خدا داشت تماشايش مي‌کرد

خدا داشت تماشايش مي‌کرد

(1) آنقدر روي پا ايستاده بود براي نماز و آنقدر قنوت‌هاي شبش را طول داده بود که پاهايش متورّم شده بود، که خدا هم نگرانش بشود و برايش آيه بفرستد که اين قرآن را نازل نکرديم برايت که اينقدر خودت را به زحمت بياندازي: طه، ‌ما انزلنا عليک القرآن لتشقي.(طه/1و2)

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید