داستان ها و حکمت ها

هدیه

هدیه

فردای آن روز کریسمس بود، و هر سه با اتوموبیل عازم پایگاه سفینه بودند. اما پدر و مادر در ناراحتی و اضطراب خاصی قرار داشتند. این اولین بار یبود که پسرشان سفر فضایی، آن هم با سفینه، داشت. آن دو […]

هدیه ادامه مطلب

مأنوس نمودن فرزندان به مسجد و دقت در گفتار پيامبر

مأنوس نمودن فرزندان به مسجد و دقت در گفتار پیامبر

روزى حضرت زهرا علیهاالسلام به فرزندش حسن که هفت ساله بود مى‏فرمود: «به مسجد برو، آنچه را از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیدى فراگیر و نزد من بیا و براى من بازگو کن». حسن همین کار را کرد

مأنوس نمودن فرزندان به مسجد و دقت در گفتار پیامبر ادامه مطلب

فقط يك قلُپ

فقط یک قلُپ

 آب نهر خیلی بالا آمده بود. خاله لیلا تندتند رخت‌ها را می‎شست و توی لگن بزرگی می‎انداخت. مادر بزرگ که از شدت گرما صورتش گل انداخته بود گفت: به‎به زیر آفتاب داغ این آب خنک و تمیز زلال‌تر از اشک

فقط یک قلُپ ادامه مطلب

شروع تربيت قبل از تولد

شروع تربیت قبل از تولد

 ملامحمدتقی مجلسی از علمای بزرگ اسلام است. وی در تربیت فرزندش اهتمام فراوان داشت و نسبت به حرام و حلال، دقت فراوان نشان میداد تا مبادا گوشت و پوست فرزندش با مال حرام رشد کند. محمدباقر، فرزند ملامحمدتقی، کمی بازیگوش

شروع تربیت قبل از تولد ادامه مطلب

رضايت مادر

رضایت مادر

مرحوم شیخ مفید، به نقل از امام جعفر صادق صلوات اللّه علیه حکایت نماید: روزی به رسول گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله ، خبر دادند که فلان جوان مسلمان ، مدّتی است در سکرات مرگ و جان دادن

رضایت مادر ادامه مطلب

افسردگي

افسردگی

مردی به دکتر رابرت شولر ، نویسند? مشهور ،تلفن کرد و گفت : «دیگر تمام شد . من به آخر خط رسیده ام . تمام پولم از دست رفت . همه چیزم را از دست دادم .» دکتر شولر پرسید

افسردگی ادامه مطلب

ناآگاهي

ناآگاهی

شهر نشینی وارد روستا شد  و اسبی زیبا دید . تصمیم گرفت که اسب را داشته باشد . با روستایی چانه زد و بالاخره اسب را خرید . شهرنشین روی اسب پرید  و گفت : « هی ! بزن بریم

ناآگاهی ادامه مطلب

سخن آخر

سخن آخر

اشد تا روزی بیشتر از اینها بدانیم ، و چیزهایی بخوانیم و بنویسیم که پس از خواندن ونوشتن آنها این احساس در ما بیدار شود که « انسان تر » و « عاشق تر » شده ایم . فراموش نکنیم

سخن آخر ادامه مطلب

به بالا بروید