دوره Home
1.یک گفتوگوی ساده در خواستگاری
2.یک برنامه واقع بینانه و عقلانی برای زندگی بهتر
3.وظیفه مهم مادران در تربیت فرزدان
4.هفت سال خیانت از روی محبت
5.هر چیزی به وقتش
6.نگاهی تازه به استغفار
7.مهمترین نکته برای داشتن یک زندگی خوب
8.مژده شما همین الان
9.مچ گیری ممنوع
10.مامان خودت باش
11.کلیدی ترین عامل در تربیت فرزند
12.قدر ت و شکوه زن
13.فقط برای تو
14.فرزندان ما دانشمند و هنرمند میشوند فقط با یک کار ساده
15.عقب مانده های ایمانی
16.ضرورت بیان کاربرد های دینی
17.صفتی که پای همه بدی های ماست
18.سرزنش ممنوع
19.زندگی پروژه ای
20.راهی برای نرم کردن شوهر
21.راه حل از بین بردن حسادت
22.دل نازک تر از مادر
23.دخترم بی حجابه چه کنم
24.خوبی های پنهان
25.خطا های خانواده های ولایی
26.چه کسی یار واقعی امام زمان است
27.چه بازی هایی برای بچه ها مناسب تر است
28.چگونه یک نماز خوب بخوانیم
29.چگونه از شر شهوت جنسی خلاص بشوم
30.چقدر زنده ای
31.چرا برای امام زمان دعا میکنیم در حالی که به دعای ما احتیاجی ندارد
32.چرا بچه های خوب بد میشوند
33.چرا بچه ام نماز نمی خونه
34.چای قند پهلو
35.تفاوت های روانشناختی های زن و مرد
36.بهترین پاسخ به پرتکرار ترین سوال جوانان
37.برای چه هدفی آفریده شده ایم
38.بچه ها را به این تربیت ضعیف وابسته نکنید
39.باید بهشون بگی
40.با کلاس تر از غربی ها
1 of 2

38.بچه ها را به این تربیت ضعیف وابسته نکنید

متن

بسم الله الرحمن الرحیم

کارشناس: استاد پناهیان

عنوان: بچه ها را به این روش تربیتی ضعیف وابسته نکنید

می‌گویند کودک بعد از یک مدتی حدود مثلاً دیگر پنج شش سالگی به بعد تا هفت سالگی، در این سنین متوجه می‌شود که پدر و مادر منشأ قدرت نیستند، ابرقدرت نیستند؛ دنبال قدرت می‌گردد.

اگر کسی را خوب تربیت بکنند ضعفش تبدیل می‌شود به قوّت مگر در مقابل منشأ قدرت که پروردگار است، وابستگی او تبدیل می‌شود به استقلال مگر نسبت به منشأ قدرت که نمی‌شود نسبت به آن وابسته نبود و آن پروردگار عالم است.

منشأ قدرت

مثالی که من همیشه می‌زنم می‌گویم مثالی که در کتاب‌ها سر کلاس به ما می‌گفتند. مثلاً یک آواری بیفتد سر یک عروسکی که مال این بچه است. حالا آوار را ده تا جرثقیل باید بیایند بلند کنند. بچه واقعاً به پدرش می‌گوید این آوار را بردار تا آن عروسک من را بدهی. پدر می‌گوید نمی‌توانم بچه باور نمی‌کند، می‌گوید یعنی چی نمی‌توانی؟ تصوّر ذهنی بچه از پدر و مادر این است. او را ابرقدرت می‌داند.

خب بعد کم‌کم متوجه می‌شود مامان و بابا یک کارهایی را واقعاً نمی‌توانند انجام بدهند مثل اینکه اینها همچین ابرقدرت هم نیستند. بعد این نکته‌اش است، بچه پریشان می‌شود. و بعد اگر این انتقال قدرت به خوبی انجام بگیرد که ما تحلیل‌مان این است وقتی که نماز از هفت سالگی برای بچه لازم می‌شود این یک نوع تعلیم منشأ قدرت است به بچه. و به بچه حالی می‌شود که نماز بحث‌اش این نیست که تو میلَت باشد. نماز بحث‌اش این نیست که تو به تشخیصَت باشد. نماز را باید بخوانی! این حرف‌ها را نداریم ما.

بعد می‌بیند بابا و مامانی که در همۀ زمینه‌ها مهربان هستند سر نماز این‌طوری بایستند، متوجه منشأ قدرت می‌شود. خیلی بد بخواهم صحبت بکنم متوجه می‌شود که یکی هست زورش می‌رسد زور می‌گوید. به بابا و مامان هم زور گفته. اتفاقاً یکی از راه‌های اینکه بچه‌ها این قدرت الهی را باور بکنند این است که بابا و مامان به بچۀ‌شان بگویند خدا به ما هم زور گفته. ما هم عاشق خدا و نماز نیستیم، فکر نکن حالا ما هی بیست و چهار ساعته روزی سه مرتبه دلمان تنگ می‌شود برای خدا. من هم باید مثل سرباز بروم پا جفت بکنم و پا بکوبم در مقابل پروردگار عالم. این بچه از یک فشاری خلاص می‌کند، متوجه منشأ قدرت می‌کند.

دین چه‌کار می‌کند؟ دین یک برنامه‌ای دارد برای انسان، انسان را به اوج استقلال و قوّت و قدرت می‌رساند. و خدا از چه بدش می‌آید؟ از اینکه کسی به چیزی وابسته باشد. اگر بچه‌ات را به خدا وابسته نکنی متوجه منشأ قدرت خدا نکنی، بچه‌ات به هر چیزی، به هر پَشیزی وابسته خواهد شد. بچه‌ات ضعیف می‌شود، ذلیل می‌شود. می‌خواهی بچه‌ات ذلیل بشود؟

درس Content
به بالا بروید