت، گفت:

شهید عبدالرحیم اسماعیل طحان , شهید عبدالمجید صدف ساز, شفای زهرا , شهید آناتولی میرزایی (شهید تازه مسلمان) , شفای چشم عبدالله ادامه مطلب

شهيد رضا اردكاني , شهيد عيسي خدري , شهيد علي ‌اصغر بربري , شهيد احمد قراقي ,   شهيد ثاني

شهید رضا اردکانی , شهید عیسی خدری , شهید علی ‌اصغر بربری , شهید احمد قراقی , شهید ثانی

شهید رضا اردکانی سه روز بی‌زبان بودم و قدرت تکلم خود را از دست داده بودم و به ناراحتی شدید قلبی نیز دچار شده بودم. یک شب برادرم رضا را در خواب دیدم که به عیادتم آمد، دستش را روی

شهید رضا اردکانی , شهید عیسی خدری , شهید علی ‌اصغر بربری , شهید احمد قراقی , شهید ثانی ادامه مطلب

شهيدي با دو مزار , شهيد رمضان! , شهيد بي‌نام و نشان , شهيدمحمدعلي قاسمي , شهيد محمدعلي باقري

شهیدی با دو مزار , شهید رمضان! , شهید بی‌نام و نشان , شهیدمحمدعلی قاسمی , شهید محمدعلی باقری

شهیدی با دو مزار شب میلاد مولا علی (ع) در کنار سنگر نشسته بود و قرآن می‌خواند، مؤذن سنگر اطلاعات عملیات بود، و فرمانده‌ی یک تیم اطلاعاتی. چند دقیقه بیشتر به اذان نمانده بود که خمپاره‌ای در آغوشش گرفت. برادر

شهیدی با دو مزار , شهید رمضان! , شهید بی‌نام و نشان , شهیدمحمدعلی قاسمی , شهید محمدعلی باقری ادامه مطلب

اهل قبور , اتاق حضرت رسول (ص) , انگشتري آقا ,

اهل قبور , اتاق حضرت رسول (ص) , انگشتری آقا ,

اهل قبور مجلس باشکوهی از طرف یکی از خلفا برپا شد و امام هادی (ع)‌ نیز دعوت گردید. با تشریف فرمایی امام (ع) همه برخاستند و با کمال ادب در کنار آن بزرگوار نشستند. در آن میان جوانی قصد داشت

اهل قبور , اتاق حضرت رسول (ص) , انگشتری آقا , ادامه مطلب

چند حکایت زیبا

چند حکایت زیبا

حکایت اذان شهید سال ۷۴ بود که باز دلمان هوای خوزستان کرد و در خدمت بچه‌های «تفحص» راهی طلائیه شدیم. علیرغم آب‌گرفتگی منطقه، بچه‌ها با دل‌هایی مالامال از امید یک نفس به دنبال پیکرهای مطهر شهدا بودند و با لطف

چند حکایت زیبا ادامه مطلب

اين جا شهيدي خفته است , امام جواد (ع) , احترام به مادر , از امام حسين (ع) , امام محمد تقي (ع) ,

این جا شهیدی خفته است , امام جواد (ع) , احترام به مادر , از امام حسین (ع) , امام محمد تقی (ع) ,

این جا شهیدی خفته است در عالم خواب، داخل یکی از شیارهای فکه با همان چوب‌دستی که به علت کمردرد، دستم می‌گرفتم، قدم می‌زدم. تا این‌که به کپه‌ی خاکی رسیده، با چوبدستی به همراهان اشاره کردم که این‌جا را بکنید،

این جا شهیدی خفته است , امام جواد (ع) , احترام به مادر , از امام حسین (ع) , امام محمد تقی (ع) , ادامه مطلب

خادم مطهر , خواب راستين , خواهم آمد , خبر پرواز , خون تازه

خادم مطهر , خواب راستین , خواهم آمد , خبر پرواز , خون تازه

خادم مطهر دو ماه قبل از تولد مرتضی، شبی خواب دیدم که به همراه زنان محل در محفلی نورانی، در مسجد اجتماع کرده‌ایم. ناگاه بانویی محترم وارد شد و دو زن نیز همراه ایشان بودند که بر اهل مجلس گلاب

خادم مطهر , خواب راستین , خواهم آمد , خبر پرواز , خون تازه ادامه مطلب

آيا به عباس الهام مي‌شد؟ , امضايي از بهشت , آرزو , آخرين مرخصي , آخرين نگاه

آیا به عباس الهام می‌شد؟ , امضایی از بهشت , آرزو , آخرین مرخصی , آخرین نگاه

آیا به عباس الهام می‌شد؟ سرهنگ خلبان حق‌شناس، نماینده‌ نیروی هوایی در قرارگاه هویزه بودند. من به همراه سرهنگ بابایی که در آن زمان پست معاونت عملیات را به عهده داشتند، برای تحویل پست سرهنگ حق‌شناس به قرارگاه رفته بودیم.

آیا به عباس الهام می‌شد؟ , امضایی از بهشت , آرزو , آخرین مرخصی , آخرین نگاه ادامه مطلب

دو ساعت ديگر شهيد مي ‌شوم, دو غنچه ي معطر , ديدن خواب , دارالشفا , در جوار امام (ع) ,

دو ساعت دیگر شهید می ‌شوم, دو غنچه ی معطر , دیدن خواب , دارالشفا , در جوار امام (ع) ,

دو ساعت دیگر شهید می ‌شوم قبل از عملیات کربلای ۵ جمعی از بچه‌های گروهان غواص‌الحدید از گردان حمزه سیدالشهدا لشگر ۷ ولی‌عصر (عج) مشغول شوخی و مزاح با فرمانده بودیم که ناگهان فرمانده گفت: «بچه‌ها دیگر شوخی بس است،

دو ساعت دیگر شهید می ‌شوم, دو غنچه ی معطر , دیدن خواب , دارالشفا , در جوار امام (ع) , ادامه مطلب

اصحاب قتلگاه , امضايي از بهشت , ابر مأمور , بوي پيراهن يوسف , ارتباط با خدا

اصحاب قتلگاه , امضایی از بهشت , ابر مأمور , بوی پیراهن یوسف , ارتباط با خدا

اصحاب قتلگاه یکی دو روزی می‌شد که شهیدی پیدا نکرده بودیم؛ یعنی راستش، شهدا ما را پیدا نکرده بودند. گرفته و خسته بودیم. گرما هم بدجوری اذیتمان می‌کرد. همراه یکی از بچه‌ها داشتیم از کنار گودال قتلگاه شهدای فکه، که

اصحاب قتلگاه , امضایی از بهشت , ابر مأمور , بوی پیراهن یوسف , ارتباط با خدا ادامه مطلب

دعوت از دوست , دعاي سريع الاجابه , ديدار با آقا امام زمان (عج) , دست محبت , دست نجات‌بخش ,

دعوت از دوست , دعای سریع الاجابه , دیدار با آقا امام زمان (عج) , دست محبت , دست نجات‌بخش ,

دعوت از دوست گفتند که چیزی از شهید اورنگی نمی‌دانیم و در تحقیق‌ها هم به جایی نرسیدیم، اما در بررسی دقیق متوجه شدیم که در عکس‌ها، یک نفر همیشه در کنار اوست، اویی که هیچ نام و نشانی از او

دعوت از دوست , دعای سریع الاجابه , دیدار با آقا امام زمان (عج) , دست محبت , دست نجات‌بخش , ادامه مطلب

بر بالين عشق , بازوي متبرك , بلند شو , بشارت , به طراوات بهار

بر بالین عشق , بازوی متبرک , بلند شو , بشارت , به طراوات بهار

بر بالین عشق در شهر شیراز رسم بود علمای برجسته برای شهدا تلقین بخوانند. آن شب قبل از خواب احساس عجیبی داشتم. روز بعد وقتی وارد قبر شدم، در چهره‌ی شهید (۱) حالت تبسمی احساس کردم. زمانی‌که نام مبارک صاحب

بر بالین عشق , بازوی متبرک , بلند شو , بشارت , به طراوات بهار ادامه مطلب

پيكر درخشان , بوي عطر قبر شهيد , بوسه ‌ي عشق , بوي عطر , پرده ي شهادت

پیکر درخشان , بوی عطر قبر شهید , بوسه ‌ی عشق , بوی عطر , پرده ی شهادت

پیکر درخشان در بهار سال ۱۳۶۱ که بخش دوم عملیات محرم در منطقه‌ی موسیان انجام گرفت، من مسئول واحد تعاون تیپ ۲۵ کربلا بودم و اجساد مطهر شهدا را از خط مقدم تا ۲ یا ۳ کیلومتر عقب‌تر انتقال می‌دادیم.

پیکر درخشان , بوی عطر قبر شهید , بوسه ‌ی عشق , بوی عطر , پرده ی شهادت ادامه مطلب

پيشاني , تنبيه جادوگر , پارچه ي سبز , تجلي كرامت , پيك عشق

پیشانی , تنبیه جادوگر , پارچه ی سبز , تجلی کرامت , پیک عشق

پیشانی شب عملیات کربلای ۵، توی سنگر نشسته بودیم. از هر دری صحبتی بود. در عملیات قبلی _ کربلای 4_ همه نگران این بودند که «میر حسینی» آسیب ببیند. چون عملیاتی نبود که او مجروح از صحنه‌ی نبرد خارج نشود.

پیشانی , تنبیه جادوگر , پارچه ی سبز , تجلی کرامت , پیک عشق ادامه مطلب

توسل به امام رضا (ع) , توسل , جاويدالاثران زهرايي , جرعه اي از آب زلال , تفأل به قرآن

توسل به امام رضا (ع) , توسل , جاویدالاثران زهرایی , جرعه ای از آب زلال , تفأل به قرآن

توسل به امام رضا (ع) چند روزی بود که موفق نشده بودیم پیکر شهیدی را کشف کنیم و برادران، این مسأله را یک سلب توفیق از خود می‌دانستند. به همین خاطر، یک شب مراسم دعا و زیارت عاشورا برگزار کردیم

توسل به امام رضا (ع) , توسل , جاویدالاثران زهرایی , جرعه ای از آب زلال , تفأل به قرآن ادامه مطلب

نماز مطابعه, ولا الضالين , هديه‌ي صدام , هندوانه , هديه , نظام آقاعادل

نماز مطابعه, ولا الضالین , هدیه‌ی صدام , هندوانه , هدیه , نظام آقاعادل

نماز مطابعه بچه‌ها مشغول نماز جماعت بودند که افسر اردوگاه وارد آسایشگاه شد و رو به من کرد و گفت: ماجد، مگر دستور را نشنیدی که نماز جماعت ممنوع است؟ حالا از دستور ما امتناع می‌کنی؟ من در پاسخ گفتم:

نماز مطابعه, ولا الضالین , هدیه‌ی صدام , هندوانه , هدیه , نظام آقاعادل ادامه مطلب

به بالا بروید