
آخرين لحظات
پس از آنكه حضرت عباس عليه السلام به شهادت رسيد، امام حسين عليه السلام غريب و بى ياور شد، و ديگر هيچكس را نيافت كه از او يارى كند، صداى گريه و ندبه بانوان حرم و كودكان را مىشنيد، در اين هنگام فرياد زد: «هل من ذاب يذب عن حرم
4 مقاله

پس از آنكه حضرت عباس عليه السلام به شهادت رسيد، امام حسين عليه السلام غريب و بى ياور شد، و ديگر هيچكس را نيافت كه از او يارى كند، صداى گريه و ندبه بانوان حرم و كودكان را مىشنيد، در اين هنگام فرياد زد: «هل من ذاب يذب عن حرم

عصر عاشورا، پس از شهادت اصحاب و ياران، حضرت عباس عليه السلام تنهايي و بي كسي امام را نتوانست تحمل كند. محضر امام(ع) رسيد و رخصت ميدان رفتن و جانفشاني خواست و عرضه داشت : برادر جان! اجازه ميدان مي دهي؟ امام حسين(ع) گريه شديدي كردند و فرمودند: برادر! تو

خاندان حضرت عباس (ع): در سال 26 هجري قمري، حضرت عباس (ع) پايه عرصه گيتي نهاد. مادر گراميش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربيعه بن عامر كلبي و كنيه اش (ام البنين) بود. چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود، كه اميرالمومنين از برادرش عقيل، كه به

ازدواج دو ستاره بزرگان قريش به خواستگاري دختر رسول خدا(ص) آمدند، اما حضرت (ص) به تمامي آنها پاسخ منفي داد. انصار مدينه به علي (ع) گفتند: «گويي فاطمه (س) تنها براي توست.» حيدر كرار با چهره اي شرمگين به ديدار رسول خدا (ص) رفت و عرض كرد: «يا رسول الله