دوره Home
آزادی
ترکیه ، الگوی آزادی بیان
حجاب پوشش، روابط اجتماعی، یک امر شخصی است. چرا باید باری انها قانون بگذارند؟
حجاب اجباری را از کجا آوردین؟
زن ، زندگی ، آزادی
دشمن شناسی
آمریکا ، رویای خیریه ها
انتخاب اجباری، چرا؟
پول بهتر است یا خدمت؟
تمدن هوشمند
تهدید نظامی جدی برای ایران
جشن ملی در ایران و جهان
حق با معاویه بود
رئیس جمهور محبوب آمریکا
سربازی اجباری برای دخترها
فرهنگ اعتراض در جهان و ایران
قدرت حکومت با شایعه
مراتب حماقت
هوش استثنایی مردم آمریکا
دین شناسی
آخرین نصحیت پیامبر
اخلاص موذن زاده اردبیلی
برزگترین مشکل شیطان
بزرگترین ثمر اخلاص
دل می خواهد تو هم عزتمند شوی
راه رمز ماندگار شدن
مردم راضی نمی شوند
معیارهای دینداری چیست
مهمترین مولفه مکتب سلیمانی
نصحیت شیخعلی علی نخودکی
واجب ترین واجب ها
یک سوال از جهنمیان بپرسید
زن و فرزندآوری
آزادی بدون توقف
یک الگوی جذاب
یک تصویر واقعی
شهدا
اعتراض به شهادت
این داستان حقیقی است
بالاترنی خوبیها
شهید حججی
عشق به شهادت
1 of 2

شهید حججی

متن

شهید حججی

حجت الاسلام راجی

زمان کلیپ: 1:41

خیلی از شهدا فکر و ذکرشان همین شهادت بود، حججی عشق عجیبی به شهادت داشت در گزینش سپاه به او گفتند: برای چه می خواهی بیایی سپاه او گفت آخـر نگاه کردم دیدم سـریع ترین جایی که من را به شـهادت می رساند همین سپاه است. دوستش می گوید در داخل تانک نشسته بودیم محسن داشت قرآن می خواند، من هم نشسته بودم یک دفعه از دروبین تانک دیدم، یک گرد و خاک عجیبی جلوی ما بلند شد پریدیم از تانک پایین از چیزی که می دیدم زهره ترک شده بودم ، یکدونه خمپاره خورده بود کناره تانک اما عمل نکرده بود. میگه یک نفس راحت کشیدم مسحن رفت جلو گفت: تو هم ما را لایق ندونستی که منفجر بشی، یکی دیگر از دوست های محسن می گوید: یک روز آمدم سربه سرش بگذاریم یک نقشه ای کشیدیم، سه نفر آمدیم توی سنگر خودمان را ناراحت گرفته بودیم محسن آمد جلو گفت چی شده، گفتیم محسن خواب دیدیم هر سه تامون شهید شدیم اما تو شهید نشدی تا این جمله را گفتم شروع کرد به گریه کردن و داد می زد حالا مگر می توانستیم آرومش کنیم هر چه می گفتیم محسن به خدا شوخی کردیم، افتاده بود به دست و پامون می گفت تو را به خدا نگذارید بعد از سوریه من زنده بمانم، نکند یک بار جنگ تمام بشود و من زنده مانده باشم.

درس Content
به بالا بروید