دفاع مقدس

خاطرات رزمندگان 9

خاطرات رزمندگان 9

دو دست حنا بسته آرپي‌جي‌زن با هزار زحمت براي ساعتي مرخصي گرفت تا از شهر سيگار تهيه کند. اما ده روز بعد به منطقه بازگشت.فرمانده با ديدن او گفت:«به‌به اقر بخير» مي گفتي پيش پايت گوسفند قرباني مي‌کرديم.سرش را پائين انداخت وگفت:«وقتي رفتم شهر بي‌اختيار دلم براي مادرم، گندمها، امامزاده، روستا و … تنگ شد.هرچه […]

خاطرات رزمندگان 9 ادامۀ مطلب »

خاطرات رزمندگان 16

خاطرات رزمندگان 16

ماه مهماني خدا هميشه مي‌گفت من عاقبت در ماه رمضان شهيد مي‌شوم شب شهادت اميرالمومنين(ع) مداح مجلس ما بود . در ميان مجلس به بچه‌ها مي‌گفت:بلندگو‌ها را به طرف عراقي‌ها بگيريد اينها هم مسلمان هستند شايد دلي شستشو دادند دقايقي بعد باران توپ و خمپاره برروي مسجد فاو باريدن گرفت خيلي از نيروها در خون

خاطرات رزمندگان 16 ادامۀ مطلب »

خاطرات رزمندگان 8

خاطرات رزمندگان 8

خواب عجيب خواب ديدم به اتفاق برادرم به سوي مکاني در حرکتيم، کنار ساحلي رسيديم که جمعيت زيادي نشسته بودند، نگهباني آنجا بود که خواست جلوي برادرم را بگيرد اما با وساطت من اجازه داد به او گفتم:«از تو دو سه سوالي دارم.» اول جواب نداد و خواست فرار کند اما قسمش داده و انگشت

خاطرات رزمندگان 8 ادامۀ مطلب »

خاطرات رزمندگان7

خاطرات رزمندگان7

حسرت منور كه زدند ديدم يك نفر پاهايش را به زمين مي‌كشد. يك دستش را به گلويش گرفته بود و با دست ديگرش مي‌خواست زيپ پيراهنش را باز كند. خواستم گلويش را ببندم نگذاشت دستم را گرفت و گذاشت روي جيبش، گفتم:«مگه توش چيه؟» خون از لاي انگشتانش بيرون زد، نمي‌توانست حرف بزند، زيپ پيراهنش

خاطرات رزمندگان7 ادامۀ مطلب »

خاطرات رزمندگان 6

خاطرات رزمندگان 6

تلفن هندلي يک روز سرپرست بودم که تلفن هندلي بعد از مدتها زنگ زد، گوشي را برداشتم. يک نفر به زبان فارسي پرسيد خمپاره‌اي که الان زدند به کجاي شما خورد ما هم ساده و از همه جا بي‌خبر گفتيم به فاصله چهل متريمان گفتند:«الان مي‌زنيم نزديکتر بعد با کمال پررويي دوباره بعد از اينکه

خاطرات رزمندگان 6 ادامۀ مطلب »

سرزمين آشنا

سرزمين آشنا

اين‌جا هويزه سرزميني به بلنداي عشق و به وسعت بال كبوتراني كه عاشقانه پر كشيدند. سبكبال و رها و سرزميني به اندازه‌ي دست‌هاي دلمان و به اندازه‌ي آسمان چشم‌هاي مرداني از جنس نور. سرزميني به پاكي و قداست حرم امن الهي و اين‌جا شهيد آباد، سرزمين عشق است. محل پرواز صدها دل، صدها عاشق و

سرزمين آشنا ادامۀ مطلب »

دوكوهه

دوكوهه

گفتم مي‌شنوي چه آهنگ حزيني دارد ؟ گفت: آري اين صداي … است كه مي‌خواند. گفتم: نه, نه خوب گوش كن من صداي قافله را مي‌گويم قافله دو كوهه كه دارد دور مي‌شود . گفت: دور نمي‌شود عزيزم دارد گم مي‌شود. گفتم: من نمي‌گذارم كه صداي زنگ قافله دو كوهه در دالان گوش‌هاي من گم

دوكوهه ادامۀ مطلب »

چرا مدينه ويران نشد؟

چرا مدينه ويران نشد؟

ساحل آسمان، اين‌ شبها كه مي‌رسد، عجيب بي‌قراري مي‌كند و زمين، داغ دلش تازه مي‌شود و زخم شرمش، سر باز مي‌كند. ملكوتيان حق دارند سر بر ديوار عرش بگذارند و هاي‌هاي گريه كنند. و تنها خداست كه مي‌تواند، تسلاي دل علي باشد. ماه حق دارد كه گوشه اختفا را بر گريه اختيار كند و ستارگان

چرا مدينه ويران نشد؟ ادامۀ مطلب »

باران رحمت

باران رحمت

شهيد زهره بنيانيان خدايا اکنون که جوانه‌هاي آگاهي يکي پس از ديگري مي‌شکفند و هر روز ابعاد وسيعتري مي‌يابند و غنچه‌هاي نشکفته وجود جوانان ما به دنبال هم پرپر مي‌شوند و بر خاک ميريزند، روزي نيست که خبر شهادت گروهي از عزيزانمان را نشنويم.اکنون ثار شهيدانمان شب و روز بالاي سرمان ضجه ميزنند و از

باران رحمت ادامۀ مطلب »

اي مقتدر

اي مقتدر

شهيد محمدحسين جوكار اي مقتدر و اي تواناي دانا اي زاهدان را معين، اي سالكان را مونس، اي عارفان را ياور، و اي عاشقان را معشوق، اگر كسي نداند، تو خوب مي‌داني، اگر كسي نبيند، تو خوب مي‌داني، اگر كسي نشنود، تو خوب مي‌شنوي كه قلبم، روحم، جانم، زبانم، چشمم و گوشم، و تمام اعضاي

اي مقتدر ادامۀ مطلب »

از عدالت چه خبر

از عدالت چه خبر

شاعري داشت وطن كه هميشه مي گفت ((اهل كاشانم من … پيشه ام نقاشي! سر سوزن ذ وقي …)) و هميشه پرسيد: (( خانه دوست كجاست!))و هميشه ترسيد: ((آب را گل نكنيم!)) در عوض من ا مروز نه همينك امروز همچنان باز هنوزدايمأ مي گويم : اهل ايرانم من ! دايمأ مي پرسم از عدالت

از عدالت چه خبر ادامۀ مطلب »

عزيز طه

عزيز طه

براستي اي عزيز طه! اي يوسف كنعان! و اي نوح زمان! ايا برما فرصتي هست كه گذشته را جبران كنيم؟ گذشته اي كه با عدم شناخت امام حي و حاضر سپري شده است!! ايا ما را عمري هست كه از خجالت براييم و خودمان را براي اينده اي درخشان اماده سازيم ؟ اينده اي بسيار

عزيز طه ادامۀ مطلب »

صداي خوش انا المهدي

صداي خوش انا المهدي

فردين محمدتبار صداي پا مي آيد، و تو، به دنبال صاحب صدا تمام عمر حيراني، دلت مي‌خواهد بداني که اين صدا از کيست اما روزها در پي هم مي‌گذرد و عمري در حسرت ديدار صاحب آن صدا مي‌ماني. روزي از همين روزها، درجايي که صداي خوش پرندگان مي‌آيد، و گلهاي بي‌بهانه بهار شکوفه مي‌کنند، به

صداي خوش انا المهدي ادامۀ مطلب »

وصيت‌نامه

وصيت‌نامه

بسيجي شهيد محمدرضا مهرپاك بسم الله الرحمن الرحيم اللهم اياك نعبد و اياك نستعين مي‌خواهم زبان خامه را به سينه كاغذ آشنا كنم و نقشي از رخ آن زيبا را بر اين سينه سفيد منقّش كنم؛ اما قلم را توانايي اين كار نيست. كاغذ را تحمل اين نقش نيست. مي‌خواهم امواج خروشان احساس را به

وصيت‌نامه ادامۀ مطلب »

عطر گل ياس

عطر گل ياس

عطر گل ياسبه نام الله خالق زيبايي ها امروز مي‌آيد، ديروز مي‌رود، فردا از راه خواهد رسيد و فردا ها هر يك در انتطار و چشم به راه مانده‌اند تا نوبت آنها شود كه بيايند و بروند. اين رفت و آمدها آنقدر سريع است كه گاهي انسان حس مي‌كند روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌ها آمده

عطر گل ياس ادامۀ مطلب »

يادها و خاطره‏ها

يادها و خاطره‏ها

پيوند امام در اولين روز ورود به قم در شهريور سال 1341 مشتاقانه به زيارت امام رفتم و با اولين زيارت امام عشق و علاقه‏ام صد چندان شد. تمام هستى و جان و دل و آرزويم را در امام يافتم اين دلبستگى و شيفتگى را هرگز و هرگز با هيچ زبان و بيان و قلمى

يادها و خاطره‏ها ادامۀ مطلب »

شيعه بودن سخت است برادر

شيعه بودن سخت است برادر

آمده بودند تا امامشان را ببينند. از راهي دور و با مشقتي فراوان. خادم بيت پرسيد: «بگويم چه كساني آمده‌اند؟» ـ بگو جمعي از شيعيانتان به زيارت آمده‌اند. خادم رفت، و شايد پاسخي كه آورد براي آنان ـ و شايد براي ما و همه كساني كه آن را شنيده‌اند ـ سنگين بود: «امام گفتند شما

شيعه بودن سخت است برادر ادامۀ مطلب »

صحيفه عشق

صحيفه عشق

« لبيك اي آشنا لبيك !» فداي نگاهت ، نگاهم كن ! فداي صدايت ، صدايم كن ! مرابپذير !… بنفسي انت … تو از ما جدائي و همواره با مائيبنفسي انت … تو ازما دوري و ازما به ما نزديكتري بنفسي انت … تو نهايت اشتياقي و نهايت انتظار بنفسي انت … تو باشكوهترين

صحيفه عشق ادامۀ مطلب »

شهادت چيست؟

شهادت چيست؟

غريب شهادت شهد شيرين رضاي حق است. شهادت عبارت تمام وكمال اعتماد واعتقادبه خداست. شهادت تكامل وجودي روح پرخروش و جوشش ،ولي در عين حال مطمئن و آرام شهيد است. شهادت ارث بزرگ اوليـاء خداست. شهادت نهايت يك حماسه و ايثار است. شهادت غايت آرزوي رزمندگان راه خداست. شهادت فرياد رساي اسلام بر ظلم ظالمان

شهادت چيست؟ ادامۀ مطلب »

شهادت

شهادت

شهيد امير عبدالله ملتمسي «…. شهادت، اگر بيش از اين برايت ضجّه نمي‌كنم، ببخش بر من كه قلبم تيره است… مي‌دانم اگر كسي تو را شناخت بايد بخروشد، بستيزد، بسوزد، در درياي خون شنا كند تا به تو برسد. شهادت من از اين‌كه نامت را بر زبان آورم، شرم دارم؛ اما چه كنم كه دعا

شهادت ادامۀ مطلب »

اولین‌ها (1)

اولین‌ها (1)

اطلاعيه ستاد امنيت با آغاز تجاوز دشمن به ميهن اسلامي، ستاد امنيت در سراسر کشور تشکيل شد و در اولين اطلاعيه خود مورخه 31/6/1359 ضمن اعلام موجوديت اسامي اعضا ستادرا اعلان نمود. ستاد عملياتي امنيت تهران در وزارت کشور تشکيل شد و اطلاعيه‌اي جهت رعايت قوانين از طرف مردم و هوشياري آنها صادر گرديد.  اطلاعيه

اولین‌ها (1) ادامۀ مطلب »

اولین ها 8

اولین ها 8

اولين نشست اجلاس کميته سياسي جنبش عدم تعهد اولين نشست اجلاس کميته سياسي جنبش عدم تعهد که با حضور نمايندگان 101 کشور عضو جنبش در تاريخ 13/6/1365 در «حراره» آغاز شد،بعد از بررسي نظر ايران و عراق درباره پيش‌نويس قطع‌نامه نهايي اجلاس سران در مورد جنگ دو کشور ايران و عراق،بدون نتيجه خاصي پايان يافت

اولین ها 8 ادامۀ مطلب »

اولین ها 7

اولین ها 7

اولين گروه از نيروهاي پناهنده راديو صداي اهواز در سوم مهرماه سال 1359 اعلام کرد:در پي پخش پيام امام که طي آن از پرسنل مسلمان ارتش عراق خواسته شده بود تا به نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران بپيوندند، صبح امروز دويست تن از ارتش عراق با شعار درود بر خميني خود را تسليم نيروهاي ايراني

اولین ها 7 ادامۀ مطلب »

اولین ها 6

اولین ها 6

اولين عمليات نيروي هوايي ارتش نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران تنها به فاصله دو ساعت پس از اولين حمله دشمن در بعدازظهر روز 31 شهريور در اولين عمليات خود دو پايگاه مهم هوايي عراق به نامهاي «الرشيد» و «شيبه» را آماج حملات کوبنده و بمب‌هاي آتشين خود قرار داده و صدمات جبران ناپذيري به

اولین ها 6 ادامۀ مطلب »

اولین ها 5

اولین ها 5

اولين شليک در جنگ ملک حسين پادشاه وقت اردن شليک‌کننده اولين گلوله‌اي بود که از يک دستگاه تانک در جنگ ايران و عراق شليک شد.حامد المجبوري وزير خارجه عراق در گفت و گو با روزنامه الحيات گفت :«22 سپتامبر 1980 (31 شهريور ماه 1359) بود که صدام و ملک‌حسين در نزديکي خطوط آتش روي يک

اولین ها 5 ادامۀ مطلب »

اولین ها 4

اولین ها 4

اولين داستان جنگ شهرها نخستين داستاني که با اين موضوع محوري به صورت کتاب انتشار يافت حمله هوايي (1359) نوشته حسين داريان بود. اولين درخواست تشکيل جلسه شوراي امنيت تعامل جمهوري اسلامي ايران با سازمان ملل متحد به ويژه تحريم نشست‌هاي شوراي امنيت از جانب ايران، سرانجام با سرنگوني هواپيماي مسافربري ايران توسط ناو آمريکايي

اولین ها 4 ادامۀ مطلب »

اولین ها 3

اولین ها 3

اولين تمبر دفاع مقدس براي اولين بار به منظور بزرگداشت فداکاري رزمندگان اسلام يک قطعه تمبر به ارزش پنج ريال در تيراژ پنج ميليون چاپ و عرضه شد. بر روي اين تمبر که به مناسبت هفته جنگ در روز ششم مهر 1362 به چاپ رسيد،‌ آرم هفته جنگ با آيه شريفه «نصرمن الله و فتح

اولین ها 3 ادامۀ مطلب »

اولین ها 2

اولین ها 2

اولين اعلام نقص صريح پروتکل 1925 ژنو دکتر ولايتي در کنفرانس خلع سلاح ژنو خواستار برخورد قاطعانه مجامع بين‌المللي با عراق در به کارگيري سلاح شيميايي شد دکتر ولايتي اعلام کرد که از زمان تأسيس سازمان ملل متحد اين اولين بار است که نام يک کشور رسماً به عنوان ناقص صريح مفاد پروتکل 1925 ژنو

اولین ها 2 ادامۀ مطلب »

اصطلاحات جنگ 4

اصطلاحات جنگ 4

ريادون نمكدان. نمك را به اعتبار استحباب ميل آن قبل از غذا و احياناً تظاهر به آن مي‌گفتند ريا و نمكدان را به اعتبار اين‌كه نمك رادر خود دارد، مي‌گفتند ريادون. رنگي تعريف كردن خاطرات را با آب و تاب تمام و ذكر همه‌ي جزئيات، حالات و حركات مخصوص به خودشان نقل كردن و براي هر

اصطلاحات جنگ 4 ادامۀ مطلب »

اصطلاحات جنگ 9

اصطلاحات جنگ 9

عزرائیل خمپارهٔ 60، توپ فرانسوی، نامرد هم به آن می‌گفتند، گلوله‌ای که مثل جناب عزرائیل بی‌خبر و بی‌صدا یک مرتبه از راه می‌رسید و نفس‌های زکیه را با خود می‌برد. این تعبیر در قیاس با سایر گلوله‌ها گفته می‌شد که قبل از آمدن، با سوت و سر و صدای خود نیروها را خبر می‌کرد. عاشقان

اصطلاحات جنگ 9 ادامۀ مطلب »

به بالا بروید