چهل حدیث نماز(۱)
مقدمه برای مقدمه چهل حدیث نماز سخنی کاملتر و عمیقتر و جالبتر از مطالبی که در ابتداء باب نماز توضیح المسائل حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آمده بود به نظر نرسید لذا آن را […]
مقدمه برای مقدمه چهل حدیث نماز سخنی کاملتر و عمیقتر و جالبتر از مطالبی که در ابتداء باب نماز توضیح المسائل حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آمده بود به نظر نرسید لذا آن را […]
آب را ببین! همیشه آغوش آب باز است. دستان شما پاک باشد یا آلوده میپذیرد. آینه را ببین! چهره زیبا باشد یا زشت میپذیرد و برایش یکسان است. پیامبر(ص)مثل آب بود مثل آینه بود. “قد وسع الناس منه خلقه”همه از
درخت انگوراگر بخواهد بیشتر رشد کند و بار و محصول بیشتری داشته باشد باید تکیه کند آن هم بر تکیه گاهی محکم و رفیع و بلند. ما هم اگر بخواهیم در این عالم رشد کرده و بار و حاصل بیشتری
عقربه های قبله نما را ببین که پیوسته لرزان اند مگر زمانی که همسو با قبله باشند. دل آدمی نیز همین طور است لرزان و مضطرب است مگر اینکه با خدا همسو شود و همواره در یاد خدا باشد.پیامبر(ص)همواره دلی
یک طبیب اگر حاذق باشد همین جوری نسخه نمینویسد و یا دارو را تجویز نمیکند مگر آنکه ضرورتی باشد. سخن هم مثل داروست.انسان باید وقتی حرف بزند وقتی سخن بگوید که بخواهد دردی را درمان کند.((کان رسول الله لا یتکلم
آیا در استخر پر از چسب میشود شنا کرد؟ شک و دودلی درست مثل استخر چسب است که در آن قدم از قدم نمیتوان برداشت. قرآن آمده است تا ما را از ورطه تردیدها دو دلی ها و شک ها
آب وقتی که به چاله ای میرسد بی تفاوت و بی اعتنا از کنار آن عبور نمیکند بلکه تا آن را پر نکند و لبریز و سرشار نکند عبور نخواهد کرد. وجود نازنین رسول خدا آب حیات بود از کنار
خود شما وقتی یک چای تلخ مقابلتان میگذارند چه میکنید؟ با یکی دو حبه قند آن را شیرین میکنید و نوشیدنش را بر خود گوارا میسازید.سختی های زندگی مثل همان چای تلخ است و نعمت های الهی درست شبیه همان
مردی به ریییسش تلفن میزند اما همسر رییس گوشی را برمیدارد و میگوید:((متاسفم او هفته ی گذشته فوت کرد.)) روز بعد مرد دوباره به رییس زنگ میزند وهمسر رییس پاسخ میدهد:((به شما گفتم او هفته ی گذشته فوت کرده است.))
رییس هفته گذشته مرد ادامه مطلب
آن وقت ها شراب خوارهای کهنه کار به تازه کارها میگفتند هر چه دارید یک شبه سر نکشید و گر نه فردا خمارید در حالی که دیگران همه مست اند.بعضی ها گوششان بدهکار نبود و همه را سر میکشیدند اما
انسان وقتی که حرف میزند باید بداند چه میگوید به که میگوید و حرفش به کجا برمیخورد.چون دهان چیزی درست شبیه کمان است و حرف همانند تیر. تیراندازها را ندیده ای که هنگام پرتاب تیر چه آرامشی دارند و چه
بزازها دائم قیچی را تیزمیکنندچرا؟ چون به پارچه خورده است و پارچه نرم است و نرمی پارچه آن را کند میکند. یادت باشد بعضی ها مثل قیچی هستند میخواهند تو را قیچی کنند جدا کنند.حال اگر با آنها نقش پارچه
تو برای عطر زدن به کسی نگاه نمیکنی.اصلا برایت مهم نیست دیگران عطر میزنند یا نه.خوب شدن هم مثل عطر زدن است.چکار داری دیگران خوب اند یا نه خوبی میکنند یا نه.این حرف و نصیحت خداست که میگوید:خود را باش.”علیکم
برف شب می آید روز آب میشود. حرف های مردم هم مثل برف است روی آن حساب باز نکن. امروز چیزی میگویند فردا چیزی دیگر. اگر روی سرسره چیزی گیر کرد روی زبان مردم هم حرف گیر میکند. این است
وقتی انسانها از یکدیگر دور میشوند و فاصله میگیرند در حقیقت طومار خیرات و برکات را بسته و در هم میپیچند. ابرها را ندیده ای؟ وقتی که از هم جدا میشوند آیا میتوانند ببارند؟ تکه های زغال را ندیده ای
قوطی شانسی در ظاهر نشان نمیدهد که پر است یا پوچ.به همین خاطر بچه ها آن را بر میدارند کنار گوش میگذارند و حرکت میدهند واز جنس صدای آن متوجه میشوند که پوچ است یا پر. آدم ها هم درست
پیچ ها معمولا این طورند که هر چه به سمت راست بپیچند محکم و محکمتر میشوند و هر چه به چپ بپیچند سست و سست تر میشوند و آخرش هم می افتند. انسان هم همین طور است.هر چه به سمت
انسان اگر از جانش از مالش و از آبرو و اعتبار و دانشش برای دیگران مایه بگذارد هیچ ضرر نمیکند هیچ از دست نمیدهد و هرگز خالی و تهی نمیشود. یک نگاه به بالای سر خود بینداز و خورشید را
روزی مرد جوانی با خود می گفت:((این زمین مال من است…))((این خانه ی من…))و… چون پیر فرزانه ای چنین جملات را شنید خندید و گفت:((این بسیار احمقانه است!تو خود هم از آن خود نیستی!)) نکته:شما واقعا مالک چیزی نیستید بلکه
توخود هم ازآن خود نیستی ادامه مطلب
دو طرف پایین یک گنبد را ببین! ببین چقدر از هم دورند و فاصله دارند اما همین که بالا رفته و به راس گنبد نزدیک میشوند به یکدیگر نیز نزدیک تر میشوند. خداوند راس عالم است.آدم هایی که به او
گلاب را میخواهی بشناسی از بوی آن نشناس. گلاب را باید از طعم آن شناخت از تلخی آن باید شناخت.هر چه تلخ تر باشد خالص تر است. چون مولکول ها جمع اند و خیلی بو ندارند اما یک قاشق از
پادشاهی به داراالمجانینی رفت و در آنجا دیوانگان را تماشا میکرد.در میان آنها جوان خوش سیمایی را یافت که به هیچ وجه علائم جنون در وی مشهود نبود.پادشاه از وی سؤالاتی کرد و جوابهای مناسب شنید.دیوانه به پادشاه گفت:((حالا من
کسی که دندانش درد میکند اگر تنها روی درد دندان خود تمرکز کند بی شک درد او بیشتر و بیشتر احساس میشود.حال اگر در همان حال فکرش را بر امور دیگری متمرکز سازد بی شک یا درد را فراموش میکند
شاید تا به حال دست کم یک بار هیزم ها را آتش زده باشی ودیده باشی که در ابتدا چه دودی به پا میکنند.و هم دیده ای که هر چه دود بیشتر باشد روشنایی و نور بیشتری هم به دنبال
خارپشتی از یک مار تقاضا کرد که بگذارد در لانه ی او ماوا گزیند.مار پذیرفت و او را به لانه ی تنگ و کوچکش راه داد.چون لانه ی مار کوچک بودخارهای تیز خارپشت به بدن مار فرو میرفت و او
گل را از هر طرف ببینی گل است. شمع را از هر طرف نگاه کنی شمع است. پیامبر(ص)شمع جمع آفرینش بود گل سرسبد کائنات بود. یعنی هر طرف که نگاه میکردی همانی بود که بود. یعنی ظاهرش باطنش و آشکار
شما وقتی میخواهی یک جایی را جارو کنی از کجا شروع میکنی؟ از پیش پای خود یا چند قدم آن طرف تر؟ یادمان باشد صفات و اوصاف نادرست ما زباله های زندگی اند و باید جارو شوند. و البته هر
یک چراغ چقدر نور دارد؟چلچراغ چقدر؟ هر آدمی مثل چراغ میماند و طبیعتا اگر از عقل دیگران استفاده کند و بهره ببرد چلچراغ میشود. و نور و تابش بیشتری خواهد داشت و پیرامون خود را بیشتر و بهتر میبیند. به
آب دریا تلخ است اما وقتی حرکت کند بخار شود بالا برود و ابر شود و فرو بارد بارانی شیرین می شود.کسانی که زندگی ساکن بی حرکت بی تلاش و بی جنب و جوشی دارند از زندگی شیرین برخوردار نخواهند
زنبور عسل را ببین!همین که نیش میزند کارش تمام است و میمیرد. ماآدم ها هم همین طوریم اگر به دیگران نیش بزنیم زخم زبان بزنیم آنها را آزرده خاطر کنیم میمیریم اخلاقمان میمیرد احساساتمان و عواطفمان از بین میرود. این