عاشقانه و عالمانه

بهترين شما

بهترين شما

4. پيامبر اكرم(ص): خَيْرُكُمْ، خَيْرُكُمْ لِنِسائِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِنِسائي؛(1) بهترينِ شما مردى است كه با زنان خود خوشرفتارتر باشد و من از همه شما نسبت به همسرانم خوشرفتارترم.سفارش شدگان 5. پيامبر اكرم(ص): ما زالَ جِبْرَئيلُ يُوصيني في أمر النساءِ حَتّى‏ ظَنَنْتُ أنّه سَيُحَرِّمُ طَلاقَهُنَّ؛(2) جبرئيل، همواره به من سفارش زنان را مى‏نمود تا آنجا […]

بهترين شما ادامۀ مطلب »

سفرنامه برزخ

سفرنامه برزخ

موضوع: برزخ زندگي پس از مرگ مرگ پديدآورنده: نعمت‌الله صالحي‌حاجي‌آبادي ناشر: گلهاي بهشت 344 صفحه – رقعي (شوميز) – 16000 ريال – چاپ 5 – 3000 نسخه کد کنگره:7س2ص/241/BP222 شابك:8-9-94663-964 رده ديوئي:297.44 تاريخ نشر:08/12/85 سه زندگي، سه ميلاد: شرحي پيرامون تولد، مرگ، قيامت و دنيا، برزخ، آخرت موضوع: پديدآورنده: غلامرضا اشرف‌سمناني ناشر: فيروزان 358 صفحه

سفرنامه برزخ ادامۀ مطلب »

حسد، جواد الائمه را شهيد كرد

حسد، جواد الائمه را شهيد كرد

ذرقان كه نديم و رفيق جانى احمد بن ابى داود قاضى زمان معتصم عباسى محسوب مى شد گفت : روزى احمد از پيش معتصم برگشته بود با حالى بسيار خشمگين . پرسيدم از چه رو اينقدر در خشم هستى گفت : از دست اين سياه چهره ابوجعفر فرزند على بن موسى الرضا عليه السلام آرزو

حسد، جواد الائمه را شهيد كرد ادامۀ مطلب »

زهرا و پدر بزرگ

زهرا و پدر بزرگ

 غروب بود. زهرا تازه از مدرسه به خانه آمده بود و داشت لباسش را عوض مي‎كرد كه زنگ در خانه به صدا درآمد. مادر از توي آشپزخانه زهرا را صدا زد و گفت: زهرا برو در را باز كن. فكر مي‎كنم پدر بزرگت آمده. زهرا گفت: «مگه بابا بزرگ مي‎خواست اين جا بياد؟» مادر جواب

زهرا و پدر بزرگ ادامۀ مطلب »

فقط يك قلُپ

فقط يك قلُپ

 آب نهر خيلي بالا آمده بود. خاله ليلا تندتند رخت‌ها را مي‎شست و توي لگن بزرگي مي‎انداخت. مادر بزرگ كه از شدت گرما صورتش گل انداخته بود گفت: به‎به زير آفتاب داغ اين آب خنك و تميز زلال‌تر از اشك چشم راستي راستي كه نعمت است. خدايا هزاران هزار بار شكر. بعد روسري‎اش را خيس

فقط يك قلُپ ادامۀ مطلب »

شروع تربيت قبل از تولد

شروع تربيت قبل از تولد

 ملامحمدتقی مجلسی از علمای بزرگ اسلام است. وی در تربیت فرزندش اهتمام فراوان داشت و نسبت به حرام و حلال، دقت فراوان نشان میداد تا مبادا گوشت و پوست فرزندش با مال حرام رشد کند. محمدباقر، فرزند ملامحمدتقی، کمی بازیگوش بود. شبی پدر برای نماز و عبادت به مسجد جامع اصفهان رفت. آن کودک نیز

شروع تربيت قبل از تولد ادامۀ مطلب »

حرکتي ساده ، نقشي ابدي

حرکتي ساده ، نقشي ابدي

روزي معلمي از دانش آموزانش خواست که اسامي همکلاسي هايشان را بر روي دو ورق کاغذ بنويسند و پس از نوشتن هر اسم يک خط فاصله قراردهند. سپس از آنها خواست که درباره قشنگترين چيزي که ميتوانند در مورد هر کدام از همکلاسي هايشان بگويند، فکر کنند و در آن خط هاي خالي بنويسند. بقيه

حرکتي ساده ، نقشي ابدي ادامۀ مطلب »

رضايت مادر

رضايت مادر

مرحوم شيخ مفيد، به نقل از امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه حكايت نمايد: روزي به رسول گرامي اسلام صلّي اللّه عليه و آله ، خبر دادند كه فلان جوان مسلمان ، مدّتي است در سكرات مرگ و جان دادن به سر مي برد ونمي ميرد. چون حضرت رسول بر بالين آن جوان حضور يافت

رضايت مادر ادامۀ مطلب »

بلند پرواز هاي حيرت انگيز

بلند پرواز هاي حيرت انگيز

کرايگ هايپر؛ نويسنده، محقق، مقاله نويس، مجري راديو و تلويزيون و يک سخنران حرفه اي است. در 25 سال گذشته، او با کارهايش به عنوان يک کارشناس حرفهاي موفقيت در حوزه هاي شخصي و اجتماعي معرفي شده است. هايپر يک سايت هم درباره سخنراني موثر دارد که در آن نوشته: «من خواسته ام بخشهاي مهم

بلند پرواز هاي حيرت انگيز ادامۀ مطلب »

باور هايي براي زندگي بهتر

باور هايي براي زندگي بهتر

براي رسيدن به آرامش و موفقيت و احساس و حال خوب، کلمات و عباراتي که در ذهن و زبان تکرار ميشوند، نقشي اساسي دارند. کلمات و عبارتهايي که يادآور ناراحتيها، بديها، مشکلات، غمها، ناکاميها و … هستند، روح و ذهن ما را به سرعت آلوده ميکنند و قدرت و اعتماد به نفسمان را به شدت

باور هايي براي زندگي بهتر ادامۀ مطلب »

حقيقت زندگي

حقيقت زندگي

افرادي که بيشترين وقت خود را صرف زندگي ديگران مي کنند (مشاوره، راهنمايي و …)، از رسيدن به زندگي خود باز مي مانند. کساني که مي گويند “من نبايد اين راز را فاش کنم اما فقط به تو مي گويم” دقيقا راز شما را نيز به همين صورت براي ديگران بازگو مي نمايند. گفتن حقيقت

حقيقت زندگي ادامۀ مطلب »

جملات آموزنده

جملات آموزنده

……………………………………………………………… خوشبختي انسان ، بيش از همه ، براساس چيزهايي است که دارد ، نه چيزهاي که مي خواهد ! ……………………………………………………………. تا روان انسان به بلو غ ، بالندگي و پختگي واقعي نرسد ، قادر به عشق ورزيدن نيست ! …………………………………………………………… يگانه راه رفتن از خود ، فرو رفتن در خود است . ……………………………………………………………. هوشمندترين

جملات آموزنده ادامۀ مطلب »

سفر و ماجراجويي

سفر و ماجراجويي

اگر انسان ماجراجويي پيشه کند بي ترديد تجربه هايي کسب مي کند که ديگران از آن محرومند ما براي در پيش گرفتن اين سفر شير يا خط انداختيم شير امد يعني بايد رفت . و ما رفتيم . اگر هم خط مي امد و حتي اگر ده بار پشت سر هم خط مي امد ما

سفر و ماجراجويي ادامۀ مطلب »

ملانصرالدين و گدا

ملانصرالدين و گدا

روزي گدايي از ملانصرالدين کمکي خواست .ملا گفت : « نمي توانم به تو کمکي بکنم زيرا در شأن من نيست مبلغ کم و يا چيز کم ارزشي به کسي بدهم . » گدا گفت : « مي تواني مبلغ زياد و چيز با ارزشي بدهي .» ملا گفت : « آن وقت در شأن

ملانصرالدين و گدا ادامۀ مطلب »

جملات زیرخاکی

جملات زیرخاکی

به گونه اي زندگي کنيد که وقتي کسي شما را در فاصله شش ماه نبيند بعد از شش ماه باور نکند که اين همه تحول در شما رخ داده است . ——————————————– يک رابطه دوستانه واقعي مثل رابطه چشم و دست است . زماني که دست زخمي مي شود چشمانت گريه مي کنند و هنگامي

جملات زیرخاکی ادامۀ مطلب »

سه سياه پوست

سه سياه پوست

سياستمدار بر جسته اي ، وقتي نامزد اداره مهم شهرداري بود ، به سه سياه پوست آفريقايي رسيد و گفت که او به کسي که بهترين دليل را براي جمهوري خواه شدن ارائه کند يک بوقلمون چاق مي دهد . نفر اول گفت : « من جمهوري خواه را کسي مي دانم که به ما

سه سياه پوست ادامۀ مطلب »

سخن آخر

سخن آخر

اشد تا روزي بيشتر از اينها بدانيم ، و چيزهايي بخوانيم و بنويسيم که پس از خواندن ونوشتن آنها اين احساس در ما بيدار شود که « انسان تر » و « عاشق تر » شده ايم . فراموش نکنيم سخن آن عارف شوريده حال را که گفت : آدمي نه چنان است که هرچه«

سخن آخر ادامۀ مطلب »

(درسهايي از شيخ ابوالحسن خرقاني ) خودشناسي

(درسهايي از شيخ ابوالحسن خرقاني ) خودشناسي

(درسهايي از شيخ ابوالحسن خرقاني ) &;شيخ گفت:& عالِم آن بُوَد که با خويشتن عالم بود ، عالِم نبوَد آنکه به عالم عالِم بوَد ; پالايش درون شيخ گفت : عالم علم بر گرفت ، و زاهد زهد برگرفت ،عابد غبادت ، و با اين پيش او شد . تو پاکي برگير و با پاکي

(درسهايي از شيخ ابوالحسن خرقاني ) خودشناسي ادامۀ مطلب »

شبي در آسمان

شبي در آسمان

شبي « اوحدي کرماني » ، شاعر بزرگ در ايوان خانه اش نشسته و روي کاسه اي گلي خم شده بود . عارف بزرگ ، «شمس تبريزي » ، از آنجا رد مي شد . نگاهي به اوحدي انداخت و پرسيد : « چه کار مي کني ؟ » . اوحدي پاسخ داد : «

شبي در آسمان ادامۀ مطلب »

روز را با خدا آغاز کنيم

روز را با خدا آغاز کنيم

شايد هر روز با چند نفر ملاقات داشته باشيد ، اما هيچ گاه ملاقات خود با خداوند را فراموش نکنيد ، هر روز دعا کنيد : (خدايا ! مرا راهنمايي کن ، متبرک ساز ، به کار گير ، مرا در اين دنياي رنج و درد ، وسيله اي براي ياري و بهبود ساز .)

روز را با خدا آغاز کنيم ادامۀ مطلب »

شکي آغشته به ايمان

شکي آغشته به ايمان

حيرتي در آميخته به يقين ، شادي اي سرشار از غم ، ثروتي برخاسته از فقر ، و رنجي همراه با لذت ، راز « شاد زيستن » است . ……………………………………………………………. دوست داشتن زماني به اوج ظهور خود مي رسد  که به هيچ شکلي اظهار نشود! …………………………………………………………. اخلاق واقعي در شرايطي فرصت ظهور مي يابد،

شکي آغشته به ايمان ادامۀ مطلب »

درسي از استاد

درسي از استاد

در زندگي استاد فرزانه اي اتفاقي رخ داده که بسيار جالب است . او الاغي داشت که هميشه با آن مسافرت مي کرد و آن الاغ در هم? فراز و نشيب ها همراه وي بود . روزي که استاد در بستر مرگ افتاده بود ، هم? مريدانش اطراف او جمع شدند تا آخرين سخنانش را

درسي از استاد ادامۀ مطلب »

شهامت چيست؟

شهامت چيست؟

جنگ عظيمي بين دو کشور در گرفته بود .سالها از شروع جنگ مي گذشت و جنگ کماکان ادامه داشت . سربازان خسته شده بودند . فرمانده يکي از دو کشور با طرحي اساسي قصد حمل? بزرگي را به دشمن داشت و آن طرح با چنان دقت و درايتي ريخته شده بود که فرمانده به پيرئزي

شهامت چيست؟ ادامۀ مطلب »

داستان روز آخر

داستان روز آخر

خداوند به يکي از بندگان خود گفت ک  فقط دو روز از عمر تو باقي مانده است . او بسيار عصباني شد و به در گاه خداوند شکايت کرد و گفت : من با اين دو روز چه کاري مي توانم انجام دهم ؟ به من مهلت بيشتري براي زندگي بدهيد . باهمين اعتراض ها

داستان روز آخر ادامۀ مطلب »

طوطي نباش !

طوطي نباش !

دو مرد که از زمان کودکي با هم دوست بودند ، پس از  سالها يکديگر را ملاقات کردند . يکي کشيش شده بود ، و ديگري ملوان . و هرکدام از داشتن يک طوطي به خود افتخار مي کردند. براي خدمت به علم اين دو پرنده را در اتاقي نزد هم قرار دادند و طوطي

طوطي نباش ! ادامۀ مطلب »

خوشبختي چيست ؟

خوشبختي چيست ؟

شخصي به استاد فرزانه اي گفت : (( من خوشبختي مي خواهم .)) استاد پاسخ داد : (( نخست (من ) را حذف کن که حکايت از نفس دارد سپس مي خواهم را حذف کن که حکايت از ميل و خواسته دارد اکنون آنچه با تو باقي مي ماند خوشبختي است . همه مردم از

خوشبختي چيست ؟ ادامۀ مطلب »

عادت پذيري

عادت پذيري

در فيلم سينمايي ( رستگاري در زندان شاوشنگ ) ماجراي زندگي زنداني هايي را نشان مي دهد که به حبس هاي طولاني مدت محکوم شده اند و عده اي از آنها پس از 40 يا 50 سال اقامت در زندان و خو گرفتن به آداب و مقررات زندان آزاد مي شوند . آنان پس از

عادت پذيري ادامۀ مطلب »

خدا با ماست

خدا با ماست

روزي زني فقير که ايمان زيادي به خدا داشت و شوهرش فلج شده بود ، اطمينان داشت که خداوند پولي را که براي تهيه غذا و  هداياي روز عيد لازم دارد ، فراهم خواهد کرد . وي به فروشگاهي وارد شد و از فروشنده غذاي کافي براي روز عيد فرزندانش خواست . وقتي فروشنده از

خدا با ماست ادامۀ مطلب »

غني آن کسي است که «مي دهد»،

غني آن کسي است که «مي دهد»،

  ه آن که «مي گيرد»، و مقام رفيع از آن کسي است که فروتن است ، نه فراتن ! ……………………………………………………………لذيذ ترين هوس، بي هوسي است و متعالي ترين خواهش ، بي خواهشي است. ……………………………………………………………… معرف شخصيت هر کس و فضيلت هر قومي  وابسته به «اعمال» ونه «گفتار» اوست . ………………………………………………………………. تنها کساني که قوي

غني آن کسي است که «مي دهد»، ادامۀ مطلب »

چيزي براي ترسيدن وجود ندارد

چيزي براي ترسيدن وجود ندارد

مردي در هنگام قدم زدن در دل شب از صخره اي سر خورد و به پايين افتاد . هراسان از اينکه هزاران متر سقوط کرده است – چون در آن مکان دره بسيار عميقي وجود داشت – دست برد و شاخه اي را گرفت . در طول شب تنها به دره  اي بي انتها فکر

چيزي براي ترسيدن وجود ندارد ادامۀ مطلب »

به بالا بروید