اضطراب و دلواپسی
داستان دربار? پیرزنی است که با اتوبوس سفر می کرد ، شنیده ام پییرزن بسیار مضطرب بود و دائماً با ترس و لرز ازراننده سؤال می کرد که اکنون کجا هستیم و رانند? اتوبوس کجا توقف کرده است ؟ غریبه […]
داستان دربار? پیرزنی است که با اتوبوس سفر می کرد ، شنیده ام پییرزن بسیار مضطرب بود و دائماً با ترس و لرز ازراننده سؤال می کرد که اکنون کجا هستیم و رانند? اتوبوس کجا توقف کرده است ؟ غریبه […]
وزی مرد جوانی به دیدار حکیم فرزانه ای رفت و گفت :« شما فرشته اید! » حکیم فرزانه گفت : « تو درست می گویی !» مرد جوان همان جا گوشه ای نشست و مرد دیگری که با حکیم سر
در روستایی دور افتاده مرد نابینایی زندگی می کرد . روزی چشم پزشکی معروف و حاذق به روستا آمد و پس از معاینه چشمان مرد نابینا به او اعلام کرد که اگر تحت عمل جراحی قرار بگیرد ، بینایی اش
شهر نشینی وارد روستا شد و اسبی زیبا دید . تصمیم گرفت که اسب را داشته باشد . با روستایی چانه زد و بالاخره اسب را خرید . شهرنشین روی اسب پرید و گفت : « هی ! بزن بریم
وزی جنگجویی سامورایی که بسیار مشهور و مغرور بود . برای دیدن استاد فرزانه ای آمد . اما همین که زیبایی ، لطف و عنایت استاد را دید ، ناگهان احساس نامعقولی به او دست داد . پس از استاد
اگر انسان ماجراجویی پیشه کند بی تردید تجربه هایی کسب می کند که دیگران از آن محرومند ما برای در پیش گرفتن این سفر شیر یا خط انداختیم شیر امد یعنی باید رفت . و ما رفتیم . اگر هم
روزی گدایی از ملانصرالدین کمکی خواست .ملا گفت : « نمی توانم به تو کمکی بکنم زیرا در شأن من نیست مبلغ کم و یا چیز کم ارزشی به کسی بدهم . » گدا گفت : « می توانی مبلغ
……………………………………………………………… خوشبختی انسان ، بیش از همه ، براساس چیزهایی است که دارد ، نه چیزهای که می خواهد ! ……………………………………………………………. تا روان انسان به بلو غ ، بالندگی و پختگی واقعی نرسد ، قادر به عشق ورزیدن نیست !
سیاستمدار بر جسته ای ، وقتی نامزد اداره مهم شهرداری بود ، به سه سیاه پوست آفریقایی رسید و گفت که او به کسی که بهترین دلیل را برای جمهوری خواه شدن ارائه کند یک بوقلمون چاق می دهد .
اشد تا روزی بیشتر از اینها بدانیم ، و چیزهایی بخوانیم و بنویسیم که پس از خواندن ونوشتن آنها این احساس در ما بیدار شود که « انسان تر » و « عاشق تر » شده ایم . فراموش نکنیم
به گونه ای زندگی کنید که وقتی کسی شما را در فاصله شش ماه نبیند بعد از شش ماه باور نکند که این همه تحول در شما رخ داده است . ——————————————– یک رابطه دوستانه واقعی مثل رابطه چشم و
شبی « اوحدی کرمانی » ، شاعر بزرگ در ایوان خانه اش نشسته و روی کاسه ای گلی خم شده بود . عارف بزرگ ، «شمس تبریزی » ، از آنجا رد می شد . نگاهی به اوحدی انداخت و
شاید هر روز با چند نفر ملاقات داشته باشید ، اما هیچ گاه ملاقات خود با خداوند را فراموش نکنید ، هر روز دعا کنید : (خدایا ! مرا راهنمایی کن ، متبرک ساز ، به کار گیر ، مرا
روز را با خدا آغاز کنیم ادامه مطلب
(درسهایی از شیخ ابوالحسن خرقانی ) &;شیخ گفت:& عالِم آن بُوَد که با خویشتن عالم بود ، عالِم نبوَد آنکه به عالم عالِم بوَد ; پالایش درون شیخ گفت : عالم علم بر گرفت ، و زاهد زهد برگرفت ،عابد
(درسهایی از شیخ ابوالحسن خرقانی ) خودشناسی ادامه مطلب
حیرتی در آمیخته به یقین ، شادی ای سرشار از غم ، ثروتی برخاسته از فقر ، و رنجی همراه با لذت ، راز « شاد زیستن » است . ……………………………………………………………. دوست داشتن زمانی به اوج ظهور خود می رسد
در زندگی استاد فرزانه ای اتفاقی رخ داده که بسیار جالب است . او الاغی داشت که همیشه با آن مسافرت می کرد و آن الاغ در هم? فراز و نشیب ها همراه وی بود . روزی که استاد در
می گویند مسجدی می ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می کنید؟ گفتند: مسجد می سازیم. گفت: برای چه؟ پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا. بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش
عشق لیلی مجنون زبانزد است. این دو به خاطر داشتن دو قبلیه با تفاوت های فرهنگی و قبیله ای و مالی، اجازه دیدار یکدیگر را نداشتند. روزی لیلی تصمیمی میگیرد. تصمیم میگرد در روز مشخصی در قبلیه خود آش نذری
داستان اصلی “چرا جام مرا بشکسته لیلی؟” ادامه مطلب
این داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم میخورد که واقعیه : دوستم تعریف میکرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می
یک داستان ترسناک ولی جذاب !!! ادامه مطلب
روزی نجاری همراه دستیار خود ، در جستجوی مصالح کار به شهری سفر کردند . در طول راه درخت قوی جثه ای دیدند ، به طوری که اگر پنج مرد دست خود رابه یکدیگر می دادند تا آن را در
صنعتگری با دقت بسیار دواتی ساخت . او تصمیم گرفت آن را تقدیم پادشاه کند و با این کار مورد توجه پادشاه قرار بگیرد . مرد سکاک در ابتدا به هدف خود رسید و مورد تشویق پادشاه قرار گرفت .این
خواستن ،توانستن است ادامه مطلب
روزی مردی تخم عقابی را پیدا کرد و آن را در آشیانه ی یک مرغ کرچ گذاشت .عقاب با دیگر جوجه ها سر از تخم بیرون آورد و با آن ها شروع به رشد نمود . عقاب در سراسر زندگی
روزی استاد فاضلی با شاگرد خود مشغول استراحت بود . پس از گذشت چند ساعت خربزه ا شیرین را از خورجین خود بیرون آورد و آن را دو قسمت کرد . نیمی از آن را به شاگرد خود داد .شاگرد
استاد فاضل شاگرد نادان ادامه مطلب
روزی از ابو الحاج اقصری که استاد عارفی بود ،پرسیدند : استاد شما چه کسی است ؟ او پاسخ داد: استاد من حشره ی ریز سیاه رنگی است که بر روی فضله ی حیوانات می نشیند . افراد حاضر در
در دسامبر ۱۹۱۴ ، آزمایشگاه «توماس ادیسون»بر اثر آتش سوزی به کلی از بین رفت . او آزمایشگاه خود را در مقابل ف۲۳۸۰۰۰ دلار بیمه کرده بود ،در حالی که خسارت وارد شده ،متجاوز ازدو میلیون دلار بود. بسیاری از
روزی دختر سیاه پوستی در آمریکا به همراه والدین خود با هزار شوق و امید ، برای ثبت نام در کلاس اول به یکی از مدارس رفت . قانون مدرسه این گونه بود که از متقاضیان ورود به دبستان آزمون
در شهری فرمانده ی ارتشی بود که با سپاه عظیم خود شهر به شهر می گشت و همه چیز را تحت تصرف خویش در می آورد و اگر کسی سر راه او قرار می گرفت او را نابود می کرد
فرمانده خودخواه ،استاد با صلابت ادامه مطلب
شاگردی بود که استاد خود را بسیار دوست داشت و کارهای او را تحسین می کرد . با خود تصمیم گرفت که استاد را الگوی خود قرار دهد . فکر می کرد با انجام کارهای او می تواند علم ودانش
یکی از حکمای متأخر بنام مرحوم آقا محمد رضا قمشه ای اشعار بدیعی در سعه رحمت پروردگار دارد، در آن اشعار عقیده حکما و بلکه سعه مشرب عرفا را منعکس می کند، می گوید: آن خدای دان همه مقبول و
رحمت الهی از نظر محمد رضا قمشهای ادامه مطلب
حدیث سیزدهماهمیت نماز قال النبی صلی الله علیه و آله: ما من صلاه یحضر وقتها الا نادی ملک بین یدی الناس (ایها الناس) قوموا الی نیرانکم التی اوقدتموها علی ظهورکم فاطفئوها بصلاتکم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: