عاشقانه و عالمانه

چهل حدیث نماز(4)

چهل حدیث نماز(4)

حدیث سیزدهماهمیت نماز قال النبی صلی الله علیه و آله: ما من صلاة یحضر وقتها الا نادی ملک بین یدی الناس (ایها الناس) قوموا الی نیرانکم التی اوقدتموها علی ظهورکم فاطفئوها بصلاتکم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هیچ گاه وقت نماز نمی‏رسد مگر اینکه فرشته‏ای در میان مردم ندا می‏دهد که: ای […]

چهل حدیث نماز(4) ادامۀ مطلب »

مثل پیچ

مثل پیچ

پيچ ها معمولا اين طورند که هر چه به سمت راست بپيچند محکم و محکمتر ميشوند و هر چه به چپ بپيچند سست و سست تر ميشوند و آخرش هم مي افتند. انسان هم همين طور است.هر چه به سمت راستي و به سمت درستي بپيچد محکم تر ميشود پايدار تر ميشود با ثبات تر

مثل پیچ ادامۀ مطلب »

مثل خورشید

مثل خورشید

انسان اگر از جانش از مالش و از آبرو و اعتبار و دانشش براي ديگران مايه بگذارد هيچ ضرر نميکند هيچ از دست نميدهد و هرگز خالي و تهي نميشود. يک نگاه به بالاي سر خود بينداز و خورشيد را ببين که ميلياردها سال است دارد کلبه و خانه ي مردم را گرم و روشن

مثل خورشید ادامۀ مطلب »

توخود هم ازآن خود نیستی

توخود هم ازآن خود نیستی

روزي مرد جواني با خود مي گفت:((اين زمين مال من است…))((اين خانه ي من…))و… چون پير فرزانه اي چنين جملات را شنيد خنديد و گفت:((اين بسيار احمقانه است!تو خود هم از آن خود نيستي!)) نكته:شما واقعا مالك چيزي نيستيد بلكه تنها براي مدتي كوتاه آنها را در اختيار داريد و اگر توانايي رها كردن را

توخود هم ازآن خود نیستی ادامۀ مطلب »

مثل گنبد

مثل گنبد

دو طرف پايين يک گنبد را ببين! ببين چقدر از هم دورند و فاصله دارند اما همين که بالا رفته و به راس گنبد نزديک ميشوند به يکديگر نيز نزديک تر ميشوند. خداوند راس عالم است.آدم هايي که به او نزديک ميشوند به يکديگر نيز نزديک ميشوند و هر چه از او بيشتر فاصله بگيرند

مثل گنبد ادامۀ مطلب »

مثل گلاب

مثل گلاب

گلاب را ميخواهي بشناسي از بوي آن نشناس. گلاب را بايد از طعم آن شناخت از تلخي آن بايد شناخت.هر چه تلخ تر باشد خالص تر است. چون مولکول ها جمع اند و خيلي بو ندارند اما يک قاشق از آن را اگر در يک پارچ آب بريزي آن موقع مولکول هاي آن باز ميشود

مثل گلاب ادامۀ مطلب »

پادشاه و دیوانه

پادشاه و دیوانه

پادشاهي به داراالمجانيني رفت و در آنجا ديوانگان را تماشا ميكرد.در ميان آنها جوان خوش سيمايي را يافت كه به هيچ وجه علائم جنون در وي مشهود نبود.پادشاه از وي سؤالاتي كرد و جوابهاي مناسب شنيد.ديوانه به پادشاه گفت:((حالا من از شما يك سؤال مي كنم.)) پادشاه گفت:((بسيار خوب)) ديوانه پرسيد:((وقتي انسان ميخوابد لذت خواب

پادشاه و دیوانه ادامۀ مطلب »

مثل دندان

مثل دندان

کسي که دندانش درد ميکند اگر تنها روي درد دندان خود تمرکز کند بي شک درد او بيشتر و بيشتر احساس ميشود.حال اگر در همان حال فکرش را بر امور ديگري متمرکز سازد بي شک يا درد را فراموش ميکند و يا آن درد کاهش مي يابد.حال يادمان باشد تمرکز روي مشکلات کمبود ها و

مثل دندان ادامۀ مطلب »

مثل دود به هیزم

مثل دود به هیزم

شايد تا به حال دست کم يک بار هيزم ها را آتش زده باشي وديده باشي که در ابتدا چه دودي به پا ميکنند.و هم ديده اي که هر چه دود بيشتر باشد روشنايي و نور بيشتري هم به دنبال خواهند داشت.غم ها و غصه ها و ناراحتي ها درست شبيه همان دود هيزم است.آنها

مثل دود به هیزم ادامۀ مطلب »

اسیر عادت ها نشویم

اسیر عادت ها نشویم

خارپشتي از يك مار تقاضا كرد كه بگذارد در لانه ي او ماوا گزيند.مار پذيرفت و او را به لانه ي تنگ و كوچكش راه داد.چون لانه ي مار كوچك بودخارهاي تيز خارپشت به بدن مار فرو ميرفت و او را اذيت ميكرد.اما مار از سر نجابت و مهمان دوستي دم بر نمي آورد.سرانجام مارگفت:((نگاه

اسیر عادت ها نشویم ادامۀ مطلب »

مثل گل وآینه

مثل گل وآینه

گل را از هر طرف ببيني گل است. شمع را از هر طرف نگاه کني شمع است. پيامبر(ص)شمع جمع آفرينش بود گل سرسبد کائنات بود. يعني هر طرف که نگاه ميکردي هماني بود که بود. يعني ظاهرش باطنش و آشکار و پنهانش يکسان بود.”يوافق سره علانيته”

مثل گل وآینه ادامۀ مطلب »

مثل زباله

مثل زباله

شما وقتي ميخواهي يک جايي را جارو کني از کجا شروع ميکني؟ از پيش پاي خود يا چند قدم آن طرف تر؟ يادمان باشد صفات و اوصاف نادرست ما زباله هاي زندگي اند و بايد جارو شوند. و البته هر کسي بايد از خود شروع کند و پيش برود تا بتواند ديگران را هم پاک

مثل زباله ادامۀ مطلب »

مثل چلچراغ

مثل چلچراغ

یک چراغ چقدر نور دارد؟چلچراغ چقدر؟ هر آدمي مثل چراغ ميماند و طبيعتا اگر از عقل ديگران استفاده کند و بهره ببرد چلچراغ ميشود. و نور و تابش بيشتري خواهد داشت و پيرامون خود را بيشتر و بهتر ميبيند. به همين خاطر وجود نازنين پيامبر(ص)همواره مشورت ميکرد.”کان کثير المشاوره” پيامبر(ص)فراوان مشورت ميکرد.

مثل چلچراغ ادامۀ مطلب »

مثل باران

مثل باران

آب دريا تلخ است اما وقتي حرکت کند بخار شود بالا برود و ابر شود و فرو بارد باراني شيرين مي شود.کساني که زندگي ساکن بي حرکت بي تلاش و بي جنب و جوشي دارند از زندگي شيرين برخوردار نخواهند بود بلکه شور و شوربخت اند هر چند از دريايي از امکانات برخوردار باشند درست

مثل باران ادامۀ مطلب »

مثل زنبورعسل

مثل زنبورعسل

زنبور عسل را ببين!همين که نيش ميزند کارش تمام است و ميميرد. ماآدم ها هم همين طوريم اگر به ديگران نيش بزنيم زخم زبان بزنيم آنها را آزرده خاطر کنيم ميميريم اخلاقمان ميميرد احساساتمان  و عواطفمان از بين ميرود. اين است که وجود نازنين رسول خدا(ص)هيچ گاه به هيچ کس سخني گزنده و نيش آلود

مثل زنبورعسل ادامۀ مطلب »

مثل یک کشاورز!

مثل یک کشاورز!

یک کشاورز وقتي که به يک جوي آب ميدهد درحقيقت به خود جوي آب نميدهد بلکه به عنوان امانت در اختيار آن قرار ميدهد تا سريع به باغ وباغچه منتقل کند.البته از اين رهگذرخودش هم سبز خواهد شد وسبزه هاي پيرامون خودش هم رشدخواهند کرد. ولي اگر يکي جوي شکاف داشت و آب ها را

مثل یک کشاورز! ادامۀ مطلب »

مثل میوه

مثل میوه

کبر آدم را بي مزه ميکند.نديده اي بعضي ميوه ها وقتي بزرگ ميشوند از مزه مي افتند ديگر مشتري ندارند و گاهي هم به جاي اينکه به مصرف انسان درآيند خوراک گاو و گوسفند ها ميشوند. البته همين جا گفته باشم که آن افتادگي اي ارزش و بها دارد که براي خداوند باشد و نه

مثل میوه ادامۀ مطلب »

پریدن غواص

پریدن غواص

از يكي ميپرسند:((ميداني چرا غواصها از پشت در آب ميپرند؟)) ميگويد:((آخر اگر از جلو بپرند كه مي افتند داخل قايق!)) نكته:برداشت هاي مختلف و طرز فكرهاي مختلفي راجع به مسائل وجود دارد.مطمئن شويد كه شنونده منظور شما را به درستي درك كرده است.

پریدن غواص ادامۀ مطلب »

مثل نان سنگک

مثل نان سنگک

نان سنگک تا خمير و خام است به سنگ ها حتي به ريزترين آنها ميچسبد اما همين که پخته شد خيلي راحت از همه ي آنها جدا خواهد شد. انسان هم همين طور است تا خام است دلبسته و وابسته است اما همين که پخته شد خيلي راحت از اين چيزهايي که به آنها وابسته

مثل نان سنگک ادامۀ مطلب »

مثل ذره بین

مثل ذره بین

ذره بين هر چيز ناچيز و کوچک را بزرگ ميکند. وجود نازنين رسول خدا(ص)نسبت به خوبي ها و لطف ديگران ذره بين وار رفتار ميکرد.”تعظم عنده النعمه و ان دقت” اگر کسي به او لطفي ناچيز ميکرد در نگاه او بزرگ مي نمود.

مثل ذره بین ادامۀ مطلب »

مثل آب و آینه

مثل آب و آینه

آب را ببين! هميشه آغوش آب باز است. دستان شما پاک باشد يا آلوده ميپذيرد. آينه را ببين! چهره زيبا باشد يا زشت ميپذيرد و برايش يکسان است. پيامبر(ص)مثل آب بود مثل آينه بود. “قد وسع الناس منه خلقه”همه از اخلاق خوش او برخوردار بودند

مثل آب و آینه ادامۀ مطلب »

مثل درخت انگور

مثل درخت انگور

درخت انگوراگر بخواهد بيشتر رشد کند و بار و محصول بيشتري داشته باشد بايد تکيه کند آن هم بر تکيه گاهي محکم و رفيع و بلند. ما هم اگر بخواهيم در اين عالم رشد کرده و بار و حاصل بيشتري داشته باشيم بايد تکيه کنيم آن هم بر تکيه گاهي که قادر باشد و بالا

مثل درخت انگور ادامۀ مطلب »

مثل قبله نما

مثل قبله نما

عقربه هاي قبله نما را ببين که پيوسته لرزان اند مگر زماني که همسو با قبله باشند. دل آدمي نيز همين طور است لرزان و مضطرب است مگر اينکه با خدا همسو شود و همواره در ياد خدا باشد.پيامبر(ص)همواره دلي آرام داشت.چرا؟چون پيوسته در ياد خدا بود: “لا يقوم لا يجلس الا علي ذکر الله”

مثل قبله نما ادامۀ مطلب »

مثل طبیب

مثل طبیب

یک طبيب اگر حاذق باشد همين جوري نسخه نمينويسد و يا دارو را تجويز نميکند مگر آنکه ضرورتي باشد. سخن هم مثل داروست.انسان بايد وقتي حرف بزند وقتي سخن بگويد که بخواهد دردي را درمان کند.((کان رسول الله لا يتکلم الا في حاجه)) رسول خدا(ع)جز در وقت ضرورت سخن نمي گفت. مثل عصا! چه کسي

مثل طبیب ادامۀ مطلب »

مثل استخر چسب

مثل استخر چسب

آيا در استخر پر از چسب ميشود شنا کرد؟ شک و دودلي درست مثل استخر چسب است که در آن قدم از قدم نميتوان برداشت. قرآن آمده است تا ما را از ورطه ترديدها دو دلي ها و شک ها بيرون بکشد دست ما را بگيرد و به جايي برد که در آنجا هرگز تيغ

مثل استخر چسب ادامۀ مطلب »

مثل آب و چاله

مثل آب و چاله

آب وقتي که به چاله اي ميرسد بي تفاوت و بي اعتنا از کنار آن عبور نميکند بلکه تا آن را پر نکند و لبريز و سرشار نکند عبور نخواهد کرد. وجود نازنين رسول خدا آب حيات بود از کنار هيچ نيازمندي و تهي دستي بي اعتنا نميگذشت.((کان جوادا… او اهل جود و سخا و

مثل آب و چاله ادامۀ مطلب »

مثل چای

مثل چای

خود شما وقتي يک چاي تلخ مقابلتان ميگذارند چه ميکنيد؟ با يکي دو حبه قند آن را شيرين ميکنيد و نوشيدنش را بر خود گوارا ميسازيد.سختي هاي زندگي مثل همان چاي تلخ است و نعمت هاي الهي درست شبيه همان حبه هاي قند و از آنجا که زندگي انسان بي رنج و مرارت نميتواند باشد

مثل چای ادامۀ مطلب »

رییس هفته گذشته مرد

رییس هفته گذشته مرد

مردي به ريييسش تلفن ميزند اما همسر رييس گوشي را برميدارد و ميگويد:((متاسفم او هفته ي گذشته فوت كرد.)) روز بعد مرد دوباره به رييس زنگ ميزند وهمسر رييس پاسخ ميدهد:((به شما گفتم او هفته ي گذشته فوت كرده است.)) باز هم روز بعد مرد به رييس زنگ ميزند و ميخواهد كه با رييس صحبت

رییس هفته گذشته مرد ادامۀ مطلب »

مثل کهنه کارها

مثل کهنه کارها

آن وقت ها شراب خوارهاي کهنه کار به تازه کارها ميگفتند هر چه داريد يک شبه سر نکشيد و گر نه فردا خماريد در حالي که ديگران همه مست اند.بعضي ها گوششان بدهکار نبود و همه را سر ميکشيدند اما صبح که ميشد وقتي که همه مست بودند آنها خمار بودند. ((کفاره ي شراب خوري

مثل کهنه کارها ادامۀ مطلب »

مثل کمان

مثل کمان

انسان وقتي که حرف ميزند بايد بداند چه ميگويد به که ميگويد و حرفش به کجا برميخورد.چون دهان چيزي درست شبيه کمان است و حرف همانند تير. تيراندازها را نديده اي که هنگام پرتاب تير چه آرامشي دارند و چه تمرکز و توجهي و چگونه هدف را تماشا ميکنند نشانه و هدف گيري ميکنند و

مثل کمان ادامۀ مطلب »

به بالا بروید