عاشقانه و عالمانه

زيارت پيامبر(ص)،صلوات بر پیامبر و سجده

زيارت پيامبر(ص)،صلوات بر پیامبر و سجده

زيارت پيامبر(ص)  شفاعت، نتيجه زيارت     مَن أتانِي زائراً كُنتُ شَفِيعَهُ يَومَ القِيامَةِ.(5/2282؛ بحار: 100/142)     هر كه به زيارت من بيايد، در روز قيامت شفيع او باشم. سلام بر پيامبر     مَن سَلَّمَ عَلَيَّ في شَي‏ءٍ مِنَ الأرضِ اُبلِغْتُهُ، ومَن سَلَّمَ عَلَيَّ عندَ القَبرِ سَمِعتُهُ. (5/2282؛ بحار: 100/182) هر كه در هر نقطه‏ اي […]

زيارت پيامبر(ص)،صلوات بر پیامبر و سجده ادامۀ مطلب »

خير و خوبي

خير و خوبي

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :  خيرخواهي خداوند     اذا أرادَ اللَّهُ بقَومٍ خَيراً أكثَرَ فُقَهاءَهُم وأقَلَّ جُهّالَهُم، فاذا تكَلّمَ الفقيهُ وَجدَ أعْواناً، و اذا تَكلَّمَ الجاهِلُ قُهِرَ.(4/1604؛ كنزالعمال: 28692).     هر گاه خداوند خوبي مردمي را بخواهد شمار دين شناسان آنان را زياد گرداند و نادان‏ هايشان را كم

خير و خوبي ادامۀ مطلب »

حسن ظن

حسن ظن

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : خوش گماني به خدا     حُسنُ الظَّنِّ باللَّهِ مِن عِبادَةِ اللَّهِ‏ تعالي.(7/3418؛ الدرة الباهرة: 18)     خوش‏ گماني به خداوند، جزو عبادت خداوند متعال است.  گمان خير نسبت به برادر مسلمان     اُطلُبْ لأِخِيكَ عُذراً، فَانْ لَم تَجِدْ لَهُ عُذراً فَالَتمِسْ لَهُ عُذراً.   (7/3392؛

حسن ظن ادامۀ مطلب »

نفس اماره و  هدايت الهي

نفس اماره و هدايت الهي

نفس اماره نفس اماره، دشمن بزرگ انسان     أعدي عَدوِّكَ نَفسُكَ الَّتي بَينَ جَنبَيكَ.(7/3512؛ تنبيه الخواطر: 1/259)     دشمن‏ ترين دشمن تو، نفسي است كه ميان دو پهلويت (در وجودت) قرار دارد.  هدايت الهي   هدايت، ويژه خداوند     قالَ اللَّهُ جلّ جلالُهُ: عِبادِي، كُلُّكُم ضالٌّ الّا مَن هَدَيتُهُ، وكَلُّكُم فَقيرٌ الّا مَن أغنَيتُهُ، وكُلُّكُم

نفس اماره و هدايت الهي ادامۀ مطلب »

نبوت

نبوت

 سخن گفتن پيامبران به فراخور فهم مردم     انّا مَعاشِرَ الأنبياءِ اُمِرنا أن نُكلِّمَ النّاسَ علي قَدرِ عُقولِهِم.    (12/5796؛ بحار: 77/140) ما، جماعت پيامبران، فرمان داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم. خوشرويي و مصافحه، از اخلاق انبيا     مِن أخلاقِ النَّبيِّينَ والصِّدِّيقينَ البَشاشَةُ اذا تَراءوا، والمُصافَحَةُ اذا تَلاقوا.    (12/5800؛ تنبيه

نبوت ادامۀ مطلب »

كرامت

كرامت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :  كريم بودن خداوند     انّ اللَّهَ تَعالي كريمٌ يُحِبُّ الكَرَمَ.(11/5148؛ كنزالعمال: 15991)     همانا خداوند متعال بزرگوار است و بزرگواري را دوست مي‏دارد.   رسيدن به بزرگواري و كريمي     وقد سَألَهُ رجُلٌ: اُحِبُّ أن أكُونَ أكرَمَ الناسِ قال: لا تَشكُوَنَّ اللَّهَ الَي الخَلقِ

كرامت ادامۀ مطلب »

شايسته‏ سالاري و عبرت

شايسته‏ سالاري و عبرت

شايسته‏ سالاري   توجه به شايسته سالاري    مَنِ استَعمَلَ غُلاماً في عِصابَةٍ فيها مَن هُو أرضي للَّهِ مِنهُ فَقَد خانَ اللَّهَ.    (14/7130؛ بحار: 23/75) هركس از ميان گروهي‏ مردي را به كار گمارد، در حالي كه در بين آنها خداپسندتر از او وجود دارد، به خدا و رسول او و مؤمنان خيانت كرده است.  

شايسته‏ سالاري و عبرت ادامۀ مطلب »

رشوه، زورگویی و ستیزه جویی

رشوه، زورگویی و ستیزه جویی

رشوه   حرمت رشوه     ايّاكُم والرّشوَةَ فانّها مَحضُ الكُفرِ، ولا يَشُمُّ صاحِبُ الرّشوةِ رِيحَ الجَنَّةِ. (5/2076؛ بحار: 104/274) از رشوه گرفتن دوري كنيد كه بي گمان كفر محض است و رشوه گير بوي بهشت را استشمام نمي‏كند. زورگويي كيفر زورگويي     انَّ أعجَلَ الشَّرِّ عُقوبَةً البَغيُ.(2/524؛ كافي: 2/327)     كيفر زورگويي زودتر از كيفر

رشوه، زورگویی و ستیزه جویی ادامۀ مطلب »

خيرخواهي

خيرخواهي

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :  خيرخواهي مردم، بهترين شيوه عبادت     قالَ اللَّهُ عزّ و جل: أحَبُّ ما تَعَبَّدَ لي بهِ عَبدي، النُِّصحُ لي. (13/6294؛ الترغيب و الترهيب: 2/557) محبوب ترين چيزي كه بنده‏ام به وسيله آن مرا عبادت كرد، خيرخواهي (و خلوص) براي من است. نصيحت، تمام دين

خيرخواهي ادامۀ مطلب »

حرمت قتل مؤمن

حرمت قتل مؤمن

 خون[ريزي]، اولين عنوان داوري در قيامت     أوَّلُ ما يُقضي بينَ الناسِ يَومَ القِيامَةِ في الدِّماءِ.(10/4766؛ كنزالعمال: 39887)     در روز قيامت نخستين چيزي كه درباره آن ميان مردم داوري مي شود، خون است. ارزش خون انسان در نزد خداوند لَزَوالُ الدنيا جَميعاً أهوَنُ علَي‏اللَّهِ مِن دَمٍ سُفِكَ بغيرِ حَقٍّ.  (10/4768؛ الترغيب والترهيب: 3/293) اگر

حرمت قتل مؤمن ادامۀ مطلب »

وام

وام

 وام دادن، زداينده گناهان     مَن أقرَضَ مَلهوفاً فَأحسَنَ طَلِبَتَهُ استَأنَفَ العَمَلَ وأعطاهُ اللَّهُ بِكُلِّ دِرهَمٍ ألفَ قِنطارٍ مِن الجَنَّةِ.(10/4874؛ ثواب الاعمال: 341)   هركس به اندوهگيني (كه مالش را از دست داده) وام دهد و در پس گرفتن آن مراعات كند، عمل را از نو شروع كرده است (گناهانش پاك شده) و خداوند به ازاي

وام ادامۀ مطلب »

مصيبت و ناسزاگویی

مصيبت و ناسزاگویی

مصیبت  نهان داشتن مصيبت، گنجي نهان     مِن كُنُوزِ البِرِّ: كِتمانُ المَصائب والأمراضِ و الصَّدَقةِ. (7/3190؛ بحار: 82/103)     پوشيده داشتن مصيبت‏ ها و بيماري‏ ها و دادن صدقه، از گنج‏هاي نيكي است.  آسان شدن مصائب     مَن زَهِدَ في الدنياهانَت علَيهِ المُصيباتُ.(7/3192؛ كنزالفوايد: 2/163)     كسي كه از دنيا دل بركنَد، مصيبت‏ ها بر

مصيبت و ناسزاگویی ادامۀ مطلب »

قهر

قهر

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :  نكوهش قهر     هَجرُ المُسلِمِ أخاهُ كَسَفكِ دَمِهِ.(13/6616؛ كنزالعمال: 24789)     قهر كردن مسلمان با برادرش، مانند ريختن خون اوست.   پذيرفته نشدن اعمال از فرد قهر كرده    يا أبا ذرٍّ، ايّاكَ وهِجرانَ أخِيكَ؛ فانَّ العَمَلَ لا يُتَقَبَّلُ مِن الهِجرانِ.    (13/6616؛ بحار: 77/89) اي

قهر ادامۀ مطلب »

عبادت و شب زنده داری

عبادت و شب زنده داری

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : عبادت   برترين عبادت     العِبادَةُ عَشرَةُ أجزاءٍ، تِسعَةُ أجزاءٍ في طَلَبِ الحَلالِ.(7/3316؛ بحار: 103/18)     عبادت ده بخش است كه نه بخش آن طلب روزي حلال مي‏باشد.   عبادت، بهترين مشغوليت     كَفي بِالعِبادَةِ شُغلاً.(7/3410؛ تحف العقول: 35)     براي مشغوليت (انسان) عبادت

عبادت و شب زنده داری ادامۀ مطلب »

ستايش بي جا

ستايش بي جا

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :  نهي از ستايش بيهوده     ايّاكُم والمَدحَ؛ فانّهُ ‏الذَّبحُ.(11/5472؛ كنزالعمال: 8331)     از مدح و ستايش بپرهيزيد، كه آن سر بريدن است.   ستايش رو در رو، بدتر از كشتن     لَو مَشي رجُلٌ الي رجُلٍ بسِكِّينٍ مُرهَفٍ كانَ خَيراً لَهُ مِن أن يُثني‏

ستايش بي جا ادامۀ مطلب »

جبران نيكي و خنده

جبران نيكي و خنده

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : جبران نيكي  جبران نيكي مردم     مَن آتاكُم مَعروفاً فكافِؤوهُ، وان لَم تَجِدوا ما تُكافِؤونَهُ فادْعوا اللَّهَ لَهُ حتّي تَظُنّوا أنَّكُم قَد كافَيتُمُوهُ.(11/5212؛ بحار؛ 75/43)     هرگاه كسي به شما نيكي كرد، جبرانش كنيد و اگر چيزي نداشتيد كه آن را جبران نماييد، برايش

جبران نيكي و خنده ادامۀ مطلب »

حرام خواری و حدود الهی

حرام خواری و حدود الهی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : حرام خواري  حرام خواري و عبادت     العِبادَهُ‏ مَع أكْلِ‏ال حَرامِ‏ كالبِناءِ علي ‏الرَّمْلِ‏ وقيلَ: علي‏ الماءِ.(3/1124؛ عده‏الداعي: 141)     عبادت كردن با وجود حرام خواري، مانند ساختن بنايي است بر روي شن «و به قولي: بر روي آب».  ترك حرام خواري     تَرْكُ

حرام خواری و حدود الهی ادامۀ مطلب »

همت بلند و وفای به عهد

همت بلند و وفای به عهد

همت بلند   خداوند، دوستدار بلند همتي     انّ اللَّهَ تعالي يُحِبُّ مَعالِيَ الاُمورِ وأشرافَها، ويَكرَهُ سَفسافَها. (6676/14؛ كنزالعمال: 43021) خداوند متعال كارهاي والا و شريف را دوست دارد و كارهاي پست و حقير را خوش ندارد.   ارزش انسان‏ها     مَن كانَت هِمَّتُهُ أكلَهُ، كانَت قِيمَتُهُ ما أكَلَهُ.(14/6686؛ تنبيه الخواطر: 1/48)     هر كه

همت بلند و وفای به عهد ادامۀ مطلب »

ميهمان

ميهمان

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : گرامي داشتن ميهمان     مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللَّهِ واليَومِ الآخِرِ فَلْيُكرِمْ ضَيفَهُ.(7/3272؛ جامع الاخبار: 377)     هر كه به خدا و روز واپسين ايمان دارد، بايد ميهمانش را گرامي دارد.   بركات ميهمان     الضَّيفُ يَنزِلُ برِزقِهِ، ويَرتَحِلُ بذُنوبِ أهلِ البيتِ.(7/3272؛ بحار: 75/461)    

ميهمان ادامۀ مطلب »

قلب

قلب

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :  اقبال و ادبار قلوب     انّ لِلقُلوبِ اقبالاً وادباراً، فاذا أقبَلَت فتَنَفَّلوا، واذا أدبَرَت فعلَيكُم بالفَريضَةِ.(13/6470؛ كافي: 3/454)     همانا دل‏ها را روي آوردن و روي گرداندني است. پس هرگاه روي آوردند مستحبّات به جا آوريد و هرگاه روي گرداندند به گزاردن واجبات اكتفا

قلب ادامۀ مطلب »

طمع و عاقبت به خیری

طمع و عاقبت به خیری

طمع   طمع، زداينده حكمت     الطَّمَعُ يُذهِبُ الحِكمَةَ مِن قُلوبِ العُلَماءِ.(7/3310؛ كنزالعمال: 7576)     طمع، حكمت را از دل دانشمندان مي‏برد.   طمع، لغزاننده پاي دانشمندان     انّ الصَّفاةَ الزُّلالَ الذي لا تَثبُتُ علَيهِ أقدامُ العُلَماءِ الطَّمَعُ.    (7/3310؛ تنبيه الخواطر: 1/49) آن تخته سنگ لغزنده‏اي كه پاي علما روي آن استوار نمي‏ماند، طمع است.

طمع و عاقبت به خیری ادامۀ مطلب »

زهد

زهد

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :  زهد، عبادت برتر     ما تَعَبَّدُوا للَّهِ بشَي‏ءٍ مِثلِ الزُّهدِ في الدنيا.(5/2222؛ بحار: 70/322)     خداوند را با هيچ عبادتي همانند دل بركندن از دنيا نپرستيدند.   چيستي زهد     الزُّهدُ في‏الدنيا قَصرُ الأمَلِ، وشُكرُ كُلِّ نِعمَةٍ، والوَرَعُ عن كُلِّ ما حَرَّمَ اللَّهُ.    (5/2226؛

زهد ادامۀ مطلب »

ذلت و خواری، دفاع و حقوق الهي

ذلت و خواری، دفاع و حقوق الهي

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : ذلت و خواري ذلت پذير نبودن مؤمن     مَن أقَرَّ بالذُّلِّ طائعاً فَلَيسَ مِنّا أهلَ البيتِ.(4/1874؛ تحف العقول: 58)     هر كه مطيعانه (و بدون هيچ مقاومتي ) خواري و زبوني را بپذيرد، از ما خاندان نيست.   زبون ترين انسان     أذَلُّ الناسِ

ذلت و خواری، دفاع و حقوق الهي ادامۀ مطلب »

حج و حدیث

حج و حدیث

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : حج  حج از بين برنده فقر     الحَجّ يَنْفي‏الفَقرَ.(3/1006؛ تحف العقول: 7).     حجّ فقر و تهيدستي را از بين مي‏برد.  پيامد كوتاهي در رفتن به حج     مَن سَوّفَ الحَجَّ حتّي يَموتَ بَعثَهُ اللَّهُ يَومَ القِيامَةِ يَهوديّاً أو نَصْرانيّاً.    (3/1008، بحار: 77/58) هر

حج و حدیث ادامۀ مطلب »

هلاکت و وصیت

هلاکت و وصیت

هلاكت   عوامل نابودي أمّا المُهلِكاتُ: فشُحٌّ مُطاعٌ، وهَوَيً مُتَّبَعٌ، واعجابُ المَرءِ بنَفسِهِ. (14/6664؛ الترغيب و الترهيب: 1/86) نابود كننده‏ ها، بخل‏ ورزي، هوا پرستي و خودپسندي هستند. وصيت   وصيت كردن، وظيفه مسلمان    الوَصِيَّةُ حَقٌّ علي كُلِّ مُسلمٍ.(14/6838؛ وسائل الشيعه: 13/352)     وصيّت كردن (و وصيت‏نامه نوشتن) وظيفه هر مسلماني است. نوشتن وصيّت‏نامه    ما

هلاکت و وصیت ادامۀ مطلب »

مکر و نادانی

مکر و نادانی

مكر   فريفتن برادر مسلمان     مَن غَشَّ أخاهُ المُسلِمَ نَزَعَ اللَّهُ عَنهُ بَرَكةَ رِزقِهِ، وأفسَدَ علَيهِ مَعيشَتَهُ، و وَكَلَهُ الي نفسِهِ.(9/4361؛ بحار: 76/365)     هر كه به برادر مسلمان خود دغل‏كاري روا دارد، خداوند بركت را از روزي او بگيرد و زندگي اش را بر وي تباه گرداند و او را به خودش واگذارد.

مکر و نادانی ادامۀ مطلب »

قضاوت نابجا, عدالت و قضاي الهي

قضاوت نابجا, عدالت و قضاي الهي

قضاوت نابجا   قضاوت، به جاي خداوندوَيْلٌ للمُتَأ لِّينَ من اُمَّتي، الَّذينَ يقولونَ: فُلانٌ في الجَنّةِ، وفُلانٌ في النّارِ.(2/652؛ كنزالعمال: 7902) واي بر كساني از امّت من كه به جاي خداوند حكم مي‏كنند؛ همانان كه مي‏گويند: فلان بهشتي و بهمان دوزخي است.    عدالت   كمال جوانمردي و انسانيت     مَن عامَلَ النّاسَ فلَم يَظلِمْهُم،

قضاوت نابجا, عدالت و قضاي الهي ادامۀ مطلب »

ظهور امام زمان(عج) و عافیت

ظهور امام زمان(عج) و عافیت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : ظهور امام زمان(عج) فراهم آورندگان زمينه ظهور     يَخرُجُ ناسٌ مِن المَشرِقِ فَيُوطّئونَ للمَهدِيِّ سُلْطانَهُ.(2/666؛ كنز العمال: 38657)     مردمي از مشرق قيام مي‏كنند و زمينه حاكميت مهدي را فراهم مي‏ آورند.  برپايي قسط و عدل توسط امام عصر(عج)     لا تَقومُ السّاعة حتّي

ظهور امام زمان(عج) و عافیت ادامۀ مطلب »

زيان‏كاري و زیبایی

زيان‏كاري و زیبایی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : زيان‏كاري   زيانكاران     الخاسِرُ مَن غَفَلَ عَن اصْلاحِ المَعَادِ.(3/1398؛ تنبيه الخواطر: 2/118)     زيانكار كسي است كه از آباد كردن آخرت غافل ماند.   صرف عمر در طلب دنيا، زيانكاري بزرگ     المُنْفِقُ عُمرَهُ في طَلَبِ الدُّنيا خاسِرُ الصَّفْقَةِ، عادِمُ التَّوفيقِ. (3/1398؛ تنبيه

زيان‏كاري و زیبایی ادامۀ مطلب »

خوشبختی و خوش رویی

خوشبختی و خوش رویی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : خوشبختي خوشبخت حقيقي     لأميرِ المُؤمنينَ عليه السلام : انَّ السَّعِيدَ حَقَّ السَّعيدِ مَن أحَبَّكَ وأطاعَكَ.(5/2474؛ امالي طوسي: 426)     خطاب به امير المؤمنين عليه السلام فرمود: خوشبخت حقيقي كسي است كه تو را دوست بدارد و اطاعتت كند.  لوازم خوشبختي     أربَعةٌ مِن

خوشبختی و خوش رویی ادامۀ مطلب »

به بالا بروید