Course Home
1.یک گفتوگوی ساده در خواستگاری
2.یک برنامه واقع بینانه و عقلانی برای زندگی بهتر
3.وظیفه مهم مادران در تربیت فرزدان
4.هفت سال خیانت از روی محبت
5.هر چیزی به وقتش
6.نگاهی تازه به استغفار
7.مهمترین نکته برای داشتن یک زندگی خوب
8.مژده شما همین الان
9.مچ گیری ممنوع
10.مامان خودت باش
11.کلیدی ترین عامل در تربیت فرزند
12.قدر ت و شکوه زن
13.فقط برای تو
14.فرزندان ما دانشمند و هنرمند میشوند فقط با یک کار ساده
15.عقب مانده های ایمانی
16.ضرورت بیان کاربرد های دینی
17.صفتی که پای همه بدی های ماست
18.سرزنش ممنوع
19.زندگی پروژه ای
20.راهی برای نرم کردن شوهر
21.راه حل از بین بردن حسادت
22.دل نازک تر از مادر
23.دخترم بی حجابه چه کنم
24.خوبی های پنهان
25.خطا های خانواده های ولایی
26.چه کسی یار واقعی امام زمان است
27.چه بازی هایی برای بچه ها مناسب تر است
28.چگونه یک نماز خوب بخوانیم
29.چگونه از شر شهوت جنسی خلاص بشوم
30.چقدر زنده ای
31.چرا برای امام زمان دعا میکنیم در حالی که به دعای ما احتیاجی ندارد
32.چرا بچه های خوب بد میشوند
33.چرا بچه ام نماز نمی خونه
34.چای قند پهلو
35.تفاوت های روانشناختی های زن و مرد
36.بهترین پاسخ به پرتکرار ترین سوال جوانان
37.برای چه هدفی آفریده شده ایم
38.بچه ها را به این تربیت ضعیف وابسته نکنید
39.باید بهشون بگی
40.با کلاس تر از غربی ها
1 of 2

22.دل نازک تر از مادر

متن

بسم الله الرحمن الرحیم

کارشناس: استاد پناهیان

عنوان: دل نازک تر از مادر

مامان‌ها خیلی زود دلشان می‌شکند. اینها جلوه‌های خدا هستند؛ تازه خیلی محکم‌تر از خدا هستند. خدا که اصلاً در دل‌نازکی «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ»؛ اینقدر دل‌نازک است!

مثلاً شما نود و نه درصد یک کاری را به خاطر خدا انجام دادی، یک درصدش را به خاطر دل همسایه. می‌فرماید من نمی‌خواهم. دیگر به درد نمی‌خورد، قبول نمی‌کنم. بابا آ خدا! ما نود و نه درصد خودمان را برای شما کشتیم! ایناها قلب ما ایناها! می‌فرماید نه دیگر خالص نیست من نمی‌خواهم. ای بابا! بابا خدایا شما هم که شدی شبیه مامان ما. ما این کیک را خریدیم گفتیم یا می‌بریم برای مامان‌مان، یا می‌بریم برای رفیق‌مان. رفیق‌مان نبود آوردیم برای شما. مامان ناراحت می‌شود. می‌گوید حالا یک دانه کیک برای من خریده نگاه کن. بابا مامان! اصلاً من برای شما خریدم. نه خودت گفتی. گفتی رفیقت هم در نظر داشتی. و الّا برای من بود شاید این‌جوری نمی‌خریدی. بابا! مامان کوتاه بیا. چقدر این مامان‌ها دلشان نازک است. مامان‌ها به خدا رفتند.

خدا خیلی دل‌نازک است. یک ذره حالت بد می‌شود، می‌فرماید ملائکۀ من! این می‌گوید خدا نیست. بابا به خدا این الآن معتقد است به شما خدایا! اصلاً شما چقدر دل‌نازکی می‌کنی؟ این الآن نماز خواند. نه دیگر ایناها نگاه کن حالش بد است. مگر من نیستم؟ مگر من حمایتش نمی‌کنم؟!

چند روز وحی نازل نشده بود. پیامبر اکرم (ص) هم وابسته به خدا، وابسته به لطف خدا. پیامبر هم دل‌نازک شده! می‌گویند رسول خدا ناراحت شد. که چه شد پس؟ آخ! خدا را می‌گویی؟ به‌هم ریخت. رسول من! تو ناراحت می‌شوی؟! من مگر، مگر من تا حالا دست تو را نگرفتم؟! «أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى»؛ تو یتیم بودی که تو را دستت را گرفت؟ حالا نشستی فکر می‌کنی من تو را ول کردم؟ تو کسی را نداشتی. تو این همه راهنمایی نشده بود برایت، من هدایتت کردم. «وَوَجَدَکَ عَائِلا فَأَغْنَی»؛ تو دست‌خالی بودی، من دستت را گرفتم.

من فکر می‌کنم پیامبر اکرم بلافاصله صدا زد خدایا من شاد هستم، من حالم خیلی خوب است، دیگر گله از من نکن، دیگر حالم بد نمی‌شود! صلح برقرار شد.

خدا اگر بخواهد با ما حرف بزند خیلی حرف‌ها دارد بزند. فکر می‌کنم خدا خیلی از ما گله‌مند است. خداوند متعال به شما چه می‌فرماید؟ چیزهایی که به شما می‌فرماید مهم‌تر است کلماتَش، معانی‌اش، از چیزهایی که به پیغمبرش گفت. اینجا می‌فرماید آیا من وحی به سمت تو نفرستادم؟ خب این خیلی خوب است. اما می‌دانی به ما چه می‌گوید خدا؟ یک حرفی می‌زند از یک جهتی قیمتی‌تر است. آن چیست؟ می‌فرماید من حسین به تو ندادم؟ این را نمی‌بینی؟ من به واسطۀ حسین به شما امنیت ندادم؟ من به واسطۀ حسین به شما برکت ندادم؟ من به واسطۀ حسین به شما عشق ندادم که یک عشقی را تجربه کنی میلیون‌ها بیت شعر برایش بگویند شاعران شما خسته نشوید؟ من حالا تو را رها می‌کنم؟ بعد تو نشستی حالت بد است؟ باید خیلی خدا را سپاس بگذاری به خاطر حسین‌اش.

خدا خیلی دل‌نازک است! یک ذره حالت بد می‌شود، می‌فرماید ملائکۀ من! این می‌گوید خدا نیست. بابا به خدا این الآن معتقد است به شما خدایا! اصلاً شما چقدر دل‌نازکی می‌کنی؟ این الآن نماز خواند. نه دیگر ایناها نگاه کن حالش بد است. مگر من نیستم؟ مگر من حمایتش نمی‌کنم؟!

Lesson Content
به بالا بروید